شلیک کن، ولی هرگز فراموش نکن!


حذف خاطرات از حافظه راحت نیست. مخصوصا خاطرات تلخ و دردناک. حال شاید یک نفر برای رهایی از درد و رنج و اندوه، موقتا خودش را به بی‌خیالی و فراموشی بزند، اما رد و اثر و تاثیر خاطراتش مطمئنا تا مدتها در ذهنش باقی می‌ماند.

یکی از آن خاطراتی که تا قیام قیامت در حافظه‌ی ما ایرانی‌ها می‌ماند، شلیک ناو وینسنس آمریکا به هواپیمای مسافربری ماست. یعنی قتل وعام ۲۹۰ انسان بی گناه.



امشب تلویزیون گزارشی را پخش ‌کرد درباره دروغگویی آمریکایی‌ها. مقایسه جالبی داشت بین دو حادثه تقریبا مشابه: سرنگونی هواپیمای ایرانی در خلیج فارس و سرنگونی هواپیمای آمریکایی در لاکربی (البته مشابه از نظر ظاهر حادثه) یک سو واکنش شورای امنیت، دنیای غرب و دولت آمریکا نسبت به سرنگونی هواپیمای ایرباس و یک طرف هم واکنش آنها به ماجرای لاکربی. یکی را ...

ادامه نوشته

تقویم شميم يار 91

.•°´¯`ஐ تقویم شميم يار 91 اسک دين ஐ´¯`°•. اولين تقويم دسکتاپي کاملا مذهبي






بسم الله الرحمن الرحیم

تقویم شمیم یار 91 به عنوان اولین تقویم کاملا مذهبی دسکتاپی در فضای مجازی ، برای اولین بار توسط انجمن گفتگوی دینی وابسته به مرکز ملی پاسخگویی با محتوایی جامع و مفید طراحی و به صورت رایگان در اختیار شما قرار گرفته است.
امیدوارم با استفاده از این محصول و رضایت داشتن از آن ضمن دعای خیر برای همه دست اندرکاران تولید این نرم افزار ، در انتشار رایگان آن بین دوستان و آشنایان خود و در مدارس و دانشگاهها و ... کوشا باشید.
دانلود در ادامه مطلب

ادامه نوشته

از کوچه‌های مدینه تا خیابان‌های منامه


فرقی نمی‌کند در کوچه‌های مدینه یا در خیابان‌های مـنامه؛ دســتِ شـرطـه‌های حـجاز

هـــمـــیشه ســنگیـــن است.




از علي دايي تا دايي علي ...

توضيح ضروري:قبل از آن كه متهم به برخي انگ هاي نچسب شوم، لازم به توضيح است كه حقير نگارنده نيز معتقد به حفظ حرمت مادي و معنوي تمامي قهرمانان كشور عزيزمان مي باشم.


علي دايي براي همه ايران دوست ها قابل احترام است، زيرا او آقاي گل جهان شناخته شده است. هر چند كه بابت هر گلي كه زده است چند گل هم نزده! زيرا هر گل او با همكاري تيمي حاصل شده و هر گل او با سكه هاي طلا جبران شده است.

علي دايي متولد 1348 است و دايي علي هم متولد .1348
دايي علي سال 1360 دندانه اي ناقابل به زير هشت (8) تاريخ تولد شناسنامه اش اضافه كرد تا مجوز حضور در جبهه هاي جنگ تحميلي را در سن 12 سالگي دريافت كند.
همزمان كه علي دايي سرش را مقابل توپ قرار مي داد براي اعتلاي ورزش كشورش، دايي علي نيز براي حفظ سرحدات مرزي كشور سرش را مقابل توپ و خمپاره و... قرار مي داد.
نتيجه اين شد كه علي دايي با بيش از 100 گل زده، شده آقاي گل جهان، و دايي علي با شكار بيش از 100 تانك متجاوز عراقي شد جانباز و خانه نشين...
هم اكنون علي دايي به علت ...


ادامه نوشته

پاسخ به شبهه:

اينكه انبياء اقرار به گناه كرده اند و از خداوند همواره طلب مغفرت مى نمودند، آيا ضررى به نبوت و عصمت آنها نمى زند؟

قبل از وارد شدن به اصل جواب، به بيان چند مقدمه مى پردازيم:


1. «عصمت» برگرفته از كلمه «عصم» به معناى نگهداشتن و مانع شدن است([1]) و در اصطلاح «نيروى درونى است كه شخص را از گناه و حتى از خطا و اشتباه منع مى كند»([2]) و طبق تعريف ديگر «عصمت لطفى است از طرف خداوند، كه شخص را از انجام فعل قبيح باز مى دارد([3])، به اين معنا كه انسان در اثر ايمان و شناخت و يقين كامل، داراى روحى مى شود كه با كمال آزادى و آگاهى هرگز نه تنها گناه نمى كند بلكه انديشه و فكر گناه هم در ذهن او خطور نمى كند([4]).

2. در اصل عصمت انبياء، بين مسلمين هيچ اختلافى نيست، ولى در مراتب آن اختلاف وجود دارد. شيعيان قائلند كه انبياء از انجام هر گناهى چه عمداً و چه سهواً و چه نسياناً معصوم هستند، ولى اكثر اهل سنت معتقدند كه انبياء از گناه صغيره اى كه سهوا انجام شود معصوم نيستند و ممكن است كه شخص نبى گناه صغيره سهوى انجام دهد و همچنين عصمت را فقط در زمان نبوت قبول دارند([5]) نه قبل از آن.

3. منظور از عصمت پرهيز از كارهايى است كه از نظر شرعى حرام است نه امورى كه به آن ها مجازاً عصيان و گناه گفته مى شود.

ـ با توجه به مطالبى كه اشاره شد، در جواب از علت استغفار انبياء و ائمه و اين كه آيا اين عمل آن ها نشان دهنده نقص و نداشتن عصمت نيست بايد بگوييم كه:

اولا: گاهى اوقات به ترك مستحب يا انجام فعل مكروه، گناه و عصيان گفته مى شود و به همين خاطر انبياء و امامان معصوم به خاطر بزرگى مقام و شأن و جلالى كه داشته اند ترك بعضى از مستحبات و انجام بعضى از مكروهات را شايسته مقام خود نمى ديدند ولذا به آن گناه و عصيان مى گفتند و از آن استغفار مى كردند([6]).

مقام خاص انبياء و اولياء چنين مى طلبد كه آنان كارى كه شايسته مقام ربوبيت نيست مرتكب نشوند و آن كار را زشت و قبيح بشمارند و اين به خاطر شناخت عميق آنان از خداوند و مقام ربوبى اوست. پس اگر انبياء به گناهى اعتراف مى كنند و طلب استغفار مى كنند معنايش اين نيست كه گناه به معناى فقهى و شرعى مرتكب شده اند، بلكه به اين معناست كه كار آنان شايسته مقام ربوبى خداوند نبوده است و به تعبير ديگر ترك اولى كرده اند چنان كه بعضى از مفسرين در مورد كار حضرت آدم(ع) كه موجب خروج او از بهشت شد، گفته اند كار او از قبيل ترك اولى بوده است.([7])

البته بايد توجه داشت([8]) كه كارهايى كه انبياء و معصومين ـ عليهم السلام ـ براى خود گناه مى دانند، باعث آتش جهنم و عذاب هاى آخرت نيست و استغفار از اين كارها هم به خاطر رهايى از آتش جهنم نيست، زيرا اصلا كارى كه موجب آتش جهنم شود از آن ها سر نمى زند، بلكه اين كارها فقط باعث مى شود كه از عنايات و توجهات خاص اللهى و مقاماتى كه ما اصلا عقلمان قدرت فهم آن ها را ندارد، محروم شوند... و استغفارشان به خاطر بازگشت به مقامات اوليه اى است كه قبل از انجام اين كارها داشته اند و يا اصلا براى رسيدن به مقامات والاترى است كه در اثر انجام اين كارها از رسيدن به آنها محروم شده اند([9]).

ثانياً: انبياء تمام كمالات و علوم و فضايل خود را از ناحيه خداوند مى دانند و اگر اين فضل و لطف از جانب خداوند نبود چه بسا آنان دچار معصيت و عصيان مى شدند، و در واقع آنان با استغفار و گريه و زارى به درگاه خداوند، به عجز خود در مقابل خداوند و فضل و انعام خداوند اقرار مى كنند، پس اگر انبياء مى گويند «اَذنبت: گناه كردم» معنايش اين است كه اگر توفيق و فضل و لطف خداوند نبود مرتكب گناه مى شدم([10]).

ثالثاً: انبياء در هر لحظه و زمان، در حال ترقى و تكامل و صعود به كمالات و پيمودن مدارج رشد و معرفت خدا بوده اند، و وقتى به گذشته خود مى نگريستند خود را در مرتبه پايين ترى از معرفت حق مى ديدند و در مقابل خداوند، خود را مقصر مى دانستند و از آن حالت گذشته خود استغفار نمودند([11]).

رابعاً: انبياء چون به خداوند متعال و مقام ربوبى او معرفت و شناخت زيادى داشته اند، عبادات و طاعات خود را، لايق مقام او نمى دانستند، از اين جهت، آن را نوعى قصور مى شمردند و از آن استغفار مى كردند([12]).

 والسلام

 


--------------------------------------------------------------------------------

[1]. احمد بن فارس، معجم مقايس اللغة، مكتبة الاعلام الاسلامى، ذيل كلمه عصم، ج 4، ص 331.

[2]. محمدتقى مصباح يزدى، راهنماشناسى، مركز مديريت حوزه علميه قم، ص 121.

[3]. بحار، دار احياء التراث العربى، ج 17، ص 94.

[4]. محسن قرائتى، درسهايى از قرآن، انتشارات اسلامى، ص 268.

[5]. بحارالانوار، ج 11، ص 90، شرح مواقف، جرجانى، شريف رضى، ج 8، ص 267.

[6]. بحارالانوار، همان، ج 25، ص 210.

[7]. تفسير نمونه، ناصر مكارم شيرازى، دارالكتب الاسلاميه، ج 6، ص 123 و شرح المواقف، جرجانى، شريف رضى، ج 8 ص 267 ـ 268 و شرح المقاصد، تفتازانى، شريف رضى، ج 5، ص 50.

[8].

[9]. راهنماى شناسى، همان، ص 169.

[10]. بحارالانوار، همان.

[11]. بحارالانوار، همان.

[12]. بحارالانوار، همان.

ا براى آنها نقص نمى آورد؟

رهبر انقلاب: قهرمان یعنی این ...

شهید املاکی شما؛ جانشین لشکر گیلان که توی میدان جنگ شیمیایی زدند و خودش هم آنجا در معرض شیمیایی بود. بسیجی بغل دستش ماسک نداشت، شهید املاکی ماسک خودش را برداشت بست به صورت بسیجی همراهش! قهرمان یعنی این! البته هر دو شهید شدند. هم املاکی شهید شد و هم آن بسیجی شهید شد اما این قهرمانی ماند اینها که از بین نمی‌روند. زنده‌اند، هم پیش خدا زنده‌اند، هم دردل ما زنده‌اند و هم در فضای زندگی و ذهنیت ما زنده‌اند.»

"مقام معظم رهبری در جمع مردم گیلان در 12 اردیبهشت سال 1380 "


سردار شهید حسین املاکی، ۹ فروردین سال ۶۷ در عملیات والفجر ۱۰ در منطقه عمومی سید صادق، بر روی ارتفاعات بانی بنوک عراق به همراه یاران و همرزمانش، مظلومانه در اثر حمله ناجوانمردانه و بمباران شیمیایی عراق به شهادت رسید. و پیکر مطهرش برای همیشه بر روی ارتفاعات بانی بنوک باقی ماند.



بر گرفته شده از سایت مشرق

در هم شکستن تصورات استاد زن آمریکایی در مورد ایران

با خود فکر مي کردم چه چیزی را مي توانم بگويم و چه چیزی را نمي توانم بگويم؟ آیا ما تحت نظر و کنترل خواهیم بود؟ آیا با من - به‌عنوان یک زن - همچون شهروندی درجه دو رفتار خواهد شد که توسط گشت ارشاد بازداشت شوم؟ یا آيا همسرم به‌عنوان یک یهودی فشار بیشتری را متحمل خواهد شد؟ ما اين احساس را داشتيم که گويي مي خواهيم خود را از لبه پرتگاه به پایین بیندازيم...

ادامه نوشته

چه کسی تابحال گریه مرد افغان دیده؟!

آقای رئیس‌جمهور! آیا این را دیده‌اید؟





آقای رئیس‌جمهور!

تقصیر تو نیست
تقصیر این بعد مسافت است

مردهای افغان را نمی شناسی
هر کس این عکس را دید، گفت:
آخر مرد افغان اشک نمی ریزد
پس آخر چه بر سرش آمده؟

آقای پرزیدنت!
امروز با تو حرفی ندارم
تقصیر تو نیست
تقصیر این بعد مسافت است
تو نمی فهمی،
بغضی را که پایین نمی رود

با کس دیگری حرف دارم
با کسی که به محض دیدن این عکس او را صدا کردم:

شیر دره ی پنج شیر!
با تو ام
بیدار شو و ببین!

اما، نه
نه
زبانم لال
بیدار نشو!
می ترسم از نگاهت
از فریادت،
بعد از اینکه عکس را دیدی
...

عجب دنیایی ست
همه دلمان تنگ شده است..
برای یک مرد..
در افغانستان

...

وای اگر تو بودی
شیر دره ی پنج شیر!
اگر بودی




برگرفته شده از سایت باراک اوباما

پاسخ همسر آيت‌الله خزعلي به عروس منتظري

در اين نامه همسر آيت‌الله خزعلي و مادر مهدي خزعلي با يادآوري برخي از فرازهاي نامه‌ي عروس منتظري و دل‌سوزي‌هاي او براي مهدي خزعلي و مادرش، با لحن و ادبياتي حماسي كه تنها از شيرزناني مانند ايشان بر مي‌آيد، به كاسب‌كاري و سوء استفاده‌هاي جريان ضد انقلاب پاسخ داده شده است.

متن كامل اين نامه بدین شرح است :

سلام علیکم

نامه جنابعالی خطاب به اینجانب از طریق سایت های بیگانه واصل گردید. مسلما ادب چیز دیگری حکم می‌کرد. در این نامه خاطرات خوش ایام انقلاب و بهمن 57 و روزهای حماسی قبل از آن و ایام شهادت فرزندم حسین را یادآوری کرده بودید و از ....

ادامه نوشته

زنی که به شکارچی تانک معروف بود

دیدار با «امینه وهاب‌زاده» جانباز 70 درصد انقلاب دفاع مقدس بود. بانوی مجاهدی که امدادگر جبهه‌ها بوده و تنها در جبهه‌های نبرد حق علیه باطل 7 بار مجروح شده که آخرین بار در عملیات والفجر یک با گاز خردل شیمیایی شده است و کپسول اکسیژن کنار تخت و مخزن اکسیژن خالص چرخ‌دارش، گوشه‌ای از سوغات سال‌های حماسه است.

 چشمان کم سو شده‌اش را یادگار شیمیایی مجنون می‌داند که حتی نور لامپ نیز آزارش می‌دهد. علت نور کم عکس‌هایمان نیز همین است. البته می‌گوید من هنوز می‌بینم اما چشم‌های بسیاری از رزمندگان بعد آن عملیات تخلیه شده می‌گفت در خاطرم هست که در مجنون فریاد می‌زدم و تصور می‌کردم همه صدایم را می‌شنوند اما گویا در اثر شیمیایی از حنجره‌‌ام هیچ صدایی خارج نمی‌شد.

 تداعی خاطرات استخبارات برایش سخت‌ است. هنوز اثر آن را در پشتش به همراه دارد. گویا هیچگاه به موزه عبرت‌ سر نزده. دلش نمی‌خواهد آن روزها را یادآوری کند.

 امینه وهاب‌زاده اصالتاً عراقی است که به اجبار به ایران آمده و در اینجا ازدواج کرده است. همسرش اصالتاً دامغانی است و چند سالی است که به رحمت خدا رفته و او اکنون با تنها پسرش زندگی می‌کند.

 خاطرات او تنها یک‌بار در کتابی با عنوان «وارث مبارز» به همت مرکز امور زنان و خانواده گردآوری شد که علیرغم اینکه با تیتراژ 3000 نسخه آماده انتشار بود به تشخیص خانم وهاب‌زاده و به دلایلی از جمله تناقضاتی در صحبت‌هایش با مطالب منتشر شده، توزیع نشد.

 هرچند جوانانی که با او دیدار کردند دلشان می‌خواست لحظات بیشتری در کنارش باشند اما وضعیت جسمی این بانو شرایط را برای او دشوار می‌کرد. آنچه در ادامه می‌آید گوشه‌ای از خاطرات این امدادگر جانباز است که در ساعات محدودی که در کنارش بودیم روایت کرده است.

*شروع مبارزات با بنت‌الهدی صدر

 مبارزاتم از عراق شروع شد از ...

ادامه نوشته