قدیما که رفتن به فیسبوک خیلی سخت بود، این وبو زدیم تا دورهم خوش باشیم...

الان دیگه با وجود تلگرام و واتساپ وَ وَ وَ...

خیلی وقته از یاد رفتیم :)

سونامی بلاگفا هم که...!

همینه رسم روزگار

*

خــب!!

حالا یه نظر بذارین که چی اضافه کنیم برا وبلاگ؟!

نظری؟ انتقادی؟ پیشنهادی؟ پذیرایــمـــ...

خودکفایی

مامانم تصمیم گرفته سوسیس و کالباس اورگانیک بخوریم،

 



 

واسه همین خودمون تو خونه گربه پرورش میدیم... :)))

منکه موندم :|

طب سنتی طوریه که

شما بری بگی من دست چپم رو تو تصادف از دست دادم، میگن این چهار تا دمنوش رو بخور یدونه دست نو جای قبلی در میاد!!! :|

 

تقاضا نامه

‏از تابستان عاجزانه تقاضا دارم،

همانطورکه زمستون بزرگواری کرد و ادای تابستون رودرآورد تابستون هم متانت به خرج بده یکم ادای زمستون رو در بیاره...

دِ والا آخه

کلید همیشگی

انقدر کلید خونرو گم کردم،

میرم پیش کلیدساز میگم همون همیشگی...

کوزت بچه

وقتي بچه بودم، يه بار مامانم كتكم زد منم اومدم تريپ فيلما لباسامو جمع كنم برم اومد ديد،

يه بارديگه كتكم زد كه چرا لباسای تاشده روبهم ريختی؟؟!!!!!

واقعیت علمی

 

تو زندگی مهمترین چیز اینه که :

 

” شلوارتو خوب بکشی بالا ”

 

چون به هر موفقیتی برسی میگن :

 

این همونی بود که نمیتونست شلوارشو بکشه بالااا

محضر در خواب

امروز با سر و صدای مامان بابام از خواب پریدم

 

رفتم بیرون میپرسم چی شده !

 

بابام میگه من دیشب خواب دیدم یه زن دیگه گرفتم

 

واسه مامانت تعریف کردم

 

اونم گیر داده باید همین الان بخوابی و طلاقش بدی :|

والا

میگم این “پاییــــــزم”  یه جور فیگور سرما رو گرفته

 

انگار ” زمســــتونه”

 

خب یه ذره خودتو جمع کن باوقار باش :|