ஐhavaye khoneஐ


هوای خونه از دوریت داره هر لحظه می گیره

بیا برگرد با من باش همین الانشم دیــــــره

همین الانشم دیــــــره

کنار پنجره هر روز میشینم تا تو برگردی

ببین با طعم آغوشت منو عاشق ترم کردی

یه جوری عاشقت هستم که بی تو ساده میمیرم

هنوزم با خودم میگم، یه روز دستاتو میگیرم

♫♫♫

هنوزم از تب دستات لبالب غرق آتیشم

هنوزم باورم میشه که من با تو یکی میشم

یه حسی میگه اینجایی، چقد شیرینه احساسم

تو نزدیکی به دستامو

نوازش هاتو میشناسم

یه جوری عاشقت هستم که بی تو ساده میمیرم

هنوزم با خودم میگم، یه روز دستاتو میگیرم

هوای خونه از دوریت داره هر لحظه می گیره

بیا برگرد با من باش همین الانشم دیــــــره

همین الانشم دیــــــره

دیـــــــــــره

ஐsahel ஐ

دل تنگی هایم را با کدام قایق


روانه ساحل دلت کنم که



بفهمی دل تنگم .......



ஐTO KHODE ESHGIஐ

 

عشق لالایی بارون تو شباست

نم نم بارون پشت شیشه هاست

لحظه ی شبنم و برگ گل یاس

لحظه ی رهایی پرنده هاست

تو خود عشقی که همزاد منی

تو سکوت من و فریاد منی

تو خود عشقی که شوق موندنی

غم تلخ و گنگ شعرای منی

وقتی دنیا درد بی حرفی داره

تویی که فریاد دردای منی

تو خود عشقی که همزاد منی

تو سکوت من و فریاد منی

دستای تو خورشید و نشون می دن

چشمای بسته مو بیدار می کنن

صدای بال پرنده رو لبات

تو گوشام دوباره تکرار می کنن

زندگی وقتی که بیزاری باشه

روز و شبهاش همه تکراری باشه

شاید عشق برای بعضی عاشقا

لحظه ی بزرگ بیداری باشه

عشق لالایی بارون تو شباست

نم نم بارون پشت شیشه هاست

لحظه ی عزیز با تو بودنه

آخرین پناه موندن منه

تو خود عشقی که همزاد منی

تو سکوت من و فریاد منی

ஐHAVAYE GERYE DARAMOஐ

هوای گریه دارم، امشب دلم گرفته

اینقده هق هق زدم ببین صدام گرفته

این شبا به جای تو با خودم حرف میزنم

با مرور خاطراتت به خودم ضرب میزنم

این روزا با کی میخنــــــدی

وقتی تو گریه میســـــــــوزم

حتی با وجود این درد ، من به فکرتم هنوزم

پلکای خسته و بی خواب

خبر از حال بدم داشت

تنها عکس تو کنارم که منو تنها نمیذاشت

♫♫♫

تو خیابونا چقد تنهایی قدم زدم

تو خیالم تورو بخشیدم و باز بهم زدم

باورم نمیشه که اینقد ازم دور شدی

نگو قسمت این بود ، نگو مجبور شدی

ஐbezan baronஐ


بزن بارون، ببار آروم

به روی پلکای خستم

بزن بارون تو میدونی هنوزم یاد اون هستم

با اینکه رفـــت و پژمردم

هزار بار از غمش مردم

ولی بازم دوسش دارم

فکرش تنها نمی ذارم

بزن بارون، ببار آروم

به روی پلکای خستم

♫♫♫

دارم هرشب میام از خونه بیرون

هوای خونه سنگینه

من هر شعری که این روزا نوشتم

از تو غمگینم

بازم با گریه خوابم برد ،بازم خواب تورو دیدم

دوباره

چقد غمگینم و تنهام

چقد میخوام که باز بارون بباره

ஐba to bodan ra mikhahamஐ

تو آغاز نکردم که روزی به پایان برسانم.


عاشقت نشدم که روزی از عشق خسته شوم.


با تو عهد نبستم که روزی عهدم را بشکنم.


همسفرت نشدم که روزی رفیق نیمه راهت شوم.


همسنفت نشدم که روزی عطر نفسهایم را از تو دریغ کنم.


و با یاد تو زندگی نمیکنم که روزی فراموشت کنم.


با تو آغاز کردم که دیگر به پایان نیندیشم.


عاشقت شدم که عاشقانه به عشق تو زندگی کنم.


با تو عهد بستم که با تو تا آخرین نفس بمانم.


همسفرت شدم که تا پایان راه زندگی با هم باشیم.


همسنفست شدم که با عطر نفسهایت زنده بمانم.


و با یادت زندگی میکنم که همانا با یادت زندگی برایم زیباست.


همچنان لحظات زیبای با تو بودن میگذرد ،


از آغاز تا به امروز عاشقانه با تو مانده ام ای همسفر من در جاده های نفسگیر زندگی.


اگر در کنار من نباشی با یادت زندگی میکنم ،


آن لحظه نیز که در کنارمی با گرمی دستهایت و نگاه به آن چشمان زیباست زنده ام.


ای همنفس من بدون تو این زندگی بی نفس است ،


عاشق شدن برایم هوس است و مطمئن باش این دنیا برایم قفس است.


با تو آغاز کرده ام که عاشقانه در دشت عشق طلوع کنم ، طلوعی که با تو غروبی را نخواهد داشت.


و همچنان لحظات زیبای با تو بودن میگذرد ، لحظه هایی سرشار از عشق و محبت.


با تو بودن را میخواهم نه برای فرداهای بی تو بودن.


با تو بودن را میخواهم برای فرداهای در کنار تو بودن.


با تو بودن را میخواهم برای فرداهای عاشقانه تر از ا تو آغاز نکردم که روزی به پایان برسانم.


عاشقت نشدم که روزی از عشق خسته شوم.


با تو عهد نبستم که روزی عهدم را بشکنم.


همسفرت نشدم که روزی رفیق نیمه راهت شوم.


همسنفت نشدم که روزی عطر نفسهایم را از تو دریغ کنم.


و با یاد تو زندگی نمیکنم که روزی فراموشت کنم.


با تو آغاز کردم که دیگر به پایان نیندیشم.


عاشقت شدم که عاشقانه به عشق تو زندگی کنم.


با تو عهد بستم که با تو تا آخرین نفس بمانم.


همسفرت شدم که تا پایان راه زندگی با هم باشیم.


همسنفست شدم که با عطر نفسهایت زنده بمانم.


و با یادت زندگی میکنم که همانا با یادت زندگی برایم زیباست.


همچنان لحظات زیبای با تو بودن میگذرد ،


از آغاز تا به امروز عاشقانه با تو مانده ام ای همسفر من در جاده های نفسگیر زندگی.


اگر در کنار من نباشی با یادت زندگی میکنم ،


آن لحظه نیز که در کنارمی با گرمی دستهایت و نگاه به آن چشمان زیباست زنده ام.


ای همنفس من بدون تو این زندگی بی نفس است ،


عاشق شدن برایم هوس است و مطمئن باش این دنیا برایم قفس است.


با تو آغاز کرده ام که عاشقانه در دشت عشق طلوع کنم ، طلوعی که با تو غروبی را نخواهد داشت.


و همچنان لحظات زیبای با تو بودن میگذرد ، لحظه هایی سرشار از عشق و محبت.


با تو بودن را میخواهم نه برای فرداهای بی تو بودن.


با تو بودن را میخواهم برای فرداهای در کنار تو بودن.


با تو بودن را میخواهم برای فرداهای عاشقانه تر از امروز.


پس ای عزیز راه دورم با من باش ، در کنارم باش و تا ابد همسفرم باش.

 

مروز.


پس ای عزیز راه دورم با من باش ، در کنارم باش و تا ابد همسفرم باش.

 

ஐMARA BEBOSஐ

کنارم بخوابو به دورم بتابو
از این لب بنوشو چو تشنه که آبو
خدا دوست دارد لبی را ببوسد
نه آن لب که از ترس دوزخ بپوسد

خدا دوست دارد من و تو بخندیم
نه در جاهلیت بپوسیم بگندیم

بخواب آرام پیش من
لبت را بر لبم بگذار
مرا لمسم کن و دل را
به این عاشق ترین بسپار

بخواب آرام پیش من
منی که بی تو میمیرم
لبت را بر لبم بگذار
که جان تازه میگیرم

ஐTARSஐ


من زندگی را دوست دارم ولی از زندگی دوباره می ترسم

دین را دوست دارم ولی از کشیش ها می ترسم

قانون را دوست دارم ولی از پاسبان ها می ترسم

عشق را دوست دارم ولی از زن ها می ترسم

کودکان را دوست دارم ولی از آئینه می ترسم

سلام را دوست دارم ولی از زبانم می ترسم

من می ترسم پس هستم

این چنین می گذرد روز و روزگار من

من روز را دوست دارم ولی از روزگار می ترسم

                                                         +))♥♥♥♥+))♥♥♥♥+))  

ஐKHOSHBAKHTYஐ


کار دنیارو باش واسه هرکی میمیری

واسه هرکی میمیری…

دلم حق داری عاشق باشی ،ولی بدون که این راهش نیست

کسی رو نمیشه به زور عاشق کرد، یه وقتایی چیزی سهمت نیست

بدترینش اینه پیش تو باشه

کسی که دلش پیش تو نیست

شاید روزگار اینجوری خواسته

همه چی دنیا دست تو نیست

کار دنیا رو باش واسه هرکی میمیری

واسه یکی دیگه میمیره

یکیم که پیدا میشه که واسه تو میمیره

دلت دست کمش میگیره

اگه اشکت واسش فرقی نداره، یعنی اینکه یکی دیگه رو داره

اگه همه کارات بدن به چشماش، فک میکنی  چه علتی داره

سرنوشتت اگه بی اون رقم خورد

بدون حتماً که یه حکمتی داره

نشستی گریه میکنی که چی شه

هر آدمی یه قسمتی  داره

ஐeshge yek tarafeஐ

                                                    

میخوام برم نگو نه ، سد راهم نشو

قلب تو هیچوقت تکیه گاهم نشد

بگو این حس چی بود ، عشق یک طرفه

کوتاه بیام هزار دفعه

ایندفعه میرم میبینی که فرق داره با هر دفعه

دل شکوندن تو ، واست عادت شده

یه عمره دل تو از دل من رد شده

اگه دوسم داشتی، تنهام نمیذاشتی

واسه بخشیدن و موندن یه راهی میذاشتی

دلمو یه عمر ترسوندی با فکر رفتنت

من بریدم تو میگی گذشته آب از سرت

بگو این حس چی بود ، عشق یک طرفه

کوتاه بیام هزار دفعه

ایندفعه میرم میبینی که فرق داره با هر دفعه

ஐjomleye akharinஐ

                             جمله ی آخرین تو مونده تو خاطرم هنوز

قسمت نبود با هم باشیم اینو خودت گفتی یه روز

سوزوندی احساس منو به پای تقدیر خودت

خوب میدونم باید بری نبود تقصیر خودت

خوب میدونم باید بری نبود تقصیر خودت

چه فرقی بعد تو جهنمم یا که بهشت

کیه که باور بکنه قصد تو تقدیرو نوشت

بهونه ی قشنگی بود دلیل ترک دست من

چه فرقی داره بعد تو مردن من شکست من

سوگلی ترانه هام نگذری از خاطره هام

شاید اگه خدا بخواد بمونی توی لحظه هام

بیا مثل گذشته ها دست منو رها نکن

نگذری از حرف دلت دوباره اشتباه نکن

نگذری از حرف دلت دوباره اشتباه نکن

ஐchegadr sakhteஐ

ஐchon doset dashtamஐ

با همه میخندی حتی باشی تو جمع

تا منو میبینی اخمات میره رو هم

باشه اشکالی نداره من عادت کردم

با تو خوب بودم و گفتی که باهات بد کردم

دیگه یواش یواش ازم سراغی نمی گیری

دای یواش یواش از منم فاصله می گیری

خداشاهده که بعد من هرکی که میاد

حتی یه درصد م تورو واسه خودت نمیخواد

اگه روت حساس بودم ، چون دوست داشتم

به تو دردمو می گفتم ، چون دوست داشتم

اگه میدیدی یه وقتی سریع از کوره در میرم

آخه پشت سرت هر جا چیزای بدی می شنیدم

تو همه بازیایی که تو دادی به تو باختم

ضربه ی سختی زدی بهم اما باز سوختمو ساختم

اگه می دیدی که هر از گاه سریع از کوره در میرم

آخه پشت سرت هر جا چیزای بدی می شنیدم

ஐDELAM TANGஐ


تا حالا شده ی روزی یکمی دلت بگیره

یکی از قناریای تو محلتون بمیره

تا حالا شده رو گونت اشک تنهای بباره

ی نفر برای قلبت خبر تلخی بیاره

تا حالا شده بی علت بگیره دلت بهونه

دلت عاشق کسی شه که بهت بگه دیونه

تا حالا شده که یارت قدر عشقتو ندونه

 برای جدایی از تو بگیره هزار بهونه

تا حالا شده بخوای که از خدا بمیری

اما باز فردا ببینی که تو این دنیا اسیری؟

ஐDONYAYE MANஐ

مگه قرار نبود باهم بمونیم تا ته دنیا

مگه قرار نبود عشقت بشه تعبیر این رویا

بگو چرا کم اوردی ازم دستاتو می گیری

مگه خودت نمی گفتی بی من باشی می میری

واسم کابوس افروزه چرا تنها سفر کردی

ازت خیلی دلمخونه ببین چشمام رو تر کردی

برو عزیز جون من برو هرجا که دوست داری

می مونم تا تو برگردی تو این کابوس بیداری

 بگو چی شد که اون لحظه گریه هات بن نمی اومد

بمیرم واسه اون جشمات به چهره ات غم نمی اومد

بگو چرا کم اوردی ازم دستاتو می گیری

مگه خودت نمی گفتی بی من نباشی می میری

واسم کابوس افروزه چرا تنها سفر کردی

ازت خیلی دلمخونه ببین چشمام رو تر کردی

برو عزیز جون من برو هرجا که دوست داری

می مونم تا تو برگردی تو این کابوس بیداری

واسم کابوس افروزه چرا تنها سفر کردی

ازت خیلی دلمخونه ببین چشمام رو تر کردی

برو عزیز جون من برو هرجا که دوست داری

می مونم تا تو برگردی تو این کابوس بیداری

ஐCHEGADE GALB ZIBASTஐ

روزهای زندگی ام گرم میگذرد با تو ،به گرمای لحظه هایی که تو در آغوشمی

با تو گرم هستم و نمیسوزد عشقمان، ای خورشید خاموش نشدنی
همچو یک رود که آرام میگذرد،عشق ما نیز آرام میگذرد و تویی سرچشمه زلال این دل
ساعت عشق مان تمام لحظه های زندگیست ،ثانیه هایی که پر از عطر و بوی عاشقیست
ای جان من ،مهربانی و محبتهایت،وفاداری و عشق این روزهایت،امیدی است برای خوشبختی فردایت
میدانم همیشه همینگونه که هستی خواهی ماند،مثل یک گل به پاکی چشمهایت،به وسعت دنیای بی همتایت
هوای تو را میخواهم در این حال دلتنگی،امواجی از یاد تو را میخواهم در دریای خاطره های به یادماندنی
همنفسمی، ای که با تو یک نفس عاشقم
همزبانمی، ای که با تو یک صدا برایت احساسات عاشقانه ام را میگویم
حرفی نمانده جز سکوت بین من و چشمانت، که در این سکوت میتوان یک دنیا عشق را خواند
چه با شوق میخوانم چشمانت را و چه عاشقانه گرفته ایم دستهای هم را
گفتی دستهایم گرم است، گفتم عزیزم این چشمهای تو است که مرا به آتش کشیده است
همه ی دنیا فریاد عشق ما را شنیده است،هنوز هم نگاهم به نگاهت دوخته است،
چقدر قلبت زیباست...
چه بی انتهاست قصر عشق تو و من چه خوشبختم از اینکه اینجا هستم ، در کنار تو
تویی که برایم از همه چیز بالاتری و از همه کس عزیزتر
میخوانمت تا دلم آرام بماند

ஐSOZE ESHGஐ

فکر کردن به تو ، کار شب و روز من شده ، بس که حالم گرفته است ، چشمانم غرق در اشکهایم شده ….

دیگر گذشت ، تو کار خودت را کردی ، دلم را شکستی و رفتی ….

همه چیز گذشت و تمام شد ، این رویاهای من با تو بود که تباه شد…

انگار دیگر روزی نمانده برای زندگی ، انگار دیگر دنیای من بن بست شده ، راهی ندارم برای فرار از غمهایم…

این هم جرم من بود از اینکه برایت مثل دیگران نبودم، کسی بودم که عاشقانه تو را دوست داشت ،دلی داشتم که واقعا هوای تو را داشت ….

دیگرگذشت ، حالا تو نیستی و من جا مانده ام ، تو رفته ای و من بدون تو تنها مانده ام ، تو نیستی و من اینجا سردرگم و بی قرار مانده ام….

فکر دل دادن و دلبستن را از سرم بیرون میکنم ، هر چه عشق و دوست داشتن است را از دلم دور میکنم،اگر از تنهایی بمیرم هم دلم را با هیچکس آشنا نمیکنم….

دیگر بس است ، تا کی باید دلم را بدهم و شکسته پس بگیرم، تا کی باید برای این و آن بمیرم؟

در حسرت یک لحظه آرامشم ، دلم میخواهد برای یک بار هم که شده شبی را بی فکر و خیال بخوابم…

تو هم مثل همه ، هیچ فرقی نداشتی ، هیچ خاطره ی خوبی برایم جا نگذاشتی ،حالا که رفتی ، تنها غم رفتنت را در قلبم گذاشتی….

گرچه از همان روز اول میخواستمت ، گرچه برایم دنیایی بودی و هنوز هم گهگاهی میخواهمت ، اما دیگر مهم نیست بودنت ، چه فرقی میکند بودن یا نبودنت؟

سوز عشق تو هنوز هم چهره ام را پریشان کرده ، دلم اینجا تک و تنها راهش را گم کرده ، این شعر را برای تو نوشتم بی پرده ، هنوز هم دلت نیامده و خیالت ، خیال مرا پریشان کرده

ஐESHGHஐ

وقتی میگم آغوشت

یعنی تمام احساسات

یعنی خسته ام

pic83_www.jahaniha.com_3

یعنی داغونم

یعنی دلتنگم

بیقرارم

یعنی باز یه بغض لعنتی بیخ گلومه

بیا

سراغ احساسم

اروم تر ازهمیشه

کنارم بشین ودستهاتو بذار زیر چونم

سرموبیار بالا وبه چشمهای خیسم خیره شو

پراز گله

پر از بغض

پراز دلخوری ...       پراز مهربونی  ...

بیار روی لبات !

آروم با سرانگشتهای گرمت....

اشکمو بگیر وسکوت کن !

چشماتو از نگاهم جدانکن

خیره بمون

یه دنیا حرف دارم باهات !

بهم نزدیک تر شو

بغلتو باز کن ...   دستهاتو حلقه کن

دور تن مچاله شدم از خستگی

سرمو بذار روی سینت ..  

همونجا که قلبت...بیقراری میکنه!

لبهاتو بذار کنار گوشم

میدونم  که میدونی چطور احساسمو قلقلک بدی

چطور بیقرارم کنی!

میدونم که میدونی که میدونم چی باید بگی

دستهاتو ببر میون پریشونی موهامنوازشم کن !

تمام تنم تشنه ی اینه که بدونه:  تمام تو برای منه !

بذار چشمامو ببندم وباور کنم که بلدی آرومم کنی...

میتونی آرامش از دست رفتموبهم برگردونی !

آروم کنار گوشت بگی  :

خانومم ...     خوبی ...؟  !

ادامه نوشته

ஐkesi ro daryஐ

http://mj9.persianfun.info/img/92/9/Namayesh-Ehsas18/14.jpg


کسی رو داری که ..

وقتی اعصاب نداری درکت کنه...

وقتی دلت گرفته قربون صدقه ات بره...

وقتی بهونه میگیری .. بفهمتت و صبور باشه..

و از همه مهم تر دوستت داشته باشه و ..

تو هم دوستش داشته باشی ...

اگه داری قدرشـــــــو بدون و هیچ جوری...

از دستش نده.. !!

ஐmorgane mahajerஐ


میان مرغان مهاجر آن که در انتهاست شاید ضعیف ترین باشد ...

شاید امّا ...

دل بسته ترین است ...

ஐenshaஐ


زندگی دیکته ای نیست که آن را به ما گفته بودند و گفته باشند و خواهند گفت !!!
زندگی انشایی است که تنها باید خود بنگاریم ؛

باشد که موضوع انشای زندگیت "خدا" ،
مقدمه اش "عشق او" ،

و انتهایش "نگاه او" باشد ...

ஐeltemase doaஐ

من را همیشه خواندی و نشناختم تو را

از غصه ها رهاندی و نشناختم تو را

این بنده‌ی اسیر معاصی و نفس را

از درگهت نراندی و نشناختم تو را

بی یاد تو گذشت همه عمر من ولی

با من همیشه ماندی و نشناختم تو را

بر خان رحمت و کرم و استجابتت

عمری مرا نشاندی و نشناختم تو را

شب های جمعه تو نمک اشک و روضه را

بر جان من چشاندی و نشناختم تو را

با رأفت و بزرگی و آقائیت مرا

تا کربلا رساندی و نشناختم تو را

شاعر : یوسف رحیمی

ஐالهی بمیرمஐ

الهی بمیرم اگه باز ببینم غمی توی چشمات

الهی ک باش برای دل من تمومی دردات

الهی بمیرم واسه اون نگاهت ک خیلی نجیب

الهی بمیرم واسه اشک چشمات ک خیلی غریب

بمیرم الهی واسته تو واسه تو  تو ک گریه میکردی

تو ک لحظه لحظه تموم غمارو با من سر میکردی

دیگه گریه بس کن بذار واسه ی من تموم غماتو

بذار من بمیرم ک طاقت ندارم بببینم چشاتو

بــــــــــمیرم الـــــــــهی
الهی بمیرم اگه باز ببینم غمی توی چشمات 
الهی ک باش برای دل من تمومی دردات

الاهی بمیرم واسه اون نگاهت ک خیلی نجیب
الهی بمیر

م واسه اشک چشمات
ک خیلی غریب



ஐتو خود بهشتیஐ

عاشق هوس های عاشقانه ام

دست هایت را به من بده

به جهنم که مرا به جهنم میبرند به خاطر عشقبازی با تو !!!

تو خود بهشتی.....

ஐبوسهஐ


بوسه هایم را فروختم

دفتر خاطرات و تمام شعر هایم را سوزاندم

چمدانم را برداشتم و رفتم دنبال کار خودم

به قیمت یک عمر آزادی

صحنه ی خیال


صحنه جای دل سپردن به خیاله

صحنه جای آرزوهای محاله

صحنه پای رفتن یه راه دور جای خنده وجای اشکهای شوره

صحنه تنها جای امن زندگیمه

پرخاطرات خوب عاشقیمه

منو میبره به روزای گذشته روزایی که رفته اما برنگشته

صحنه می لرزونه پامو غم میاره تو صدامو

زنده میکنه تو ذهنم دونه دونه رویا هامو

عاشقو دلداده میشم واسه عشق آماده میشم

خیس خیس میشه چشامو بچه میشم ساده میشم

♫♫♫

وقتی رو صحنه نباشم بیقرارم انگاری چیزی تو این دنیا ندارم

همه دلخوشی من فقط همینه که چشام همیشه صحنه رو ببینه

روی صحنه همه چی یه چیز دیگست

همه چی رنگ یه عشق پاک و سادست

هرجا باشم همیشه جونمه صحنه

من یه فرهادم و شیریـــــــــــــنمه صحنه…

صحنه می لرزونه پامو غم میاره تو صدامو

زنده میکنه تو ذهنم دونه دونه رویا هامو

عاشقو دلداده میشم واسه عشق آماده میشم

خیس خیس میشه چشامو بچه میشم ساده میشم

صحنه می لرزونه پامو غم میاره تو صدامو

زنده میکنه تو ذهنم دونه دونه رویا هامو

عاشقو دلداده میشم واسه عشق آماده میشم

خیس خیس میشه چشامو بچه میشم ساده میشم

ஐALAM DAR NAYAMADஐ


خداوندا علمدارم نیامد


یگانه یاور و یارم نیامد


کنار علقمه بابا چه دیدی


عمود خیمه رو از چه کشیدی


عمو گوشوارم و , کرده غارت ادو


به قربون لبات , ترک خورده عمو

ஐNABZ LAHZE RO NEGAH DARஐ


نبض لحظه رو نگه دار نذار عشقمون بمیره


نذار ضربه های ساعت منو از تو پس بگیره!!!!


عقربک های زمونه خستگی سرش نمی شه


نگو برمی گردی فردا دل که باورش نمی شه....

ஐای اشکஐ


ای اشک دوباره در دلم درد شدی / تا دیده ی من رسیدی و سرد شدی


از کودکی ام هر آن زمان خواستمت / گفتند دگر گریه نکن مرد شدی