سلام

به وبلاگ من خوش اومدین

 نظر یادتون نره

  قبلن یه متن گذاشته بودم  تو همون این پست ثابت ولی الان اونو دیگه بر میدارم  میخواستم کلا این پست رو پاک کنم ولی گفتم دوستان لطف کردن این همه نظر گذاشتن حیفه که پاکشون کنم

خیلی ممنون از کامنتای پر انرژیتون

 

 

 

 

 

 

شروع جدید

 

سلام خوبین


 

یه مدت بود کم پیدا بودم انشالله دوباره پر انرژی شروع میکنم تو چند روز آینده

ممنونم از دوستانی که تو این مدت زیاد بدون فعالیت  همراهم بودن

یک شهر...

 

يك شهر مرا ميخواهد و
يك من تو را!!!

 

 

اینهمه نرسیدن....

​

​

 

 

این‌ همه نرسیدن طبیعیه یا داریم راهو اشتباه میریم؟

 

 

روزی مرا خواهی شنید..

 

 

چیزی نخواهم گفت
باور کن
گاهی سکوت
آیینه ی داد است ...
روزی مرا خواهی شنید 
از دور
بغض ابتدای ترد فریاد است! 

علیرضا آذر

آدما...

 

 

 

آدما مسافرخونه بین راهی نیستن که هر وقت مسیرت افتاد بری کنارشون خستگی در کنی و هر وقت دلت

خواست مسیرت رو ادامه بدی و بری.

 

 

 

میترسم...

 

من از همواری

این خلق ناهموار میترسم....

 

زندگیم از وقتی...

 

میخوام دختری باشم که روزای بدتو بهتر میکنه  کسی که کاری کنه که بگی!!!

زندگیم از وقتی که دیدمت تغییر کرد.

 

من همانم...

 

من همانم که پسنید و پسنیده نشد
چشم من،چشم تو را دید ولی دیده نشد

هر که جز من بود ...

 

 

هر که جز من بود از دیدارمان مأیوس بود
همتم را رود اگر می‌داشت اقیانوس بود

رد شدی از بین ما دیوانگان و مدتی‌‌ست
بحثمان این است: آهو بود یا طاووس بود؟

خواب دیدم دستهایم خالی از گیسوی توست
خوب شد با عطر مویت پا شدم، کابوس بود

عطر گیسوی رهایی آمد و آزاد کرد
پادشاهی را که در زندان خود محبوس بود

هر زمان از عشق پرسیدند، گفتم: آه، عشق!
خاطرات بی‌شماری پشت این افسوس بود!

سجاد_سامانی

باور کن...

 

 

شب عطر تو را به کهکشان خواهد برد 
هر شی‌ء درخشان تنش خواهد مُرد
باور کن اگر پنجره را باز کنی 
با رویت تو ماه زمین خواهد خورد

لطفا مریضیاتونو نریزین تو رابطه ها...

 

 

 

واقعا ب طرفتون بی‌محلی میکنید ک بیشتر جذبتون بشه؟
آدم وارد رابطه میشه واسه همین‌توجه کردن‌ها!
لطفا مریضیاتونو نریزین تو رابطه ها!!!
باشد؟؟

تمام شهر...

 

تمام شهــ‍ـــر را باید بگردم
شعری که امروز از جیبم افتاده
دست هر کس بیفتد
دل تو را به دست می آورد ...

 

باجه تلفن....

 

 

 

این روزها،
هیچکس به اندازه‌ی یک باجه‌‌ے تلفن،
تنها نیست...!!

به جز تو...

 

 به جز تو...

با کسی قسمت نخواهم کرد خیابان گردی پاییزی ام را...

عشق نذری خدا بود...

 

مثل یک قطره ی باران که به دریا نرسید
عشق دیوار کجی شد، به ثریا نرسید

عشق پاییز بهارست که در وهله ی وصل
دیر کرده ست! کجا مانده? خدایا نرسید

زندگی دور تسلسل شده در چرخه ی عشق
بی سبب نیست که دیروز به فردا نرسید

عشق چون غوره ی ترشی ست که در کوزه ی صبر
آه، مسکر شده، این بار، به حلوا نرسید

عشق نذری خدا بود چه آشی پخته ست
که تهِ دیگِ همین آش به "ماها" نرسید

امین نعیم.
 

 

بعضی حرفا....

 

بعضی حرفا گفتنی نیست فهمیدنیه پس لطفا بفهم!!

چرا خوب به پایان نرسید...

 

 

گفته بودی که چرا خوب به پایان نرسید

 راستش زور منه خسته به طوفان نرسید....

کوچه بهشت...

 

 

تو یه کوچه پیدا نشده تویه بهشتی....

فکر از دست دادنت..

 

 

فکر از دست دادنت زده منو بی خواب کرده

دیدن عکسای تو دل منو بی تاب کرده

در به در شد آخرش دل بیچاره...

بذار تموم بشه...

 

 

سخته تو سختش نکن نیا شبا تو رویاهام

بذار تموم شه این شبام راحت برم به فرداهام...

من به بند تو اسیرم..

 

 

من به بند تو اسیرم تو ز من بی خبری

آفرین!! معرفت این است که زمن میگذری

منم همون آغوشی که...

 

منم من همون آغوشی که یه روزی خونت بود

من بودم آی دیوونه حیف یادت نمی مونه

 

چشمانم را میبندم....

 

 

چشمانم را میبندم
در رویاهایم غرقِ تو میشوم
و این تنها جایی است
ڪه هنوز از آن نرفته ای

عشق...

 

 

عشق مثه نماز خوندن میمونه،
وقتی نیت کردی دیگه دورُ وَرِتو نگاه نکن!