اشعار من..

از عشق تو چه غوغایی در قلبم برپاست
نمی دانی نقش تو در خانه دلم پرشور است

آسمان امشب بارانی است
اشکهایش بر زمین جاری است
شور و شوق رسیدن به زمین
در دل او همیشه ابدی است

تمام لحظات بی قراری ام تنها دلتنگی برای توست.
اگر دلتنگ تو باشم باز هم زیباست.
یاد تو قلب مرا تسکین می دهد.
دلم شانه ات را کم دارد تا سرپناه اشکهایم شود.

 

چرا گرفته دلت ای یار دیرین
سرت را بگذار بر شانه هایم اینچنین

مهر تو در دل نهفته،ای مهربانم
کاش میدانستی میخواهم با تو بمانم

 

در تنهایی هایم تنها نیستم وقتی تو هستی
من در این غربت،با گرمای خورشید عشق تو زنده هستم

برای تو می نویسم

   

 

برای تو می نویسم تا بدانی چقدر دوستت دارم و قلبم را با تمام وجودم تقدیم می کنم

به شکوه مهتابی چشمانت. این قلبم را تقدیم به تو مهربانم می کنم.

در قلبم غوغایی است، غوغای عشق تو. عزیزترینم بگذار باران عشقت بر من ببارد.

بدان هیچگاه یادت از فکر من بیرون نمی رود. عشقت همیشه در قلب من و نگاهت

همیشه در خاطر من می ماند. من تا ابد در کنار تو خواهم ماند.

ای مهربانم، تو برای من بهترین هستی. در کنار تو لحظه هایم بهترین است.

چه زیباست در کنار تو بودن و با تو عاشقانه زیستن. این قلب بی قرارم برای تو

می تپد و تا ابد عاشقت خواهم ماند.

عزیزم من در انتظار فردایی هستم که گرمی دستانت را در دستانم احساس کنم.

بدان من بدون تو بی قرارم. تو در قلب منی و در لحظه لحظه های زندگی من

جاری هستی.

خیال تو

دوباره می نویسم برای تو ای عشق.تویی که در قلبم حک شده ای.

خیال تو مرا به اوج عاشقی میبرد.آری،عشق تو در قلب من شعله ور است.

فریادهای قلب من، عشق را زمزمه میکند.

مهربانم،در کنج قلبم جای تو است.زندگی من عطر نفسهای تو است.

وقتی رویای تو به سوی من پرواز میکند دل مرا ببین یک موج بی قرار است.