افسران به خط

مقام معظم رهبری در بازدید از دانشگاه افسری امام حسین(ع) و هم چنین در دیدار با نمایندگان مجلس خبرگان رهبری به واژه "جهادکبیر"  اشاره کرده و جان تازه ای به این بخش از ادبیات انقلابی ما بخشیدند. اصولاً در فرهنگ اسلامی، جهاد به نوعی تلاش پر مشقت برای دستیابی به هدف گفته می‌شود که دشوارترین نوع آن جهاد با نفس و همان جهاد اکبر است و نوع دیگر آن جهاد اصغر یا نبرد با دشمن در میدان کارزار می‌باشد که در قرآن با تعبیر قتال نیز از آن یاد شده است؛امّا در آیه 52 سوره فرقان به نوعی دیگر از جهاد تحت عنوان «جهاد کبیر» اشاره شده است که مفسران جنس آن را جهاد فرهنگی و علمی و اعتقادی بیان کرده‌اند  لذا جهاد کبیر مسئله ای فردی نبوده و بعد اجتماعی دارد و طبق آیه فوق مبنای اعتقادی جهاد کبیر اطاعت نکردن از  کافران است؛ به بیان دیگر  لازمه آماده شدن و موفقیت در میدان جهاد کبیر، پذیرش و باور قلبی ممنوعیت اطاعت از کافران است و این ممنوعیت باید در همه ی ابعاد زندگی ما تعریف شود؛در سبک زندگی،در رفتار و آداب اجتماعی و...

حال باید پرسید مجاهدان جهاد کبیر چه ویژگی هایی را باید مد نظر داشته باشند.

اخلاص در عمل و رفتار اولین ویژگی است که باید بدان اشاره کرد.بسیاری از اقدامات جهاد کبیر به چشم نمی آید و احدی از آنها باخبر نمی شود.رزمندگان جهاد کبیر غالباً در گمنامی ماموریت های محوله را به سرانجام میرسانند که همین امر، اجر و قرب آنها را جند برابر می نماید.

قدرت تبیین، روشنگری و عمق یابی اذهان فاکتور دیگری ست که باید با هدف تاثیرگذاری بر افکار عمومی در مجاهد جهاد کبیر بوضوح پدیدار گردد که در این راه می بایست با محتوا سازی در فضاهای حقیقی و مجازی و همچنین خلاقیت و ابتکار در ارائه آن مطالب و باز تعریف برخی از مفاهیم دینی اهتمام ورزید.

اصلاح رابطه خود با خدای متعال عنوان دیگری ست که باید مورد توجه قرار گیرد. توجه به نماز اول وقت و با حضور قلب،تلاوت قرآن کریم،توجه بیش از پیش به ادعیه وارد شده و توسل به امامان معصوم می تواند کمک شایانی در بهبود وضعیت معنوی و روحانی رزمنده جهاد کبیر بنماید.

از انجایی که دشمن با تشکیل جبهه ای وسیع و بکارگیری همه ابزارهای موجود و امکانات شیطانی در مسیر تحقق افکار پلید خود قدم بر میدارد بر مجاهدان جهاد کبیر فرض است با مجاهدت و تلاش شبانه روزی و تشکیل هسته های ایمانی و اخلاقی در جهت تربیت نیروی های مومن، انقلابی و صالح گام های مستحکم تری بردارند و مطمئن باشند که إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُركُم وَيُثَبِّت أَقدامَكُم.

و سرانجام آنکه عدم توجه صحیح به جهاد کبیر می تواند به توقف پیشرفت،از دست دادن فرصت های رشد و تعالی جامعه،ضعیف شدن در مقابل دشمن وتاراج سرمایه های ملّت منجر گردیده و راه نفوذ دشمنان قسم خورده ایران جهت ضربه زدن به نظام اسلامی روز به روز هموارتر شود.

یادمان نرود که امیر دلها فرمود: هرکس به وقت یاری رهبرش در خواب باشد؛زیر لگد دشمن بیدار می شود .

آغازی غم انگیز،پایانی باشکوه

انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری با حضور چشمگیر و خیره کننده مردم و طرفداران نظام اسلامی همراه شد.۸۵ درصد از واجدان شرایط با حضور در پای صندوق های رأی به همه دنیا فهماندند که مردم بعنوان اصلی ترین سرمایه این نظام محسوب می شوند.بعد از اتمام انتخابات زمانی که همگان از این حضور شادمان و خرسند بودند،ناگهان شعله هایی از آشوب و فتنه در تهران و برخی از شهرهای مهم کشور سربرآورد.دشمن موفق شده بود با کمک رسانه  و کمپانی های خبری خود و  با استفاده از ابزارهای جنگ روانی و تزریق پیاپی دروغ و شایعه به بدنه جامعه طیفی از جوانان و خواص را همراه سازد و گام به گام به اهداف از پیش تعیین شده خود نزدیک شود.در این میان دو تن از کاندیداهای مغلوب نیز با صدور بیانیه های متعدد و ادعاهای واهی مبنی بر تقلب در انتخابات و مطرح نمودن مسائل حاشیه ای و بی ربط نقش فزاینده ای در بروز آشوب های خیابانی ایفا نمودند که متاسفانه دود اقداماتشان به چشم مردم و بیت المال رفت. فتنه گران از هر مناسبتی بخصوص روز قدس،۱۳ آبان،۱۶ آذر جهت فشار به نظام اسلامی و تشدید آشوب ها بهره می بردند.حتی برای وخیم نشان دادن اوضاع به جهانیان دست به ترفند کشته سازی زده و در مراسم های ختم آنها شرکت نموده و بر سر قبرهای خالی اشک تمساح می ریختند در حالی که چند روز بعد متوفی با حاضر شدن در رسانه ملی زنده بودن خود را اعلام می نمود. نصحیت های مشفقانه و پدرانه سکاندار انقلاب مبنی بر خویشتن داری و پیگیری مطالبات از راه قانون هم نتوانست مانع ماجراجویی سران فتنه شود.

کار جاهلان فریب خورده به جایی کشید که خواستار نابودی نظام شدند،شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه سردادند،عکس امام را پاره کردند،خواهان جمهوری ایرانی شدند و سرانجام در کمال وقاحت و با سنگ پراکنی و جسارت به عزادران حسینی ، خیمه گاه هیات عزاداران را به آتش کشیده و بدین وسیله عمق کینه خود را نشان دادند.

مردم بصیر و فهیم ایران اسلامی که هشت ماه تهمت و ظلم سران فتنه و اعوان و انصارشان را به نظام اسلامی تحمل کردند، کاسه صبرشان لبریز شده وتنها دو روز پس از جسارت به ساحت اباعبداله الحسین (ع)به خیابانها آمده و با سردادن شعارهایی از اعماق دل، طومار آنها را در هم پیچیدند.

فتنه ۸۸ اگرچه در ابتدا باعث دلسردی برخی از یاران داخلی و خارجی انقلاب اسلامی شده و ضربات جبران ناپذیری به نظام اسلامی ما وارد گشته،اما در پایان با حضور میلیونی مردم و نمایاندن عمق بصیرت و پشتیبانی از ستون انقلاب یعنی ولایت فقیه در نهم دی ماه که منجر به افزایش اقتدار ملی گشت، پایان یافت و تجربه ای به تجربه های تاریخی ملت ایران افزوده شد.

به درستی که روز نهم دی روز پاسداشت از بصیرت انقلابی مردم شریف ایران و روز میثاق امت با امام نام گذاری شده است؛روزی که هیچگاه از حافظه تاریخی ملّت ایران و دشمنانش پاک نخواهد شد.  

آسیاب به نوبت...

۱- دولت فرانسه بیشترین کمک را به عراق فرستاد تا صدام حسین با آنها بتواند ایران اسلامی را مورد تهاجم بیشتری قرار دهد به طوری که در امارهای رسمی امده است فروش تسلیحات نظامى فرانسه به عراق به ۵/۶ میلیارد دلار رسید و ۴/۷ میلیارد دلار نیز در قالب قراردادهاى بازرگانى و غیرنظامى میان دو كشور منعقد شد كه دست كم هفت میلیارد دلار از مجموع این معاملات به صورت وام و اعتبارات بود. فرانسه نخستین جنگنده بمب افكن میراژ خود را بلافاصله پس از آزادى گروگان هاى امریكایى از ایران (در بهمن ۱۳۵۹ – ۱۹۸۰ ) به عراق فرستاد. كمى بعد، چهار فروند میراژ فرانسوى با هدایت خلبانان نیروى هوایى فرانسه وارد قبرس شدند و از آنجا توسط خلبانان عراقى به عراق منتقل شدند. پس از آن هم به تدریج میراژهاى فرانسوى در پى سفارش عراق به این كشور تحویل داده شدند. همچنین۱۳ دستگاه موشك انداز متحرك، علاوه بر سكوهاى ثابت به عراق تحویل داده شدند

۲- سایه شوم جنگ این بار در افغانستان خود نمایی می کرد.مردان و زنان افغان به همراه فرزندان خود از خانه و کاشانه خود رانده شدند و بی هدف به هرسویی که سرنوشت برای شان تعیین کرده بود،به راه افتادند. دولت فرانسه با اعزام نیروهای خود و کمک به گسترش جنگ خیانتی دیگر را مرتکب شد و با حدود ۸۰۰ کشته و زخمی هنوز افغانستان را ترک نکرده است. به بهانه مبارزه با تروریسم و خشنونت طلبی طالبان با هم پیمانان خود کشوری را اشغال کردند تا خوی استکباری و جنگ طلبی خود را ارضا نمایند غافل از آن که روزی خواهد آمد باید در خیابان های پاریس با خشونت طلبی و تروریسم مقابله کنند.
۳- از حضور فرانسه در عراق که ان هم به بهانه مبارزه با تروریس بوده، بگذریم به داستان حمایت بی چون و چرای دولت فرانسه از گروهک خودساخته و حیوان صفت داعش می رسیم.فرانسه هر چند به ظاهر با داعش مخالفت کرده است اما در عمل هیچ اقدامی دیده نشده است. از طرفی هم اتباع این کشور آزادانه به سوریه و عراق در حال رفت و امد هستند و نظارت جدی بر انها صورت نمی گیرد و مطلب دیگر آنکه عناصر داعشی در کشورهای غربی بخصوص فرانسه دوره های اموزشی خود را پشت سر می گذرانند.
۴- آنچه که در روزهای اخیر در خیابان های پاریس رخ داده است نتیجه اقدامات دولتمردان فرانسه در حمایت از تروریست و گروهک های افراطی ست. فرانسه سال هاست گروهک منافقین را که دستش به خون ۱۷۰۰۰ شهید ایرانی آلوده است، با حمایت بی چون و چرا در خود جای داده است.این حوادث همان مطلبی بود که مقام معظم رهبری در ۱۳ خرداد ۱۳۹۳ در دیدار  آقای شیخ صباح الاحمد الجابر الصباح امیر کویت و هیأت همراه پیش بینی کرده بودند و فرمودند:
"برخی کشورهای منطقه اکنون با کمک به گروههای تکفیری، از کشتار و جنایات آنها در سوریه و برخی کشورهای دیگر حمایت می کنند اما در آینده نه چندان دور، این گروهها بلای جان همان کشورهای حامی خواهند شد و در نهایت مجبور خواهند بود که با هزینه زیاد، آنها را از بین ببرند".
۵- با عنایت به گسترش روز افزون گرایش اروپا به دین اسلام، اسلام هراسی یکی از شیوه های کهنه ولی کارآمد غربیان است.در این میان وظیفه نخبگان جامعه،اندیشمندان دنیای اسلام و علمای بلاد جهت روشنگری و تبیین مسائل ضرورتی امکان ناپذیر است چراکه در صورت تعلل ماجراهای ۱۱ سپتامبر و داستان های بعدش تکرار خواهد شد.
۶- ما هیچگاه از اقدامات تروریستی حمایت نکرده و نخواهیم کرد چرا که ملت ایران خود زخم خورده ی تروریست است . حوادث روزهای اخیر فرانسه را محکوم خواهیم کرد اما چه کنیم که خود کرده را تدبیر نیست….

 

 

جرم مان چیست؟

۱.همه چیز از کودتای ۲۸ مرداد شروع شد.صدای پای گرگ از همان زمان بر فضای کشور طنین انداز گشت.آمریکایی ها دریافتند که ایران طعمه ای بسیار خوب برای اشتهای سیری ناپذیری آنهاست. با مدیریت مرموزانه خود بر حکومت پهلوی، کاری کردند که همه کشورهای منطقه و حاشیه نشین خلیج فارس حساب ویژه ای برای ایران قائل شوند و حتی در برخی از موارد از ایران بترسند. بر منابع عظیم مالی ، نیروی انسانی،معادن و … سیطره پیدا کردند و تا آنجایی که می توانستند از همین ثروت باد آورده در جهت پیش برد اهداف منطقه ای و جهانی خود بهره بردند.حکومت ایران بدلیل برخورداری از موقعیت ژئوپلتیک خاص بعنوان شریک استراتژیک، در بسیاری از موارد همراه و همدل رژیم ایالات متحده آمریکا به حساب می آمد و به همین دلیل در چشم دول غربی از جایگاه ویژه ای برخوردار شده بود.

۲٫پس از پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری بزرگ مرد تاریخ حضرت امام خمینی (ره) با حمایت خداپسندانه و همه جانبه ملت شریف و استقرار حکومت اسلامی،استعمارگران عرصه را بر خود تنگ دیده و از همان ابتدا بذر دشمنی و کینه جویی را در دل کاشتند.بلوکه کردن تمام دارایی ایران در خارج از کشور،پناه داده به محمدرضا شاه و عناصر فاسد دربار،حمایت بی چون و چرا از گروه های تجزیه طلب،سرنگونی هواپیمای مسافربری و به شهادت رساندن عده کثیری از هموطنان،تحمیل جنگ ۸ ساله،حمایت از گروهک منافقین برای ترور شخصیت های برجسته نظام،ایجاد اختلاف و تفرقه جهت ایجاد حاکمیت دوگانه،تحریم اقتصادی و …از جمله اقداماتی بود که رژیم ایالات متحده امریکا و هم پیمانانش برای ضربه زدن و سرنگونی حکومت اسلامی به آن ها متوسل شده و در این راه از هیچ تلاش و کوششی دریغ نکردند.

براستی چه عاملی باعث شده است کشور ایران و حکومت آن که مدت ها مورد حمایت جدی و پشتیبانی بی قید و شرط آمریکا بوده ، به یک باره به دشمن ترین دشمنان آن مبدل گشته است؟ما مرتکب چه جرمی شده ایم که دول غربی به خود اجازه می دهند با تکرار چنین رفتارهایی علیه ملت و دولت ایران اسلامی بطور آشکار ظلم نمایند؟ما جرم مان چیست؟

امام عظیم الشأن ما و رهبری معظم انقلاب بطور صریح به این سوال پاسخی در خور شأن داده اند.

امام خمینی (ره) فرمودند:ما جرم مان این است که با آمریکا مخالف هستیم.

مقام معظم رهبری هم مخالفت امریکا با ملت ایران را وجود دین اسلام دانستند و تاکید کردند:

همه هم بدانند که هدف دشمنان ما با ریختهای مختلف و قیافه‌گیری‌های مختلفی که از خودشان نشان میدهند – گاهی اخم میکنند، گاهی لبخند میزنند، گاهی اوقات وعده میدهند، گاهی تهدید میکنند – تسلّط بر کشور است. دشمن میخواهد برگردد به دوران سلطه‌ی بی‌قیدوشرط خود بر این کشور؛ چون اسلام با این برگشت بشدّت مخالف است و نیروی مقاوم در مقابل این توطئه‌ی دشمن «اسلام» است، با اسلام مخالفند. مخالفت دشمن با اسلام به‌خاطر این است که میدانند معارف اسلامی، احکام اسلامی در مقابل آنها سدّ مستحکمی درست کرده است. با ملّت ما مخالفند، چون ملّت در مقابل آنها مثل کوهی ایستاده است. با هرکسی در میان ملّت که در مقابل دشمن ایستادگی بیشتری داشته باشد، بیشتر مخالفند. با عناصر مؤمن بیشتر مخالفند، با سازمانها و نهادهای انقلابی بیشتر مخالفند، با عناصر حزب‌اللّهی بیشتر مخالفند؛ چون میدانند اینها سدهای محکم و مستحکم در مقابل نفوذ دشمنان هستند. دشمن دنبال سلطه‌گری است و همه‌ی تلاش دشمن برای این است که جلوی حرکت اسلامی نظام جمهوری اسلامی را که مایه‌ی پیشرفت و ترقّی و اوج این ملّت است بگیرد.(۱۴/۳/۹۴)

جرم ما این است که می خواهیم با تکیه بر خودمان و استعدادهای جوشان جوانان ایرانی در سایه سار دین مبین اسلام به ترقی و پیشرفت مادی و معنوی برسیم. ما جرم مان این است….

۳٫امروز دشمن شماره یک ما می خواهد با تلطیف فضای سیاسی و استمداد از برخی عناصر خودفروخته داخلی چهره زشت و کریه خود را بزک کند تا در لحظه مقرر خنجر را از پشت فرو نماید.دشمن به دنبال نفوذ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ست. در این میان نقش نخبگان، خواص، دانشجویان و فرهیختگان جهت تبیین اهداف شوم دشمن بیش از پیش نمایان شده است که می بایست عمارگونه به ایفای نقش خود بپردازند.

۱۳ آبان روز بزرگداشت مرگ بر آمریکا گرامی باد….

انتشار یافته در:

http://18dey.com/

http://www.basirnews.ir/

 

دختر، هدیه ای الهی...

۱٫ بعد ازشنیدن خبر بارداری‌اش ،همیشه به این فکر می‌کرد جنسیت بچه‌اش چیست و شوهرش از کدام جنسیت خوشش می‌آید؟ گاهی برای خود از زیبایی و شکوه دختر حرف می‌زد گاهی هم از هیبت و جلال پسر، روزهای زیادی را در همین افکار گذراند تا آنکه متوجه شد فرزندی در بطن او روزگار می‌گذراند، دختر است، بی‌صبرانه این خبر مسرت‌بخش را به گوش شوهرش رساند امّا… بی‌رغبتی شوهر و عبوس شدن چهره‌اش نشان می‌داد که او از این مسئله خوشحال نشده و به تبریکی خشک و خالی بسنده کرده است، با خود می‌گفت فرزند چه دختر و پسر چه فرقی با هم دارند هر دو نعمت الهی هستند که خدای متعال برای تداوم نسل بشر و تشکیل خانواده‌ها به پدر و مادرها ارزانی می‌دارد، شب و روز در پی آن بود که شوهرش را متوجه مطالبی در باب اهمیت دختر و دختر داری نماید.

۲٫ همه ما از احوالات و سرنوشت دختران بخت برگشته زمان جاهلیت مواردی شنیده‌ایم و مطالبی خوانده‌ایم، از زنده به گور کردن دختران تا ننگ و عار دانستن آنها … اما پیامبر عظیم‌الشان، بیشترین احترام و عزت را برای دخترش حضرت زهرا (س) قائل بود تا جایی که حتی در رفتارهای سیاسی آن حضرت نیز احترام به مقام دختر دیده می‌شود، پیامبر ما در روز مباهله با مسیحیان نجران دخترش حضرت زهرا را به همراه خود برد و نشان داد که می توان از دختر در امور اساسی و مهم نیز بهره جست، حضرت شعیب(ع) نیز با دخترانش رفتار مناسبی داشت و بر خلاف برخی از اعتقادات دیروز و حتی جامعه متمدن امروز با دخترانش در امور مختلف مشورت و نظراتشان را جویا می‌شد، اسلام و قرآن جایگاه زنان را در نظام آفرینش تثبیت کرد و زمینه های احترام و بزرگداشت مقام زن را فراهم آورد.

۳٫ امروز در دنیای غرب چه اتفاقی برای دختران افتاده است؟ از نا‌امنی، تبعیض در همه عرصه‌ها، بهره‌کشی‌های جسمی و جنسی و … تنها گوشه‌ای از مصائب دختران دنیای غرب است، نتایج نظرسنجی اندیشکده‌ها و موسسات منصف نشانی از کمترین توجه به مقام دختر در دنیای غرب نیست، روز به روز دختران غرب در راهی پا می‌گذارند که انتهای آن جز نگون‌بختی نیست، حال جالب آنجا است که برخی از روشنفکران غرب‌زده ایرانی تلاش دارند با استفاده از حربه تبلیغ و تلقین و تبدیل ضد ارزش به ارزش، برای دختران جامعه ما نسخه بپیچند و یاصطلاح خودشان، آنان را متمدن کنند، لعنت خدا بر کسانی که این پروژه ی شوم و خطر ناک را در جامعه ترویج می کنند و عامدانه فرهنگ منفور و ساقط شده غرب را بزک می کنند

۴٫ هیچ کس با حضور تعریف شده دختران در جامعه ی ما مخالف نیست. هیچ کس نمی تواند مانع حضور دختران در مناسبات اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی شود؛ اما حرف عاقلانه و قابل قبول آن است که این حضور توام با متانت ، شخصیت ، عفاف (پوشش ، گفتار ، رفتار) باشد . از طرفی هم حکومت و دولت موظف است بستر های لازم را برای حضور فعالانه ، آگاهانه و با مشارکت بالا در اجتماع را برای دختران و بانوان فراهم آورد. باید پذیرفت وضعیت امروز برای حضور دختران توانمند در سطح جامعه اندکی مایه نگرانی خانواده ها شده است، نگرانی هایی از جنس اختلاط های غیر ضرور با مردان، حقوق و دستمزد پایین به جهت کاهش هزینه های تولید و بالا رفتن میزان سود ،اشتغال فقط به جهت جذب مشتری با بکارگیری جذابیت های زنانه ،محیط کار ناسالم و غیر ایمن و… که این امر (نگرانی ها)می بایست با کار کارشناسی شده و اجرای برنامه ی مدون نسبت به رفع آن همت ورزید

۵٫ تعدادی از اهالی ری خدمت امام صادق(علیه السلام) رسیدند. حضرت فرمود: آفرین بر برادران قمی ما. گفتند: ما اهل ری هستیم (نه اهل قم). حضرت سخن خویش را تکرار فرمود و آنان چندین بار گفتند که ما اهل قم نیستیم و حضرت هم چندین بار فرمود که ای برادران قمی ما خوش آمدید. سپس حضرت فرمود:خداوند حرمی دارد که مکه است و رسول خدا حرمی دارد که مدینه است و برای امیرالمؤمنین حرمی دیگر است که کوفه است و برای ما اهل بیت حرمی دیگر است که آن شهر قم است و به زودی بانویی از اولاد من در آن دفن می‌شود که نامش فاطمه است. پس هر که او را زیارت کند بهشت بر وی واجب می‌شود.راوی می‌گوید این سخن امام صادق(ع) پیش از ولادت حضرت فاطمه معصومه بود.

سلام و درود خدا بر حضرت معصومه(س) سرور دختران عالم و درود بر همه دخترانی که ادامه دهنده مرام و منش ان بانوی بزرگوار هستند…

یادداشت مهمان:امام و فلسطین

یکی از اساسی‌ترین مسئله مورد توجه حضرت امام (ره) از ابتدای نهضت تا پایان عمر مبارکشان، مسئله فلسطین و دفاع از مردم مظلوم و ستمدیده آن و قدس شریف بوده است تا جایی که موضوع فلسطین را به مهم‌ترین مسئله جهان اسلام تبدیل کرد.

مسئله‌ای که می‌رفت رنگ و بوی اختلافات مذهبی یا نژادی و قومی به خود بگیرد با ژرف‌اندیشی و هوشمندی امام راحل، نه تنها به مسئله اول جهان اسلام بلکه آن را به عنوان نماد مقاومت و مظهر ایستادگی یک ملت مظلوم در برابر استکبار و شیاطین عالم تبدیل کرد.

امروز وقتی از فلسطین سخن به میان می‌آید نه تنها کانون توجه افکار عمومی و ملت‌های مسلمان سنی مذهب یا ملت‌های عربی و نه تنها افکار ملت‌های مسلمان جهان بلکه افکار عمومی همه ملت‌های آزاده دنیا به سمت آن معطوف می‌شود. دیگر کسی نمی‌تواند در درون فلسطین راهی را جز مقاومت در پیش گیرد که اگر چنین کند محکوم به شکست است. هیچ کس یا گروه یا دسته سیاسی و نظامی در فلسطین چه گروه‌های سازشگری همچون سازمان آزادی‌بخش فلسطین باشد و چه گروه‌های اسلامی و انقلابی همچون حماس و جهاد اسلامی حق ندارد به نمایندگی از ملت مظلوم فلسطین با دشمن غاصب و متکبر خود از در صلح و آشتی درآید و از حق مسلم مردم فلسطین بگذرد و یا کوتاه بیاید که اگر چنین کند از چشم مردم خود خواهد افتاد و مورد سرزنش و تحقیر افکار عمومی ملت‌ها قرار می‌گیرد.

به جای آن هر کس یا گروه و کشوری از هر قوم و نژاد و دین و مذهب بخواهد از آرمان‌های ملت فلسطین دفاع کند مورد حمایت ملت‌ها و افکار عمومی دنیا قرار می‌گیرد.

آری، دیگر دستگاه‌های سخن پراکنی صهیونیسم و استکبار قادر نیستند موضوع فلسطین به مسائلی همچون دعوا بر سر خاک، نژاد، قوم و مذهب خلاصه کند.

هرگز شیاطین عالم نخواهند توانست با راه‌اندازی جنگ‌های نیابتی و مذهبی در منطقه، ذهن ملت‌ها را از توجه به مسئله فلسطین دور و منحرف سازد.

وقتی امروز به شبکه عظیم و اختاپوسی صهیونیسم بین‌الملل که با پیوند شیطانی دولت‌های مستکبر غربی و آمریکا و حتی برخی از حکام خائن و مرتجع عربی و ترکی منطقه در هم تنیده است، نگاهی می‌اندازیم که چگونه با افکار شیطانی و پلید خود در صدد استثمار ملت‌ها و سلطه بر جهان و زیر ستم قرار دادن آنها و به بردگی کشاندن‌شان به شیوه‌ای مرموز و مدرن هستند، به عمق مسئله و دوراندیشی امام عظیم‌الشان‌مان پی می‌بریم.

در واقع مرز بین ایمان و کفر وصف‌آرایی حقیقی مظلومان و محرومان در مقابل شیاطین عالم با موضع‌گیری در قبال فلسطین روشن و آشکار می‌شود.

آری فلسطین مظهر مقاومت و ایستادگی در برابر شیاطین عالم است، مظهر دفاع از آزادی، عزت، شرف و حیثیت انسانی است و کلام آخر آنکه فلسطین پاره تن اسلام و همچنان به عنوان مسئله نخست جهان اسلام خواهد ماند.

« حق پیروز است بعون الله »

محمد علی آزادی کناری

اتوبان حاج محمود کریمی.....

ترور شخصیت همواره یکی از ترفندهای دشمنان اسلام بوده که سابقه آن به صدر  اسلام بر می گردد.بعنوان نمونه امام حسن مجتبی را مذل المومنین خواندند و چه داستانها که علیه آن امام همام نبافتند.بعد از انقلاب اسلامی ایران هم همین منوال بوده است و تاکنون هم  ادامه دارد.آخرین شان بر می گردد به ترور شخصیت مداح اهل بیت حاج محمود کریمی.در باره این ماجرا چند نکته قابل تامل است:

۱.ماجرا برمی گشت به تیراندازی حاج محمود کریمی در اتوبان بابایی و داستان های پیرامونش.هر چه بود باید قوه قضاییه -که ما برخلاف برخی ها آن را صالح و اصلح  و قابل اعتماد و مورد وثوق مردم می دانیم- آن را رسیدگی کند و افکار عمومی را در جریان رسیدگی به آن پرونده قرار دهد.

۲.پوشش گسترده رسانه های معاند خارجی و داخلی به این جریان و کوبیدن هیات مذهبی به این بهانه مهترین خطی بود که دنبال می شد.اولین خبر این ماجرا را رسانه اسراییلی منشر کرد که خود این مسئله جای تامل فراوانی دارد که مع الاسف برخی از رسانه های داخلی همسو هم با آن شبکه مجازی کذایی هم نوا شدند و شد آنچه که نباید می شد.

۳.این روزها شاهد هستیم که جریاتی مشخص و معلوم درصدد تخریب و ترور شخصیت شاعر انقلابی و آیینی آقای علیزضا قزوه هم هست.ما چقدر باید در مقابل این اقدامات هوشیار باشیم؟دشمن می فهمد و می داند چه کسانی را باید از دور خارج کرد..ما حواسمان هست؟

۴.یادمان نرود که مقام معظم رهبری بارها فرمودند نباید جای مسائل اصلی و فرهی مملکت عوض شود.آیا مسئله ای به این کوچکی اینقدر جای تحلیل و گزارش و خبر دارد؟ یک روز بنویسم چرا مداحان باید اسلحه داشته باشند،یک روز بگوییم در کنار حاج محمود،بابک زنجانی نشسته بوده است، فردایش با یکی از کسانی که در صحنه حضور داشته مصاحبه کنیم و حرفهای ضد و نقیضی بزنیم...جابه‌جایی مسائل اصلی و فرعی باعث می‌شود که جامعه مسیر را گم ‌کند. این مسئله به جو اضطراب و التهاب در جامعه دامن می‌زند. در این میان، راه نفوذ برای دشمن هموار می‌شود...این یادمان باشد..

۵.باید بگویم متاسفانه دوستان ما در این ماجرا در زمین دشمن بازی کردند و دست به شایعات زدند. یادمان رفت همین شایعات یکی از بهترین مداحان کشور ما را برای مدتی به انزوا کشاند؟یادمان رفت شایعه کرده بودند ارتباط مداح معرف با زنان شوهردار را؟ ما به چه حقی این شایعات را پخش می کنیم و یا از آبروی  خادمان امام حسین دفاع نمی کینم؟به آیه و روایت زیر دقت کنیم:

*آیه ۳۶ سوره اسراء:(ای نسان)به آنچه به آن علم نداری و(شک و احتمال می دهی)پیروی مکن( و به شایعات اعتماد نکن و از روی آنها در مورد دیگران قضاون مکن)زیرا از کارهای گوش و چشم و دل همگی سوال خواهد شد

*روایت شده روزی مردی را خدمت امام علی ع آوردند که از نیش عقرب درد می کشید.حضرت فرمود تو از این درد نمی میری،این نیش برای آن بود که روز در حضور تو سلمان ما را مسخره کردند و تو در حالی که جانت در خطر نبود از سلمان دفاع نکردی..

بنظرم باید بیشتر حواسمان را جفت کنیم.....

 

کالبد شکافی توافق نامه زنو-نوشتاری از دکتر نبویان

این توافقنامه در تاریخ 3 آذر 1392 مطابق با 24 نوامبر 2013 در ژنو میان ایران- به ریاست آقای ظریف(وزیر امور خارجه دولت آقای روحانی) به همراه آقایان عراقچی و روانچی- و کشورهای 1+5 (آمریکا، روسیه، چین و سه کشور اروپایی آلمان، فرانسه و انگلستان) به ریاست خانم اشتون-نماینده اتحادیه اروپا- منعقد گردید.

محتوای این توافقنامه یک قرارداد –یا معاهده و پیمان- است و باید مکانیسم خودش را طی کند، یعنی باید از سوی مجلس و یا شورای امنیت ملی به تصویب برسد، اگرچه نام آن را «برنامه مشترک برای عمل» گذاشته اند، اما تغییر نام، مشکلی را حل نمی کند، و باید به محتوای آن توجه کرد که برای دو طرف تعهداتی را ایجاد کرده است.

در این توافقنامه متن انگلیسی آن دارای اصالت است، و زبان دیگر، پیش بینی نشده است.

توافقنامه ژنو مرکب از 5 بخش است: مقدمه، گام اول، گام میانی، گام آخر و نتیجه نهایی.

در ابتدا سعی می کنیم که گزارشی از این توافقنامه در هر بخش داشته و سپس تاملاتی را بیان کنیم.

گزارشی از اجزای توافقنامه

چنانکه بیان گردید، توافقنامه ژنو مرکب از بخش‌های زیر است:

1- مقدمه

در مقدمه هدف از مذاکرات و نیز امور زیر بیان شده است:

ادامه نوشته

وظایف منتظران....

بزرگترین وظیفه‌ى منتظران امام زمان این است که از لحاظ معنوى و اخلاقى و عملى و پیوندهاى دینى و اعتقادى و عاطفى با مؤمنین و همچنین براى پنجه درافکندن با زورگویان، خود را آماده کنند. کسانى که در دوران دفاع مقدس، سر از پا نشناخته در صفوف دفاع مقدس شرکت مى‌کردند، منتظران حقیقى بودند. کسى که وقتى کشور اسلامى مورد تهدید دشمن است، آماده‌ى دفاع از ارزشها و میهن اسلامى و پرچم برافراشته‌ى اسلام است، مى‌تواند ادعا کند که اگر امام زمان بیاید، پشت سر آن حضرت در میدانهاى خطر قدم خواهد گذاشت. اما کسانى که در مقابل خطر، انحراف و چرب و شیرین دنیا خود را مى‌بازند و زانوانشان سست مى‌شود؛ کسانى که براى مطامع شخصى خود حاضر نیستند حرکتى که مطامع آنها را به خطر مى‌اندازد، انجام دهند؛ اینها چطور مى‌توانند منتظر امام زمان به حساب آیند؟ کسى که در انتظار آن مصلح بزرگ است، باید در خود زمینه‌هاى صلاح را آماده سازد و کارى کند که بتواند براى تحقق صلاح بایستد.

بیانات مقام معظم رهبری سال81/7/30

گدا پروری خوب است نه برای شما...

*هاشمی رفسنجانی اردیبهشت ۱۳۸۷: ساختن کشور با شیوه گداپروری جواب نمی دهد و باید در عرصه تولید قدم های  مهم و اساسی برداریم.

*هاشمی رفسنجانی آبان ۱۳۸۷: ما باید مردم را در سطح مطلوب و متوسط همان چیزی که اسلام از آن به عنوان کفاف و عفاف یاد کرده تامین کنیم،نه یک زندگی ریاضت کشانه.ما امکان تامین مردم در حد متوسط را داریم نه به عنوان صدقه خوری و گداپروری.

این دو مورد گوشه ای از سخنان رییس مجمع تشخیص مصلح نظام در سال های ۸۴ تا ۸۷  درمورد هدفمندی یارانه هاست که دولت احمدی نژاد را به گداپروری و تقسم فقر متهم کرده است.در شیوه ی فعلی پرداخت یارانه ها عزت و کرامت مردم حفظ شده است  و بارها مورد حمایت رهبری معظم قرار گرفته است.

دولت اعتدال نیز برای کمک به مردم شریف بسته های حمایتی  برای برخی از اقشار جامعه در نظر گرفته است که البته جزییات آن هنوز مشخص نیست و سوال اینجاست که چرا آیت الله هاشمی در برابر این نحوه توزیع و شیوه آن اظهارنظری نکرده است.آیا در این شیوه عزت و کرامت مردم حفظ می شود؟؟؟؟

نتیجه آنکه هر طرح و برنامه ای که ما برای مردم چیده ایم خوب است و هر کاری که دیگران انجام دهند مذموم و ناپسند بنظر می رسد..آیا نباید کسانی پیدا شوند تا به این تناقض گویی ها جواب مناسب و در خور شان دهند؟ 

 

ظریف گویه ای  برای آقای ظریف......

یکی از آزاده ها که چندین سال از روزگار جوانی اش را در زندان رژبم معدوم بعثی گذارنده بود و زخم های زیادی را از آن دوران به یادگار دارد و از قضا از دوستان ما هم هست خاطراتی را از آن دوران برایم گفت که جای تامل دارد. او می گفت یکی از شبها من را برای بازجویی بردند.بازجو از من سوالی پرسید و من بخاطر اینکه مدت زیادی در عراق بودم و به زبان عربی تا حدودی تسلط داشتم پاسخ او را به عربی دادم.پاسخ عربی دادن همان سیلی خوردن همان. او بعد از سیلی گفت تو به چه حقی در کشور من با اینکه اسیر هستی به زبان عربی تکلم می کنی؟؟

بهد از روی کار آمدن دولت یازدهم و انتخاب آقای ظریف وزیر امورخارجه،ایشان در اکثر سخنرانی هایشان با زبان انگلیسی تکلم می کنند.آخرین شان همین اجلاس دی هشت که ایشان متن سخنرانی شان را با انگلیسی نوشتند و خواندند....با توجه به عمق نگرانی مقام معظم رهبری در ترویج زبان فارسی چه دلیلی دارد وزیر جمهوری اسلامی ایران اینگونه با زبان انگلیسی در مجامع بین المللی سخنرانی کند؟؟؟شاید بهانه ایشان این باشد که مترجم نمی تواند منظور ایشان را به جمع برساند که اگر این مسئله باشد پس نتیجه این می شود که ما در مجامع بین المللی تاکنون نتوانسته ایم منظور ایران اسلامی را به گوش جهانیان برسانیم!!!!!

بنظرم باید همه در ترویج زبان غنی فارسی گام های جدی برداریم و نگرانی مقام معظم رهبری را برطرف نماییم...

قدرت ایران...

خبرنگار خارجی:
اگر هواپیمای اسرائیلی وارد خاک ایران شود و بمب خود را بر روی 10شهر شما بریزد با چه میخواهید این هواپیما را منهدم کنید؟؟
سرلشکر جعفری:
مهم نیست هواپیما چند عدد بمب و کجا میریزد ، مهم اینست که موقع برگشت این هواپیما، اسرائیلی وجود نخواهد داشت که در آن فرود بیاید!


قلیان اینجا، قلیان آنجا،قلیان همه جا!!!

بد دردسری شده واسه همه...بد وسیله ای شده..الان دس همه هست..از بچه تازه به سن بلوغ رسیده از دخترکی که هنوز نمیدونه قلیون چقد براش ضرر داره از پدری که پیش بچه هاش قلیون می کشه و دودش رو میزنه تو صورتشون از جوانی که تفریحش شده قلیون کشیدن.. از لب دریا تا کنار رودخانه و وسط درختهای سرسبز جنگل و کوچه پس کوچه های شهر شپر شده از دود قلیون و بوی سیب و پرتقال و نعناع و... یادش بخیر چند سال پیش قبل سفر وسایل رو چک می کردیم فرش و غذا و وسایل بازی.. امروز قبل سفر اول بدنیال قلیون و وسایلش هستیم... اگه امروز به کسی بگی قلیون کش نیستی تمسخرت میکنه..چرا؟...دنبال جواب این سوالم که وظیفه ماها چیه این وسط؟؟؟

یادمان رفت؛حجت شرعی باید داشت.....

* شوراى محترم نگهبان، خب مردمانى پرهيزگار، متقى و آگاهند؛ طبق قانون تشخيصى ميدهند و عده‌اى به عنوان افرادى كه صالحند، معرفى ميشوند؛ من و شما بايد نگاه كنيم ببينيم در بين اين صالحها كدام صالح‌ترند، كدام بيشتر به درد مردم ميخورند، كدام بيشتر ميتوانند اين بار سنگين را بر دوش بكشند و با امانتِ كامل اين راه را ادامه دهند و پيش ببرند؛ اين را بايد من و شما نگاه كنيم، ببينيم، بشناسيم. از افرادى كه ممكن است ما را هدايت كنند، راهنمائى كنند، كمك بخواهيم؛ بالاخره خودمان را به حجت شرعى برسانيم. اگر انسان بر طبق حجت شرعى كار كرد، چنانچه بعداً غلط هم از آب دربيايد، باز سرفراز است، ميگويد من تكليفم را عمل كردم؛ اما اگر بر طبق حجت شرعى عمل نكنيم، بعد خطا از آب دربيايد، خودمان را ملامت خواهيم كرد؛ عذرى نداريم، حجتى نداريم."

 "سطح مجلس خبرگان، بالاترين سطح انتخاب است؛ مردم بايستى افراد شايسته را بشناسند و انتخاب كنند. چنانچه افرادى را نمى‌شناسند، از راهنمايىِ انسانهاى مؤمن و مطمئنى استفاده كنند كه معرفى آنها براى انسان حجت شرعى باشد؛ دنبال حجت شرعى باشيد. دنبال اين باشيد كه اگر خداى متعال پرسيد زيد را چرا براى مجلس خبرگان انتخاب كرديد، شما بگوييد اين زيد را فلان كسانى كه مى‌دانستيم مردمِ وارد و مطمئن و امينى هستند، معرفى كرده بودند؛ پيش خدا حجت داشته باشيد. به هر معرفى‌اى نمى‌شود دل بست و اعتماد كرد. معرفى انسانهاى مورد اطمينان؛ معرفى كسانى كه انسان بداند كه اينها نيتشان خدايى است؛ براى دنيا و براى گِروكشيهاى سياسى و جنجال و هياهو وارد ميدان نشده‌اند؛ بلكه به عنوان اداى وظيفه معرفى كرده‌اند؛ انسان از حرف آنها اطمينان پيدا مى‌كند و افرادى را با معرفى آنها به عنوان خبره به مجلس خبرگان مى‌فرستد.

شورایی مبارک...

  چنانچه مشاهده می‌شود پس ازانتخابات مرحلۀ اول از دوره دوم مجلس شورای اسلامی، افرادی كه نظریۀ شورای محترم نگهبان در ابطال یا تأیید بعضی حوزه‌ها موافق میل‌شان نبوده است دست به شایعه افكنی‌زده و اعضای محترم شورای نگهبان ـ ایدهم اللّه‌ تعالی ـ را كه حافظ مصالح اسلام و مسلمین هستند، تضعیف و یا خدای ناكرده توهین می‌نمایند و به پخش اعلامیه و خطابه در مطبوعات و محافل دست زده‌اند غافل از آنكه پیامد چنین اعمال و جوسازی‌ها آن هم در دورۀ دوم مجلس و نگذشتن سالی چند از انقلاب چه خواهد بود. امید است چنین اعمال، بی‌توجه به نتایج ناروا و اسف‌بار آن باشد.

معلوم نیست در صدر مشروطیت در دورۀ اول بافقهای ناظر به قوانین این نحو عمل شده باشد. در آن زمان به تدریج فقها را از مجلس بیرون راندند و به سر این ملت آن آوردند كه دیدیم.
من به این آقایان هشدار می‌دهم كه تضعیف و توهین به فقهای شورای نگهبان امری خطرناك برای كشور و اسلام است. همیشه انحرافات به تدریج در یك رژیم وارد می‌شود و در آخر، رژیمی را ساقط می‌نماید. لازم است همه به طور اكید به مصالح اسلام و مسلمین توجه كنیم و به قوانین، هر چند مخالف نظر و سلیقۀ شخصی‌مان باشد احترام بگذاریم و به این جمهوری نوپا كه مورد هجوم قدرت‌ها و ابرقدرت‌هاست وفادار باشیم.
در خاتمه باید بگویم كه حضرات آقایان فقهای شورای نگهبان را با آشنائی و شناخت تعیین كردم و احترام به آنان و حفظ مقامشان را لازم می‌دانم و امید آن دارم كه این نحو امور تكرار نشود. و به شورای نگهبان تذكر می‌دهم كه در كار خود استوار باشید و با قاطعیت و دقت عمل فرمایید و به خدای متعال اتكال كنید. از خداوند تعالی عنایت و رحمت برای ملت عزیز را خواستارم.

روح‌اللّه‌ الموسوی الخمینی 63/2/25 

آبروی نظام...

انتخابات در كشور ما مظهر «حماسه‌ی سياسی» است.انتخابات، مظهر «حماسه‌ی سياسی» است؛ مظهر اقتدار نظام اسلامی است؛ مظهر آبروی نظام است. آبروی جمهوری اسلامی به انتخابات و حضور مردم در پای صندوقهای رأی و تأثير يكايك مردم در انتخاب مديران كشور است. انتخابات مظهر اراده‌ی ملی است، نماد مردم سالاری اسلامی است. ما كه مسئله‌ی مردم‌سالاری اسلامی را در مقابل دموکراسی لیبرال غربی مطرح كرديم، مظهر مردم‌سالاری اسلامی همين حضور مردم در انتخابات است. لذا به خاطر اهميتی كه انتخابات دارد، دشمنان ملت ايران هميشه سعی كرده‌اند انتخابات را از شور و هيجان بيندازند؛ برنامه‌ريزی كردند كه مردم را از حضور در پای صندوقهای رأی باز بدارند؛ مردم را دلسرد كنند، مردم را نااميد كنند. در طول سالهای مختلف كه ما انتخابات داشتيم ــ چه انتخابات مجلس، و چه بخصوص انتخابات رياست جمهوری ــ هميشه دشمنان ما سعی كردند اين انتخابات را بی‌‌رونق كنند؛ اين به خاطر اهميت انتخابات در كار كشور است.

این مطلب را چندبار بخوانید...

امروز ما از روزهاى قبل بيشتر احتياج به همبستگى داريم.
امروز ما مواجه با همه قدرتها هستيم و آنها در خارج و داخل دارند طرحريزى مى کنند، براى اينکه اين انقلاب را بشکنند و اين نهضت اسلامى و جمهورى اسلامى را شکست بدهند و نابود کنند.
و اين يک تکليف الهى است براى همه که اهم تکليف هايى است که خدا دارد، يعنى، حفظ جمهورى اسلامى از حفظ يک نفر - ولو امام عصر باشد - اهميتش بيشتر است، براى اينکه امام عصر هم خودش را فدا مى کند براى اسلام.همه انبيا از صدر عالم تا حالا که آمدند، براى کلمه حق و براى دين خدا مجاهده کردند و خودشان را فدا کردند.پيامبر اکرم آنهمه مشقات را کشيد و اهل بيت معظم او آنهمه زحمات را متکفل شدند و جانبازىها را کردند، همه براى حفظ اسلام است.اسلام يک وديعه الهى است پيش ملتها که اين وديعه الهى براى تربيت خود افراد و براى خدمت به خود افراد هست و حفظ اين بر همه کس واجب عينى است، يعنى، همه مکلف هستيم حفظ کنيم تا آن وقتى که يک عده اى قائم بشوند براى حفظ او، که آن وقت تکليف از ديگران برداشته مى شود.امروز ایجاد اختلاف ، هر اختلافی باشد و کارهایی که اختلاف انگیز است ، هر کاری باشد و با هر اسمی باشد ، این مضر به اسلام است و مضر به انقلاب است

امام خمینی 25 آبان 1360 (جلد 15 صحیفه)

یادمان رفت...برای صدمین بار یادمان رفت...وحدت!!!

«یکى از راهها، ایجاد وحدت است. اختلافات مضر است. هم اختلافات بین مسئولین مضر است؛ هم بدتر از آن، کشاندن اختلاف میان مردم مضر است. این را من به مسئولین، به رؤساى محترم هشدار میدهم. من از رؤساى قوا حمایت کردم، باز هم حمایت میکنم - مسئولند، باید کمکشان کرد - اما به آنها هشدار میدهم، مراقب باشند. نه اینکه این نامهنگارىها خیلى مهم باشد؛ نه، صد تا نامه بنویسند؛ کار خودشان را بکنند، اختلافات را به میان مردم نکشانند، چیزهاى جزئى را مایهى جنجال و هیاهو و استفادهى تبلیغاتى دشمن و خوراک تبلیغاتى رادیوهاى بیگانه و تلویزیونهاى بیگانه نکنند، صد تا نامه بنویسند؛ نامه اهمیتى ندارد. مهم این است که همه ى ما بدانیم مسولیتی داریم، همهى ما بدانیم موقعیت حساسى داریم.»البته اختلاف نظر، فراوان است؛ هیچ اشکالى هم ندارد - دو نفر مسئولند، رفیقند، اختلاف نظر هم دارند؛ همیشه هم بوده است - اما اختلاف نظر نباید به اختلاف در عمل و اختلاف در برخوردهاى گوناگون، به اختلاف علنى، به گریبانگیرى، به مچگیرى در مقابل چشم مردم منتهى شود؛ چون آن اختلافات آنقدر اهمیت ندارد. یک وقت یک چیزهاى مهمى است، خب مردم باید مطلع شوند؛ اما این اختلافاتى که انسان مىبیند بین این حضرات هست، چیزهائى نیست که اینقدر اهمیت داشته باشد که حالا با ادعاهاى گوناگون، ما اینها را بزرگ کنیم، جلوى چشم مردم نگه داریم، به اینها اهمیت بدهیم؛ که اهمیتى هم ندارد. اختلافات را نباید علنى کرد؛ اختلافات را نباید به مردم کشاند؛ احساسات مردم را نباید در جهت ایجاد اختلاف تحریک کرد. از امروز تا روز انتخابات، هر کسى احساسات مردم را در جهت ایجاد اختلاف به کار بگیرد، قطعاً به کشور خیانت کرده.

یادمان رفت؛تقوای جمعی!!

" یک تقواى فردى داریم، که هر کسى خود را تحت مراقبت دائم داشته باشد. تقواى کامل این است که انسان به طور دائم خود را تحت مراقبت داشته باشد؛ مثل کسى که در یک محوطه‌ى پوشیده‌ى از خارهاى دامنگیر دارد حرکت میکند - این مثال، هم در روایات هست، هم در کلمات بزرگان هست - باید دائم حواسش باشد؛ یعنى زیر پایش را نگاه کند. اگر غفلت کنید، خار دامن شما را میگیرد، لباس شما را پاره میکند، پاى شما را مجروح خواهد کرد. تقوا را تشبیه کرده‌اند به حرکت در خارستان. خب، این تقواى فردى است و لازم است؛ راه دستیابى به فوز و فلاح هم فقط همین است. اگر کسى بخواهد به فلاح برسد، به فوز برسد، به نجات ابدى برسد، بایستى تقوا داشته باشد. هر مقدار این حالت بیشتر بود، فوز و فلاح بیشتر است.یک تقواى جمعى هم داریم. تقواى جمعى این است که جمعها مراقب خودشان باشند. جمع به حیث جمع، مراقب خودشان باشند. بى‌مراقبتى جمعها نسبت به مجموعه‌ى خودشان، موجب میشود که حتّى آدمهائى هم که در بین آن جمعها تقواى فردى دارند، با حرکت عمومىِ آن جمعها بغلتند و به جائى بروند که نمیخواهند. در طول این سى سال، ما از این ناحیه ضربه خورده‌ایم. یکى از جاهائى که ضعف نشان داده‌ایم، همین بوده. در دهه‌هاى قبل، یک جریانى در کشور وجود داشت به نام جریان چپ. آنها شعارهاى خوبى هم میدادند، اما خودشان را مراقبت نکردند و تقواى جمعى به خرج ندادند. در میانشان آدمهائى بودند که تقواى فردى هم داشتند، اما نداشتن تقواى جمعى، کار آنها را به جائى رساند که فتنه‌گرِ ضد امام حسین و ضد اسلام و ضد امام و ضد انقلاب توانست به آنها تکیه کند! آنها نیامدند شعار ضد امام و ضد انقلاب بدهند، اما شعار دهنده‌ى ضد امام و ضد انقلاب توانست به آنها تکیه کند؛ این خیلى خطر بزرگى است. آنها غلتیدند. بنابراین تقواى جمعى لازم است.... بیانات مقام معظم رهبری 19 دی1391

گریه نکن باراک....

در جنگ نابرابر و وحشیانه اسراییل علیه مردم مظلوم و بی دفاع فلسطین و مقاومت جانانه 8روزه مردم غزه تصاویر و فیلم هایی منتشر شد که خفته ترین وجدان آدمیان را بیدار می کرد و دل هر آزاده ای را به درد می آورد.در این جنگ اکثر شهدا به روایت همان تصاویر کودکان و بعضا طفلانی بودند که غریبانه جان را به جان آفرین تسلیم کردند. در آنطرف دنیا و در دنیای به اصلاح صلح آمیز غرب احدی بانگ برنیاورد که چرا می کشید و یا لااقل چرا بچه ها را می کشید؟اتحادیه اروپا که جایزه صلح نوبل را دریافت کرد سخنی بر زبان نراند و حتی کوچکترین محکومیتی را بر کاغذ پاره هایشان جاری نساختند...

حال چند هفته بعد از ان ماجرا رییس جمهمور نامحترم آمریکا که در کشورش ناامنی موج می زند در پی کشته شدن چند کودک در یک حادثه دلخراش و ناراحت کتتده در یک مدرسه ابتدایی اشک تمساح می ریزد و می گوید این کودکان می بایست در آینده بزرگ می شدند و تفریح می کردند و ازدواج...فکر کنم برای همه غرب زده های ناآگاه این تفاوت فاحش عیان شده است که برای غربی ها معنای حقوق بشر چیست؟ مگر کودکان فلسطینی بشر نبودند؟حقوق بشر برای آنان زمانی اهمیت دارد که منافعشان تامین شود.چه کسی اشک های باراک اوباما را باور کرد مگر آنانی که دلباخته غرب و نظام های غربی اند...

سازش یا مقاومت؟؟؟

این روزها که کشورمان با مشکلات اقتصادی دست و پنجه نرم می کند و در یک جنگ تمام عیار اقتصادی مشغول مبارزه با قدرت و استکبار جهانی ست،برخی از جاهلان و نادانان به این حرف معتقدند و اصرار دارند که اگر با دنیای غرب بخصوص آمریکا پای میز مذاکره بنشینیم و به طریقی سازش کنیم بسیاری از مشکلات بویژه تنگناهای اقتصادی حل خواهد شد امّا بواقع چنین خواهد شد؟! بنظر می رسد که رجوع به فرمایشات مقام معظم رهبری می تواند به بسیاری از این شبهات پاسخ خواهد داد.

1.آیا رابطه با آمریکا برای ما مفید است؟ ایشان فرمودند:"حالا می نشینند آقایان وراجى کردن و حرف زدن و استدلال کردن، که نبود رابطه‌ى با آمریکا براى ما مضر است. نه آقا! نبود رابطه‌ى با آمریکا براى ما مفید است. آن روزى که رابطه‌ى با آمریکا مفید باشد، اول کسى که بگوید رابطه را ایجاد بکنند، خود بنده هستم."

2.معنای مذاکره چیست؟ایشان می فرمایند"مذاكره با امريكا، يعنى معامله با امريكا. معامله ، يعنى داد و ستد؛ يعنى چيزى بگير، چيزى بده . تو از انقلاب اسلامى ، به امريكا چه مى خواهى بدهى ، تا چيزى از او بگيرى ؟ آن چيزى كه شما مى خواهيد به امريكا بدهيد، تا در مقابل از او چيزى از او بگيريد چيست ؟ ما چه مى توانيم به امريكا بدهيم ؟ او از ما چه مى خواهد؟ آيا مى دانيد كه او چه مى خواهد و ما نقموا منهم الا ان يومنوا بالله العزيز الحميد والله كه آمريكا از هيچ چيز ملت ايران ، به قدرمسلمان بودن و پايبند بودن به اسلام ناب محمدى ، ناراحت نيست . او مى خواهدشما از اين پايبندتان دست برداريد. او مى خواهد شما اين گردن برافراشته و سرافراز را نداشته باشيد؛ حاضريد؟"

پس فهمیدیم نه تنها مذاکره و سازش با آمریکا برای ما مفید نخواهد بود بلکه سازش با او به قیمت از دست رفتن شرف و دین و اعتقاداتمان می انجامد که چه کسی حاضر است خوشی دو روزه این دنیا را به فلاکت آخرت ترجیح دهد؟بنظر می رسد ما باید تاوان تن ندادن به دنیای زر و زور و تزویر را با جان دا بپذیریم چرا که از اصول ماست هیهات من الذله...


او از حجاب متنفر است....

به این اصل معتقد بوده ام و هستم که به فرموده امام سجاد ع دشمنان ما یعنی در حقیقت دشمنان راه مستقیم احمق بوده و تا ابد در جهالت کامل می مانند.از قدیم هم گفتند جواب ابلهان خاموشی ست چراکه اگر جوابشان را هم بدهی متوجه موضوع نمی شوند...چندوقتی ست در رصد سایت های متعدد نظرات خانم گلشفتیه فراهانی درباره حجاب را مشاهده می کنم. اخیرا در مصاحبه با سایت روزنامه لبنانی النهار گفته:"من با حجاب مشکل بنیادی دارم. از حجاب متنفرم. در اسلام حجاب را برای جلوگیری از شهوت مردان مقرر کرده‌اند اما من دوست ندارم در چنین اجباری قرار بگیرم. مشکل اینجا است که بعضی‌ها فکر می‌کنند ما از شکم مادرمان با لباس و حجاب بیرون آمده‌ایم" اظهارات این خانم درباره حجاب نشان دهنده ستیز او با حجاب است و این حرفها از روی عقل و منطق نیست اما می توان جواب او را از روی عقل و منطق داد.اولا باید از او پرسید که آیا مسلمان است یا مسلمان نیست..اگر او مسلمان است پس بنابراین اکثر اهل فکر و شریعت عالم تشیع و تسنن معتقدند حجاب یکی از احکام خداست و حکم وجوب هم به ان داده اند.اما در برخی از کشورهای مسلمان نظام حاکمه وظیفه خود نمی داند که اجرای این حکم خدا را برعهده گیرد و به ان اصرار ورزد نظیر کشورهای مسلمان سوریه و ترکیه و در برخی کشورها در بعضی از شهرهایشان حجاب را دولت و نظام حاکم برعهده گرفته و مابقی شهرها را برعهده مردم گذاشته نظیر شهرهای مدینه و مکه در عربستان اما در کشور عزیز ما نظام حاکم اجرای این حکم را وظیفه ذاتی خود می داند و به آن پایبند است. این دلیل نمی شود که در کشورهای مسلمان دیگر حجاب آزاد است و در کشور ما حجاب اجباری.کجای اسلام آمده است که برای جلوگیری از شهوت مردان باید حجاب را برگزید؟حجاب اسلامی که نوع برتر و بهتر ان چادر مشکی است،برای استحکام خانواده ها،سلامت روحی و روانی جامعه و منحرف نشدن وظایف زنان و مردان در جامعه تعبیه شده است و لذا حجاب برای مردها هم تعریف شده است. و اما....

اگر او مسلمان نیست باید مشخص کند به کدام دین گروییده است؟اگر یهودی شده است باید به او گفت ويل دورانت راجع به قوم يهود مي نويسد «اگر زني به نقض قانون يهود مي پرداخت: چنانكه مثلا بي آنكه چيزي بر سرداشت به ميان مردم مي رفت يا با مردان درد دل مي كرد و يا ... مردحق داشت بدون پرداخت مهريه او را طلاق دهد» اگر او مسیحی شده است باید نوشت که حجاب در بین زنان مسیحی قبل از ظهور و بروز اسلام بسیار سخت تر بوده است. بهرحال امکان دارد خانم فراهانی هیچ دینی را انتخاب نکرده باشد که در اینصورت به ناکجا آباد خواهد رفت. اگر بی حجابی تمدن است پس حیوانات از ما متمدن ترند..یادمان نرود ما انسان هستیم برای زندگی کردن در ان دنیا به این دنیا آمده ایم.عمر،جوانی،زیبایی،ثروت روزی از بین خواهد رفت...

اینجا حسین ع روضه می خواند....

 و آسمان هیچ وقت چنین مناجاتی نخواهد شنید

 حتی وقتی که آقا بیاید...

 تو دعا بخوانی و زینب گریه کند

 دو امام معصوم‌، عباس، علی اکبر؛ قاسم، عبدالله... با تو زمزمه کنند

 رباب، دخترش را کنار دست نشانده باشد و شیرخواره اش را در آغوش کشیده باشد و هم نوای تو اشک بریزد....

 دیگر هیچ وقت هیچ وقت تکرار نمی شود... گفتی الحمد لله الذی لیس لقضائه دافع خدایا! من با پای خودم آمده ام که ذبح عظیم تو باشم نکند بلاهای کربلا را از من دفع کنی...

می‌دانستی همه ی دارو ندار خدا تویی می دانستی محبوب نازک دل  تو دل این را ندارد که این بار به تیغ اجازه ی بریدن بدهد گفتی اشکو الیک غربتی و بُعد داری دلم برایت تنگ شده . به تنهائی ام رحم کن شاید همان لحظه ها بود که مسلم را از پله های دارالاماره بالا می بردند....گفتی أسألک بنور وجهک الذی أشرقت له الارض و السموات أن لا تمیتنی علی غضبک و لا تنزل بی سخطک... به  صورت خون گرفته‌ی خودم قسمت می دهم حسین چه جوری برایت بمیرد تو راضی تر می شوی؟ لک العتبی لک العتبی حتی ترضی... کمر حسین شکسته باشد از او راضی می شوی؟ پیشانی اش شکافته باشد چه؟ بگذار تیر به قلبش بنشیند عیبی ندارد. سنگبارانش کنند اصلا شمر بیاید روی سینه اش بنشیند فقط تو راضی باش فقط تو راضی باش گفتی خدایا تو قبلا هم رفیق و دوست و خلیل و کلیم داشته‌ای اما حساب حسین با همه‌ی اینها فرق می‌کند یا مقیّض الرّکب لیوسف فی البلد القفر و مخرجه من الجُبّ و جاعله بعد العبودیّة ملکا یا رادّه علی یعقوب بعد أن ابیضّت عیناه من الحزن فهو کظیم یک وقت مرا از گودی قتلگاه  بیرون نیاوری بگذار گرگ های آل ابوسفیان ... و شاید این ها را می گفتی که زینب هم بشنود : یا رادّه علی یعقوب... یا کاشف الضر و البلوی عن ایّوب و ممسک یدی ابراهیم عن ذبح اسماعیل بَعد کبر سنّه ...عاطفه ی تو  که از ابراهیم کمتر نیست حسین! از تو هم سنی گذشته جوان تو کمتر از اسماعیل دلبری نمی داند حتی طفل شیر خواره ات ... شاید این ها را گفتی که علی اکبر هم بشنود که رباب هم... یا من فلق البحر لبنی اسرائیل فأنجاهم... و توی دلت می گفتی عباسم این بار قرار نیست دریایی شکافته شود و کسی راه باز کند ... گفتی یا من دعَوتُه مریضا فشفانی و عریانا فکسانی و جائعا فأشبعنی و عطشانا فأروانی خدایا! تو زیاد به حسینت مهربانی کرده ای زیاد گرسنگی و تشنگی اش را رفع کرده ای این  یک بار تشنگی حسینت را طاقت بیاور حسین تو کسی نیست که کسی از پیش او دست خالی برگردد بگذار این بار پیراهنش را هم...گفتی فبأیّ شیء أستقبلک یا مولای أ بسمعی؟ أم ببصری؟ ام بلسانی؟ أم بیدی؟ أم برجلی؟ ألیس کلها نعمک عندی و بکلّها عصیتک ؟ خدایا ! زبان حسین خشکیده باشد چشم هایش سیاهی برود همه جایش قطعه قطعه شده باشد حسین را می بخشی؟گفتی اللهم إنّک یجیب المضطر و تکشف السّوء و تغیث الکروب و تشفی السقیم و تغنی الفقیر و تجبر الکسیر و ترحم الصغیر و تعین الکبیر و لیس دونک ظهیر و أنت العلی الکبیر المطلق المکبل الاسیر یا رازق الطفل الصغیر یا عصمة الخائف المستجیر خدایا فقط یک چیز هست که حسین هم طاقت دیدنش را ندارد... به بچه های کوچک حسین وقتی از وحشت بین آتش ها می دوند خودت رحم کن زینب را خودت یاری کن آخر آنها کسی را جز تو ندارند ...گفتی یا اجود الاجودین و اکرم الاکرمین الیک اقبلنا موقنین و لبیتک الحرام ءامّین قاصدی فاعنّا علی مناسکنا و اکمل لنا حجّنا... خدایا هنوز حج حسین تمام نشده هنوز حسین قربانی هایش را نداده... کمکش کن که...

راوی می گوید حسین به اینجا که رسید از چشم های زیبایش مثل دو مشک ، اشک  سرازیر بود

یا اسمع السامعین هرچقدر دوست داری مناجات حسینت را گوش کن یا ابصر الناظرین سیر حسینت را تماشا کن! یا رب یا رب یارب... راوی می گوید حالا دیگر صدای گریه ی اهل بیت هم به آسمان بلند شده بود فکر کن با هرکدام از این صداهای گریه باید یک بار جدا عرفه خواند... با صدای گریه ی عباس...صدای گریه زینب ...صدای گریه ی رباب صدای گریه ی قاسم ...صدای گریه ی عبدالله... حتی صدای گریه ی علی اصغر... راستی ! چقدر جای حر خالی بود..

سوالهایی برای تفکر...

چرا فرهنگ كار جمعی در ایران ضعیف است؟

چرا در روابط اجتماعی، حقوق متقابل رعایت نمی شود؟

چرا در برخی مناطق، طلاق زیاد شده است؟

چرا در فرهنگ رانندگی انضباط لازم رعایت نمی شود؟

الزامات آپارتمان نشینی چیست آیا رعایت می شود؟

الگوی تفریح سالم كدام است؟

آیا در معاشرتهای روزانه، همیشه به هم راست می گوییم؟

دروغ چقدر در جامعه رواج دارد؟

علت برخی پرخاش گریها و نابردباریها در روابط اجتماعی چیست؟

طراحی لباسها و معماری شهرها چقدر منطقی و عقلانی است؟

آیا حقوق افراد در رسانه ها و در اینترنت رعایت می شود؟

علت بروز بیماری خطرناك قانون گریزی در برخی افراد و بعضی بخشها چیست؟

چقدر وجدان كاری و انضباط اجتماعی داریم؟

توجه به كیفیت در تولیدات داخلی چقدر است؟

چرا برخی حرفها و ایده های خوب در حد حرف و رؤیا باقی می ماند؟

ساعات كار مفید در دستگاهها چرا  كم است؟

چه كنیم ریشه ربا قطع شود؟

آیا حقوق متقابل زن و شوهر و فرزندان در خانواده ها بطور كامل رعایت می شود؟

چرا مصرف گرایی، برای برخی افتخار شده است؟

چه كنیم تا زن هم كرامت و عزت خانوادگیش حفظ شود و هم بتواند وظایف اجتماعی خود را انجام دهد؟

ما کجای کاریم؟؟

ما رفته بودیم تخت جمشید آنجا این کسی که توضیح می‌داد حالا شاید دید من عمامه به سرم هست این توضیحات اضافی را به ما داد، گفت حاج آقا اینجا در این پیکره‌هایی که می‌بینید یک دانه تصویر خانم نیست چون اصلاً سالن خانم‌ها از سالن آقایان اینجا کاملاً جدا بوده، گفت سالن خانم‌ها این طرف بوده، اینجا پیکرۀ بی‌حجاب زن نمی‌بینید و آن آقا حرف‌هایی زد که من بعضی‌هایش را الان بگویم می‌گویید این حاج آقا هم رفته یک حرف‌های مبالغه‌آمیزی پیدا کرده نسبت به مسئلۀ حجاب و اینها از تخت جمشید چقدر دارد سوء استفاده می‌کند.

بروید در تاریخ ایران نگاه کنید، بروید در تاریخ جهان نگاه کنید، فیلم‌های قدیمی لندن را یا همان انگلیسی‌ها، فقط اروپایی‌ها را ببینید لباس‌هایشان را دیدید چه‌جوری است؟ آنها دامن‌های بلندی می‌پوشیدند حالا شاید می‌گویند ماکسی نمی‌دانم چی، فنر زیر این دامن‌ها می‌گذارند که از چادرِ ما هم یک جورهایی پوشیده‌تر است بعد انواع لباس‌های قدیمی اروپایی‌ها را شما نگاه می‌کنید تا مچ دست چه‌جوری کِش داشته باشد، اینها انواع لباس‌هایی بوده که قبلاً پوشیده شده.

بنده اعتقاد شخصی‌ام این است شاید شما این اعتقاد شخصی بنده را نپسندید، معتقدم مسئلۀ بی‌حجابی مسئلۀ بشر نیست، یک مسئلۀ دست‌سازی است که بعد از پروتکل‌های دانشورهای صهیون بعد از اینکه صهیونیست‌ها بر جوامع مسیحی تسلّط پیدا کردند این پدیده به عنوان یک پدیده نوظهور خودش را نشان داد.

دوران افول خودش را هم آغاز کرده وقتی که اینها می‌گویند هدف، در اولین پروتکل‌شان می‌گویند هدف وسیله را توجیه نمی‌کند و هر چه در راه رسیدن به هدف انجام دهیم خوب است بعد این‌جوری عبارتشان است، من یکی از عبارت‌هایشان را آوردم، حیا، عفت و ناموس را به وسیلۀ قهرمانان آموزگاران و کلاً آموزش و پرورش از مغزها بیرون آورده که این چیزها در اجتماع مفهومی ندارد.

ما باید یک کاری بکنیم حیا و عفت در بین مردم از بین برود، بعد ببینید در جمله‌ای که نوشتند نسبت به خودشان که حاکمیت جهان را داشته باشند این است. بنابراین حاکمی که خویش را مقید و پایبند به دستورات اخلاقی می‌داند در واقع مغز سیاسی ندارد و هرگز حکومتش پایدار نمی‌ماند. صهیونیست‌ها برای اینکه بر جامعۀ گیوم یعنی کافران نجس یعنی حیوان‌های دو پا یعنی مسلمان‌ها و مسیحی‌ها حکومت کنند راهبرد کلیدی‌شان این است که اینها باید بی‌بند و بار باشند، بی‌بند و بار نباشند نمی‌شود.

من از جملات برخی از اندیشمندان غربی مثلاً فلانتز فانون را بگویم، ایشان می‌گوید هر چادری که دور انداخته شود در مملکت‌های اسلامی افق جدیدی را که برای استعمار ممنوع بوده در برابر او می‌گشاید و پس از دیدنِ هر چهرۀ بی‌حجابی امیدهای حمله‌ور شدن استعمار ده برابر می‌شود.

بنده اصل موضوع حجاب را یک موضوع سیاسی امنیتی می‌دانم، یک موضوع فرهنگی نیست، یک موضوع فکری هم نیست، عیبی ندارد در موردش صحبت کنیم، هم از نظر فرهنگی رویش کار کنیم هم از نظر فکری در موردش صحبت بکنیم اصلاً چیز درستی هست یا چیز درستی نیست با اینکه حکم خدا هم هست در قرآن عیبی ندارد عقلانی هم در موردش صحبت کنیم ولی پدیدۀ بی‌حجابی که موجش جهان را گرفته این یک طراحی جداگانه داشته، در اتاق‌هایی که اتاق فکرهایی که برنامه‌ریزی می‌کردند برای تسلّط بر حیات بشر توسط آن جوامع گیوم طراحی می‌شود.

باز هم این حرف‌ها در خارج از کشور زدنش خیلی آسان است، در مثلاً فرودگاه لندن ما ایستاده بودیم من به این رفیق‌مان گفتم اینجا نگاه کن خانواده‌هایی که حجاب و مذهب و متانت و پدرسالاری را نگاه می‌کنند کی‌ها هستند؟ گفت نگاه کردن نمی‌خواهد خانواده‌های یهودی و بعضی از خانواده‌های مقید مسلمان، آن وقت یهودی‌ها خودشان حجاب را این‌جوری رعایت می‌کنند به دیگران چه‌جوری توصیه می‌کن(استاد پناهیان)


منبع:yaali.blog.ir

عجله برخی ها برای رسیدن به پاستور!!!!

1. بعضى از افراد از حالا مسائل انتخابات را شروع كردند - با اينكه هنوز خيلى هم مانده، عجله كردند - اين مسائل انتخاباتى خيلى مهم است و اهميتش در نزديك انتخابات، از جهت حضور در عرصه‏ ى انتخابات است؛ اما اهميت امروزش از جهت مشغول كردن افراد به يكديگر، گلاويز شدن با هم، بدگوئى كردن از همديگر و منصرف كردن ذهن‏ها از مسائل اصلى است. مراقب باشيد.87/8/8

2.اگر ما مسئولان كشور - بخصوص اين ديگر مربوط به ما مسئولان است - دچار خودمحورى شويم، دچار تكبر شويم، دچار خودشگفتى شويم، تودهنى خواهيم خورد. دنيا اينجور است، سنت الهى اين است. در پى كسب محبوبيت نباشيم، دنبال تمتعات دنيوى نباشيم، دنبال پرداختن به اشرافيگرى و تجملات نباشيم. ما مسئولين، خودمان را حفظ كنيم؛ همچنان كه اين مرد بزرگ خود را حفظ كرد. اگر ما اينجا دچار اشتباه شويم، مصداق همان آيه‌ى شريفه خواهيم شد كه: "و احلّوا قومهم دار البوار. جهنّم يصلونها و بئس القرار" 91/3/14

هدی آقا سلطان یا باران کوثری؟؟

این روزها دو اتفاق شبیه هم رخ داده است یکی در فضای مجازی و دیگری در فضای حقیقی.بنظرم آنکه جرات کرده است در فضای حقیقی به برخی از آرمانها توهین کنند خطرش بیشتر از آنی است که جرات حرف زدن نداشته است و توهمات خودش را در فضای مجازی و آن هم در شبکه فیس بوک منتشر کرده است..باران کوثری که از یک خانواده هنرمند رخ نمایاند و با بازی در فیلم هایی که با پول بیت المال به گیشه سینماها رسید، اکنون نامی برای خود دست و پا کرده است به علی رام نورایی بازیگر فیلم قلاده های طلا توهین کرده و گفته خون شهدای سبز را پایمال کرده ای...آیا براستی این جماععت باصطلاح روشنفکر و فرهنگی، ایستادن در مقابل نظام جمهوری اسلامی را جهاد و کشته شدن در این راه را شهادت می دانند؟کدام شهید؟چه کسی این فضای غبارآلود را بوجود آورد؛نظام جمهوری اسلامی یا آن کاندیدای نسبتاً محترمی که طاقت شکست را نداشت و آن همه فجایع به بار آورد؟حتما عکس شهدای سبز را قبل از شهادت در آغوش دوست دخترانشان دیده اید..بنظرم قداست زدایی از نام شهید و شهادت گناه بزرگ آنانی ست که بی محابا ان کلمات را بر زبان می رانند..خانم کوثری!!خوب است خیلی چیزها یادت ت نرود!!توهین به پدر در یک برنامه زنده تلویزیونی یادت رفت؟حرکت جلف و سخیف و با دستبند سبز در جشن خانه سینما را فراموش کردی؟!!یادت نرود فیلم روز سوم را... اما در فضای مجازی خواهر یکی از شهدای سبز توهینی به سردارتهرانی مقدم کرده است..آنقدر گستاخانه و هتاکانه که گویی در یک کشور غربی زندگی می کند..تویی که لباس های زیر خواهرت را به نمایش گذاشته ای،عکس های در آغوش این و آن را به همه نشان داده ای از تو چه انتظاری باید داشت؟ همان قدر بدان امنیت اینکه بر صفحه کیبوردت،انگشت می چرخانی و این کلمات را منتشر می کنی را تهرانی مقدم و امثال آن برایت فراهم کرده اند.. تو چه می دانی که شیران روز و زاهدان شب چه خدمات ارزشمندی برای تو و امثال تو به جای گذاشته اند...تو چه می فهمی...چه بگویم که بفمی؟؟

خدا عاقبت ما را ختم بخیر بفرماید که نیاید روزی اینگونه ناسپاسی کنیم..



دولت دهم به مثابه دولت نهم....

در این سالهائى که دولت نهم و دولت دهم بر سر کار بودند تا امروز، گفتمان انقلاب و ارزشهاى‌‌انقلاب و چیزهائى که امام به آن توصیه میکردند و ما آنها را از انقلاب آموختیم، خوشبختانه برجسته شده: مسئله‌‌ى ساده‌‌زیستى مسئولان، استکبارستیزى، افتخار به انقلابیگرى. یک دوره‌‌اى بر ما گذشت که اسم انقلاب و انقلابیگرى و اینها به انزوا افتاده بود؛ سعى میکردند به عنوان یک ارزش منفى یا ضد ارزش، از این چیزها یاد کنند؛ مقاله مینوشتند، حرف میزدند، گفته میشد. امروز خوشبختانه اینجور نیست، درست بعکس است؛ گرایش عمومى مردم و مسئولان کشور به حرکت انقلابى، جهتگیرى انقلابى، ارزشهاى انقلابى و مبانى انقلاب است…

خب، هر بیننده‌‌اى احساس میکند و مى‌‌بیند که تلاش دشمنان در مقابله‌‌ى با جمهورى اسلامى در این سالهاى اخیر، در همین شش هفت سال گذشته و بخصوص در این دو سه سال اخیر، بیشتر شده. به نظر من دو سه عامل تأثیر دارد که ما اگر بدانیم انگیزه‌‌هاى دشمن از کجا ناشى میشود، تکلیف خود را در برنامه‌‌ریزى‌‌هامان بهتر میفهمیم. به نظر من یکى از علل این دشمنى‌‌ها، همین پیشرفتهاى شماست؛ یعنى میخواهند این پیشرفتها کند شود. جمهورى اسلامى با داعیه‌‌ى اسلام‌‌خواهى، با داعیه‌‌ى مردم‌‌سالارى اسلامى، با داعیه‌‌ى رد و نفى مستدل لیبرال دموکراسى، براى تشکیلات استکبارى دنیا یک خطرى است. هرچه شما بیشتر پیشرفت کنید، این خطر براى آنها بیشتر خواهد شد. میخواهند جلوى این را بگیرند.

عامل دوم این دشمنى‌‌ها، زنده شدن شعارهاى انقلاب است. وقتى شعارهاى انقلاب کمرنگ شود، پنهان شود، آنها طبعاً بیشتر خوششان مى‌‌آید و چهره‌‌ى همراه‌‌ترى میگیرند؛ هرچه شما شعارهاى انقلاب را پررنگ‌‌تر کنید، آنها چهره‌‌شان عبوس‌‌تر و خصمانه‌‌تر میشود؛ این چیزِ طبیعى است…» فرمایشات رهبری1391/6/2

وقتی عید زهرمان می شود.....

تقویم شخصی را تورقی می کنم..عید سعید فطر نزدیک است..عید عابدان و عارفان و دلسوختگانی که یک ماه را بخاطر خدا روزه گرفتند آن هم در هوای گرم مردادماه...شب عید فطر مراسم وداع با ماه مبارک رمضان گذاشته اند..شرکت می کنم و فیوضاتی حاصلم می شود...آقا برایشان محرز شده است که فردا اول شوال است.. وسط روضه به هم تبریک می گوییم نمی دانیم باید بخندیم و یا بگرییم بهرحال می گرییم چه از سر غم روضه چه از سر شوق عید..شهر مان از مسافران ایرانی و مسلمان پر می شود..هرجایی که نظر بیافکنی چادر صورتی رنگی که چادر مسافرتی می نامنش نگاه ت را بخود جلب می کند گویا رنگ صورتی رنگ شهرت است...این مسافران گویا نمی دانند حرمت چیست و یا اینکه می دانند اما نمی خواهند اقرار کنند که می دانند...ایام تعطیلات که میشود ما افتخار آن را پیدا می کنیم که میزبان عده کثیری از هموطنانمان باشیم و از آنها به نحو احسن و شایسته پذیرایی نماییم اما گاهی اوقات حقیقتا از اینکه برخی از انها با فرهنگ غربی به گشت و گذار می پردازند دلمان اندوهناک می شود همه مسولین به فکر این هستند که اگر زلزله ای رخ دهد چگونه با آن برخورد کنند اما گویا این مردم و مسولین نمی بینند زلزله چند ده ریشتری که در اعتقادات برخی ها رخ داده است...در جاده ها آقایان با شلوارک منزلی دیده می شوند، خانمها گویی ماشین شان اتاق خوابشان شده است،لب سواحل که دیگر آدم شرمش میگیرد چیزی بنویسد،اصرار می کنند به متولیان دریا که مختلط شنا کنند.چه کسی پاسخگوی زلزله عمیقی که در غیرت مردان و عفت زنان رخ داده است خواهد بود؟... امربه معروف و نهی از منکر هم به باد فراموشی سپرده شده است...عید فطر امسال طعم بدی برای ما رقم خورده است..

استاد سمندریان رفت اما....

استاد حمید سمندریان که از اساتید به نام و چهره تئاتر ایران اسلامی بود هفته گذشته دعوت خدای متعال را لبیک گفت و از میان ما سوگمندانه رفت.از همان ابتدای شنیدن خبر پیگیر مراسمات و نحوه برگزاری آن بوده ام با اینکه علاقه ی آنچنانی به تئاتر نداشته و ندارم. صرف اینکه این جناب جوانمردانه برای چند نسل زحمات زیادی را متحمل شده است برخود لازم دانستم برایش احترام قائل شدم.اما آنچه که برایم جای تعجب بود نحوه برگزاری مراسم آن بزرگوار بود..از سوت و کف ممتد در مراسم ختم ش و زیر پاگذاشتن سنت های یک مراسم ختم تا بی پروایی برخی از شاگردان باصطلاح هنرمند و روشنفکرش در نوع پوشش و ارتباطات.من نمی دانم چرا برای این جماعت هنرمند همه چیز گویی حلال است و برای مردم طرفدارشان همان چیز حرام؟چرا آنها خیال می کنند چون هنرمند و هنرپیشه اند حجاب را نباید رعایت کنند؟چرا فکر می کنند وقتی ردای هنرمندی را به تن کرده اند باید با نامحرمان ارتباط کاملا آزاد داشته باشند؟چرا غافلند از اینکه هنرمندان برای جمعی از جوانان الگویند در پوشش و گفتار و رفتار و کردار؟...لحظه ای به این مسئله فکر کنیم که اگر افرادی از این قشر هنرمندانه دین را تبلیغ کنند آیا برخی از مشکلات فرهنگی جامعه حل نمی شود؟ اگر این قشر درباره برخی از اتفاقاتی که در منطقه ما رخ داده است بیانیه ای صادر کند و یا فلان کار استکبار را قاطعانه محکوم کند فکر نمی کنید روند رو به رشدی در بصیرت سیاسی برخی از جوانان خاکستری ما بوجود آید؟...جماعت هنرمندان را باید دریابیم...