آیه 23 سوره الروم

وَمِنْ آيَاتِهِ مَنَامُكُمْ بِاللَّيْلِ وَالنَّهَارِ

وَابْتِغَاؤُكُمْ مِنْ فَضْلِهِ ۚ 

إِنَّ فِي ذَٰلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَسْمَعُونَ

و از نشانه‌هاى قدرت او خوابيدن شماست در شب و روز

و به طلب روزى برخاستن شماست.

در اين عبرتهايى است براى مردمى كه مى‌شنوند.

آیه 23 سوره الروم

___________

تاریخ ،حوادث را به زیبایی می نگارد

تاریخ، حوادث را به زیبایی می نگارد

               زمان می تواند رفتار را تغییر دهد

         و این اتفاق چه آسان در چند قدمی ما افتاد

              تاریخ، حوادث را به زیبایی می نگارد

       و ما چه راحت تاریخ را تجزیه و تحلیل می نماییم

               نگاه واقعی خود را از تاریخ ثبت کن

                      نگذار تاریخ تو را ثبت کند

                            فردا تاریخ ندارد

                    و این دیروز بود که تاریخ شد 

                        شاید هم حال باشد...


دل نوشته "زندگی ساختن را یاد گرفته ایم اما نه زندگی کردن را "

Today we have bigger houses and smaller families; more conveniences, but les s time

 ما امروزه خانه های بزرگتر اما خانواده های کوچکتر داریم؛ راحتی بیشتر

 اما زمان کمتر

   We have more degrees, but less common sense; more knowledge, but less judgment

 مدارک تحصیلی بالاتر اما درک عمومی پایین تر ؛ آگاهی بیشتر اما قدرت تشخیص کمتر داریم

   We have more experts, but more problems; more medicine, but less wellness

 متخصصان بیشتر اما مشکلات نیز بیشتر؛ داروهای بیشتر اما سلامتی کمتر                                         

 We spend too recklessly, laugh too little, drive too fast, get to angry too quickly, stay up too late, get up too tired, read too little, watch TV too often, and pray too seldom

 بدون ملاحظه ایام را می گذرانیم، خیلی کم می خندیم، خیلی تند رانندگی می کنیم، خیلی زود عصبانی می شویم، تا دیروقت بیدار می مانیم، خیلی خسته از خواب برمی خیزیم، خیلی کم مطالعه می کنیم، اغلب اوقات تلویزیون نگاه می کنیم و خیلی بندرت دعا می کنیم

 We have multiplied our possessions, but reduced our values. We talk too much, love too little and lie too often

 چندین برابر مایملک داریم اما ارزشهایمان کمتر شده است. خیلی زیاد صحبت                        

 می کنیم، به اندازه کافی دوست  نمی داریم و خیلی زیاد دروغ می گوییم                                

   We've learned how to make a living, but not a life; we've added years to life, not life to years

 زندگی ساختن را یاد گرفته ایم اما نه زندگی کردن را ؛ تنها به زندگی سالهای عمر را افزوده ایم و نه زندگی را به سالهای عمرمان

 We have taller buildings, but shorter tempers; wider freeways, but narrower viewpoints

 ما ساختمانهای بلندتر داریم اما طبع کوتاه تر، بزرگراه های پهن تر اما دیدگاه های باریکتر

 We spend more, but have less; we buy more, but enjoy it less

 بیشتر خرج می کنیم اما کمتر داریم، بیشتر می خریم اما کمتر لذت می بریم                               

   We've been all the way to the moon and back, but have trouble crossing the street to meet the new neighbor

 ما تا ماه رفته و برگشته ایم اما قادر نیستیم برای ملاقات همسایه جدیدمان از یک سوی خیابان به آن سو برویم

 We've conquered outer space, but not inner space. We've split the atom, but not our prejudice

 فضا بیرون را فتح کرده ایم اما نه فضا درون را، ما اتم را شکافته ایم اما نه تعصب خود را

 we write more, but learn less; plan more, but accomplish less

 بیشتر می نویسیم اما کمتر یاد می گیریم، بیشتر برنامه می ریزیم اما کمتر به انجام         می رسانیم              

 

   We've learned to rush, but not to wait; we have higher incomes, but lower morals

 عجله کردن را آموخته ایم و نه صبر کردن، درآمدهای بالاتری داریم اما اصول اخلاقی پایین تر

 We build more computers to hold more information, to produce more copies, but have less communication. We are long on quantity, but short on quality

 کامپیوترهای بیشتری می سازیم تا اطلاعات بیشتری نگهداری کنیم، تا رونوشت های بیشتری تولید کنیم، اما ارتباطات کمتری داریم. ما کمیت بیشتر اما کیفیت کمتری داریم

   These are the times of fast foods and slow digestion; tall men and short character; steep profits and shallow relationships

 اکنون زمان غذاهای آماده اما دیر هضم است، مردان بلند قامت اما شخصیت های پست، سودهای کلان اما روابط سطحی

 More leisure and less fun; more kinds of food, but less nutrition; two incomes, but more divorce; fancier houses, but broken homes

 فرصت بیشتر اما تفریح کمتر، تنوع غذای بیشتر اما تغذیه نا سالم تر؛ درآمد بیشتر اما طلاق بیشتر؛ منازل رویایی اما خا نواده های از هم پا شیده  

 

 That's why I propose, that as of today, you do not keep anything for a special occasion, because every day that you live is a special occasion

 بدین دلیل است که پیشنهاد می کنم از امروز شما هیچ چیز را برای موقعیتهای خاص نگذارید، 

زیرا هر روز زندگی یک موقعیت خاص است

 Search for knowledge, read more, sit on your front porch and admire the view without paying attention to your needs

 در جستجو دانش باشید، بیشتر بخوانید، در ایوان بنشینید و منظره را تحسین کنید بدون آنکه توجهی به نیازهایتان داشته باشید

   Spend more time with your family and friends, eat your favorite foods, and visit the places you love

 زمان بیشتری را با خانواده و دوستانتان بگذرانید، غذای مورد علاقه تان را بخورید و جاهایی را که دوست دارید ببینید

 Life is a chain of moment of enjoyment, not only about survival

 زندگی فقط حفظ بقاء نیست، بلکه زنجیره ای ازلحظه های لذتبخش است                                     

 Use your crystal goblets. Do not save your best perfume, and use it every time you feel you want it

 از جام کریستال خود استفاده کنید، بهترین عطرتان را برای روز 

 مبادا نگه ندارید و هر لحظه که دوست دارید از آن استفاده کنید

 Remove from your vocabulary phrases like "one of these days" and "someday". Let's write that letter we thought of writing "one of these days "

 عباراتی مانند "یکی از این روزها" و "روزی" را از فرهنگ لغت خود خارج کنید.. بیایید نامه ای را که قصد داشتیم "یکی از این روزها" بنویسیم همین امروز بنویسیم

 Let's tell our families and friends how much we love them. Do not delay anything that adds laughter and joy to your life

 بیایید به خانواده و دوستانمان بگوییم که چقدر آنها را دوست داریم. هیچ چیزی را که می تواند به خنده و شادی شما بیفزاید به تاُخیر نیندازید

 Every day, every hour, and every minute is special. And you don't know if it will be your last

 

هر روز، هر ساعت و هر دقیقه خاص است و شما 

 

 نمیدانید که شاید آن می تواند آخرین لحظه باشد

 

چگونگی تولد تمدن ها از دیدگاه توین بی  

چندي است كه در فضاي فرهنگي كشور بحث تأسيس تمدني جديد كه بر دو پايه اسلام و ايران قرار داشته باشد و در برابر تمدن غرب قرار گيرد، مطرح شده است. اين مبحث جالب و در عين حال بسيار دشوار مي‌نمايد و قبل از هر چيز محتاج اين است بدانيم تمدن‌هاي پيشين چگونه پا به عرصه گذاشتند و از چه راهي رفتند كه ما نيز از همان راه رويم تا به مطلوب خود برسيم. به همين منظور، در ادامه به اجمال نظر يكي از تمدن شناسان جهان را در اين خصوص بررسي مي‌كنيم.

براي تمام كساني كه به «تاريخ تمدن ها» علاقه دارند، بي شك نام آرنولد توين بي (Arnold Toynbee) نامي آشناست. او به سال 1889 م در لندن به دنيا آمد. و در سال 1975 م در سن 86 سالگي چشم از جهان فرو بست. مهمترين اثر وي كتاب «بررسي تاريخ» (A Study of history) است كه طي ده‌ها سال و در دوازده جلد به طبع رسيد.

واحد مطالعه تاريخي كه توين بي در اثر فوق و باقي آثارش براي خود برگزيده است «تمدن» است. «او با توجه به تركيب ويژگي‌هاي مذهبي، جغرافيايي و تا حدودي مشخصه‌هاي سياسي «تمدن» را به عنوان شايسته‌ترين واحد مطالعات تاريخي معرفي مي‌كند.»

توين بي مي‌كوشد تا تعداد تمدن‌هاي تاريخ بشري را احصا كند به همين منظور «ابتدا بيست و يك و اندكي بعد بيست و شش گونه از اين تمدن‌هاي مرتبط و نامرتبط با يكديگر را مورد مطالعه قرار مي‌دهد: تمدن غرب، دو تمدن ارتدكسي در روسيه و خاور نزديك، تمدن ايراني، تمدن عربي، تمدن هندو، دو تمدن خاور دور، تمدن هلني، تمدن سرياني، تمدن هندي، تمدن چيني، تمدن مينوي، تمدن سومري، تمدن هيتي، تمدن بابلي، تمدن آندي، تمدن مكزيكي، تمدن يوكاتك، تمدن مايايي، تمدن مصري به اضافه پنج تمدن ديگر، مثل تمدن‌هاي پلي نزي، اسكيمو، نماديك، عثماني و اسپارت كه تحرك و پويايي خود را از دست دادند و از حركت بازماندند.»او آنگاه به مسئله چگونگي تولد تمدن‌ها پرداخته و سپس از مراحل رشد و نيز انحطاط و فروپاشي آنها سخن به ميان مي‌آورد.

توين بي پس از آن كه به كنكاش و جست‌وجوي علت تكوين تمدن‌ها بر مي‌آيد و مي‌كوشد علت زايش تمدن‌ها را باز شناسد به اين نتيجه مي‌رسد كه: « يك عامل ساده نمي‌تواند علت تكوين يا پيدايش تمدن باشد، بلكه عوامل متعددي در تكوين تمدن دخالت دارد؛ اين عوامل، يك واحد مستقل نيستند بلكه مناسبات است. مي‌توانيم اين مناسبات را تأثير متقابل دو نيروي مادي – مثل تأثير بنزين و هوا در موتور ماشين بر يكديگر – فرض كنيم يا آن را، مقابل، ميان دو شخصيت بدانيم.»

در واقع از نظر توين بي يك نوع تضاد و كشاكش ميان دو نيرو است كه بستر ساز ايجاد تمدن مي‌شود. به عبارت ديگر توين بي عواملي كه پيدايش از آنها علت اصلي ايجاد تمدن فرض مي‌شد – مثل عامل نژادي يا جغرافيايي و... – را داراي چنين شأني نمي‌داند و معتقد است: «سير تكوين و پيدايش تمدن‌ها به عامل نژادي يا محيط جغرافيايي بستگي ندارد بلكه به تركيب ويژه‌اي از دو شرط زير وابسته است:

1- وجود اقليتي خلاق در جامعه

2- وجود محيطي نه چندان مساعد و مطلوب و نه چندان نامساعد و سخت.

جوامعي كه واجد چنين شرايطي بوده اند، در قالب تمدن بزرگ جلوه گر شده‌اند.»

در واقع او بر اين باور است كه اقليت خلاق يك جامعه –اعم از نخبگان علمي، فرهنگي، سياسي و... – در برابر انواع چالش‌هايي كه در برابر جامعه آن‌ها رخ مي‌دهد.- حال چه چالش‌هاي نظامي، چه چالش‌هاي اقتصادي و سياسي و چه باقي چالش‌ها – از خود واكنش نشان مي‌دهند و مي‌كوشند كه در برابر آن چالش‌ها از هستي و چيستي جامعه خود، دفاع كنند. همين كنش‌ها و واكنش ها سبب ايجاد يك تمدن مي‌شود.

البته بايد توجه داشت كه از نظر توين بي اين چالش‌ها كه در برابر تمدن رخ مي‌دهد نه بايد چندان سهمگين باشد كه به راحتي طومار تمدن را در هم پيچد و نه بايد چندان سست و سهل باشد كه قوه خلاقيت تمدن‌ها را به كار نيندازد.

به هر روي، آن چه در زايش تمدن‌ها – از ديد توين بي – اهميت زيادي دارد وجود اقليتي خلاق است؛ در واقع اين اقليت، در حكم موتور يك تمدن هستند كه بسته به قدرت و شتاب آنها، تمدن‌ها به پيش مي‌روند. وجود اين اقليت خلاق در نظر توين بي، تا حدي اهميت دارد كه وي به هنگام مطالعه علت فروپاشي تمدن‌ها نيز باز به سراغ همين عامل مي‌آيد و علت فروپاشي تمدن‌ها را در ضعف و فتور همين اقليت خلاق در انجام واكنش مناسب در برابر تهديداتي كه تمدن را به خطر مي‌اندازد، مي‌داند.

به هر روي اگر چه او در مورد مفهوم اقليت خلاق و نحوه به وجود آمدن و شيوه كار آن‌ها توضيحات مفصل و مبسوطي نمي‌دهد اما اهميتي كه وجود اقليت خلاق در يك تمدن دارد امري انكار ناپذير است و در شرايط كنوني نيز هر تمدني كه بخواهد شكل گيرد – و اگر عده‌اي بخواهند تمدن نوين اسلام و ايران را پي افكنند - چاره‌اي جز تربيت گروهي خلاق با افكاري ساختار شكن و گره گشا در همه حوزه‌ها، بويژه حوزه اقتصاد و علم، ندارند. بنابراين توجه به تربيت چنين گروه خلاقي كه البته به گفتمان تمدن اسلامي – ايراني كاملاً وفادار باشند، بايد در رأس برنامه‌هاي طرفداران ايجاد تمدن ايران و اسلام قرار بگيرد؛ كاري كه متأسفانه تاكنون به صورت عميق و علمي بدان پرداخته نشده است.

تربيت نيروهاي خلاق بايد از دوره دبستان، و حتي پيش از آن، به صورتي زيركانه و غير شعاري مورد توجه قرار بگيرد وگرنه با انجام كارهاي سطحي و شعاري آن هم براي نسلي كه سني از آنها گذشته، و فكر آنها به يك سري مفاهيم عادت كرده و خلاقيت خود را از دست داده، نمي‌توان انتظار ايجاد يك تمدن را داشت.

منبع : مقاله "  چگونگی تولد تمدن ها از دیدگاه توین بی  "  تهیه کننده :رضا مهریزی  -روزنامه ايران 9 آذر 1388

از کنار آن چه به قلب تو نزدیک است آسان مگذر،

   

     حرمت اعتبار خود را هرگز در میدان مقایسه خویش با دیگران مشکن

 که ما هر یک یگانه ایم، موجودی بی نظیر و بی تشابه.

  و

 آرمان های خویش را به مقیاس معیارهای دیگران بنیاد مکن،

تنها تو می دانی که « بهترین » در زندگانیت چگونه معنا می شود.

از کنار آن چه به قلب تو نزدیک است آسان مگذر،

 بر آن ها چنگ درانداز،

 آن چنان که در زندگی خویش و بی حضور آنان،

 زندگی مفهوم خود را از دست می دهد.

با دم زدن در هوای گذشته و نگرانی فرداهای نیامده،

 انگشتانت فرو لغزد و آسان هدر شود.

هر روز، همان روز را زندگی کن و بدین سان

 تمامی عمر را به کمال زیسته ای. 

و

هر گز امید از کف مده آنگاه که چیز دیگری برای دادن در کف داری

                   

                         همه چیز در همان لحظه ای به پایان می رسد،

 که قدم های تو باز می ایستد

و

هراسی به خود را مده،

از پذیرفتن این حقیقت که هنوز پله ای تا کمال فاصله باشد.

تنها پیوند میان ما، خط نازک همین فاصله است.

برخیز و بی هراس خطر کن،

در هر فرصتی بیاویز و هم بدینسان است که:

 به مفهوم  شجاعت دست خواهی یافت.

آن گاه که بگویی دیگر نخواهمش یافت،

 عشق را از زندگی خویش رانده ای

عشق چنان است که هر چه بیشتر ارزانی داری،

 سرشارتر شود

و هر گاه که آن را تنگ در مشت گیری،

 آسان تر از کف رود ،پروازش ده تا که پایدار بماند

                                            

                                             رؤیاهایت را فرومگذار

که بی آنان زندگانی را امیدی نیست

و بی امید، زندگی را آهنگی نباشد

از روزهایت شتابان گذر مکن

که در التهاب این شتاب

نه تنها نقطه سرآغاز خویش

که حتی سرمنزل مقصود را گم کنی

زندگی مسابقه نیست

زندگی یک سفر است

و تو آن مسافری باش

که در هر گامش

ترنم خوش لحظه ها جاریست.

                                                                               نانسی سیمس Nancye Sims


 

 

ایمان

 **روزی روزگاری اهالی یه دهکده تصمیم گرفتند

تا برای نزول باران دعا کنند, در روز موعود همه

مردم برای مراسم دعا در محلی جمع شدند و تنها

یك پسر بچه با خودش چتر آورده بود و

 

این یعنی ایمان.

**اي صميمى اي دوست
**گاه بيگاه لب پنجره
‎ ‎خاطره ام  مي آيي. اي قديمي اي خوب
 **تو مرا ياد كني يا نكني، من به يادت هستم.
 **آرزويم همه
‎ ‎سرسبزي توست.
 **دايم از خنده، لبانت لبريز
 **دامنت پر گل باد.

 

 

پاره آجر

 
روزي مردي ثروتمند در اتومبيل جديد و گران قيمت خود با  سرعت فراوان از خيابان كم رفت و آمدي مي گذشت.
 
ناگهان از بين دو اتومبيل پارك شده در كنار خيابان يك پسر بچه پاره آجري به سمت او پرتاب كرد.پاره آجر به اتومبيل او برخورد كرد .
مرد پايش را روي ترمز گذاشت و سريع پياده شد و ديد كه اتومبيلش صدمه زيادي ديده است. به طرف پسرك رفت تا او را به سختي تنبيه كند .
پسرك گريان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پياده رو، جايي كه برادر فلجش از روي صندلي چرخدار به زمين افتاده بود جلب كند.
 پسرک   گفت:"اينجا خيابان خلوتي است و به ندرت كسي از آن عبور مي كند. هر چه منتظر ايستادم و از رانندگان كمك خواستم كسي توجه نكرد. برادر بزرگم از روي صندلي چرخدارش به زمين  افتاده و من زور كافي براي بلند كردنش ندارم.
"براي اينكه شما را متوقف كتم ناچار شدم از اين پاره آجر استفاده كنم  ".
مرد متاثر شد و به فكر فرو رفت... برادر پسرك را روي صندلي اش نشاند، سوار ماشينش شد و به راه افتاد ...
  در زندگي چنان با سرعت حركت نكنيد كه ديگران مجبور شوند  براي جلب توجه شما پاره آجر به طرفتان پرتاب كنند!
 
خدا در روح ما زمزمه مي كند و با قلب ما حرف
 
 مي زند.
 
  اما بعضي اوقات زماني كه ما وقت نداريم گوش
 
كنيم، او مجبور  مي شود پاره آجري به سمت ما
 
پرتاب كند.

                                      

  اين انتخاب  خودمان است كه گوش كنيم يا نه!





از محبت خارها گل می شود

در امتحانات آخر ترم به همه سوالات بخوبي پاسخ مي دادم كه  به آخرين سوال رسيدم :

 

اسم كوچك خانم نظافتچي دانشكده چيست ؟

 

سوال به نظر م خنده دار مي آمد . در طول چهارسال گذشته من  چندين بار

اين خانم را ديده بودم .

ولي نام او چه بود ؟

 

كاغذ را تحويل دادم در حالي كه آخرين سوال امتحان بي جواب مانده بود ...

 

پيش از پايان جلسه يكي از دانشجويان پرسيد : استاد منظور شما از اين

سوال عجيب چيست ؟

 

استاد جواب دادند : در آينده شما افراد زيادي را خواهيد ديد. همه آنها

شايسته توجه شما هستند ،

آنها را بشناسيد و به آنها محبت كنيد ،حتي اگر اين محبت فقط يك لبخند و يك

سلام دادن ساده باشد.

شاد زندگی کنید

سلام دوستان عزیز

 

با کمی تاخیر و با قدری دلتنگی دوباره به دیدنتان آمدم اینبار با جملاتی از شیخ بهایی دیدار را تازه

می کنیم :

 

آدمی اگر پيامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نيست، زيرا :

 

اگر بسيار كار كند، می‌گويند احمق است !

 

اگر كم كار كند، می‌گويند تنبل است!

 

اگر بخشش كند، مي‌گويند افراط مي‌كند!

 

اگر جمعگرا باشد، می‌گويند بخيل است!

 

اگر ساكت و خاموش باشد می‌گويند لال است!!!

 

اگر زبان‌آوری كند، می‌گويند ورّاج و پرگوست ..!

 

اگر روزه برآرد و شب‌ها نماز بخواند می‌گويند رياكاراست!!!

 

و اگر نكند میگويند كافراست و بی‌دين .....!!!

 

لذا نبايد بر حمد و ثنای مردم اعتنا كرد

 

و جز ازخداوند نبايد ازكسی ترسيد.

 

پس آنچه باشید که دوست دارید.

 

شاد باشید ؛

 

مهم نیست که این شادی چگونه قضاوت شود.