دلــتــنــگــی ! " N " !

هـــــــآی

 امروزم بدونه تو گذشت ؛ مثل روزهایی که حضور نداری و رفتی !

تو این روزا خیلی اذیت شدم،خدا میدونه چقد....

هر ننه قمری که میاد واسه من تز میده

خب چی میشه کرد یه روز دور دوره تو یه روزم دور من !

مادرم مدتی است میگرید ، چون گمان میکند که بیمارم

یک نفر گفت خوب خواهم شد ، به فراموشیت که بسپارم

به تمامی حرمتت سوگند . . . . . . نمیتونم فراموشت کنم،هیچ وقت!

تو واسم ارزشی قائل نبودی ولی همیشه آرزوم بودی و هستی

من دلم تنگ کسیست که به دل تنگیه من می خند

و بعد از رفتن تو ... 
كسي فهميد تو نام مرا از ياد خواهي برد ... 
هرگز يادی از من نیست  ...
هنوز آشفته چشمان
زيباي توام ...
ای کاش می شد برگردی ...
ای کاش ......


دلم خیلی گرفته مثل همیشه !
کی میخواد این دلشوره ها تموم بشه خدا میدونه ...
 دلم خیلی تنهاست خدا یه سری به دلم بزن راه دوری نمیره
 منم بنده ات... اشرف مخلوقات که البته الان میون تمام مخلوقاتت به بدبختی گیر
افتادم و راه نجاتی نیست !!!
کاش این که از رگ گردن بهم نزدیکتری رو با تمام وجود حس میکردم
راستی تو که این قدر به من نزدیکی خیلی وقته احساس نمی کنی دیگه این همه غم برام
کافیه؟لذت میبری؟!
کاش دوستم داشتی همین!


   به دادم برس ای اشک دلم خیلی گرفته

نگو از دوری کی نپرس از چی گرفته 

گفتی از زندگیم برو ، رفـتم و تـو فـقـط گـفـتی بـرو
بـه .... راسـتی ... "بـه سـلامـت" بـود
یـا "بـه جـهـنــم" ...؟؟؟

جدا از اینها . . . . .

ای کاش می شد برگردی ...


ای کاش ......

عکس های عاشقانه (8)

<<< ای کـــاش مــیــدونــســتــی *! " N " !*


گـئـجـلـر تـک اوتـروب تـک قـالاسـان عـالـمـی وار

او کـچـن گـونـلـره تـک آغـلـیـاسـان عـالـمـی وار

مـنـده بـیـر گـون بـوتـون عـاشـیـقـلـرایـچـیـنـده یـاشــادیــم

عـــاشــیــقـیــن گـــوز یــاشــیـنــا آغــلــیــاســان عـالـمـی وار



دار بـــزن!

 

 


***  دار بـــزن خـــاطـــره کـــسـی را کـه تـــــــو را دور زده ! ***


 

 

راز دلـــــــم . . . . . . . ! !‌ ! ! ! !

 

* عــاشـــق نــامــرد و گــدای عـــشــق مــبــاش *

 

 

ادامه نوشته

جایی که امام‌حسین (ع) عرفه خواند

 

http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1390/8/14/119977_387.jpg

نزدیکتر که می شوی آدم ها را می بینی که دسته دسته خود را به قله کوه صعب العبور می رسانند آنجا که می رسی رو به قبله به یاد آدم و حوا ناخودآگاه دست به تضرع و مناجات بلند می کنند.

آدم های احرام بسته همچون پدر، خدا را می خوانند و از خطاها طلب عفو دارند. خودشان غافلند از اینکه از دور چه دیدنی هستند و همچون برف سپیدی به چشم می آیند.

جبل الرحمه ظهر عرفه کاملا سپید پوش خواهد شد. این کوه همان جایی است که زمزمه جاودانه عرفه امام حسین(ع) به گوش می رسد. اینجا همان جایی است که سالار شهیدان رو به کعبه از اشک عرفات را سیراب کرد.

سپیدی این کوه از خود نیست، نوری از آن مناجات است.

119974_594.jpg

119975_396.jpg119980_230.jpg

آســ ـــمــ ـــ ـــآن !


 

مثل آسمـــآن میمآنی!


 دوستتــ دآرم امآ نمیتــوآنم دآشــته بآشمتـــ!

خاکستر


من را زیر خاکستر جا گـــــذاشتـــــــی!!!

آهـــــــایـــــــــــــ . . .

با توام . . .

تــــــــــــــــــــــــ ـو یادتـــــ نـــرود!!!

من به خاطرتــــــــو

آتـــــــش گـــرفته ام . . . . !

دیگر نمی نویسمت ...!


دیگر نمی نویسمت ...!

هرکس ...


به چشمــهایم نگاه کند !


تو را خواهد خواند...

حس خوبی . . . !

 
بلاخره بازگشت ... 
مدام  می گفت  مرا ببخش ...
چند گل سفید هم برایم آورده بود ...
ساعت ها با هم گریه کردیم ...
لباسی را که دوست داشتم برایم پوشیده بود ... 
چه حس خوبی بود وقتی باز هم برایم حرف میزد ...
من سکوت کرده بودم و فقط گوش می دادم ...
حتی نتوانستم به او سلام کنم ..!
کم کم داشت میرفت ...
اجازه نداشت تا غروب خورشید  بیشتر بیرون بماند .!
گفت : بازهم می آیم پیشت ...
اشکهایش را پاک کرد !
با گلاب ، "سنگم" را شست و فاتحه ای خواند و رفت !
با چشمانم ، باز هم تعقیبش می کردم...
من هنوز هم در سکوت منتظر دوباره اومدنش هستم 
هیچ موقع نفهمیدم آدرس قبرم را از کجا اورده بود...

و این جمعه ...  !

خود بهتر میدانی حال مرا آقاجان

انتظارهایم هر چند تداخل دارند

ولی انتظار توچیز دیگریست

من کماکان منتظرم

دیگر بس است

نگذار برایم عادت شود

این جمعه بیا . . . !


زندگی میکنم!

زندگی میکنم  . . .

حتی اگر بهترین هایم را از دست بدهم!!!

چون این زندگی کردن است که بهترین های دیگر را برایم میسازد

بگذار هر چه از دست میرود برود

من آن را میخواهم که به التماس آلوده نباشد

حتی زندگی را . . . !

یــاد تو . . . !


هر چه زیباست مرا یاد تو می اندازد

آن که بیناست مرا یاد تو می اندازد

تو که نزدیک تر از من به منی می دانی

دل که شیداست مرا یاد تو می اندازد

هر زمان نغمه ی عشقی است که من می شنوم

از تو گویاست ، مرا یاد تو می اندازد

دیگران هر چه بخواهند بگویند که عشق

بی کم و کاست مرا یاد تو می اندازد

ساعتی نیست فراموش کنم یاد تو را

غم که با ماست مرا یاد تو می اندازد

غــــــرور !

آدمي غرورش را خيلي دوست دارد...
آن را از او نگيريد
حتي به امانت نبريد
ضربه اي هم نزنيدش
چه رسد به شکستن يا له کردن ... !
آدمي غرورش را خيلي زياد... !
شايد بيشتر از تمام داشته هايش
دوست مي دارد
حالا ببين اگر خودش
غرورش را به خاطر تو
ناديده بگيرد
چه قدر " دوستت دارد " !؟!؟

بیان اسم تو !

 

 وقتی کسی تـــــو را
       عاشــــــقانـــــــه
دوســــتـــــ دارد؛
شـــــيوه ی بيــان اســم تـــــــو
در صــــدای او متـــــفاوت اســــــت!
... و تــــــو ...
مــــی دانی
    کــــه نامـــــت
          در لبـــــهـای او ايمــــن اســـــت ...!  

اشتباهي عاشق شدم !

كاش تمام دنيا دست تو بود 

اما ذره اي از دنياي من دست تو نبود !

حسرت

بی تو !


مــَـن بـی تــو 

شعـــر خــواهــم نــوشتـــ؛ 

تـــو بــی مـَـن 

چــِـه خــواهــی كــــرد؟ 

اصـــلا" 

يــــادت هَستـــ  !

كــِــه نيستــَـمــ ...؟ !

 

آرزویم . . . . .

امشب کم توقع شده ام!

آرزویم  کوچک است و کم حرف،

هیچ نمی خواهم جز " تو "...

برو ...



آنچه مي پنداشتم قسمت نشد حالا برو

بيش از اين رنجم مده لطفي كن از اينجا برو

مثل رويا آمدي مهمان من بودي ولي

مطمئنم مي شود كابوس اين رويا برو

خود نمك بر زخم رسواييّ عاشق مي زدم

با تو هم عاشق شدم من هم شدم رسوا برو

ياد تنهاييّ كنج خانه من را مي كشد

گر چه خواهم شد دوباره آدمي تنها برو

خاطري خوش از خودت در قلب من باقي گذار

مثل آن روزي كه زيبا آمدي زيبا برو

در فراقت آسمان را بر زمين مي دوختم

قدر «مجنون» را ندانستي كمي «ليلا» برو

عاشقي كردن برايم انتهايي خوش نداشت

من كه از اول نمي دانستم اينها را برو

فوتبال ایران و عظمتی و اعنباری به نام پـــرســـپـــولـــیـــس و سلطان علی کریمی * 8 *

دبير رياضي : پرسپوليس عشق سرخي است به توان بي نهايت

دبير تاريخ : پرسپوليس يادآور شكوه تخت جمشيد است

دبير زيست : پرسپوليس چون خوني است كه در رگهايمان جاريست

دبير عربي : سبحان الله الذي خلق الوردة الحمرا سرور السما الارزق

دبير جغرافيا : طبق آخرين آمار طوفان سرخي در ايران در حال شروع است

دبير زبان انگليسي :

perspolis is the reason i live ، the reason my red heart keeps beating and that"s the way it will always be

(ترجمه : پرسپوليس دليل من براي زندگي است،  دليل تپش قلب سرخ من است و تا ابد چنين خواهد بود )

دبير ديني و قران : شكر و سپاس مخصوص خداوندي است كه پرسپوليس را آفريد تا استقلال بي سرور نماند

دبير ادبيات : عشق يعني رنگ قرمز رنگ خون ، عشق يعني قرمزه رنگ جنون،عشق يعني آتش سرخي به

پاست ، عشق يعني پرسپوليس در قلب ماست

دبير شيمي : پرسپوليس فرايندي سرخ است كه واكنش دهنده هاي آن هواداران و فرآورده آن قهرماني است

دبير هندسه : نشان دهنده ي سروري تيم سربازان سرخ در مستطيل سبز است

دبير زبان فارسي : قلب ما به عشق پرسپوليس مي تپد، جمله اي سه جزيي با متمم است

و پرسپوليس از نظر خودم : عشق به پرسپوليس ، چو قطره قطره ي خون در وجود من جاريست


                                          >>> فوتبال ایران به عظمت پرسپولیس مینازه

                                                  >> پرسپولیس به عظمت علی کریمی

 نظرم در مورد علی کریمی:(محبوب آسیایی) >* جهان پلوان علی کریمی * 8 *

                                    Picture Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/


برای خودت زندگی کن

برای خودت زندگی کن

کسی که تو رو دوست داشته باشد

باتو میماند

برای داشتنت می جنگد

اما اگر دوستت نداشته باشد به هر بهانه ای می رود

 

براي تمام رنجهايي كه مي بري صبر كن ، صبر اوج احترام به حكمت خداوند است

 

* ای آسمان زیبا  *

 

* ای آسمان زیبا  *

* امشب دلم گرفته از های و هوی دنیا *

* امشب دلم گرفته *

* امشب خیال دارم تا صبح گریه کنم *

* شرمنده ام خدایا *

* امشب دلم گرفته *

* گفتی خیال بس کن *

* فرمایشت متین است *

* فردا به چشم *

* اما امشب دلم گرفته *

!.:.:.:..:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:.:..:.!

 

ساده ام؟

 
❤ مــــی گــــویــنــد ســـــاده ام ، ، ، 

مـــی گـــویـــنـــد تــــو مــــرا با

یــک جمـــــلـــه

یـــک لبـــــخـنـــد، ، ،

بــه بــازی میـــــگیــــری ! !

مــــــیگـــــوینــــد تـــرفنــدهـــایت، شـــیطنـــت هــــایت

و دروغ هایـــت را نمــــی فهمــــم . . . 

. . . مــــــیگویند ســــاده ام !

اما تـــــو این را باور نکن . . . 

مــــــــن فـــــقــــــط دوســـتـــــت دارم ،

همیـــــــــن! ! ! !

و آنــــها ایــــن را نمـــــــیفــــهمنــــد . . . . .!
❤

دیگری ...




وقتي دير رسيدم و با ديگري ديدمت ... !

 

فهميدم گاهي هرگز نرسيدن بهتر از دير رسيدن است ...!

سوختن!

 

آنجا که نشسته ای

و سوختنم را نگاه می کنی

یادت باشد

من درختی بودم سر سبز

تبر نگاه تو

مرا هیزم کرد

رفــاقــت

 

از زندانی پرسیدند: جرم؟
 
گفت: رفاقت!

گفتند بیشتر توضیح بده :

آه سردی کشید و گفت: به احترام رفاقت ، بماند....

سکوت

 

بگذار سکوت را دیگر رضایت معنی نکنیم

سکوت ممکن است بی تفاوتی یا مخالفت یا حتی اعلام یک جنگ باشد سکوت کن

بگذار سکوت خود سکوت را بشکند و از درونش بگوید

سکوت ادمی گاهی از سر رضایت نیست ، گاهی می تواند یک نوع اعتراض یا یک

جواب کوبنده باشد پس سکوت کن ...!

 

من همان تنهایی ام !

من همان تنهایی ام
یا تنهایی من است
بی شک نسبت نزدیکی باهم داریم!!!

می نویسم ولی تو نخوان

می نویسم که با تمام وجودم دوستت دارم ولی تو نخوان

می نویسم که اگر تو را نبینم به سکوتی سخت دچار میشوم

و بغض تمام وجودم را میگیرد  . . . ولی تو نخوان !

اگر می خوانی بفهم که دوستت دارم

خدایا...من به درک...برای تمام هستی ام *~* N *~*

خــدایــا مــن بــه درک . . . . بــزار اون خــوش بــاشــه !

من به درک …
بذار خوشبخت بشه…
بذار روزهاش رنگی بشن…
بذار لبش خندون باشه…
تو که میدونی وقتی میخنده چقدر خوشگل میشه!!!
بخندونش تا همه به تو احسنت بفرستن به خاطر خلق کردن این همه زیبایی!
غصه هاش رو ازش بگیر…
بذار صبح که از خواب بیدار میشه زندگی واسش زیبا باشه!
بذار شب که میخوابه شکرت کنه به خاطر خوشبختی هاش!
مواظبش باش! … هروقت دلش گرفت بغلش کن! از خدا بودنت کم نمیشه!
کاری کن تا خیلی ها حسرت زندگیش رو بخورن!
هر کسی رو که دوستش داره بهش بده… یادت باشه که طرف آدم خوبی باشه! اذیتش نکنه…از گل نازکتر بهش نگه!
این یکی رو حتما یادت باشه!! اینقدر باهاش خوب باش تا هیچ وقت بهت شک نکنه! تا هیچ وقت فکر نکنه که نیستی…
یادت نره که از تاریکی میترسه و دلتنگ میشه! برق ها که رفت بهش بگو نترس من اینجام!!!
کسی رو بهش بده تا حتما رسم عاشقی رو بلد باشه! مرد باشه ولی عاشق!
دیگه سفارش نمیکنم! جون تو و جون اون!

**~* N *~** خـــدایـــا مـــواظـــبــش بـــاش **~* N *~**

نگران !

 


نـگـران اشــک‌هـایـم نـبــاش !

از لـبـخـنـدم بـتـرس

کـه مـعـنـایـش اشـک‌هـای فـردای تــوســـت…………!

جنگیدن به خاطر عزیزانت !

 

اگه به خاطر عزیزی میجنگی و این جنگیدنت فایده ای نداشت

آخرین راه حل کشتن عشقیه که داره

برای نجات دادن عزیزت

بدترین گزینه و آخرین راه

خـــیـــانــــت کردن به اونه

هنوز وقت نرسیده !

نه هنوز وقت نرسيده

هنوز فرصت باقي ست.

كوله بارم را بسته ام!

كوله باري از غم،تنهايي،عسق،اشك،خدا...

كوله باري كهنه كه از جنسه تنهايي است و پيله هايي از جنس غم دارد!

با نخ دورويي دوخته شده و با ضخامت قطره ي اشك محكم شده!

درونش احساساتم را گذاشتم،

تنها چيزي كه از تو ز يادگار برايم باقي مانده،

احساساتي كه با خون دل هم صدا شده و نفسم را تنگ ميكند.

درون كوله پشتي به جز احساس خدا را دارم!

خدايي كه تنهايم نگذاشت اما تنهايش گذاشتم...

خدايي كه فراموشم نكرد اما فراموشش كردم...

خدايي كه مرا آفريد اما من پرستشش نكردم... !

درون كوله پشتي ام پشيماني دارم ، ندامت و غم و غصه دارم.

كوله ام سنگين است و ياراي بلند كردنش ندارم.

درمانده ام . . . .

خسته ام . . . .

نفرين به عشق !!!  

نفرين . . .

لحظات آخر را با حرف هاي ناگفته پر ميكنم تا دل سكوت را بشكنم.

ميخواهم بگويم كه دل ميگويد:

احساس را جا بگذار

عشق را بسوزان

مرگ را فريب بده

عاشق را بفروش

زندگي را ترجيح بده . . .

قلبم كه تا آن لحظه ساكت مانده بود با سماجت پاسخ ميدهد:

مرا شكستي اما مگذار غرورت بشكند

 كه آنگاه جامعه آدميت را ارزان ميفروشي!!!

غرور پاشخ ميدهد :

وقت تنگ است

كوله پشتي ات را بردار

آماده شو . . .

قلب ميگويد مرا به كهنه فروش،نفروش.

غرور را به عشق نفروش

مرگ را به زندگي نفروش. . . !!!! نه نه نه

ديگر حرف ناگفته نمانده ، بروم وقت تنگ است!

ديگر قلبم تپشي ندارد كه به عشق او بزند ،

سرماي وجودم به راحتي حس ميشود.

غرور را نشكستم اما غرور مرا شكست !!!

غرور هنگامي مرا شكست كه تيغ تيز نفرت را بر

 روي رگ دستم به حركت در آورد!

اكنون خوناب قرمز رنگ اطرافم را فرا گرفته

مي بيني؟

ديگر چيزي نيستم!

نمي بخشمت

تنهايم گذاشتي غرور مرا كشت!