عشقم حسین (ع)
امام حسین (ع) در سوم
شعبان(1) سال چهارم(2) هجرت در مدینه به دنیا آمد و روز دهم محرم سال 61 هجری به
شهادت رسید. آن حضرت در تمام سالهای کودکیش در کنار جدش رسول خدا (ص) و با آن حضرت
مأنوس بود. درباره وی و برادرش روایاتی چون الحَسَنُ و الحُسین سیدا شبابِ أهلِ
الجنَّة، مَنْ أحبّنى فلیحبّ هُذَین،(3) من أحبّ الحَسَن و الحسین فقد أحبّنى، و من
أبغضهما فقد أبغضنى،(4) ، هُما ریحانَى من الدُنیا،(5) و درباره امام حسین(ع)
روایت حُسَین منّى و أنا مِن حُسَین(6) نقل شده است.
امام حسین (ع)
در جنگهاى جمل، صفین و نهروان حضور داشت و مردم را به جنگ ترغیب میکرد.(7) ایشان
در همان مراحل مقدماتى صفین در گرفتن مسیر آب از دست شامیان نقش داشت، و لذا امام
علی(ع) فرمود: هذا اوّل فتح
ببرکة الحسین.(8) این نخستین پیروزی است که به برکت
حسین به دست آمد.
امام حسین (ع) وفادار به صلح برادر
امام
حسین(ع) در دوره امامت برادرش، به طور کامل از سیاست وى دفاع میکرد. آن حضرت در
برابر درخواستهاى مکرر مردم عراق براى آمدن آن حضرت به کوفه، حتى پس از شهادت
برادرش، حاضر به قبول رأى آنها نشده و فرمودند: تا وقتى معاویه زنده است، نباید دست
به اقدامى زد. نمود این سخن آن بود که امام در فاصله ده سال به اجبار حکومت معاویه
را تحمّل کردند. رهبرى شیعیان پس از شهادت امام حسن(ع) در اختیار امام حسین(ع) قرار
گرفت و مردم کوفه ضمن یک نامه تعزیت، از رهبرى و امامت امام حسین(ع) استقبال کرده
وفادارى خود را به عنوان یک شیعه به ایشان اعلام کردند.(9)
با این حال، امام در
برابر فشار کوفیان فرمود: إنّ بینه و بین معاویة عهدا و عقدا لایجوز له نقضه.(10)
زمانی که معاویه اقدام به گرفتن بیعت برای یزید کرد، شماری از فرزندان صحابه،
مخالفت هایی را ابراز کردند. مروان در نامهای به معاویه نوشت: إنّى لسْتُ آمن أن
یکون الحسین مَرْصدًا للفتنة، و أظنّ یومکم من حسین طویلا.(11) من در این باره ایمن
نیستم که حسین منبع فتنه شود و تصور میکنم داستان طولانی با حسین خواهید
داشت.
یکبار نیز معاویه کوشید تا دختر عبدالله بن جعفر بن ابى طالب را براى
فرزندش یزید خواستگارى کند. عبدالله با امام حسین(ع) مشورت کرد. حضرت فرمود:
أتُزَوِّجه و سیوفهم تقطر من دمائنا؟ آیا در حالى که از شمشیرهایشان خون ما میچکد،
دختر به او میدهى؟ دخترت را به عقد فرزند برادرت قاسم بن محمد در آر.(12)
خبر
مخالفتهای امام حسین (ع) به معاویه رسید، اما او به حاکم خود در مدینه تأکید کرد
تا وقتى حسین آرام است، با او کارى نداشته باش و تنها از وى سخت مراقبت کن. یکبار
معاویه ضمن نامه ای به امام حسین (ع) از او خواست تا دست از شقاق و اختلافافکنى
بردارد و به مردم عراق اعتماد نکند.(13) امام حسین(ع) از نامه معاویه برآشفت و ضمن
نامهای به وی نوشت: آیا تو قاتل حجر بن عَدى و اصحاب نمازگزار و عابد او نبودى که
با ظلم درافتادند، بدعت ها را انکار کردند و در این راه از چیزى نهراسیدند؛ ... آیا
تو نبودى که زیاد بن سُمیه را که در خانه عبید به دنیا آمده بود، به ابوسفیان بستى
... و به این ترتیب سنّت رسول الله را ترک کرده، به طور عمدى فرمان او را رها ساختى
و هواى نفس خود را به رغم هدایت الهى، پیروى کردى. آنگاه وى را بر عراقَین مسلّط
ساختى، آنچنان که دست مردم را قطع کرده، چشمانشان را کور ساخته و آنان را به
شاخههاى نخل میآویخت. آیا تو دو حضرمى را نکشتى، آن دو نفرى که زیاد به تو نوشت:
آنان بر دین على هستند و تو پاسخ دادى که هر کسى را که بر دین و رأى على بود بکش.
او نیز به دستور تو آنان را کشت و مثله کرد; آیا جز آن است که دین على همان دین
محمد است؟ ...(14)
انتقادهاى امام به معاویه در قالب این نکته است که معاویه،
کسانى را کشته است که اولا با ستمگرى مخالف بودهاند و ثانیا با بدعت: ینکرون الظلم
و یستعظمون البدع. به خصوص که آنان عابد و زاهد هم بوده اند. سپس نمونههایى از
ستمگرىهاى معاویه و زیاد را در عراق بیان کرده و به ترک سنّت پیامبر(ص) در داستان
انتساب زیاد به پدرش ابوسفیان تصریح میکند.(15)
گوشهای از اخلاقیات امام حسین
(ع)
بی مناسبت نیست اشارتی نیز به فضائل اخلاقی آن حضرت داشته باشیم:
یحیى بن سالم موصلى که از دوستداران امام حسین(ع) بود میگوید: با امام در حرکت
بودیم، به در خانهای رسیدند و آب طلبیدند. کنیزى با قدحى پر از آب بیرون آمد. امام
پیش از خوردن آب، انگشتر نقره خود را از دست در آورده به او دادند و فرمودند: این
را به اهلت بسپار، آنگاه به نوشیدن آب پرداختند.(16)
ابوبکر بن محمد بن حزم
گوید: امام حسین(ع) از کنار صفّهای میگذشتند؛ در آن حال دیدند که گروهى از فقرا
مشغول خوردن طعامى هستند. آنها از حضرت خواستند تا همراهیشان کند. امام فرمودند:
خداوند متکبّران را دوست ندارد. آنگاه پایین آمده با آنها غذا خوردند. پس از آن به
آنان فرمودند: شما مرا به سفره خود خواندید و من اجابت کردم; اکنون من شما را به
سفره خویش میخوانم و شما اجابت کنید. آن وقت حضرت روى به رباب کرده و فرمودند: هر
چه آماده کردهای حاضر کن.(17)
از امام باقر(ع) روایت شده است که امام حسین(ع)
در سفر حج پیاده حرکت میکرد؛ در حالى که چهارپایان او پشت سرش حرکت میکردند.(18)
در نقلى دیگر هم آمده است که کنیزى دسته ریحانى را تقدیم امام حسین(ع) کرد.
حضرت در برابر او را آزاد کردند. به حضرت گفته شد که شما تنها براى یک دسته گل او
را آزاد کردى؟ حضرت فرمود: خداوند در قرآن ما را چنین ادب آموخته است که: و اذا
حُییتُم بِتَحِیة فَحَیوا بِأَحْسَنِ مِنْها أو ردّوها، بهتر از دسته گل، آزاد کردن
او بود.(19)
در نقلى دیگر آمده است: یکى از موالى امام حسین (ع) نقل میکند:
کنت مع الحسین بن على(ع)، فمرّ بباب فاستسقى، فخرجتْ الیه جاریة بقدح مفضّض!(20)
فجعل ینزع الفضة فیرمى بها الیها، قال: اذهبى بها إلى أهلک، ثم شرب.(21)
روی کار آمدن یزید و آغاز نهضت امام حسین (ع)
پس از آن که یزید به قدرت دست یافت، در نخستین مرحله، از حاکمش ولید بن عُتْبَة بن ابى سفیان خواست تا از مردم مدینه براى خلافت او بیعت بگیرد و براى... حتما بخونید باقیشو در ادامه مطلب






























































و چشمانت رازِ آتش است.