رفتن

   هر رفتنی را رسیدن نیست

 

 اما برای رسیدن راهی جز رفتن نیست

من رفتــــــــــــــــــم با کوله باری دوستــــــــــ ـ خوبـــــــــــــــ

دیگه اینجا نمیام

وبم برام تکـــ ـــ ـــ ــــ ــراری شده مثل تک تک لحظه های زنده بودنم

www.shayadbasham.blogfa.com

این وب دیگمه هرکی عشقش کشید سر بزنه

منم بهش سر میزنم

از تمام دوستانی که تو این مدت همراهم بودن یه دنیـــــــا ممنونـــــــم


این عکسی هم که گذاشتم خیلی شبیه منه آره من اینجوریم

تمام کامنتدونیا رو غیر فعال کردم تا اذیت نشین ببینین کامنت بستس

(میبینین چقدر خوبم*باخنده*)جدی بوداااااااااااااااااااااا تا اذیت نشین

عاشق صدای احسان خواجه امیری،یم آهنگ وبم هم تقدیم به تک تک

شماها دوستان خوبم

ندونستم نرسیده تو شروع قصه میری

منم رفتم، رفتــــــــــــم با کوله باری دوستـــــــ ــ خوبـــــــــــ

هیچ

هر چه نگاه کردم

جز نبودنت هیچ نبود

هیچ

سکوتـــــــــــ



سکوتـــــــــ ـی سرد

با تمامـــــــــ

نبـــــودنـهـایتـــــــــــ

من ماندم....

باز من ماندم

       من مانـــــــــــــدم

و خلوتـــیـــــــ ســــــــــــــرد...

عشقولانه

نمیدونم چی بگم

...


نوبهارو نبر از یاد

اگر همصدای اشکی

واسه آرزوی بر باد

من برات میخونم ای گل

نو بهارو نبر از یاد



رفت...

ای وای بر اسیری که از یاد رفته باشد

در دام مانده باشد

صیاد رفته باشد


شکستن...

شب شکست ...

پیمان شکست...

عهدی شکست...

قلبی شکست...

ازشکست هر شکستی بر دلم آهی نشست...!!!!!
سایت  آپلود عکس رایگان , فضای  رایگان برای آپلود عکس , آپلود عکس با لینک مستقیم , آپلود عکس رایگان

ناتمام ترین قصه

تو ناتمام ترین قصه ای! که هرشب آنرا می خوانم...

 

 

باور کن

بیا و باور کن

هنوز دستهایم هدیه ای برای تو دارد

هدیه ای بزرگ

هدیه ای بزرگ که در آن لحظات سبزی به همراه هست...

بیا وببین کوچه خلوت است

من وتو تنها

بیا و نگاه کن آنروزها را

نگاه کن هنوز در ذهن آن در آهنی همچنان می تپد

که روزی نوشتی دوستت دارم...

براستی

ماعبور کردیم با گامهای لرزان

وهر چه راه رفتیم بیشتر دور شدیم

دستمان نرسید تا تکه ای از ماه را برداریم....

و من

سالهاست که از دیار گریه آمده ام

هنوز هم یک آفتاب هست ویک درخت

ویک راه کوتاه بازگشت

 

 

بیاد دوست خوبم فهیمه

 

کاش...

خوب من

کاش از این فاصله ها

حس میکردی

لحظه هایم همه از غیبت تو دلگیرند...

Upload center

نمیدانم...

نمی دانم تو دیر نگاهم کردی  

یا من دیر نگاهت را فهمیدم ؟ 

نمی دانم من دیر صدایت کردم  

یا تو دیر صدایم را شنیدی ؟

... نمی دانم ...

فقط بگذار باشد...

بگذار هر روز رویایی باشد در عشق

بگذار هر روز عشقی باشد در دل

بگذار هر روز دلی باشد برای زندگی

تو را دوست بدارد...

آرزویم این است که نتراود اشک از چشم تو هرگز... مگر از روی شوق زیاد وبه اندازه هر روز تو عاشق بشی عاشق آنکه تو را میخواهد وبه لبخند تو، از خویش رها میگردد و تو را دوست بدارد به همان اندازه که دلت میخواهد

هنوز...

می دانم باید بروی

 به کجا می روی ؟

 هنوز حرفم تمام نشده وقت نداری ،

 یادت هست ؟ صدایت کردم ؟ نگاهم کردی ؟ آشنا بودم ، آشنا بودی ،

 کجا می روی ؟

حرفم تمام نشده ، باور کن هنوز ، عشقم تمام نشده آهای آشنا

درخواستیه...

به درخواست از دوست خوبم سحر

 من وضو با نفس خیال تو می گیرم

و تو را میخوانم

وبه شوق فردا که تو را خواهم دید

چشم به راه میمانم


 

 

خیال...

دیشب در جاده های سکوت

در ایستگاه زندگی

هرچه منتظر ماندم

کسی برای لمس تنهاییم توقف نکرد

و من...

و من تنهاتر از همیشه به خانه برگشتم

Upload center


گذشت...

شبای با هم بودن گذشت

          هر کسی رفت دیگه برنگشت

 

مرگ

چه مهمانان بی دردسری هستند این مردگان

نه با دستی ظرفی را چرک میکنند و نه با حرفی دلی را

تنها به شمعی قانعند

واندکی سکوت

دوست داری رو سنگ قبرت چی بنویسن؟؟؟

شوقی نماند...


 

میان کوچه های بن بست شوق زندگی گم شد...

 

Upload center

 

خواهم مرد...

پس  پنجره ای ماندم

وتو رفتی...


فکر من بارید

و فرو افتاد،گلبرگی


و دلم تنهاتر شد


ومیدانم

روزی از کم رنگی صدایت خواهم مرد...

دلم گرفته خدا...


 دلم گرفته خدا...


شده تا حالا دلت همچين بگيره كه ندوني به كجا پناه ببري؟
شده تا حالا تمام وجودت اشك باشه؟
شده تا حالا دوست داشته باشي يه ثانيه ديگه هم نفس نكشي؟
شده تا حالا دنيا به اين بزرگي بشه برات قفس؟
شده تا حالا تا اعماق وجودت بخواي داد بزني؟
شده تا حالا با تمام احساست از زندگي بدت بياد؟
شده تا حالا نتوني به كسي اعتماد كني؟
شده تا حالا همچين كم بياري كه مرگ تو از خدا بخواي؟
شده تا حالا از اوني كه دوسش داري بخواي بگذري؟
شده تا حالا اسم مرگ برات زيبا باشه طوري كه همون موقع تمام نيازت مرگ باشه؟
شده تا حالا اه بسه .... ! ديگه خسته شدم از اين شده ها از اين همه تكرار
چرا بعضي وقتها خدا به من مي رسه خوابش مي بره نمي خوام به خودم اجازه بدم كفر بگم ولی خدا بزار منم بفهم زندگي يعني چي؟
بزار بفهمم خوشبختي خنديدن واقعي يعني چي؟من خسته ام خسته از اين همه خنده هاي ظاهري
خسته از اينكه همه رو بخندونم اما خودم هيچ ...
امشب دلم خيلي گرفته انقدر كه فكر كنم صدامو خدا تو عرش شنيد

 

تو هم دیگر...

شبهای بارانی غم انگیز است

تنها به امید نگاهی تلخ که می آیی

به احساست قسم یک شب دلم میگیرد

و من آهسته میگویم

تو هم دیگر نمی آیی...