آغوش
جذاب تریــــن جای دنیا آغوش توست
جایی میان بازوانــــت
روی قفسه سینه ات
مماس با قلبـــــت، همان قلبی که
صدایش تمام زندگی من است..
من هر روز عاشق ترت میشم
از خدا ممنونم که بهم رسیدیم و بازم از خدا میخوام هر روز عاشقتر بشیم و زندگیمون قشنگ تر از زروز قبل شه
ثانیه به ثانیه شروع میشوم
همسفر تمام راه های زندگیم
لحظه شماری برای بغل کردنت
عشق یعنی
برنامه ریزی برای یه نی نی
درست مثل همین باران..که بی سوال
فقط می بارد ....آرام ....شمرده شمرده ...فقط می بارد
چقد این دوست داشتن های بی دلیل خوب است

هر شب از پشت صفحه کوچک موبایل
در آغوشت میگیرم
و نمیدانی که
چه آرامشی است
همین آغوش خیالی

آغوش تو باشد و شانه هایت
دیگر چیزی نمیخواهم
به دنیا می گویم خدا حافظ…
من دنیایم را پیدا کردم !!!
دوس دارم ببرمت یه جای شلوغ
خیلی شلوغ ,
وایستم اون وسط نگات کنم!
بگم اینارو میبینی؟
بگی آره!
بگم تو هیاهوی همه این آدما
بازم من چشمام فقط دنبال تو میگرده ,
دلم برای تو تنگ میشه...
صداهاشونو می شنوی؟
بگی آره!
بگم تو اوج همین صداها دلم دنبال صدای تو میگرده..
بگم حالا چشماتو ببند ,
بگو چه حسی داری
بگی انگار گم شدم بین یه عالمه غریبه ,
بگم اگه نباشی گم میشم بین یه دنیا غریبه ...
یه پسرایی هستن که
صدای خنده هاشون تو خیابون نمیپیچهعاشقانه هایم تمامی ندارد وقتی “تـــو” بهترین اتفاق زندگیم هستی !
مدام دلم بهانه ات را می گیرد !
هی آرامش می کنم
اما ...
نه من آرام کردن بلدم
و نه او آرام شدن !.!.!.!
خیلی د ل ت ن گ ت م...
که در پس تلاطم موجهایش
صدای عشق نوازشگر لحظه هایم باشد...
" دلم تو میخواهد "
با لبخند یاسی ات....
که به یکباره مست میکند
تمام مرا...
دلم تویی میخواهد که سکوتم را معنی کند...

از تصادف جان سالم به در برد
و میگفت جانش را مدیونه ماشین مدل بالایش است
و خدا همچنان لبخند میزد
دختری سه ساله بود که پدرش آسمانی شد
دانشگاه که قبول شد، همه گفتند: با سهمیه قبول شده
ولی ... هیچوقت نفهمیدند
کلاس اول وقتی خواستند به او یاد بدهند که بنویسد بابا
یک هفته در تب سوخت...
کاش هممون ی ذره از احترامی رو از ک از بچگی یادمون دادن به شهید و خانوادش میذاشتیم .حداقل ب خاطر اینکه از خودش گذشت ...بخاطر اینکه از خانواده و همه دنیاش گذشت ...فقط به خاطر کشورش و اعتقادش ....کاری ک کمتر ادمی تو دنیای امروزمون میتونه انجام بده
وقــتــی مـهـربـانـیــﭟ از دور

خنده های تو
آرزوهای من اند
بخند
تا برآورده شوند

برای
با تــــــــــو بودن،
نه مهلت می خواهم...
و نه بهانه ای...
بودنت نیـــــاز مــــــن است...
و تو همیــــــــــــــشه در قلبـــم ماندگاری...!
مـــــرور می کنـم
خاطـــراتمـــان را
امــا مگـــر
کـپـــی برابـر اصـــل میشـــود
!
دلم تنگ شده برایت . . .
پيشاپيش سال 1392 خورشيدي برابر با سال 7035 ميترايي
اريايي و 3751 زرتشتي و 2572 شاهنشاهي را شاد باش ميگويم.
هرچند از هجرت 1392 سال ميگذرد ولي سرزمين اريايي من
5650 سال قبل از ان نوروز را جشن ميگرفت و 2348 سال پيش
از ان مردمان اين ديار خدايي را ستايش ميكردند و كوروش
1186 سال قبل از ان دوستي را در جهان گستراند.
آري پيشينه سرزمين من بسي بيشتر 1392 سال است.
نوروز پاسداشت عشق هاي کوچکي است که زنده مانده اند
و روز تعظيم در برابر عشق هاي
بزرگي که عظمت را کوچک مي دانند.
پس به تو در نوروز سلام مي کنم که بزرگترين عشق اين کوچکي .
بعضی وقتا سکوت میکنی
چون اینقدر رنجیدی که نمی خوای حرفی بزنی
بعضی وقتا سکوت میکنی
چون واقعآ حرفی واسه گفتن نداری
گاه سکوت یه اعتراضه ،
گاهی هم انتظار
اما بیشتر وقتا سکوت واسه اینه که
هیچ کلمه ای نمی تونه غمی رو که توو وجودت داری ، توصیف کنه
دوست دآشتنت چیزے نیست ڪہ بتوآטּ آטּ رآ درمیآטּ ڪلمآت گنجآند دوستت دآرم
دوست دآشتنت رآ نمےتوآטּ بر زبآטּ آورد
یآ در لآ به لآے ڪآغذہآ نوشت
دوست دآشتטּ تو فرآتر از وآژہ ہاست
فرآتر از وصف ڪردטּ
فقط درخآطرت بمآند
برآے ہمہ عمر
دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ است…
دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد …
دلم برای کسی تنگ است که با زیبایی کلا مش مرا در عشقش غرق می کند…
دلم برای کسی تنگ است که تنم آغوشش را می طلبد …
دلم برای کسی تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را می طلبد…
دلم برای کسی تنگ است که سرم شانه هایش را آرزو دارد…
دلم برای کسی تنگ است که گوشهایم شنیدن صدایش را حسرت می کشد …
دلم برای کسی تنگ است که چشمانم ، چشمانش را می طلبد …
دلم برای کسی تنگ است که مشامم به دنبال عطر تن اوست…
دلم برای کسی تنگ است که اشکهایم را دیده…
دلم برای کسی تنگ است که تنهاییم را چشیده…
دلم برای کسی تنگ است که سرنوشتش همانند من است
دلم برای کسی تنگ است ..................................
دلم تنگ است
اگر "تو" را امتحان میگرفتند،
بی شک من
رتبه اول میشدم...
بس که تکرار کردم
نامت را در مرور خاطرات!