الکلیم کرد.............
خدایا...
این دنیایی بودکه برای دیدنش
به شکم مادرم لگدمی زدم
الکلیم کرد ان که به قلیان کشیدنم گیر میداد........
نه این ک زانو زده باشم
نه ...
فقط تنهای کمی سنگین است .....
"تو" یادت نیست...
ولی من خوب به یاد دارم
برای "داشتنت" دلی را به دریا زدم که
از آب واهمه داشت...
گمان مے کرد فریب داده استــ مرا
نمے دانستــ تو پرسیده بودے :
مرا بیشتر دوستــ دارے یا ماندن در بهشــ ــتــ را
یادته بم گفتی برو دهنت بوی شیر میده به عشق تو امشب مشروب خوردم برمیگردی؟؟؟؟؟
حالت تهوع دارم !!!
این حالت تهوع لعنتی با هوای آزاد و قرص درست نمیشود
علاجش ….
فقط بالا آوردن فحش هایی است که به دیگران بدهکارم . . .
اهای مردم عاشقش نشوید نترسی به اندازه ی همیه تان عاشقی کردم برایش......
زلیخا جان یوسف راستش را بگو به خدایت چه گفتی که اینطور پادرمیونی کرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟
چه شب ساکتی............انگار هیچکس در دنیا نیست یا من در دنیای کسی نیستم........
راه که میروم مدام پشت سرم را نگاه میکنم دیوانه نیستم که خنجر از پشت خوردم
شبهایم درد دارند وقتی ندانم چراغ اتاقت را کدام لعنتی خاموش میکند...
سخت است فراموش کردن کسی که با او همه چیز و همه کس را فراموش میکردم..
مدتهاست که در را باز گذاشته ام نه تو میایی نه خیالت میرود
گفت خیالت تخت من وفادارم و من چه ساده خیالم را تختی کردم برای عشق بازی او بادیگری......
خدایااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا بابت ان روز که داد کشیدم متاسفم من عصبانی بودم برای انسانی که تو میگفتی ارزشش را ندارد و من پافشاری میکردم
از تصادف جان سالم به در برده بود و مي گفت
زندگي اش را مديون ماشين مدل بالايش است
و خــــــــــــــــــــــــدا همچنان لبخند ميزد . . .
► ●● هے غـَریبــﮧ
●● شـَب ِ عـَروسے کـت و شـَلوار ِ سیــآهش رآ بـﮧ او بپـُوشــآטּ
●● رنـگ ِ سیــآه بـﮧ مـَـرد ِ مـَـטּ خـیلے مے آیـَد
●● بـَند ِ کـِروآتـش رآ خـُـودت سـِفت کـُـטּ
●● ایــטּ کــآر رآ دوسـت دآرد
●● وقـتے دستــآنت رآ مے گیــرد
●● خـُـودت رآ در آغـُـوش ِ او بے انـدآز
●● بــآ ایــטּ کــآر احســآس ِ آرآمـِش مے کــُند
●● زَحمـَت ِ تــآج ِ عـَروس رآ نــَکش
●● سـَلیقـﮧ اش رآ خـُـوب مے دآنـَم ، بـَرآیت گـِرفتـﮧ اسـت
●● خـُلآصـﮧ کـُنم غـَریبـﮧ
●● جـآטּ ِ تـُـو و جـآטּ ِ مـَـرد ِ مـَـטּ ...
...به هیچکس خیانت نکردم
...جز خودم
...وفای به تو
خیانت به خودم بود...!!!
دِلتنگـم...
مِـثل مـادربُزرگِ بیـسوادے ڪه
هَـواے بَـچـه اش را ڪَرده
نــــهــ مــوســ ـــیقی
نــــهــ سکـــوتــــــ...
نــــهـــ سیــگآر
نـــهـــ قهـــوهـ
نـــهــ بآرآن ...
عطــر ِ تــَنــَت رآ مــی خوآهــ ــم لَعــنتــ ــی ...!!!
عکســـــت را نگــــاه میکنــــم
آخ کــــه ایــــن عکـــس پیـــر نمیشـــود امــــــا ،
پیـــــــرم میکنــــد ...!
پسورد تمام چیزهایم
شماره ی تــــــ ــــــو شده است
و من دائم شماره ی تو را میگیرم
بدون آنکه صدایــــ ـــــــ ــــت را بشنوم....
دیر وقت است ، آرام بگـــــــیر
بُگذار یک امشب را آسوده بخوابم...
نمیدانم فرهاد ازچه ناله میکرد...
اوکه تمام زندگی اش شیرین بود..
* * *
خواستم چشمهایش را از پشت بگیرم
دیدم طاقت اسم هایی را که میگوید ندارم...میدانی اشتباه از کجاست؟از تو نیست اشتباه از من است هر جا رنجیدم به رویت نیاوردم لبخند زدم فکر کردی درد ندارد محکم تر زدی لعنتی!!!
هرشب از پشت صفحه ی کوچک موبایلم در آغوش میگیرمت !
ونمیدانی چه آرامشیست همین آغوش خیالی !
خیلی سخت بود …
با “بغض” نوشتم ولی با “خنده” خواندی …!
خیالم را هر جاهم که میندازم باز هم کنار تو می افتد
گاهی به قدری دلم برایت تنگـــــــــــ.... میشود ،
که حاضرم حتی با دیگری ببینمت !!!
گفتم نرو نمیتونی فراموشم کنی رفت و برگشت و بازم نگام کرد و گفتم دیدی گفتم نمیتونی گفت ببخشید شما؟!!!!!
پرسید چرا اسمان ابری است گفتم تو نبودی با او دردودل کردم
نبودنت هایت انقدر ریاد شده اند........که هر رهگذری را میبینم شبیه تو است یا غریبه ها تو شده اند یا .تو غریبه
گفت قول بده گفتم چه قولی گفت اگه یه روز رفتم فقط بخندی
رفتی.......دیگران همش فکر میکردند زیاد هم دوستت نداشتم از بس که خندیدم پس از رفتنت.......
غــــفلت کرده ای مـــــــادر ...
پـــشت این قـــلب عـــاشق ،
فرزنـــدت آرام آرام جـان میسپارد ...
و تـــــو ،
فرامــوش کردن را به اوبه سلامتی
سربازی که دید تو ماشینت مشروبه اما هیچی نگفت ..
فقط گف از طرف منم یه پک بزنید اخه عشقم امشب عروسیشه بزنید
به سلامتیش.........
.
.
.
.
.
.
هـِــ ی {غریبـــﮧ} !
قیــآفت {خیلـے} آشنـآست
من و تو قبلا جـآیـے {همدیگرو} ندیدیــ م ؟
آهـ ـآن… یـ ـآدم اومــد
یــﮧ روزآیـے یــﮧ {خاطره هـآیـے} بـآ هم دآشتیم
یـآدمــﮧ اون موقع دم از {عشق} میزدے
هــﮧ … انقدر {مــآت} نگـ ـآم نکن
عشقت {حسودیش} میشــﮧ !
دســتات {ارزونــی} خودتــ. . . .
رآستــے قبل رفتنت : دیگــﮧ {هیچ حسـ ے} بهت ندآرم
دیگــﮧ وقتــے دیدمت {دلم} نلرزید
خوآستم بدونـی!
وسعت نکاه تو
چقدر سخته تو چشای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید و بجاش یه زخم همیشگی رو قلبت هدیه داد تو چشاش زل بزنی و بجای اینکه لبریز کینه و نفرت شی حس کنی که هنوزم دوسش داری
میگویند شیشه بی احساس است اما نمیدانم چرا وقتی اسمت را نوشتم او هم گریست؟؟
کاش کودک بودیم تا به هر بهانه ای به اغوش کسی پناه ببریم و اسوده اشک بریزیم بزرگ که شوی باید غصه های زیادی را دفن کنی
گریههههه نکن هیچکس حتی اون لعنتی بی وفا ارزش یه دونه اشک خوشگلتو نداره عزیزم میدونم میدونم هیچکی رو مث اون دوس نداری ولی اون کس دیگه ای رو میخواد.............
کسی به خدا گفت:اگر سرنوشت مرا تو نوشتی،
سهراب نوشته بودی قایقی خواهم ساخت قایقت جا دارد؟من از همهمه اهل زمین دلگیرم