صف، تدبیر ، سبد ، امید ، سکته ، سانتریفیوژ ، ترکمنچای
حسن روحانی در سایر برنامه های تبلیغاتی همچون سایر رقبایش درخشش خاصی نداشت اما به گفته کارشناسان رسانه ، این برنامه خبری سکوی پرتاب او به صدر رقابت ها شد تا جایی که ستاد تبلیغاتی اش برای معرفی او به مردم همین برنامه را ضبط و بین مردم پخش میکرد.
بگذریم آنچه که موجب شد علیرغم مشغله های فراوان چند هفته اخیرم (و با وجود آنکه آموزش دانشگاه مکرر تماس میگیرد و دانشجویان مدام پیامک میدهند که اوراق امتحانی را تصحیح کنم و تا کنون به دلیل ضیق فرصت صحیح نکرده ام) دست به قلم شوم مرور وقایع اخیر هسته ای کشور ، مکالمات حسن روحانی و ظریف با روسا و وزرای کشور های محارب ، صبحانه خوردن با نسوان دولت های به ظاهر دوست و به نهان دشمن و اخیرا سبد کذایی کالا و وقایع به وجود آمده در صفهای دریافت آن است که همچون گروهان جهاد گردان عاشورای پادگان آموزشی مالک اشتر در مخم رژه منظم میرود .یاد ایام سربازی بخیر.
خصوصا این گفته هاشمی رفسنجانی در اردیبهشت سال87 که مکرر در خرده فرمایشات خود دولت احمدی نژاد را به خاطر دادن یارانه مستقیم به مردم ، گداپرور می خواند است که مثل دریل در مغزم فرو می رود.
می خواهم بدانم :
1. سهم تدبیر در مکالمه تلفنی مستقیم حسن روحانی با اوباما آنهم در حدود یک ماه از سرکار آمدن روحانی چقدر است؟
مکالمه ای که آقای روحانی شرم داشت بگوید ما تماس گرفته ایم.البته برای کسانی که با سیاست سرکار دارند این دلیل این تعجیل در ارتباط برقرار کردن با کشوری که در طول سی و پنج سال بعد انقلاب با تدبیر و حمایت حضرت امام با او قطع ارتباط کرده ایم روشن است .یادمان باشد که حضرت امام تسخیر لانه جاسوسی و قطع ارتباط با آمریکا را انقلاب دوم نامید.
2.سهم امید در توافقنامه کذایی ژنو و پلمب دوباره تاسیساتی که با خون هزاران شهید رنگین شده بود و البته در اکسید کردن اورانیوم های غنی شده و صد البته در خدشه دار کردن استقلال کشورمان با دادن حق سرزده و سرخود برای سازمانهای جاسوسی غرب در بازدید از تاسیسات هسته ای چه مقدار است؟ خودم شاهد گریه و حسرت چندین نفر از هموطنانم بودم وقتی که تصاویر پلمب شدن از تلوزیون پخش می شد.
آیا امیدی برای کار علمی کردن در نخبگان می ماند وقتی که همه داشته های به خون رنگین شده مان را دو دستی تقدیم دشمنانمان کنیم؟
راستی حاصل تلاش شبانه روزی دانشمندان جوان کشورمان ، مقاومت سالیان مردم در مقابل سختی ها و تحریم ها ، محصول تدبیر ها و ارشادات بلند و بی بدیل رهبری معظم انقلاب را چند فروختیم؟ چهار میلیارد دلار در هشت قسط از پول خودمان ؟! چقدر زیاد یاد این آیه کلام الله در سوره یوسف می افتم:
وشروه بثمن بخس دراهم معدودة وكانوا فيه من الزاهدين
البته که حسن روحانی و اعوانش این غرور ملی را به ثمن بخس فروختند و به آن بی میل بودند.
راستی که برادران یوسف چه می دانستند که یوسف چه گوهر تابانی است.اگر به ثمن بخس نمیفروختند جای تعجب داشت.
سبد کالا هم بی ارتباط به مسله هسته ای نیست هدف دولت این بود که با دادن این سبد، به مردم بقبولاند که کشور با تدبیر اداره می شود و این تدبیر ناشی از مدیریت مذاکرات هسته ای و نتیجه توافقات ژنو است! که خیلی خوب بی تدبیری شان نمایان شد.
دو کشته در شب اول توزیع سبد که یکی از آنها به دلیل تعلق نگرفت سبد سکته کرده ، مبهم بودن ساز و کار شناسایی مشمولان ،مشخص نبودن نحوه توزیع و انتخاب فروشندگان که خود ناشی رانت برای عده ای میشود، تهیه کالا از اجناس نامرغوب خارجی به جای حمایت از تولید کالای با کیفیت داخل و ... هزاران سوال دیگر خود حاکی از کلید تدبیر و امید روحانی است.
راستی آقای روحانی که می گفت چرخیدن زندگی مردم اولویت دارد بر چرخیدن سانتریفیوژها اینچنین می خواهد چرخ زندگی مردم را بچرخاند؟
آیا همین حرف روحانی و این سبد کالای کذایی کافی نیست تا بعضی قضاوت کنند دادن سبد کالا در این شرایط به این خاطر بود که ذهن مردم را از توافقات ترکمنچای ژنو منحرف کنند؟تا هر طور می خواهند انر
زی هسته ای را بفروشند؟
هاشمی رفسنجانی کجاست تا بگوید کشور را نمی شود کمیته امدادی اداره کرد؟
کلیدی که روحانی مدعی تدبیر و امید ساز بودن آن بود کجاست که معضل سبد کالا را حل کند؟
امروز مشخص شد ریس اصلاح طلب شورای شهر تهران وزیر سابق خاتمی و هادی خانیکی از اعوان و انصار او جزو سبد بگیران و یارانه بگیران هستند چقدر تدبیر و امید...!
نه تنها نباید از تعلق نگرفتن سبد به خود ناراحت باشیم بلکه ای کاش هزاران سبد از من و ما می گرفتند اما تاسیسات هسته ای را پلمب نمی کردند.
بازخوانی سوالی از آقای لاریجانی
اگر شما استاد باشید و بخواهید به این جواب نمره بدید چه نمره ای میدید؟
سوال در مورد نمایندگان است نه مرتضوی و جواب هم باید راجع به تخلفات نمایندگان باشد نه تخلفات مرتضوی.
در ثانی مگر قانون تشدید ارتشا و اختلاس نمی گوید هر گونه تصاحب اموال و وجوه دولتی من غیر حق توسط خود و دیگری اختلاس است؟ و یا در مورد رشوه می گوید: "...هر یک از مامورین قوای سه گانه برای انجام دادن یا ندادن امری وجه یا سند مالی دریافت کند...در حکم مرتشی است"
آیا لازم نبود تا هیت کذایی رسیدگی به تخلفات نمایندگان موضوع را بررسی و پرونده را جهت تحقیق در اختیار قوه قضاییه بگذارد؟ و آیا لازم نبود قوه قضاییه آقایان را احضار کند و حداقل از آنها تحقیق کند که چرا این سند مالی را گرفته اند؟ راستی پرونده محمد جهرمی به کجا رسید چرا پرونده امیر منصور خسروی به این زودی حکم قطعی می گیرد اما پرونده آقای جهرمی همچنان در دادسرا است؟ پرونده مهدی هاشمی آقا زاده معروف چه شد؟ این بماند که پرونده رشوه دهنده ها به مهدی هاشمی در اوایل دهه هفتاد در سویس و نروژ حکم گرفت و محکوم شدند اما پرونده مهدی هاشمی پس از بیست سال و بعد از سه سال خوشگذرانی ایشان در لندن تازه در دادسرا در حال تحقیقات مقدماتی است.
از حق نگذریم شایداین پرونده ها به دلیل نفوذ متهمان در بین بعضی افراد ضعیف النفس در قوه قضاییه کند پیش می رود و یا با توجه به ناآگاهی عموم مردم ، نظام مصلحت های به حقی در رسیدگی به این پرونده ها داشته باشه اما این فرمایش حضرت امام رحمت الله علیه را به یاد بیاوریم که قوه قضاییه باید به داد کسانی برسد که نه زبان گفتن دارند و نه قلم نوشتن و نیز این فرمایش مقام معظم رهبری در پیام هشت ماده ای شان که فرمود در رسیدگی به مفاسد اقتصادی هیاهوی بعضی بلند می شود از این هیاهو ها نباید ترسید و قاطعانه باید رسیدگی کرد.
این را هم بگویم که پس از گذشت بیش از بیست سال و با بازداشت بابک زنجانی حالا می فهمیم که چرا آقای هاشمی در جریان انتخابات مجلس پنجم از ادامه ریاست نوربخش بر بانک مرکزی حمایت می کرد.
توافقنامه زنو یا قرارداد الحاقی ترکمنچای
هر کس کمی سواد حقوقی و اندکی زبان انگلیسی بداند که نه ، بلکه حتی اگر بیش از سواد خواندن و نوشتن نداند متوجه وادادگی آقایان در این توافقنامه می شود. خدا رحمت کند امیرکبیر را که برای اختلافی که با عثمانی داشتیم سه سال در سلیمانیه اقامت کرد و مدام مذاکره کرد تا ترکهای عثمانی را بر سر جاشان نشاند و سلیمانیه را جزو خاک ایران حفظ کرد. حال آقایان برای ده روز مذاکره بی محتوا با جماعت نسوان و لارجال اینقدر نوشابه برای خود باز می کنند.
این را هم نوشتم برای کسانی که از روی لطف خواستند وبلاگم را به روز کنم. بر همه شما دورد و برکات خدای جل و اعلی
ترم تابستانی
جواب سوال
اما اگر "شرایط عمومی پیمان" امضا نشده باید طرح دعوا کرد در دادگاه و الزام پیمانکار به اصلاح موضوع تعهد را خواست که دادگاه او را ملزم به اصلاح می کند و اگر پیمانکار انجام نداد خود کارفرما (شهرداری) انجام می دهد و از محل دارایی های شرکت تامین اعتبار می شود.
اگر اصلاح را خود پیمانکار انجام دهد پس از پایان کار وثیقه مسترد می شود اما اگر خودش انجام ندهد کارفرما می تواند جهت تامین اعتبار از محل وثیقه هزینه کند.
در هر صورت حکم جلب مدیران شرکت منتفی است چرا که موضوع فاقد وصف کیفری است.
کلاس جبرانی
از ساعت 8 تا 12 آیین دادرسی مدنی 2
از ساعت 13 تا 17 حقوق مدنی 2
دو گانگی در حقوق بین الملل

سوال اصلی اینکه مگر ما یک " اصل هفتم منشور سازمان ملل" بیشتر داریم که توسل به زور علیه حاکمان برخی کشور ها را مباح می کند و در برخی اصلا لازم نمی بیند که نه حتی یک بیانیه ساده که حتی وارد در قضیه شود؟ طرف سخنم با جامعه جهانی است (البته اگر فقط چند کشور غربی را مساوی با جامعه جهانی فرض کنیم) چطور به خود حق می دهند که با قطعنامه ای که خود تنظیم کرده اند و خود را هم مسول اجرای آن کرده اند در امور دیگر کشور ها دخالت که نه بلکه حمله کنند؟
یعنی مقنن خود و مجری خود و ناظر هم خود. یعنی شاکی خود و شاهد خود و قاضی هم خود. این اختیار وسیع و مطلق را چه کسی به اینها داده؟آقایانی که حکومت شخصی عالم و عادل و مدیر و مدبر به تشخیص و رای نمایندگان ملت(ولایت فقیه ) در چهاچوب قانون اساسی را برنمی تابند چرا در مورد این دیکتاتوری در حقوق بین الملل چیزی نمیگویند؟ روزنامه های زنجیره ای که منتظرند کوچک ترین نقیصه ای در کشور رخ دهد آن را در بوق کنند چرا در این رابطه تیتری نمی زنند؟ یا همین خانم شیرین عبادی حقوقدان طرفدار حقوق بشر صاحب جایزه صلح نوبل یا آن آقای طرفدار آزادی در عرصه فکر منطق در عرصه گفتار و قانون در عرصه عمل یا آن آقایی که خیلی به زندان کهریزک و ما فیها علاقه دارد.(البته این قلم نافی جنایات کهریزک نیست)
چرا کشته شدن جمعی مردم مسلمان میانمار را کسی از این آقایانی که خود را یک تنه جامعه جهانی میدانند نمی بیند و گوششان بدهکار نیست؟ راستی اگر همین مقدار از نهنگ های دریای سیاه یا ماهی های سواحل کالیفرنیا تلف شده بود همین کشورهای مثلا حامی حقوق بشر و محیط زیست در شورا امنیت علیه آن قطعنامه صادر نمی کرد؟ مردم سوریه چه؟ چرا باید با کمال افتخار اعلام کنند از لیبی و کشورهای آفریقایی مبارز آزاد ! وارد سوریه میکنند و آنها را کمک مالی و تسلیحاتی و اطلاعاتی می کنند تا حکومت مردمی اش سقوط کند اما در مورد مردم عربستان که از بسیاری از حقوق شهروندی محرومند و یا بحرین و میانمار سکوت اختیار می کنند که هیچ بلکه با سرکوبگران آنها پیاله بد مستی به هم می زنند؟ یاد سخن یکی از اساتید حقوق بین الملل دانشگاه علامه می افتم که می گفت نظام بین الملل نظام جنگل است.
سخنی با مهندس فرهنگ کشور
بهانه نوشتن این مطلب دیالوگی است در سریال "راه طولانی" که دختر خانواده می گوید مهمانی گرفته ام که دوستانم را دعوت کنم و پسر خانواده هم می گویید دوستان من هم دعوتند.ترویج پارتی های مختلط از صدا و سیمای ام القرای جهان اسلام!
هم اینکه در فیلم های ساخته شده و پخش شده از صدا و سیما هر چه نماز خوان و مذهبی نشان داده میشود عمدتا افراد بی سواد و ناموفق در زندگی اند و بر عکس در صحنه هایی که انسانهای موفق ،دکتر ، مهندس و... نشان داده می شود عمدتا حتی یک صحنه وجود ندارد که نماز خوان و مذهبی باشند. مگر در سریالهای مناسبتی ماه رمضان که آنهم آخرش به رمالی و جنگیری ختم می شود.
در یک دیالوگ از سریال طنز "پشت کوههای بلند" که زیرکانه تمسخر قومیت های کشور را دستمایه مخاطبسازی خود میکند این تنها دلقک است که نماز خوانده و روزه گرفته که اتفاقا او هم تحمل نمیکند و خامه عسل را تا ته میخورد.
این تنها دو نمونه از ترویج فرهنگ ضد دینی و لیبرال در صدا و سیماست که مصادیق متعدد آن همه روزه از زبان دلسوزان انقلاب بیان میشود و مسولان این نهاد به آن بی توجه اند.
سوال اینکه آیا اکنون اولویت فرهنگی کشور ما ترویج پارتی های مختلط است و یا اینکه همزمان با فداکاری نیروی انتظامی که غریبانه در خط مقدم برخورد با مانکن های سازماندهی شده رفته است به ترویج فرهنگ عفاف پرداختن؟ قطعا اطلاع دارید که عامل بسیاری از بد حجابی ها عدم اطلاع جوانان از مبنا و فواید حجاب است آیا تعداد ساخته های شما با این مضمون در سالهای اخیر به عدد انگشتان یک دست میرسد؟
حتما قبول دارید اثر یک فیلم خوب در این رابطه از ساعتها سخنرانی که دم دست ترین کار فرهنگی است بالاتر است.
راستی برای ترویج روح حماسه و فداکاری برای اسلام و وطن (و نه فقط وطن) چه کرده اید؟ آیا پخش کردن چند مصاحبه که اتفاقا آنهم دم دست ترین کار است کاری کرده اید؟
برای ترویج فرهنگ کار و قانون مداری و پرهیز از رشوه در کشور که اتفاقا در شهرداری آقای قالیباف بیداد میکند چه کاری کرده اید؟ آیا صرفا چند گزارش کافی است؟ یادم هست نیمه دهه هفتاد فیلمی با عنوان "مرد قانون" از صدا و سیما پخش میشد که قانون مداری و پرهیز از رشوه را مدح میکرد. شما چه کرده اید؟
مسئله اعتیاد که اخیر یکی از علما را به واکنش واداشته بود را چه کار کرده اید آیا در شناختن مضرات ان
فیلمی و یا حتی سخنرانی پخش کرده اید؟ "برنامه دهه شصتی "آیینه عبرت" الگوی خوبی برای شماست.
البته در مورد فرهنگ عفاف بر شما باید احسن گفت که توانسته اید سن روابط عاشقانه دختر و پسر را به سن بچه مدرسه ای ها تقلیل دهید.
اینان و چندین موضوع دیگر از جمله میاحث مهم فرهنگ کشورند که انتظار داشتیم شما آنها را مهندسی شده ترویج و تبلیغ کنید . برادر عزیز یادتان باشد ما فقط وفقط مقابل قهار جبار مسولیم که فرمود:
الذین یبلغون رسالات الله و یخشونه و لا یخشون احدا الا الله
جناب مهندس با سابقه انقلابی، برای موفقیت شما در تبلیغ رسالات الله توجه به چند پیشنهاد ضروری است:
اولا ساختن نیروهای متخصص در این عرصه که همطراز انقلاب اسلامی باشند، این موضوع با دانشکده صدا و سیما برآورده نمیشود بلکه باید با بکار گرفتن عناصری خدوم نظیر ابوالقاسم طالبی،شورجه،سلحشور و کاسه ساز ، چندین هزار کارگردان ، فیلمنامه نویس ، بازیگر ، گزارشگر ، مجری و ...تربیت کرد تا که فیلم ها و برنامه هایی که ساخته میشود با عمق تفکر و عشق انقلابی ساخته شود. با استفاده از کارگردان و بازیگرانی که تمام افتخارشان گرفتن جایزه صهیونیستی اسکار است و بعضا تا خرخره غرق در فساد هستند نمیشود مبلغ اسلام و انقلاب و ایران شد. بلکه عملا قدرت بلامنازع رسانه را که با پول چندین میلیون پا برهنه مستضعف مسلم اداره میشود را در اختیار دشمنان خون آشالم بشریت قرار داده ایم.
ثانیا با تهیه کردن طرح مهندسی فرهنگی و اولویت های فرهنگی کشور و البته جهان اسلام از برنامه هایی که با این محتوا و مضمون هستند حمایت بیشتری شود و هم اینکه از موازی کاری پرهیز شود
همچنان که امیر المومنین به مالک فرمود پست های حساس را به افرادی بده که خداترس و مورد اطمینان انقلاب و اسلام باشند نه کسانی که کمترین اعتقاد را به انقلاب دارند همچنان که در شمارش صندوق رای آن نهاد روشن شد.
كاهش ورودي پروندهها و رسيدگي با دقت به قضازدايي كمك ميكند
خبرگزاري فارس: يك كارشناس مسائل حقوقي گفت: بايد توجه كرد كه كاهش ورودي پروندهها و رسيدگي با دقت به آنها باعث ميشود تا به قضازدايي دست پيدا كنيم.

حسين اسماعيلي كارشناس مسائل حقوقي و وكيل دادگستري در گفتؤگو با خبرنگار قضايي فارس در رابطه با موضوع قضازدايي كه مد نظر روساي قبلي قوه قضاييه بوده و در قالب يك لايحه به مجلس ارسال شده گفت: طبق قانون اساسي رسيدگي به تظلمات شهروندان به عهده قوه قضاييه است.
وي ادامه داد: در واقع قوه قضاييه موظف است با توجه به قانون رسيدگي به پروندههاي قضايي مردم را در دستور كار خود قرار دهد و اين رسيدگي به گونهاي باشد كه مردم در كوتاهترين زمان ممكن به حقشان برسند.
وي تصريح كرد: البته اين به اين معنا نيست كه فقط و فقط تنها مرجع رسيدگي كننده به تظلمات مردم قوه قضاييه است بلكه هر دستگاهي ميتواند متناظر با مسووليت خود وظيفه رسيدگي به تظلمات شهروندان را به عهده بگيرد.
اين كارشناس مسائل حقوقي با اشاره به اين مطلب كه زماني كه احقاق حقوق مردم به واسطه افزايش پروندهها به كندي انجام ميشود باعث ميشود نوعي ياس در شهروندان ايجاد شود كه حقوقشان به درستي احقاق نشده است.
وي گفت: اين امر باعث ميشود تا شهروندان به جاي آنكه در كوتاهترين زمان و با كمترين هزينه به حقشان برسند در راهروهاي دادگاهها معطل بمانند و اين امر بار مضاعفي را به يك قوه تحميل كند.
حسين اسماعيلي با اشاره به اين مطلب كه در عرف بينالملل نهادهايي وجود دارند كه مشغوليت داوري مابين طرفين يك دعوا را به عهده ميگيرند گفت: اينگونه داوريها تشريفات گسترده و عريض و طويل دستگاه قضايي را ندارد و همين امر باعث ميشود طرفين درگيري با سرعت به حقشان برسند.
وي با اشاره به اين مطلب كه در قانون آئين دادرسي كيفري به موضوع داوري توجه ويژهاي شده است گفت: ترويج اين موضوع توسط قوه قضاييه ميتواند قضازدايي را در پي داشته باشد.