بچه ها خبرررررررررررررررررررر
با لاخره وبلاگ جدیدمو درست کردم . حتما برید خواهشا .
ادرس =fatemeh173.blogfa.com
جون خودتون بهش سر بزنین و نظر بدین .
با لاخره وبلاگ جدیدمو درست کردم . حتما برید خواهشا .
ادرس =fatemeh173.blogfa.com
جون خودتون بهش سر بزنین و نظر بدین .
عشــــــــــــــــــــــــــق،خودش خواهد امد..نمیتوان آن فرار کرد.
عشــــــــــق خودش اهسته اهسته می اید...
در گوشه قلب مهربانت ارام و بی صدا مینشیند..
و تــــــــــــو متوجه اش نخواهی بود...
و بعد ذره ذره قلبت را پر میکند..
کم کم مثل ساقه «مهرگیاه» در تمام جانت می پیچد ...
و ریشه می دواند،
به طوری که بی ان نمیتوانی نفــــــــــــــــــــــــــــــس بکشی.
آدم ها لالت می کنند...
بعد هی می پرسند...
چرا حرف نمی زنی؟؟!
این خنده دارترین نمایشنامه ی دنیاست...!

بـه
ســــادگی " رفـــت
بـه ســــادگی " رفـــت !!
بـه ســـادگی بخشیــدم !!!
حـــالا مـــانــده ام چگـــونــه بــدون او
" بــه سادگی " زندگی کنم !!!
ஜ ஜ ஜ ஜ ஜ ஜ ஜ ஜ ஜ
سهمیه هوای من هم برای تو !!!
برای نفس نفس زدن در آغوش او لازمت می شود عزیزم !!!
ஜ ஜ ஜ ஜ ஜ ஜ ஜ ஜ ஜ
می خواهی از حالم بدانی
می خواهی از حالم بدانی؟
"بد"
حالم خوب است و خوش می گذرد
تنهایی سر میکنم تمام لحظه هایم را
گِله ای نیست...
هوا خوب است و
آفتابی نیمه جان می تابد
شکایتی نیست
چون دیگر دوستی نیست...!!!
ஜ ஜ ஜ ஜ ஜ ஜ ஜ ஜ ஜ
دست به دلم نذارید !!! می سوزید !!!
داغ خیلی چیزها به دلم مانده !!!
ஜ ஜ ஜ ஜ ஜ ஜ ஜ ஜ ஜ
بــــــــــــآ یــــــــــــد
اتـفـــاقـــــــاً از آدمـایـی کـه " انـتـظــارش و نــداریـــــن "
انـتـظــارشـــو داشـــــــتـــه بــاشـــیـــن !!!
ஜ ஜ ஜ ஜ ஜ ஜ ஜ ஜ ஜ
نگاهم را به خودت نگیر
نگاهم را به خودت نگیر عزیزم !!!
به اشتباهم می نگرم !!!
ஜ ஜ ஜ ஜ ஜ ஜ ஜ ஜ ஜ
باختـــــــــــــــــــم
با هر که " ساختـــــــــــــــــــم "
, " باختـــــــــــــــــــم " !!!
ஜ ஜ ஜ ஜ ஜ ஜ ஜ ஜ ஜ

تنهایی...
آروم آروم به نبودنت عادت میکنم...
چون هیچوقت داشتنت رو تجربه نکردم....
دیگه به داشتن چشمهای پر از حسرتم عادت کردم ...
سهم منم همینه تنهایی تنهایی تنهایی
انقدر این بغض گلومو سنگین کرده که حتی...
نمیتونم حرفامو اینجا بنویسم.
دیگه بی هوا خندیدن رو یاد گرفتم
دیگه تنهایی رو خیلی وقته یاد گرفتم .......
تو نگرانم نشو همه چیز را یاد گرفتم ...
یاد گرفتم چگونه با تو باشم بی انکه تو باشی ...
یاد گرفتم نفس بکشم...
بی تو...و بیاد تو
یاد گرفتم چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن...
و جای خالی ات را با خاطراتت پر کنم....
خوش به حال اونی که دستای تو رو میخواد بگیره...
یادت باشه هنوز تو قلبمی...
حسود نیستم ولی به شریک زندگیت حسودیم میشه...
مواظب خودت باش خداحافظ...
واییییییییییییییییییییییی
آخ اول سلا م و بعد . . . .
بچه ها من کلی دیروز با دوستم دعوا کردم .
خیلی بد بودشااااااااااااا جوری که دوستای صمیمی من ترسیده بودن میگفتن = فاطمه و ح ش ی شده بودی هیچکی جلودارت نبود . یعنی تا این حد که دوستای صمیمی ام هم نمیتونستن مهارم کنن .
خلاصه خیلی بد البته دختره خیلی وحشی بود وسط درگیری لفظی که من و اون داشتیم یکدفعه اومد دستمو گاز گرفت هنوز لکش قرمزه و دستم درد میکنه
تازه یک جای دیگه دستم خون اومده . .. ..
کلا دستم بدجور درد میده البته منم عین این ببو گلابی ها واینسادم نگاش کنم دیدم دیگه داره پر رو میشه دستام که اون موقع پر بود با پا هام جوری میزدمش خخخخخخخخخخخخ اشک تو چشم هاش جمع شده بود دوستای خرم هم از اون تغییر حالتم هم تعجب کرده بودن و هم ترسیده بودن و همشون پشت سرم داد میزدن فاطمه ولش کن الان وسیلتو میده غلط کرد . .. منم که یک دنده جوری که رسیدم خونمون همشون زنگ زدند و بهم گفتند که خیلی بد شده بودی منم به تک تکشون میگفتم اگه اون لجبازه من از اون لجباز تر و یک دنده ترم و تازه دوستامم همشون طرف منو گرفتن .
خلاصه دوست داشتم یکی از اتفاقای زندگیمو که دیروز افتاد رو بگم .
بایییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

ساده هستم
ساده می بینم
ساده می پندارم زندگی را
نمیدانستم جرم می دانند سادگی را
سادگی جرم است و من مجرم ترین مجرم شهرم
ساده می مانم…
ساده میمیرم…
اما…
ترک نمی گویم پاکی این سادگی را …

کـاروان محـرم از راه رسیـد
محرم ماه فریاد و ماه بیداری و پایداری است
محرم ماهی که تمام تاریخ وام دار یک نیم روز آن است
ماهی که خاک و خون
و آتش و عطش و مشک و تیر، رازهای سر به مهر آنند
ماهی که هفتاد و دو آیه ی سرخ بر صحیفه ی دل ها نازل شد و هفتاد و
دو کهکشان در مدار هستی قرار گرفت

محرم؛ آمدی و عقده های دل ما را در برابر عشق به حسین باز کردی
محرم؛ تو طوافی عرفانی هستی در حریم هفتاد و دو نام آسمانی
محرم؛ ماه دخیل بستن دل به سقاخانه های اشک است
پس کیست که حسین را چراغ راهش کند و در بیراهه های پر پیچ و خم گم
شود؟
کیست که گوش جان بسپارد و نام تو را ای حسین (ع) در هیاهوی فرات
نشنود؟

یا حسین فرات هنوز شرمگین است
بیچاره رود پیر قرن هاست آهسته و شکسته میرود
هنوز چکاچک شمشیرها را میشنود
هنوز صدای گریه بچه ها و نعره های دلیرانه را میشنود
هنوز شیون های زنان و غم و اندوه اهل بیت(علیهم السلام) و شیعیان
آنها شنیده میشود
هنوز شهادتها و دلاورى ها و شجاعت ها و
ایثارهاى سید الشهدا امام حسین(ع) و یاران با وفاى او را میشود
حس
کرد
خاطرات زیادی این پیر کهنه رود در دل دارد که همچنان در درون خویش
محفوظ نگاه داشته است

یا حسین ما هر ساله در ماه محرم دل خویش را به بال و پر خونی ات
دخیل می بندیم
تا گره کور چشمانمان را به نور اجابتت باز کنی
ما چنین بزرگواری را فقط در کرامت و بزرگی نوه پیامبر خدا میتوانیم
ببینیم یا حسین جان
ماه محرم ماه ایثار حماسه و شجاعت و فداكاری است
ماهی كه خون بر شمشیر پیروز شد
ماهی كه قدرت حق باطل را تا ابد محكوم کرد و داغ باطل بودن باطل را
بر جبهه ستمكاران
و حكومتهای شیطانی زد
ماهی كه به نسل ها در طول تاریخ آموخت پیروزی بر سر نیزه به دست می
آید
حسین ثابت کرد كه میشود باطل را در مقابل كلمه حق به شكست کشاند و
این مسئله را حسین و یارانش به اثبات رساندند و درهمین ماه محرم
بود که امام حسین به ما شیعیان ومسلمانان آزاده راه مبارزه با
ستمكاران تاریخ را آموخت

محرم ماهی است كه به وسیله سید مجاهدان و مظلومان اسلام زنده شده و
از توطئه عناصر فاسد
و رژیم بنی امیه كه اسلام را تا لب پرتگاه
برده بودند رهایی بخشید و همین خون سیدالشهدا(ع) است
كه خونهای همه
ملت های اسلامی را به جوش آورده است
محرم ماهی است كه عدالت در مقابل ظلم و حق در مقابل باطل قیام كرد
و حسین و
یارانش توانستند پیروزی حق بر باطل را برای تمام دنیا
برای همیشه به اثبات برسانند
حماسه کربلا بزرگترین و دلخراشترین واقعه تاریخ است که پس از
۱۴۰۰ سال هنوز هم زنده
مانده و پس از چهارده قرن به یاد آن
واقعهها اشک ها ریخته میشود و ناله و فریاد به پاست
و گریه كردن بر عزای امام حسین(ع) و زنده نگه داشتن نهضت او، همانا
زنده نگه داشتن آزادمردی،
شجاعت، فداکاری، از خودگذشتگی و ایستادگی
تمام معنای او در مقابل ظلم یك امپراطوری بزرگ
بود و این درس را به
سالکان راهش آموخت که قدرت لایتناهی حق همواره بر باطل پیروز است
...

هر محرم که فرا میرسد
از روز نخست تا عاشورا
روزها کند میگذرند و عطشناک
و من ...
نگران که مباد امروز با آنان باشم که امام حق را
به شمشیر باطل و قساوت سر بریدند
بیمی گنگ که
مرز حق و باطل چه باریک است
مبادا پوستین حق بر باطل پوشانده باشم؛
و به این امید واهی که در خیل حقمدارانم ...
اما روز حساب دریابم که
آمدن محرم فرصتی است دوباره تا از خویشتن
خویش بازخواست کنم
فرارسیدن ماه محرم؛ ماه سوگ و عزای حسینی
بر آزادگان عالم تسلیت و تعزیت باد