صدام خسته تر از تلخ تنم بیزاره از من
چه روزا و چه شبها دارم بیهوده میرم
دارم بیهوده میرم نفس های تو سینم
دیگه عشق تو مرده دیگه خواب نمیبینم
برام فرقی نداره میبازم یا برندم
یه روز افسانه میشم با این قلب یه دندم
صدام خسته تر از تلخ تنم بیزاره از من
چه روزا و چه شبها دارم بیهوده میرم
دارم بیهوده میرم نفس های تو سینم
دیگه عشق تو مرده دیگه خواب نمیبینم
برام فرقی نداره میبازم یا برندم
یه روز افسانه میشم با این قلب یه دندم
مدعيان رفاقت ، هر کدام تا نقطه اي همراهند ...
عده اي تا مرز منفعت ...
عده اي تا مرز مال ...
عده اي تا مرز جان ...
عده اي تا مرز آبرو ...
و همگان تا مرز اين جهان ...
تنها تويي که همواره مي ماني ... !
رهـــــايم نـکن . . .
کودکی های شاد و خندان باز گرد!
درس های سال اول ساده بود.
آب را بابا به سارا داده بود.
درس پند آموز روباه و خروس
روبه مکار و دزد و چاپلوس
با وجود سوز و سرمای شدید
ریزعلی پیراهن از تن می درید!
تا درون نیمکت جا می شدیم
ما پر از تصمیم کبری می شدیم
کاش هرگز زنگ تفریحی نبود
جمع بودن بود و تفریقی نبود
کاش میشد باز کوچک میشدیم
لااقل یک روز کودک میشدیم!!!!

خودم هم قبول دارم کهنه شده ام...
آنقدر کهنه که میشود روی گرد و خاک تنم یادگاری نوشت!
همه نوشتند ورفتند در باورم نبود تو هم مینویسی و میروی!!
خـدایـا . . .
یـا خیـلی بـرگـردون عقب . .
یـابزن بره جـلـو . . .
ایـنـجـای زنـدگی دلـم گـرفته

بدهم از سردرِ همین وبــلاگ آویزانت کنن؟
که اگر خودش بفهمد
از نبود خودش خجالت می کشد
لمس کن کلماتی را که برایت مینویسم
تا بخوانی وبفهمی چقدر جایت خالیست....
تا بدانی نبودنت ازارم میدهد..
لمس کن نوشته هایی که لمس ناشدنیست
و عریان که از قلبم بر قلم و کاغذ می چکد
لمس کن گونهایم را که خیس اشک است و پر
شیار.....
لمس کن لحظه هایم را..............
تویی که میدانی من چگونه عاشقت هستم
لمس کن این با تو نبودن ها را لمس کن
مرسی با بت نظرای گرمتون![]()
اگه دوست داشتید برامون مطلب بفرستید
بیـــــــــا....
حالا که نیستم کنار یــــــادم بنشین ـــــــــــــــــــــ تا دلت میخواهد اذیتش کن...نترس نه قـــــــــــهر میکند نه چیزی میگوید
تنها در خیــــــــالت پرسه می زند...
آنقد پرســـــــه میزند تا جایش را پُـــــــــــر کنی!
چه هوایی ست این هوای تو
دلم را هوایی میکند
حتی وقتی که
دارم نفس را به هوای تو میکشمش
توسط /.الهام http://www.elham4116k.blogfa.com/
تنهاییم را
باکسی قسمت نخواهم کرد..
یکبار قسمت کردم
چند برابر شد..
دلم خ گرفتته خ تنهام نه یه رفیقی نه یه دوستی مردم از بس تنهام
ای دل پاره پاره ام دیدن اوست چاره ام اوست پناهوپشت من
پیشتر هم این نوشته را گذاشته بودم دوستانی که خوانده اند چشم پوشی کنند.
وکویر چشمهایت بی پایان است و
ندیمگانش چون ندیده های کوچک گریزان اند و ترسان....
آه!!!
من راهزن نیستم و به غارت مشک های چشمان دریاای ات نیامده ام،
من امیدم
دنباله ی پیامبران عشق،
آمده ام تا ستاره های اقبال صحرایی ات را برگردانم.
من سپیده ام طلوعی بی غروب،در انتظارتو........
آبشار: خودکشی آب از ارتفاع چند متری
فواره : التماس آب به آسمان
حباب: سراب معلق در هوا
سراب : آبی که مایه ی حیات نیست
شوره زار : آبی که نمک گیر شده
باتلاق: آبی که به گل نشسته
یخ: آبی که خشکش زده
برف: عروسی آسمان
باران: روضه خوانی آسمان در فراق خورشید
ابر: سجاده ی آسمان به هنگام ادای نماز باران
شب: سرنوشت روز
روز : رستاخیز شب
گلاب: وصیت گل
جزیره: خاکی که دل به آب داده
طلوع: اولین گام خورشید بر زمین
هفته: رنگین کمان روزها
جمعه: ختم هفته
ماه: وقتی یکی یکی جلو میره اسمش عوض میشه
سه تا سه تا که جلو میره رنگش هم عوض میشه
سال: واحد سن
قرن: با هر قدمش تاریخ عوض میشه
بهار: وقتی اشک برف ها در میاد
تابستان: یک ربع از سال گذشته
پاییز: سهل انگاری درختان در نگهداری از برگ درختان
زمستان : دوران سربازی درختان