تنهایی آرامش خدا
تنهايي ،آرامش،خدا
وازه تنهايي دربردارنده ي معاني فراواني ست.
گاهي آنقدر تنها مي شويم كه نمي توانيم مزه ي آرامشي كه در تنهايي ست را بچشيم وگاهي آنقدر مشغله ها به
سراغمان مي آيد كه ديگر يادمان ميرود كه كلمه اي هم هست كه از آرامش حرف بزند.
زندگي هر فرد دستخوش حوادث تلخ و شيرين است اما چه كسي ست كه در ميان اين همه مزه آرامش را هم
جاي دهد؟
چقدر خوب مي شد اگرمانند شب بوديم وآرامشمان را با همه تقسيم مي كرديم، در وجود شب حضوري تعبيه
شده كه كمتر انساني اين حضور را حس مي كند.
اين حضور سرچشمه همه ي آرامش هاست.
