دل نوشته هاي آخرين روز پاييز

بنام خداي مهرباني ها

مهمان روزهای آخر است...

همان پاییزی که بودنش چنگی به دل نزد...

پادشاه زیبایی ها بود و هزاران بهانه داشت برای قرارهای عاشقانه مان...

میتوانست برگ ریزان خیابان هایش

بهانه ی قدم زدن هایمان باشد...

و باران های بی هنگامش بهانه ی زیر

یک چتر ماندن...

میتوانست سرمایش بهانه ی در آغوش

کشیدنمان باشد

و عصرهای دلگیرش بهانه ی دو قهوه و حرف های ناتمام...

اما آنقدر سرد بر روزهایمان تابید...

آنقدر بی رحمانه نبودن ها را به رخ تنهاییمان کشید...

که حالا در آخرین روزهای بودنش

هزاران آدم

با هزاران "امید جامانده در پاییز"

چشمهایشان را روی تمام درهای آمدن

و برای همیشه ماندن می بندند...

************

ﻧﺬﺭ ﮐﺮﺩﻩ‌ﺍﻡ ﻳﮏ ﺭﻭﺯﻱ ﮐﻪ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ‌ﺗﺮ ﺑﻮﺩﻡ ﺑﻴﺎﻳﻢ ﻭ ﺑﻨﻮﻳﺴﻢ ﮐﻪ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺭﺍ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺎ ﻟﺬﺕ ﺧﻮﺭﺩ ﮐﻪ ﺿﺮﺑﻪ‌ﻫﺎﻱ ﺭﻭﻱ ﺳﺮ ﺭﺍ ﺑﺎﻳﺪ ﺁﺭﺍﻡ ﺑﻮﺳﻴﺪ ﻭ ﺑﻌﺪ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺯﺩ ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﺎ ﺷﻮﻕ ﺭﺍﻩ ﺍﻓﺘﺎﺩ.

ﻳﮏ ﺭﻭﺯﻱ ﮐﻪ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ‌ﺗﺮ ﺑﻮﺩﻡ ﻣﻲ‌ﺁﻳﻢ ﻭ ﻣﻲ‌ﻧﻮﻳﺴﻢ ﮐﻪ ﺍﻳﻦ ﻧﻴﺰ ﺑﮕﺬﺭﺩ ﻣﺜﻞ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺁﺏ ﺍﺯ ﺁﺳﻴﺎﺏ ﻭ ﻃﺒﻞ ﻃﻮﻓﺎﻥ ﺍﺯ ﻧﻮﺍ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﺍﺳﺖ.

ﻳﮏ ﺭﻭﺯﻱ ﮐﻪ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ‌ﺗﺮ ﺑﻮﺩﻡ ﻳﮏ ﻧﻘﺎﺷﻲ ﺍﺯ ﭘﺎﻳﻴﺰ ﻣﻴﮕﺬﺍﺭﻡ‌, ﮐﻪ ﻳﺎﺩﻡ ﺑﻴﺎﻳﺪ ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﺗﻨﻬﺎ ﻓﺼﻞ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻧﻴﺴﺖ، ﺯﻧﺪﮔﻲ ﭘﺎﻳﻴﺰ ﻫﻢ ﻣﻲ‌ﺷﻮﺩ‌, ﺭﻧﮕﺎﺭﻧﮓ‌, ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺭﻧﮓ , ﺑﺨﺮ ﻭ ﺑﺒﺮ.

ﻳﮏ ﺭﻭﺯﻱ ﮐﻪ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺗﺮ ﺑﻮﺩﻡ ﻧﺬﺭﻡ ﺭﺍ ﺍﺩﺍ ﻣﻲ‌ﮐﻨﻢ ﺗﺎ ﺭﻭﺯﻫﺎﻳﻲ ﻣﺜﻞ ﺣﺎﻻ ﮐﻪ ﺧﺴﺘﮕﻲ ﻭ ﻧﺎﺗﻮﺍﻧﻲ ﻻﻱ ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﺎﻳﻢ ﭘﻴﭽﻴﺪﻩ ﺍﺳﺖ، ﺑﺨﻮﺍﻧﻤﺸﺎﻥ ﻭ ﻳﺎﺩﻡ ﺑﻴﺎﻳﺪ ﮐﻪ ﻫﻴﭻ ﺑﻬﺎﺭ ﻭ ﭘﺎﻳﻴﺰﻱ ﺑﻲ‌ﺯﻣﺴﺘﺎﻥ ﻣﺰﻩ ﻧﻤﻲ‌ﺩﻫﺪ ﻭ ﻫﻴﭻ ﺁﺳﻴﺎﺏ ﺁﺭﺍﻣﻲ ﺑﻲ‌ﻃﻮﻓﺎﻥ.

******************

آنسوتر از تمامیِ قول و قرارها

پاییز را قدم زده‌ام بی‌تو... بارها...

پاییزِ کوچه با دو سه تا تاکِ ریخته

هی برگ برگ می‌تکد از شاخسارها

امروز جمعه، چندمِ آذر، خیال کن

داری قرار با منِ دل بی‌قرار... ها

یک تخت،تخت ساده‌ءچوب، من و تو و..

گنجشک‌های جاده‌ی چالوس، سارها

یک باغ در تصرف شوم کلاغ‌ها

یک کاج در محاصره‌ی قارقارها

قلیان و چای، طعم غزل بر لبانِ من

چشمِ تو، شاه‌بیتِ همه‌ی شاهکارها

من جنگلم، به مخمل خورشید متهم

سر می‌کشند از در و دیوار، دارها

من زنده‌ام هنوز ولی گوش کن، ببین

سر می‌رسند از همه‌جا لاشخوارها

یلداترین شب از شب گیسوی باغ را

می‌زخمم از چکاچک خونِ انارها

بگذار عاشقانه بمیرم به پایِ تو

گردن بگیر مرگِ مرا، گرچه دارها...

ای گردبادِ خسته‌ی بی‌تکسوار! های!

گم کرده‌ایم رد تو را در غبارها

یک شب بیا تو با چمدانی پر از سلام

در ازدحام مبهمِ سوتِ قطارها

باز آن نگاهِ مخملیِ نخ نمای را

چون گل بدوز بر تن ما وصله‌دارها

ما خسته‌ها، فناشده‌ها، ورشکسته‌ها

ما بدقواره‌ها، یله‌ها، بدبیارها

***

امروز جمعه، چندمِ آذر، خیال کن

هی چکه چکه می‌چکم از انتظارها

تو می‌رسی و هلهله برپاست خوبِ من

دستی تکان بده به سرور چنارها

این کوچه باغ با دو سه تا تاکِ ریخته

هی برگ برگ می‌تکد از شاخسارها

این بیت، سمتِ مبهمِ بارانِ دیرگاه

این کوچه را قدم زده‌ام بی‌تو بارها...

********************

  • نوشتم درد دلهایم،همه گفتند عالی بود
  •  
  • ندانستند که درمانی برای زخم کاری بود
  •  
  • نوشتم درد دلهایم شبیه شعر بر دفتر
  • ندانستند که هر شعرم برایت یادگاری بود
  •  
  • نوشتم درد دلهایم همه خواندند اما حیف
  • ندانستند که سوز من همه از غمگساری بود
  •  
  • نوشتم درد دلهایم همه گفتند شاعر شد
  •  
  • ندانستند که دلتنگی دلیل بی قراری بود
  •  
  • نوشتم درد دلهایم هم غمگین هم اندوه
  • ندانستند که اشک چشمم،  برای درد بی بابایی بود.
  • *********************
    • کفشهای ِ تا به تا و وصـــــــــله دار ِ من کجاست؟
    • خاطرات ِ خوب و شیرین ِ بهـــــــــار ِ من کجاست؟
    •  
    • کوچه هــــــــــــــای ِ خاکی و باهم دویدن هایمان
    • شور و شوق ِ خنده ی ِ بی اختیــار ِ من کجاست؟
    •  
    • کاهگل ها عطر ِ دفتـــــــــــــرهای ِ کاهی داشتند
    • خاک ِ باران خورده ی ِ ایل و تبــــــار ِ من کجاست؟
    •  
    • کو دبستان؟ کو کلاس ِ درس؟ کو آن نیمکـــــــت؟
    • همکلاسی ِ همیشه در کنــــــــار ِ من کجاست؟
    •  
    • باغ سرسبـــــز ِ الفبـــــــــــــا را چرا گم کرده ام؟
    • سطر سطــر ِ سیب های ِ "آب"دار ِ من کجاست؟
    •  
    • آتش ِ پیراهنـــت مانده ست در من ســـــــــــالها
    • ریزعلی! تنهای ِ تنهـــــــــایم قطار ِ من کجاست؟
    •  
    • مانده جای ِ ترکـه اش بر روی ِ دستم، کو خودش؟
    • درس ِ سارا، درس ِ شیرین ِ انـــــار ِ من کجاست؟
    •  
    • رفت آن روباه ِ مکـــــــــــار و پنیـــــــــــــرم را ربود
    • زاغ ِ خوش آواز ِ روی ِ شاخســــــار ِ من کجاست؟
    •  
    • پس چه کس خط میزند مشق ِ شبم را بعد از این؟
    • پای ِ تختــــــــــــــه مهربان آموزگار ِ من کجاست؟
    •  
    • ثلث ِ اول آشنـــــــــــــــــایی، ثلث ِ دوم دوستی
    • ثلث ِ سوم دستـــــــــــخط ِ یادگار ِ من کجاست؟
    •  
    • باز هم پاییـــــــــــــــز شد بابای ِ پیر ِ مدرســــه!
    • خش خش ِ برگ ِ درختـــــان ِ چنار ِ من کجاست؟
    •  
    • کاش میشد باز هم برگشت تا آن روزهــــــــــــــا
    • خسته ام دلهـــای سنگی! روزگار ِ من ِ کجاست؟
    • ******

      من اگر روزی شود نقاش این دنیا شوم

      این جهان را عاری از هر غصه و غم میکشم

      بهر دلها مهربانی ، بی قراری ، یکدلی ،

      هر دلی را در کنار شاخه ای گل میکشم

      اندر این دنیا کسی بر کس ندارد برتری

      من غنی را با فقیر ، یکجا یکسان میکشم

      زشت و زیبا خالق و پروردگار ما یکیست

      زشت و زیبا ، پیش هم ، اما انسان میکشم

      عشقهایی که در آن بوی خیانت میدهند

      تا ابد محکوم دلتنگی به زندان میکشم

      هر کجا قلبی شکست ، ما بی تفاوت بوده ایم

      آری آری بهر دلهای شکسته نیز درمان میکشم

      من در این دنیا تمام مردمش را بی درنگ

      با تنی سالم ، لب خندان ، خرامان میکشم...

      ********************

 

درخلوت گرم تابستان آبادي من

بنام خداي مهربان و دوست داشتني

تلخي روزگار از اون جايي شروع مي شود

كه خيلي چيز ها رو مي شه خواست اما نمي شه داشت!

**********

من روز خويش را با آفتاب روي تو كز مشرق خيال دميده است

آغاز مي كنم،من با تو مي نويسم ومي خوانم !

من باتو راه مي روم و حرف مي زنم ...

وز شوق اين محال: كه دستم به دست توست من جاي را رفتن

پرواز مي كنم..!

 

كاش از عمر ،شبي تا به سحر چون مهتاب

شبنم زلف تورا نوشم و خوابم نبرد .

 

بايد بدانيد كه اين جهان معيوب نيست و احتياج به تعمير ندارد،

وشما نيز براي تعمير آن نيامده ايد.؟

به اين دنيا بايد به عنوان جايي براي خلق آفرينش نگاه كنيد.

كه شما و هركس ديگر مي توانيد خلاقيت و قدرت آفرينش  خوبي ها

و عشق را به نمايش بگذاريد.

 با هم خاطرات و بازهم روزهايي كه يادش زيباست...

باز هم گذر با شتاب عمر، باز هم ندانستن قدر همديگر و نفهميدن

اين كه روزي هم نوبت ماست ...؟

من خوبم !

روزها هم همه دارند عبور مي كنند به آرامي ،

نه چراغ قرمزي را رد مي كنند. نه تصادفي رخ مي دهد .

اما احتياط بايد كرد: همه چيز كهنه مي شود و اگر كمي كوتاهي كنيم،

عشق نيز !بهانه ها، جاي حس عاشقانه را خوب مي گيرند.

كجاست ،جاي رسيدن و پهن كردن يك فرش و بي خيال نشستن ...؟

 

 

باغ ها را گر چه ديوار و در است

از هواشان راه با يكديگر است

شاخه ها را از جدايي گر غم است

ريشه ها شان دست در دست هم است.

*****

دروازه هاي قلبم  را به روي خوبيها مي گشايم

پروردگارا تو را سپاس مي گوييم كه قدرت سكوت را به من عيان ساختي ،

آرامشي كه در هر گام بر من پديدار مي شود را سپاسگزارم.

خداوندا:

ياريم كن بر كلامم مسلط باشم و با نارضايتي سكوت نكنم،

حرفي  را كه بر زبان ميرانم ، ناحق  و خارج از عدل نباشد.

بارالها :

تو ياريم كن تا با كنايه غبار ناراحتي بر روابطم ، و با بي حرمتي

چراغ دلي را به خاموشي ننهم ،

و عشق سرمايه هر انسان است، مرا در سرمايه دار خوبي ها قرار ده.

آمين.

 و خدا در همين نزديكي هاست خدا نگهدار

 

 

در گذر زمان با هم ولايتي ها

سلام خدمت تمام رفقا و دوستان خوبم

همه آنهايي كه روزهايي در كنار هم خاطره ساختيم.

آنهايي كه يه روز به ديوار مهرباني  كاهگلي تكيه داديم و از

خاطرات ساخته شده تعريف كرديم.

سلام خدمت تمام بزرگان ، پدران و مادران زحمت كشيده،

و طلب آمرزش براي همه آنهايي كه در كنار اين خاطرات نيستند.

 

برسان سلام ما را به رفوگران هجران

كه هنوز پاره ي دل دو سه بخيه كار دارد. 

يه وقتايي توي زندگي هست كه وقتي دفتر خاطرات زندگي تو ورق

مي زني به يه چيزايي ميرسي كه نمي دوني تقدير بوده يا تقصير؟

به آدمايي ميرسي كه نمي دوني دردن يا همدرد. 

به يه لحظه هايي مي رسي كه هضمش براي دل كوچيكت

سخته و به دردايي ميرسي كه براي سن و سالت بزرگه؟ 

به آرزو هايي كه توهم شد ... روياهايي كه گذشت...؟ 

 وقتي بار غم و اندوه هميشگي نيست ، اشك هاي ما مي تواند

بذر هايي باشد كه در زمين شادي رشد كند. 

اگر ياري ديدن نيكي ها را داري بدان كه درونت نيكوست؟ 

مهربان باش زيرا هرگز نخواهي دانست آن فرد كه در

كنار توست تا چه اندازه رنج مي كشد؟

تا بعد خدا نگهدار و التماس دعا

محرم با ماندگارترين عاشقان در آبادي من

بنام خداي مهربان 

سلام بر دوستان و رفقا الخصوص هم ولايتي هاي ماندگار  

  

مراسم الم گرداني روز تاسوعاي حسيني 

  

جوانان در كوچه سار كاهگلي آبادي من  

 

عاشقان آقا قمر بني هاشم و پاي مجلس تعذيه روز نهم عاشورا 

 

مراسم تعذيه خواني با هنر نمايي پيشكسوتان

 

محله پايين آبادي در روز تاسوعا 

   

حاج ابوالفضل خلت آبادي از پيشكسوتان تعذيه خواني در روز تاسوعا

   

عاشقان امام حسين در تعذيه روز عاشورا

و يك عكس ياد گاري بعد از مراسم پاياني تعذيه  

 التماس دعا  

خدا در همين نزديكي هاست و خدا نگهدار

شروع دوباره

بنام خداي كه آفريد انسانها را و درونشان لانه اي ساخت كه گاهي روياهايشان در آن جاي گيرد؟ 

سلام خدمت همه دوستان و بزگواران و همه هم ولايتي هاي خوب و دوست داشتني 

چند وقتي بود فرصت نمي شد تا در خدمتتان باشم اما اينك دوباره دلم را راهي ديار آرامش كردم. 

 

روزهاي محرم يكي پس از ديگري طي مي شد.شهر پربود از پرچم و بنر هايي كه اسامي اهل بيت  

روي آن حك شده بود.غروب كه از راه مي رسيد دلم هوايي مي شد به دياري مي رفت كه خيلي 

دور بود نمي دانم چرا؟احساس مي كردم دلم را در كوچ باغ هايي كاشته ام كه هر محرم سبز مي شود. 

ازمحل كار كه خارج مي شدم هيات هايي مي ديدم كه با پارچه هاي مشكي آراسته شده بودند. 

اما آنقدر شهر برايم غريب بود كه هيچ چيز ارامم نمي كرد. هميشه ياد روزهايي آبادي  در اين  

ايام سخت آزارم ميدهد. يادش بخير غروب ها مي رفتم مسجدجارو مي كردم و سمار نفتي بزرگ را روشن  

مي كردم. پدر بزرگ خدا بيامرزم هميشه پاي ثابت مسجد بود براي شروع تعذيه و نوحه خواني ثانيه شماري  

ميكردم تا زودتر از مردم پذيرايي كنم. روز تاسوعا كه مي شد الم گرداني براي خودش داستاني بود . 

اما اينك همه آنها فقط يك خاطره شده است.و حالا ثانيه شماري مي كنم براي تاسوعا تا چند  

عكس يادگاري بگيرم و همه آن خاطرات را زنده كنم. 

 

ایام محرم هر سال یادآور خاطرات کودکی است. روزهایی که لباس‌های 
 
 مشکی به تن مان می‌کردند و عاشقانه در مراسم عزاداری شرکت  
 
می‌کردیم.روزهایی که در ذهن بسیاری از ما سؤال‌هایی درباره امام  
 
حسین(ع)، کربلا، روزعاشورا، شهادت، اسارت و... به وجود می‌آورد  
 
و پدران و مادران ما در حالی که اشک می‌ریختند پاسخ سؤالات  
 
ما را می‌دادند.  

 

 یکی از نعمت‌ها و موهبت‌های جامعه ما این است که در ایام خاص دچار 

 تغییر و تحول می‌شود و فرصت‌های بی‌نظیر تربیتی پیدا می‌شود. 

  

کودکان و نوجوانان در این ماه سهم ویژه‌ای دارند. مهمترین شرکت‌کنندگان  

در عزاداری‌های محرم، کودکان و نوجوانان هستند و آن‌ها می‌توانند  

بیشترین بهره را بگیرند و آینده جامعه را با سبک زندگی حسینی 

 و با معرفت امام حسین (ع) بسازند 

 

خانواده‌ها باید توجه داشته باشند اگر می‌خواهیم برخی از آسیب‌های 

 اجتماعی و فردی در خانواده و همچنین کودکان اصلاح شود  

باید از این ماه استفاده کنیم.

تسليت به خانواده هاي مرحوم مشهدي محمد خلت آبادي فراهاني فرزند

(( انا لله و انا الیه راجعون ))

گرمی آغوش مهرش را ندارد آفتاب
مهربان تر دیگر از مادر، خدای مادر است

متاسفانه با خبر شديم سركارخانم بطول علي آبادي فراهاني همسر مرحوم مشهدي محمد خلت آبادي فراهاني به رحمت خدا رفته؟ تسليت به خانواده هاي محترم آن مرحوم، الخصوص به فرزندان گرامي،دامادها و دختران زحمت كش و خانواده كاميار و همه هم ولايتي هاي صبور و دوست داشتني و اميدوارم كه سايه بلند الطاف الهي هميشه بر آنها مستدام باشد و براي آن مرحومه از خداوند منان طلب آمرزش دارم.

دامن از دست من خسته مکش، ای مادر

که پناه من و دل، گوشه ی دامان تو بود

با چه سرگرم کنیم دیده و دل را که مدام

دل تو را می طلبد، دیده تو را می جوید


 

 

تسليت به خانواده هاي مرحوم مشهدي ابوالفضل كمركي فراهاني فرزند تقي

(( انا لله و انا الیه راجعون ))

متاسفانه با خبر شديم مشهدي ابوالفضل كمركي فراهاني به رحمت خدا رفته؟

جناب آقاي عباس و علي عزيز از شنیدن خبر فوت پدر بزگوارتان بسیار متاثر شدم بنده این واقعه دردناک رو خدمت شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض می کنم واز درگاه خداوند متعال برای شما دوستان و هم ولايتي هاي خوب صبر مسالت دارم و ما رو هم در غم عزیز از دست رفته تان شریک بدونید.

تسليت به خانواده هاي محترم آن مرحوم، الخصوص به فرزندان گرامي دوست عزيز جناب آقا داريوش و همه هم ولايتي هاي صبور و دوست داشتني و اميدوارم كه سايه بلند الطاف الهي هميشه بر آنها مستدام باشد و براي آن مرحوم از خداوند منان طلب آمرزش دارم.

تقديم به فرزندان آن مرحوم:

 روح پاكت با اميرالمؤمنين محشور باد

خانه قبرت ز الطاف خدا پر نور باد

اي چراغ زندگاني اي پدر يادت بخير

 خاطرت در باغ فردوس برين مسرور باد

تسليت به خانواده هاي مرحوم حاج صفرعلي زنگاركي فراهاني(درگذشت همسر ايشان )

(( انا لله و انا الیه راجعون ))

متاسفانه با خبر شديم همسر مرحوم حاج صفرعلي زنگاركي فراهاني به رحمت خدا رفته؟

جناب آقايان:داود، محمد فاضل،رضا،جعفر ومجتبي عزيز از شنیدن خبر فوت مادرتان بسیار متاثر شديم بنده این واقعه دردناک رو خدمت شما و خانواده محترمان تسلیت عرض می کنم واز درگاه خداوند متعال برای شما دوستان و هم ولايتي هاي خوب صبر مسالت دارم و ما رو هم در غم عزیز از دست رفته تان شریک بدونید.

تسليت به خانواده هاي محترم آن مرحومه، الخصوص به فرزندان گرامي  و دامادهاي گرام و همه هم ولايتي هاي صبور و دوست داشتني و  اميدوارم كه سايه بلند الطاف الهي هميشه بر آنها مستدام باشد و براي آن مرحومه از خداوند منان طلب آمرزش دارم.

عيدسعيد فطر مبارك سال 1393

کم کم غروب ماه خدا دیده می شود

صد حیف ازین بساط که برچیده می شود

 در این بهار رحمت و غفران و مغفرت

خوشبخت آنکسی ست که بخشیده می شود

 عيد سعيد فطر برهمه مسلمانان و الخصوص هم ولايتي هاي خوب و دوست داشتني تبريك و تهنيت باد.

 عيد فطر روزى است كه خداوند آن را از ميان ديگر روزها بر گزيده است و ويژه هديه بخشيدن و جايزه دادن به بندگان خويش ساخته و آنان را اجازه داده است تا در اين روز نزد حضرت او گرد آيند و بر خوان كرم او بنشينند و ادب بندگى بجاى آرند، چشم اميد به درگاه او دوزند و از خطاهاى خويش پوزش خواهند، نيازهاى خويش به نزد او آرند و آرزوهاى خويش از او خواهند ونيز آنان را وعده و مژده داده است كه هر نيازى به او آرند، بر آوره و بيش از آنچه چشم دارند به آنان ببخشند و از مهربانى و بنده‏ نوازى، بخشايش و كارسازى در حق آنان روا دارد كه گمان نيز نمى‏برند. از سخنان معصومين(ع) چنين مستفاد مى‏شود كه روز عيد فطر، روز گرفتن مزد است. و لذا در اين روز مستحب است كه انسان بسيار دعا كند و به ياد خدا باشد و روز خود را به بطالت و تنبلى نگذراند و خير دنيا و آخرت را بطلبد.

 تا ز رویت گرفته ام روزه جز به یادت نکرده ام افطار چقدر سخت است که این عزیزترین عید را بدون آن عزیزترین غایب از نظر بگذرانیم … اللهم عجل لولیک الفرج

اگر تنهاترين تنهايان شوم، باز هم خدا هست

ماه مبارك رمضان سال 1393

بنام خالق يكتا

حلول ماه مبارک رمضان، ماه رحمت و برکت و غفران برهمه دوستان و الخصوص هم ولايتي ها مبارک باد . . .

خدا را بی نهایت شاکریم که از خزانه ی موهبت و الطاف بی کران خود بر ما منت نهاد تا دگرباره بتوانیم این ماه پر برکت و پر فضیلت را درک نماییم؛ ماهی که خداوند متعال در شأن آن می فرماید: «شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن هدی لناس و بینات من الهدی و الفرقان...» (ماه رمضان (ماهی است) که در آن برای راهنمایی مردم و بیان راه روشن و هدایت و جدا ساختن حق از باطل ، قرآن نازل شده است.)

صیام، طلیعه ی قیام است و صائمین، طلایه داران سپاه قائم آل یاسین (عج).در بهار وصل سالکانیم و توفیق حضوری دوباره در حلقه ی صالحان و دلدادگان دلارام یافته ایم و این شایان شکر در آستان خالق است. دل هایمان را فرش راه یار می کنیم و با سوز عاشقانه و ترنم واژه های زلال وحی، قدوم بهار یاران و فصل وصل بهاری دلان را خوشامد می گوییم. در ماه قربت و غفران، حجاب های ظلمت و نور، زدوده شده، جمال بی مثال نگار در رواق دیدگان دلدادگان، هویدا خواهد شد. بیایید حضورمان در میهمانی خدا را باور کنیم، غبار خود از خود بروبیم و در جریده ی رمضان ثبت نام کنیم.

کوله بارت بر بند.... شاید این چند سحر فرصت آخر باشد... که به مقصد برسیم... شناسیم خدا را و بفهمیم که یک عمر چه غافل بودیم!!

 خدایا قرار ده روزه ام را در این ماه روزه، روزه داران واقعى و شب زنده داری ام را نیز مانند شب زنده داران و بیدارم کن در آن از خواب بی خبران و گناهم را بر من ببخش اى معبود جهانیان و درگذر از من اى درگذرنده از گناهکاران . . . التماس دعا ما را فراموش نكنيد از دعاي سحري ؟

تسليت به خانواده هاي مرحوم مشهدي محمد خلت آبادي فراهاني فرزند ابراهيم

بسم‌ الله الرحمن الرحیم

"انالله و اناالیه راجعون"

 فرزندان صبور و دلسوز مادر آقايان عباس، علي،ابازر ، مجتبي ، داود، حسين ، جعفر و تنها دختر :

غم غريبي است، مشيت الهي چنان تقدير يافت كه آن عزيز از دست رفته سر بر آستان جانان نهد. اندوه جانفرسايي است اما، تسليم تقدير او بايد بود. خبر درگذشت مادر عزيز و گرامی و مکرمه شما موجب تأسف و تألم خاطر گردید. ضمن عرض تسلیت، برای آن مرحومه مغفوره رحمت و آمرزش الهی و برای شما و خانواده گرامیتان صبر، بردباری و طول عمر همراه با عزت و سربلندی از درگاه خداوند سبحان مسئلت داریم.

 تسليت به همه دوستان و اقوام و الخصوص هم ولايتي هاي خوب و بياد ماندني

شعر مادر تقديم به همه مادران زحمت كش و فراموش نشدني الخصوص به مادر شما فرزندان دوست داشتني كه از مادر غافل نشديد:

تو را می ستایم که دستان گرم و لطیفت همیشه تیشه ی شکننده ی یخ های درون من است...

تو را می ستایم که با اشک های نیلگونت نهال کوچک و ناتوانی را پروراندی که از وجود خودت ریشه گرفته...

و اکنون این همان نهال ناتوان است که از سخاوت تو شاخ و برگ گرفته... می خواهم آن زمینی باشم که زیر قدم های تو گسترده شده...

می خواهم آن آفتابی باشم که روشنی را به خانه ی دلت به ارمغان می آورد...

می خواهم آن دریایی باشم که غم های دل پاک و ساده ات را در خود می بلعد... می خواهم آسمان باشم...

می خواهم ابر باشم تا سایبانت شوم... می خواهم درخت باشم تا شیرینی میوه هایم گوارای وجودت باشد...

می خواهم رود باشم تا دلتنگی هایت را با خود ببرم... تا هستی ام را جاری سازم و گوش تو را نوازش دهم...

می خواهم در زلال اشک هایت محو شوم تا غبار دیده هایت را بشویم... تو را می ستایم که با صدای شیرین و بی ابهامت برایم ترانه ی زندگی می سرایی، ترانه ی هستی می سرایی که باشم... که بدانم هستم... تو را می ستایم که لالایی بی آلایش تو آرامش را به چشمان من هدیه می کند... تو را می ستایم... تو را می ستایم که همواره آغوش گرمت پذیرای جسم خسته ام است... تو را می ستایم که همواره تپش عاشقانه ی قلبت نوازشگر آشنای روح پر درد من است...

و تسليت به دوست و هم كلاسي و شريك همه خاطرات جواني جناب آقاي جعفر خلت آبادي.

تسليت به خانواده هاي حاج رحمت اله خلت آبادي فراهاني

کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذو الجلال و الاکرام

و هر از گاه در گذر زمان در گذر بی صدای ثانیه های دنیای فانی،جرس کاروان از رحیل مسافری خبر می دهد که در سکونی، آغازی بی پایان را می سراید» درگذشت حاج رحمت اله خلت آبادي فراهاني بزرگ خاندان خانواده هاي خلت آبادي فراهاني رابه فرزندان وخانواده محترمشان تسلیت عرض نموده برایشان از درگاه خداوند متعال مغفرت ، وبراي سایر بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل خواهانم .

جناب آقايان نبي اله ، حمداله و الخصوص دوست ،هم كلاسي ، هم بازي سال هاي فراموش نشدني و همسايه گرامي جناب آقاي محمد حسن خلت آبادي فراهاني درگذشت پدرتان چنان سنگین و جانسوز است که به دشواری به باور می‌نشیندولی در برابر تقدیر حضرت پروردگار چاره‌ای جز تسلیم و رضا نیست این ماتم جانگداز را به شما فرزندان صبور و زحمت كش تسلیت عرض نموده و برای آنان صبر و اجر و برای آن عزیز سفرکرده علو درجات طلب می ‌کنم .

نیمه شعبان عید منتظران و چشم براهان برهمه مسلمين مبارك

خجسته میلاد یگانه عدالتگر و منجی عالم بشریت، حضرت مهدی صاحب الزمان(عج) بر شما دوستان الخصوص هم ولايتي ها مبارک باد

نیمه شعبان عید منتظران و چشم براهان است. روزیست که در آن ندای خوش الحان رهائی و دورنمای منتظر زیبائی، یکرنگی، جانها را به هیجان می آورد. روزی که منتظران راستین مولودش، جشن ها و شادمانی ها بر پا می کنند، شادند چرا که تولد امامشان است و جشن می گیرند، چرا که میلاد عدالت است ...

کسی می آید از یک راه دور آهسته آهسته

شبی هم می کند زینجا عبور آهسته آهسته

غبار غربت از رخسار غمگین دور می سازد

و ما را می کند غرق سرور آهسته آهسته

 دل دریایی ما را به دریا می برد روزی

 به سان ماهی از جام بلور آهسته آهسته

ازین رخوت رهایی می دهد جانهای محزون را

 درونها می شود پر شوق و شور آهسته آهسته

 نسیم وحشت پاییز را قدری تحمل کن

بهار آیداگر باشی صبور آهسته آهسته

 کسی می آید و می گیرد احساس خدایی را

ز انسانهای سرشار از غرور آهسته آهسته

 فنا می گردد این تاریکی و محنت ز دنیامان

 ز هر سو می دمد صدگونه نور آهسته آهسته

به سر می‌آید این دوران تلخ انتظار آخر

و ناجی می کند اینجا ظهور آهسته آهسته

 زالطاف خداوندی حضورش را تمنا کن

 که او مردانه می یابد حضور آهسته آهسته

 و با اميد همان روز خدا در همين نزديكي هاست خدا نگهدار

تصاويري از بهار93 در روستاي من

بنام خدا و سلام بر همه دوستان و هم ولايتي ها

چند عكس يادگاري از كوچه باغ هاي خاطرات تقديم به شما خوبان:

سالي را باتمام تلخيها وشيرينيهايش پشت سر گذاشتيم ودر ميان روزهاي گذشته

تجربه هاي سخت را تجربه كرديم واز زمان گذر كرديم تا به سالي جديد وارد شويم

 وارد بهار شديم كه نشانه سر سبزي  واميد وزندگي دوباره وتولدي ديگراست

با سبزشدن درختهاي خشكيده  خدا به ما مي آموزد كه زندگي سرتاسر اميد است و

هر لحظه زندگي ميتواند برايمان بهاري باشد پس همچون درختان خشكيده بهاررا

درك كنيم واز نو بشكفيم.

 

البته من خودم عاشق پاييزم وخيلي هم خاطره دارم بهار را هم دوست دارم.

ولي گفتم اونهايي كه بهار و دوست دارن ميتونن با دلخوشي

 هاشون از پاييز يه بهار جانانه بسازند .

قدر خوشي هاي زندگيتون بدونين . به خدا ما آدمها يه جوري

هستيم كه تا يه اتفاق بد نيافته نميفهميم كه لحظه هاي خوب

 چه ارزشي دارند .

دفتري بود كه گاهي من تو،مي نوشتيم در آن از غم وشادي و روياهامان ،از گلايه هاي كه ز دنيا داشتيم، مي نوشتم از تو :كه اگر با تو قرارم باشد. تا ابد خواب به چشم من بي خواب نخواهد آمد؟

 

اینجا روستاي من...دو قدم مانده به آسمان...اینجا خلت آباد سپید و صادق اینجا آب زلال و روان ، كوچه باغ و عاشق...

و من... پشت دریا آبادي یست...قایقی باید ساخت...

قایقم را ساختم...پشت آبادي هستم...بکر بکر...سبز سبز...رو به غروب درب خندك که مرا به وادی شوق دعوت میکند...

من اینجا...درست در یک قدمی طراوت...درست در یک قدمی سادگی...

من اینجا در سکوت مطلق سبزه زار...در طراوت مستقیم بهار...در زیر نم نم بارانی که بوی نمناکی زمین را به رخم میکشد...

من اینجا در آشیانه ای که بوی تازگی میدهد...من و پرنده ها منو آسمون...منو درختها...منو كلاغ ها...

اما افسوس كه ديگر بايد بروم به همان جايي كه...؟؟؟

خدا درهمين نزديكي هاست و هميشه بهاري باشيد.

تسليت به خانواده هاي مرحوم قاسم خلت آبادي فراهاني فرزند مرحوم غلام حسين

پدرم بارش باران خدا بود
پدرم حاکم پيمان وفا بود
پدرم جلوه ايمان و رضا بود
پدرم بر سر ما مرغ هما بود
پدرم در همه حال کارگشا بود
پدرم آيت آينده ما بود

تسليت به خانواده هاي مرحوم قاسم خلت آبادي فراهاني فرزند مرحوم  مشهدي غلام حسين جليل خان خلت آبادي

تسليت به تنها يادگارمرحوم مادر مكرمه شان ، همسرمحترم ، فرزندان ، برادران و همه هم ولايتي هاي خونگرم  و اهالي روستاي خلت آباد

اما از زبان فرزندان آن مرحوم:

نمی دانم چه بنویسم و چه بگویم زبانم خاموش اما دلم فریادها دارد.

 

پدر صدای گریه ام از دوری توست و چقدر غم انگیز است ثانیه های زندگی و زندگی کردن بی حضور تو ...

 این روزها که می گذرد نگاهم فقط به قاب عکسی دل خوش است که تو در آنی و خاکی که وجودت را در بر گرفته اما نمی شود باور کرد که تو دیگر از سفر نمی آیی و ما نباید منتظر بمانیم نه نمی شود باور کرد چقدر داغ بزرگی است نبود تو و حرف های ناگفته ی من و تو ...

جای خالیت به اندازه تمام آسمانهاست پدر قرار نبود که این بار بر نگردی داغ بزرگی است نبود تو و من دلتنگم دلتنگ یاد و نام تو ...

و حال من مانده ام و درد، درد بی پدری و هر روز شکسته و شکسته تر می شوم و فاصله ها کمر شکن .

صدای تیک تاک ساعت یعنی دیگر منتظر ...

 

بهمن ماه سال 1392 درگذر زمان

بنام خداي مهربان وصلوات برمحمد و آل محمد(ص)

سلام بردوستان و هم ولايتي هاي  خوب و دوست داشتني

جاي همگي شما خالي ،رفته بودم آبادي من كه خيلي هم خوش گذشت. هوا بسيار خوب و سكوت كوچه باغ ها حال و هوايي داشت . چند عكس يادگاري گرفتم و تقديم به همه شما دوستداران طبيعت و آبادي .اما يك شعر زيبا تقديم مي كنم به همه پدر هاي خوب مهربان الخصوص به مرحوم مشهدي اسدالله برزآبادي فراهاني كه اين روزها چندمين زمستاني است كه به رحمت خدا رفته است:

خسته و دلگير در شهري غريب

مانده ام لبــــــريز از دلـــواپسي

دل پر از حال و هواي دوستــان

يـــاد از دوران شــاد اطلســـــي

يــــاد دوران رفاقتهــــــــاي دور

دوستـــــان عاشق و خيلي صبور

يــــادآن باران نم نم روي خــــاك

عاشقــــــان ساده با دلهاي پـــاك

ديگر امروز آن رفاقتها كجــاست؟

دوستان روي سخنها با شمــاست

مانده ام در سوگ اين دل مـردگـي

روزهــــاي پرسه در افســـردگـي

پس چه آمـــد بر سر آن زنـدگــي

سهـــم دلهامان همه شرمنـــدگــي

دوستـان رفتند و ما تنها شـــديم؟!

يا كــه ما مانديم و بي فردا شــديم

كاشـــكي ميشد دوباره گريـــه كرد

خاطــری از خاطــراتم زنــــده کرد

کاشکی می شد در این فصل غریب

لحظــه اي اندوه را شرمنـــده كرد

 درانتها اگرپيشنهاد و انتقادي باشد با ديده منت مي پذيرم و اميدوارم كه با راهنمائي هاي دوستان وبلاگ بهتري داشته باشيم.

خدا در همين نزديكي هاست و خدا نگهدار

«17ربیع الاول: ولادت پیامبر اکرم(ص) و امام صادق و هفته وحدت»

ولادت پیامبر اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلّم)

حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله در عام الفیل ( سال 570 میلادی ) در ماه ربیع الاول دیده به جهان گشود.مورخان شیعه، ولادت پیامبر اکرم را در صبح جمعه‌ی هفدهم ربیع الاول و اکثر علمای اهل سنت، در روز دوازدهم همان ماه می‌دانند.
پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در شهر مکه، واقع در منطقه حجاز، در شبه جزیره عربستان متولد شدند. زمان ولادت ایشان مقارن با دوران جاهلیت بود.

محمّد وارث پیغمبران است / که او سلطانِ شهرِ دلبران است

به حق فرمود حق لایزالی / محمّد علت خلقِ جهان است …

ز آسمان دل من خورشید و مه برآمد
شب میلاد احمد(ص) با پور حیدر آمد
همه شادی نمایید که میلاد نبی شد
جلوه ی نور صادق ز بعدش منجلی شد

***************************************************

امام‌ صادق‌ ( ع‌ )
حضرت‌ امام‌ جعفر صادق‌ عليه‌ السلام‌ رئيس‌ مذهب‌ جعفرى‌ ( شيعه‌ ) در روز 17ربيع‌ الاول‌ سال‌ 83 هجرى‌ چشم‌ به‌ جهان‌ گشود .
پدرش‌ امام‌ محمد باقر ( ع‌ ) و مادرش‌ "ام‌ فروه‌" دختر قاسم‌ بن‌ محمد بن‌ ابى‌ بكر مى‌باشد.
كنيه‌ آن‌ حضرت‌ : "ابو عبدالله‌" و لقبش‌ "صادق‌" است‌ . حضرت‌ صادق‌ تا سن‌ 12 سالگى‌ معاصر جد گراميش‌ حضرت‌ سجاد بود و مسلما تربيت اوليه‌ او تحت‌ نظر آن‌ بزرگوار صورت‌ گرفته‌ و امام‌ ( ع‌ ) از خرمن‌ دانش‌ جدش‌ خوشه‌چينى‌ كرده‌ است‌ .

چون از افق برآمد، نور امام صادق

شد صبح عالم آراش، بر شام تیره فائق

عيد عاشقان رابه همه  دوستان و هم ولايتي هاي مهربان تبريك  مي گوييم؟ 

زندگی در گذر آینه ها ي آبادي من

با سلام برهمه دوستان و هم ولايتي هاي خونگرم  

دوستانيکه به وبلاگ سر ميزنند و دور از روستاي كوچك ما زندگي مي کنند اما همگي يه روزایی  توي روستا زندگي میکردن...
بد نيست چند تا عكس قديمي و خاطره انگيز را بگذارم براي ياد آوري خاطرات گذشته خاطره از هر چيزي ..از مردم ...از کودکيها ..از همکلاسيها ..
.از حوادثي که توي روستا رخ داده ...از هر چيزي....
  
           

       
آباديم را دوست دارم
      من اين سراي شاديم را دوست دارم
          هر کوچه اش....پس کوچه اش...
              هر خانه اش را ..

               از عمق جان
                 
با هر نفس
               
من دوست دارم...

ای کاش آبادي من ما همان جايي بود که در زمستان ها مردم برای پارو كردن برف پشت بام ها به همديگر كمك مي كردند .

ای کاش آبادي من ما همان جايي بود که در کوچه هایش به جای صدای ویراژ موتور ها ،ماشين ها صداي قار قار كلاغ ها بود...

ای کاش آبادي ما همان جايي بودکه قدیمی هاازآن تعریف می کردندوهميشه خاطراتش زنده باشد

 

ای کاش آبادي ما همان جايي بود که هیچ وقت مردمانش آسيب نبيند تا غریبه ای در كوچه هایش پرسه بزدند؟

 اين اشعار تقديم به همه پدران و گذشتگان آبادي من كه روزگار آينه زندگي ما بودنند:

زندگی در گذر آینه ها جان دارد

با سفرهای پر از خاطره ایمان دارد

زندگی خواب لطیفیست که گل می بیند

اضطراب و هیجانیست که انسان دارد

زندگی کلبه ی دنجیست که در نقشه ی خود

دو سه تا پنجره رو به خیابان دارد

گاه با خنده عجین است و گهی با گریه

گاه خشک است و گهی شر شر باران دارد

زندگی مرد بزرگیست که در بستر مرگ

به شفابخشی یک معجزه ایمان دارد

زندگی حالت بارانی چشمان تو است

که در آن قوس و قزح های فراوان دارد

زندگی آن گل سرخیست که تو می بویی

یک سرآغاز قشنگیست که پایان دارد

 

خدا در همين نزديكي هاست و خدا نگهدار؟

 

ماه صفر سال 1392

بسم الله الرحمن الرحيم

اعمال ماه صفر

امروز مصادف با آغاز ماه صفر دومين ماه قمري است؛ ماهي كه به نحوست معروف است .
به گزارش مشرق، ماه صفر كه بنا به روايتي ، روز اول آن روز واردشدن كاروان اسراي كربلا به شام است و حوادث تلخ ديگري از جمله شهادت دختر 3 ساله امام حسين (ع)،رحلت جانگداز پيامبر اكرم (ص) در روز 28 اين ماه  واقع شده و پايان ماه نيز مصادف با شهادت هشتمين پيشواي شيعيان امام رضا (ع) مي باشد.
چرا صفر را صفر ناميده اند؟
در نامگذاري اين ماه، دو وجه ذكر كرده ‏اند:
1. از «صُفْرَة (زردي)» گرفته شده؛ زيرا زمان انتخاب نام، مقارن فصل پاييز و زردي برگ درختان بوده است.
2.از «صِفْر (خالي)» گرفته شده؛ زيرا مردم پس از پايان ماه‏هاي حرام، رهسپار جنگ مي‏ شدند و شهرها خالي مي‏ شد.
اين ماه، معروف به شومي و بدشگوني است. از پيامبر اكرم (ص) درباره ماه صفر، چنين نقل شده است:
هر كس خبر تمام شدن اين ماه را به من دهد، بشارت بهشت را به او مي‏دهم.
برخي اعمال ماه صفر
1-در اين ماه، به دادن صدقه اهتمام بيشتري شود
 پيامبر اكرم (ص) در باب صدقه دادن مي فرمايند : " لبخند تو بر روي برادرت صدقه است ، امر به معروف و نهي از منكر كردنت صدقه است ، رهنمايي كسي كه راه را گم كرده صدقه است و دور كردن سنگ و خا ر و استخوان از راه صدقه است . "
2-براي ايمني از بلاها، دعاي زير هر روز ده مرتبه خوانده شود:
يا شَديدَ الْقُوي‏ وَيا شَديدَ الْمِحالِ يا عَزيزُ يا عَزيزُ يا عَزيزُ ذَلَّتْ بِعَظَمَتِكَ جَميعُ خَلْقِكَ فَاكْفِني‏ شَرَّ خَلْقِكَ يا مُحْسِنُ يا مُجْمِلُ يا مُنْعِمُ يا مُفْضِلُ يا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَكَ اِنّي‏ كُنْتُ مِنَ الظَّالِمينَ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَنَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنينَ وَصَلَّي اللَّهُ عَلي‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ‏ الطَّيِّبينَ الطَّاهِرينَ! (مفاتيح الجنان)
اي سخت نيرو، و اي سختگير! اي عزيز، اي عزيز، اي عزيز! خوارند از بزرگي‏ات همه خلقت. پس كفايت كن از من شرّ خلق خودت را، اي احسان بخش! اي نيكوكار! اي نعمت بخش! اي عطا دِه! اي كه معبودي جز تو نيست! منزّهي تو! به راستي من از ظالمانم. اجابت كرديم برايش و نجاتش داديم از غمّ و همچنين نجات دهيم مؤمنان را، و رحمت كند خدا بر محمّد و آل پاك و پاكيزه‏اش!
3-ـ «سيّد بن طاووس» نقل كرده است: در روز سوم ماه صفر، دو ركعت نماز بخوان كه در ركعت اوّل سوره «حمد» و سوره «انّا فتحنا» (فتح) و در ركعت دوم سوره «حمد» و سوره «توحيد» قرائت شود و پس از سلام نماز، صد بار صلوات بفرست و صد بار آل ابى سفيان را لعنت كن و صد مرتبه استغفار نما و آنگاه حاجت خويش را از خداوند بخواه. (ان شاء اللّه به هدف اجابت مى رسد).( اقبال، صفحه 587)
4ـ در روز اربعين (بيستم ماه صفر) زيارت امام حسين(عليه السلام) مستحبّ است و مورد تأكيد قرار گرفته. در روايتى كه «شيخ طوسى» از امام حسن عسكرى(عليه السلام) نقل كرده، چنين آمده است: نشانه هاى مؤمن پنج چيز است: به جاى آوردن پنجاه و يك ركعت نماز (17 ركعت نماز واجب و 34 ركعت نافله) و زيارت اربعين (امام حسين(عليه السلام)) و انگشتر را بر دستِ راست نهادن، و پيشانى را به هنگام سجده بر خاك گذاردن و بسم الله الرّحمن الرّحيم را در نماز بلند گفتن.

فرا رسيدن ماه صفر، ماه حزن و اندوه اهل بيت(ع) را بر عاشقانشان تسليت عرض مينماييم.

التماس دعا

 

درخواست كمك و مساعدت

با سلام و دورد برهمه هم ولايتي ها

با توجه به انتخاب اعضاي شوراي اسلامي روستا و دهيار جديد و تلاش اين دوستان كه در بدو ورود زدن تابلو ها جهت نشانگر شدن كوچه هاي آبادي و همچين قراردادن سطل هاي زباله بزرگ در ميادن آبادي و كوچه ها كه بايد از اين دوستان نيز تشكر و قدرداني كرد.

در ضمن مقرر گرديد كه كوچه ها و گذر هاي ورودي آبادي ماسه ريزي شود آنهم ۴۰ كاميون ماسه و بالاس در مكان هاي مختلف تخليه شده است. با توجه به اندك بودجه موجود  دهياري و شورا همه دوستان و هم ولايتي ها كه براي آباداني اين روستا زحمت كشيده و سرخير نيز بوده اند تقاضا مي شود به اندازه  توانايي هايشان كمك نمايند. در ضمن شماره حساب  بانك ملي ۰۱۰۳۲۱۴۷۸۵۰۰۰بنام حميد فراهاني( رئيس شوراي اسلامي روستاي خلت آباد) پرداخت تا امكان تهيه غلطك و ديگر لوازم مورد نياز تهيه گردد. با تشكر از همه دوستان

محرم 1392 در آبادي من

 
اى که دل ها همه از داغ غمت غمگین است
وى که از خون تو صحراى بلا رنگین است
نرود یاد لب تشنه ات از خاطره ها
هر که را مى نگرم از غم تو غمگین است
 
 

قیامت بی حسین غوغا ندارد"شفاعت بی حسین معنا ندارد"حسینی باش که در محشر نگویند"چرا پرونده ات امضاء ندارد

ماه خون ماه اشک ماه ماتم شد ، بر دل فاطمه داغ عالم شد .

این است که عزا برای امام حسین بن علی (ع) تمامی ندارد. کربلا تنها یک حادثه نیست بلکه یک واقعه است که انسانهای بسیاری در طول چهارده قرن در این مکتب تربیت شده اند.

فراموش نکنیم که اگر عشقی در دل نسبت به خاندان اهل‌بیت علیهم‌السلام داریم ریشه‌اش را باید در خاطرات همین روزها جستجو کنیم.

ادامه مطلب را مشاهده بفرمائيد:

ادامه نوشته

ياد ها و خاطره هاي بياد ماندني

بنام آفريدگار دوستي و مهرباني ها

پاییز با دیگر فصل ها تفاوت دارد. یعنی خودش را متمایز می کند. غرور و دلفریبی اش خوب دلبری می کند. پاییز به خش خش برگ ها و صدای باران نیست که عاشقانه می آید و می رود، به حس غریبی است که تو را برمی دارد، به كوچه باغ هاي آبادي مي رساند  می برد و وقتی به خودت می آیی که ساعت ها قدم زده ای زیر نیلگون، که نه، خاکستری آسمان پاییزی.

اصلا توی خاطرات هر کسی که سرک بکشی ردپای پاییز را می بینی، حادثه ای هست که از فصل پاییز شروع شده باشد، حسی هست که در فصل پاییز تمام شده باشد، اتفاقی هست که در فصل پاییز افتاده باشد. اصلا پاییز یک گرد توی هوا پخش می کند و تا به خودت می آیی می بینی روی همه چیزت نشسته؛ روی فنجان چای​بخار کرده ات، روی شیشه جلویی تاکسی پنچر شده کنار اتوبان، روی چترهای سیاه و سرخ و سبز، روی دست های مفرد و تنها، روی آسمان ابری و خاکستری، روی رنگ بندی گرم درخت های تنک، روی... این گرد، گرد دلتنگی است.

درست تر آن می شود که بگوییم گرد دلتنگی خوشایند. حالا می خواهد این دلتنگی مال روزهای مدرسه باشد یا مثلا فراغ یار. روی هر چیز که بنشیند مبتلایش می کند به حس غریبی که پاییزی می خوانندش. اصلا پاییز پر است از تناقض؛ گرم است و سرد، عاشقانه است و فراغ به بار می آورد.

به آسمان که نگاه کنی آنقدر ابرها ضخیم اند که نمی توانی تشخیص دهی خورشید در کدام زاویه قرار گرفته! آسمان پاییزی ابری است و بارانی نیست، گرفته است و دلت را باز می کند و بوی مدرسه می دهد و تنبلی تابستان را به باد می دهد. همین تناقض هاست که آدم را مبتلا می کند و دلبسته پاییز، این فصل هزار رنگ و دلفریب ...

گاهی عمر تلف میشود به پای یک احساس

گاهی احساس تلف میشود به پای یک عمر

وچه عذابی میکشد

انکس که هم عمرش تلف میشود هم احساسش..

و اما گذر زمان : 

متوجه گذر زمان در این چند قدم نشدم ...

از کودکی تا بزرگسالی ...

تا چشم بر هم زدم , وارد دنیائی شدم که نه شباهتی به دنیای من دارد ...
...

و نه اطرافیانم همان همبازیهای صاف و سادۀ خودم هستند .

می خواهم این چند قدم را به عقب برگردم اما حیف که نمیشود .

همه جای جاده زندگی نوشته اند " دور زدن ممنوع " ...
 
اما كلام آخر:

پاییز دلگیر نیست ، دلم گیرِ پاییز است …
چه بايد كرد.؟

 

در كوچه سار آبادي با روزهاي مهر 92

بنام آفريدگار غروب هاي دلتنگ كوچه هاي كاهگلي آبادي

عكس هاي يادگاري در روزهاي مهر و بياد مدرسه و خاطرات گذشته و دوران جواني تقديم به همه هم ولايتي هاي مقيم تهران و ديگر شهرايران

اين عكس در مهر سال ۹۲ عصر عيد قربان گرفته شده است.

مهر ۹۲

 

دو دوست و ياور قديمي در عصر عيد قربان مهر ۹۲

چيدن گندم در آبادي  دشت اربابي تابستان ۹۲

اين عكس مربوط به پينو مي باشد تابستان ۹۲

البته تشكر مي كنم از دوست و هم ولايتي خوب آقا رضا كه از طريق ايميل اين تصاوير زيبا را ارسال مي كند.

روزهاي ماندگار در تابستان 92 در آبادي من

 

بنام خداي دوستي ها

 کسی باش که عمری با تو بودن، یک لحظه، و لحظه ای بی تو بودن، یک عمر باشد .

تمام غصه هایم ،

از این است ،


که قصه ی زندگی ام را ،

از زبان  کسی بشنوم ،

که قصه ی زندگی خود را ،

از زبان دیگران شنیده است .

انسان مجموعه ای از آنچه که دارد نیست؛
بلکه انسان مجموعه ای است از آنچه که هنوز ندارد، اما می تواند داشته باشد .

 

مهربانيت را به دستي ببخش ؛ که مي داني با او خواهي ماند ....

وگرنه حسرتي مي گذاري بر دلي که دوستت دارد ... !!!


ما هیچگاه ،

غم را ،

 دوست نداشتیم .


ولی ،

لحظاتی از زندگی ،

آنقدر ،

از شادی متنفر می شویم ،

که تنها  آرامش ما ،

گریه می شود .

این روزها میگذرد 

.

.

.

ولی من از این روزها نمیگذرم..!

روز پر معنایی بود .

امروز ،


جمله ی پر مهر ،

دوستت دارم را ،

از زبان کسی شنیدم ،

که معنایش را ،

درک کرده بود .

ولی ،

سواد نوشتنش را نداشت .

چندیست ز یـــــــــــاران قدیمــــــــــــی خبری نیست
از آن همه خوبــــــــــی و محبت اثـــــــــــــری نیست

چشــــــــــمم به در و گـــــــــــــوش و دلــــم تنــــــگ
در "کوچــــــــــــه ی تنهایی " من رهگـــــــذری نیست ... !

درد ،

آرام ، آرام ،

چگونه شکستن را ،

به تو می آموزد .

ای دوست ،

در روزگاری که ،


محبت ها ، فراموش شدند .

بیا ، به هم قول دهیم .

اگر ، به هم دل نداده ایم .

لا اقل ،

دل ها را ،

از یکدیگر نگیریم .

شعـــــــــر من کوچـــــــه پیچاپیچی است ؛
کوچــــــــــه باغیست که تنهـــــا یک شب !
تــــــــو از این کوچـــه گذشتی مغــــــــرور ؛
سـالهـــــــــا میـگـــــــــــــــــــــذرد ...
سالهـــــا در گـــــذر کوچـه نــــــــــگاه دیـوار!
دیده بـــــس رهگـــــــــذران را خامــــــــوش ...
دیده بـــــــــس رهگــــــذران را پــرشـــــــور ...
لیک ای رهگــــــــذر یک شبه ی "کوچه تنهایی " من
جـــــای پای تـــــو در این کوچــــــــــــه بجا مانده است...!

 

مطالب آموزنده

بنام خداي مهربان

لطفا با گوش دل بخوانيد:

ما همه با زندگی معامله می کنیم …!
با خودمان هم معامله میکنیم و با کسانی که دوستشان داریم هم …!
اگر نبخشی ، نمی بخشم
خیانت کنی ، خیانت میکنم
بدی کنی ، بدی میکنم
دروغ بگویی ، دروغ می گویم
و همیشه کوچک می مانیم ؛
بدون تجربه ی زندگی بالاتر و آرمانی تر …!
این را بدانیم که با خوب ، خوب بودن هنر نیست

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

کاش کسی یاد معلم ها می داد :
اول مهر شغل پدر‌ها را نپرسند ؛
وقتی هنوز احترام به همه‌ی شغل ها را و افتخار به همه‌ی پدر‌ها را یاد دانش آموزانشان نداده‌اند !
حالا قصه ی چشمان یتیمی که نم می‌خورد ، بماند …

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

پیامی دیگر آوردم…
به مردان اینجا نگاه مکن…
اسمشان مرد است ؛ من اگر خوردم زمین به نامردی همین مردان بود…
زمین مرد بود که مرا بلند کرد …
خودت را زمین بزن ؛ اما دست مردان اینجا را نگیر …

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

احساسم را به دار آویختم
منطقم را به گلوله بستم
لعنت به هر دو که عمری بازیم دادند
دیگر بس است، میخواهم کمی به چشمانم اعتماد کنم!

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

تو مقصری اگر من دیگر ” من سابق ” نیستم !
من را به من نبودن محکوم نکن !
من همانم که درگیر عشقش بودی !
یادت نمی آید ؟!
من همانم !
حتی اگر این روز ها هر دویمان بوی بی تفاوتی بدهیم !

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

در روزگاری که “سلام” و “خداحافظ” فرقی‌ با هم ندارند
نه ماندن کسی‌ حادثه ست نه رفتنِ کسی‌ فاجعه !۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰

نیازی نیست اطرافمون پر از آدم باشه …
همون چند نفری که اطرافمون هستند ، آدم باشند کافیه !
.
.
.
مردم عوض شدن،
زمونه عوض شده،
میدونی؟ این روزها،
وقتی با یه نفر دست میدی،
بعدش باید انگشتات رو هم بشماری و ببینی که هر ۵ تا رو پس گرفتی یا نه!

تقديم به همه هم كلاسي ها و همه آنهايي كه روزهايي زياد در كنار هم بازي كرديم و شب هايش شب نشيني بود براي تكرار رفاقت هاي تكراري.

و تقديم به همه بچه محصل هاي دهه ۶۰ آبادي؟

التماس دعا و خدا نگهدار...؟




 

تسليت به خانواده هاي مرحوم جليل خلت آبادي فراهاني

تسليت به خانواده هاي مرحوم جليل خلت آبادي فراهاني

با خبر شديم دوست و هم ولايتي عزيز آقاي جليل خلت آبادي فراهاني دار

فاني را وداع گفت. تسليت به مادر و برادران گرامي و همه بستگان

الخصوص همه هم ولايتي هاي خوب و فراموش نشدني.

دوست عزیز، آقاي قاسم و حسن آقا و حميد  خلت آبادي فراهاني

واژه ها به یاری ذهن نمی آید آنگاه که حجم اندوه راه نفس را می بندد و راهی نیست جز گریستن و گریستن و گریستن...دوست عزیزمان، مصیبت وارده را به شما، مادر گرامیتان و خانواده محترم تسلیت گفته برای شما صبر و برای درگذشته رحمت بی کران الهی را آرزو داریم، امید که روح  برادر در  كنار پدر مهربان، آسوده از همه رنجهای بی شمار دنیا، در حریم امن الهی آرام گیرد. تسلیت و همدری صمیمانه وبلاگ روستا را بپذیرید.

کاش آن شب را نمی آمد سحر
کاش گم میشد راه پیک بد خبر

ای عجب کان شب سحر اما به ما
تیره روزی آمد و شام دگر
دیده پر خون از غم هجران و او
با لب خندان چه آسان بر سفر
غصه ها پنهان به دل بودش ولی
شاد و خرم چهره اش بر رهگذر
در ارزان زان ما بود ای دریغ
گنج پنهان شد به خاک و بی ثمر
تا برادر رفت آن روز از پیش رو
بی نشان را خاک تیره شد به سر

رسيدن ماه خود سازي مبارك

 

السلام علیک یا شهر الله الاکبر و یا عید اولیائه

کاش در اين رمضان لايق ديدار شويم. *** سحري با نظر لطف تو بيدارشويم

ماه مبارک آمد، اي دوستان بشارت

کز سوي دوست ما را هر دم رسد اشارت

آمد نويد رحمت، اي دل ز خواب برخيز

باشد که باقي عمر، جبران شود خسارت

آن گاه پيامبر اكرم وظيفه روزه‌داران را برشمرد و از صدقه بر فقيران، احترام به سالخوردگان، ترحم به كودكان، صله ارحام، حفظ زبان و چشم و گوش از حرام، مهرباني به يتيمان و نيز عبادت و سجده هاي طولاني، نماز، توبه، صلوات، تلاوت قرآن و فضيلت اطعام در اين ماه سخن گفت.

بارخدايا از تو درخواست مى‏نمايم به حق اين ماه و به حق كسى كه در آن از آغاز تا انجامش در عبادت و بندگى براى تو كوشيده، از فرشته‏اى كه او را مقرب ساخته‏اى، يا پيغمبرى كه فرستاده‏اى، يا بنده شايسته‏اى كه برگزيده‏اى، كه بر محمد و آل او درود فرستى و ما را در آن براى كرامت و ارجمندى كه به دوستانت وعده داده‏اى سزاوار گردان، و آنچه كه براى كوشش كنندگان در طاعت و فرمانبريت واجب و لازم كرده‏اى براى ما لازم نما،و به رحمت و مهربانيت ما را در صف كسانى (انبياء و اوصياء عليهم السلام) كه سزاوار بالاترين مرتبه (بهشت) هستند قرار ده.

پیامبر اکرم (ص)

بدبخت واقعی کسی است که این ماه را پشت سر گذارد و گناهانش آمرزیده نشود .

پیامبر اکرم (ص)

رمضان ، رمضان نامیده شد ؛ زیرا گناهان را می سو زاند .

پیامبر اکرم (ص)

خداوند ماه رمضان را میدان مسابقه ای برای آفریدگان خود قرار داده تا با طاعتش برای خشنودی او از یکدیگر پیشی گیرند .

حکمت روزه داشتن بگذار باز هم گفته و شنیده شود صبرت آموزد و تسلط نفس و ز تو شیطان تو رمیده شود هر که صبرش ستون ایمان بود پشت‏شیطان از و خمیده شود عرفان سر کشیده گوش به زنگ کز شب غره ماه دیده شود آفتاب ریاضتى که ازو میوه معرفت رسیده شود عطش روزه مى بریم آرزو کو به دندان جگر جویده شود چه جلایى دهد به جوهر روح کادمى صافى و چکیده شود بذل افطارى سفره عدلى است که در آفاق گستریده شود فقر بر چیده‏دار از خوانى که به پاى فقیر چیده شود شب قدرش هزار ماه خداست گوش کن نکته پروریده شود از یکى میوه عمل که درو کشته شد سى هزار چیده شود گر تکانى خورى در آن یک شب نخل عمر از گنه تکیده شود چه گذارى به راه تو به کزو پیچ و خمها میان بریده شود مفت مفروش کز بهاى شبى عمرها باز پس خریده شود روز مهلت گذشت و بر سر کوه پرتوى مانده تا پریده شود تا دمى مانده سر بر آر از خواب ور نه صور خدا دمیده شود در جهنم ندامتى است کزو دست و لبها همه گزیده شود مزه تشنگى و گرسنگى گر به کام فرو چشیده شود به خدا تا گرسنه‏یى نالید تسمه از گرده‏ها کشیده شود.

روایت شده است حضرت علی(ع) هرگاه میخواستند افطار کنند می فرمودند:

اللهم لک صُمنا و علی رزقِکَ اَفطَرنا فتَقبلْ مِنّا إنَکَ اَنتَ السَمیعُ العَلیم

بار اللها برای شما روضه گرفتیم و با روزی تو افطار میکنیم پس قبول فرما از ما همانا تو شنونده و دانایی

خدا در همين نزديكي هاست

ما را دعا كنيد در كنار سفر هاي افطار و سحر هايتان.

حال ما خوب است

  سلام 
حال همه ما خوب است
ملالی نیست جز گمشدن گاه به گاه خیالی دور
که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند
با این همه عمری اگر باقی بود
طوری از کنار زندگی میگذرم 
که نه زانوی آهوی بی جفت بلرزد و 
نه این دل نا ماندگار بی درمان
تا یادم نرفته است بنویسم
حوالی خواب های ما سال پر بارانی بود
میدانم همیشه حیاط آنجا پر از هوای تازه ی باز نیامدن است
اما تو لااقل 
حتی هر وهله گاهی هر از گاهی
ببین انعکاس تبسم رویا شبیه شمایل شقایق نیست؟
راستی خبرت بدم
خواب دیدم خانه ای خریدم
بی پرده ، بی پنجره
بی در ، بی دیوار
هی! بخند
بی پرده بگویمت
چیزی نمانده است
من چهل ساله خواهم شد
فردا را به فال نیک خواهم گرفت
دارد همین لحظه یک فوج کبوتر سفید از فراز کوچه ما میگذرد
باد بوی نام های کسان من می دهد
یادت می آید رفته بودی خبر از آرامش آسمان بیاوری
نریرا جان
نامه ام باید کوتاه باشد
ساده باشد
بی حرفی از ابهام و آینه
از نو برایت مینویسم
حال همه ما خوب است
اما تو باور مکن!!!
........... 
بیا برویم روبروی باد شمال
آنسوی پرچین گریه ها سر پناهی خیس از مژه های ماه را بلدم که بیراه ی دریا نیست
دیگر از این همه سلام ضبط شده بر آداب لاجرم خسته ام
بیا برویم
آنسوی هرچه حرف و حدیث امروز است 
همیشه سکوتی برای آرامش و فراموشی ما باقیست
میتوانیم بدون تکلم خاطره ای حتی ، کامل شویم
میتوانیم دمی در برابر جهان ، به یک واژه ساده قناعت کنیم
من حدس می زنم از آواز آن همه سال و ماه
هنوز بیت ساده ای از غربت گریه را به یاد آورم
من خودم هستم
بی خود این آیینه را روبروی خاطره مگیر
هیچ اتفاق خاصی رخ نداده است
تنها شبی هفت ساله خوابیدم
و بامدادن هزار ساله برخاستم

دارم هی پا به پای نرفتن صبوری می کنم
صبوری می کنم تا تمام کلمات عاقل شوند
صبوری می کنم تا ترنم نام تو در ترانه کامل تر شود
صبوری می کنم تا طلوع تبسم
تا صحن سایه
تا سراغ همسایه
صبوری می کنم تا مدار ، مدارا، مرگ
تا مرگ خسته از دغل الباب نوبتم
آهسته زیر لب چیزی ، حرفی ، سخنی بگوید 
مثلا وقت بسیار است و دوباره باز خواهم گشت
مرا نمیشناسد مرگ
یا کودک است هنوز؟
و یا شاعرانه ساکتند؟
حالا برو ای مرگ
برادر
ای بیم ساده ی آشنا
تا تو دوباره باز آیی
من هم دوباره عاشق خواهم شد

از: سید علی صالحی





در گذر زمان  با سال جديد

با سلام خدمت همه دوستان و ياران هميشگي

در اولين روزهاي سال جديد  مثال همه سال هاي عمرم رفتم به ديدن مادر! اما يه فرقي داشت ، نبود پدر! سكوت و خلوتي آبادي يه كمي آذيت شدم.بهرصورت گشت و گذار در كوچه هاي آبادي و ديدن هم ولايتي ها و دوستان قديمي.اولين ۵ شنبه سال و شلوغي مردم و احترام گذاشتن به همه آنهايي كه يه روزي همه كسشان بوده است. يه ساعت خوبي بود. خاطرات را مرور كردم و جاي همه شما عزيزان خالي بود.عكس هاي يادگاري تقديم به همه  هم ولايتي ها و تبريك سال نو وبهاري سبز و خرم؟

 

تبريك سال 1392

بهار بهترین بهانه برای آغاز، وآغاز بهترین بهانه برای زیستن است

افسوس می خورم ….چرا؟چرا با رفتن تو…………..بهار می آید ؟…آمدی در سرمای زمستان… به سردی زمستان بودی….. به غم انگیزی شبهای تنهایی….. به خشکی برف …می روی….. بهار می اید …به نظر معامله خوبی است….امید آن دارم بهار گلی بر چهره ات بنشاند …چه امید مبهمی…گردش روزگار خطا ندارد ….زمستان هیچ گاه بهار را نمی بیند…

مثل لحظه ای که باغ, در ترنم ترانه شکوفا میشود, غرق در شکوفه میشود

روزگارتان بهار

لحظه هایتان پر از شکوفـه باد.

سال نو مبارک

 

سال نو روزی است که آغاز یک سال گاه‌شماری جدید را رقم میزند، و در آن سال‌شمارِ یک تقویم مشخص افزایش داده میشود. در بسیاری از فرهنگ‌ها، این رویداد را به مناسبت پایان سال قدیم و شروع سال جدید جشن می‌گیرند.

سال نو پارسی، نوروز یکی از کهن‌ترین جشن‌های به جا مانده از دوران باستان است که در کشورهای ایران، افغانستان، تاجیکستان و بخش‌های دیگری از آسیای جنوبی و دیگر نقاط دنیا به عنوان روز اول سال جشن گرفته میشود.

یک سال عجیب در راه است؟ 

معروف است که سال مار همیشه با حوادث عجیب و غریب و اتفاق های غیرمنتظره همراه بوده است. از کودتای ۲۸ مرداد تا حمله به برج های دوقلو در امریکا. کافی ست نگاهی به برخی از این اتفاق ها بیندازید تا ببینید سال هایی که نام «مار» را برخود داشته اند، چه سالهای عجیبی بوده اند: 

۱۳۰۸ : مرگ احمدشاه قاجار , درگیریهای شدید در بیت المقدس و نخستین برخوردها بین اعراب و یهودیان 

۱۳۲۰ : حمله متفقین (شوروی وانگلیس) به ایران, ورود آمریکا به جنگ دوم جهانی باحمله ژاپن به پرل هاربر 

۱۳۳۲ : کودتای امریکایی ۲۸ مرداد , حادثه ۱۶ آذر و شهادت ۳ دانشجوی معترض دانشگاه تران به حضور نیکسون در ایران , به قدرت رسیدن جمال عبدالناصر درمصر 

۱۳۴۴ : تیراندازی به شاه در کاخ مرمر, درگیری های هند و پاکستان بر سر کشمیر, شروع انقلاب فرهنگی در چین 

۱۳۵۶ : درگذشت سید مصطفی خمینی و دکتر علی شریعتی

۱۳۶۸: رحلت امام خمینی, تخریب دیوار برلین 

۱۳۸۰ : واقعه ۱۱ سپتامبر و حمله به برج های دوقلو در نیویورک , حمله آمریکا به افغانستان, سیل و بارندگی درشمال و قطع سراسری برق در کشور , برخورد هواپیمای جاسوسی آمریکا با جنگنده چینی 

آیا در پایان سال ۹۲ هم اتفاق های عجیب سال به این لیست اضافه خواهد شد؟ { اصلا داريم /  ؟ ؟ ؟ داريم چنين چيزي ؟؟؟؟؟؟؟؟ }