22 بهمن

این ها گزینه های روی میز ماست


شیعه به حریم عمه جان حساس اسـت

ما همه عباس توییم بی بی جان - کربلایی حمید علیمی

مرا گمان حرمت نبود

غربت ادامه دارد ...

غربت ادامه دارد ...



ویرایش شده طبق نظر بزرگواران ...

بدون شرح ...

بقیع رهبر خامنه ای بدون شرح

عید سعید فطر مبارک

حی علی الجهاد

گاه شاید در واکنش خیل عظیمی از مردم در انکار بدیهی ترین اموری چون اینکه الان روز است و شیر سفید است، شاید انگشت به دهان بمانی. شاید مرور جنایات تلخ و غیر قابل هضم تاریخی کوه ساختن از سرها و رود ساختن از خونها را دیده و به تعمقی گود و ویران کننده رسیده باشی. شاید از جنایات مغول، از مکافات بهشت سوسیالیستی خانه دایی یوسف، از اقدامات فاشیستی ژرمن ها و از مجازات پست مدرن امپریالیسم آشپزخانه بزرگ غرب و ایالات متفرقه ای موسوم به آمریکا چیزهایی خوانده و به طور اتفاقی مواردی به گوشت رسیده باشد، اما اگر به یک مسلمانان بی تعصب و بی پدر و مادر (به جهت عدم تبعیت از آیین اسلاف و نیاکان) بگویند روزگاری حرام زادگانی چون عمر خطاب با کثرت حماقت و خیانت در حالی خود کتب معتبر تاریخی اهل عامه نقل می کنند که بانو "سهاک" مادر محترم خلیفه دوم را به سبب ولع شهوت 40 مرد آن هم مرد عرب نمی توانستند سیر کنند و در خانه اش به جهت علم های آویزان قرمز به شعبه اصلی و مردمی باشگاه پرسپولیس ایران در حجاز اشتهار پیدا کرده بود، به عنوان فاروق بزرگ محبوب یک میلیارد و خورده ای مسلمان در سراسر جهان می شود و هر کجا هم که اسمی از اسلام جهت جذب و گرایشات عمومی بخواهد مطرح شود از این شخصیت برجسته که خود طبق رویات متعدد صحاح سته وی جمله «اگر علی نبود عمر کجا بود» را تا چهل بار و در موقعیت های مختلف به زبان می آورد، سخن به میان آمده و به قولی اگر وجدان قبول کند اینگونه افراد آیین مباهی خود را برگزار می کنند ... اصلا بگذریم، فقط می خواستم بگویم در نقد هرچه یک اثر سخیف و مادون هویت باشد ولی کار منتقد این است که طبق اصول مرسوم سخت ترین و آب دارترین ضربات کاری را نثار خالق اثر موجود کند و نه اینکه به سبب بی سوادی و یا بی حوصلگی از ایراد رکیک ترین الفاظ علمی امتناع کند. اما خوب یک بحثی هم هست و آن اینکه وقتی که  ششیعیان مناطق شرقی عربستان سال‌ها به جرم اعتقاد به اسلام اصیل استوار بر پایه آموزهای خاندان نبوی در تلخ ترین شکنجه های رژیم آل‌سعود قرار دارند، رژیمی که با مسامحه از فتاوای عالمانش همچون حلال بودن رابطه جنسی با مادر و خواهر به شرط مانعی چون ..... و یا حلال بودن تجاوز به زنان و دختران شیعی مذهب و غارت اموال و اماکن آنها و نیز کشتار گسترده آنها برای اخذ مجوز ورود به بهشت، باید گفت تنها در سال گذشته برای سرکوب مخالفان و منکران همچین اعتقاداتی و با بهانه تقویت توانمندی نظامی قراردادی به ارزش بیش از 30  میلیارد دلار با آمریکا جهت ساخت و تحویل تسلیحات امضا کرد، چه جای صحبت !!! اصلا گوش شنوای تو کیست؟!! نکند همان یک میلیارد و خورده ای میلیون نفر مسلمان در سراسر جهان .....
ببخشید، با اینکه آمار رسمی و جالب بسیاری از فجایع خاندان آل سعود و اقدامات حیرت آور تکفیری ها در یمن سوری و بحرین برای ارائه داشتم ولی پر بی راه ندیدم اینگونه صحبت کنم.

( مرتضی قهرمانی )

سهمیه پدر


کیان

دختری سه ساله بود که پدرش آسمانی شد . .

دانشگاه که قبول شد، همه گفتند: با سهمیه قبول شده!!!


ولی ... هیچوقت نفهمیدند

کلاس اول وقتی خواستند به او یاد بدهند که بنویسد بابا! . . .

یک هفته در تب ســـــــوخت . . ..

به امید مسلمانی !

خدایا درد دارم

درد غربت

               درد تنهایی

و خیلی سخت دلگیرم

                                 از این آدم نماهایی

كه جسم آدمی دارند و افكار هیولایی

خدایا من نمی خواهم !

                                 نمی خواهم هیولا باشم و درنده خو باشم

نمی خواهم كه با این مردم گستاخ و بی پروا

                                                                 دمی در گفتگو باشم

دلم می خواست برگردم

به آن روزی كه دنیا آمدم      در اوج پاكی ها

همان دوران ایثار و شهادت   عصر خاكی ها !

ولی افسوس        

                   دلگیرم !

از این احساس پنهانی

                               از این روحی كه در چنگال نفسم هست زندانی

از این حس پریشانی

                             از این تشویش و حیرانی

امیدم هست بر پایان این شبهای هجرانی

خدایا كاش می آمد

                           همان آقای روحانی

                                             و می شد باز چشم آسمان ابری و بارانی

                                                       به امید چنین روزی

                                                                      به امید مسلمانی !

روح خدا به خدا پیوست

روح خدا به خدا پیوست

http://fathonline.persiangig.com/ghalebwebloge/pelak.jpg

شاهین نجفی

جهنم در تو نمایان شد


نقی نامی که فخر آسمان است    

تلفظ کردنش خط دهان است

ز القاب امام هادی ماست     

امامی که عزیز شیعیان است

امام ماه روی باوقاری

که جد حضرت صاحب زمان است

زلال چشمه های او پاک تر از       

همان نهری که در جنت روان است

نقی چون مظهر پاکی ست نامش        

برای قرن آسوده گران است

به نام مادر آیینه سوگند           

همان که صبح چشمش جاودان است

نخواهد از نفس افتاد این عشق             

که از هادی به قلب عاشقان است

به کوری دو چشم آن حقیری       

که از فرط حقارت بد دهان است

به هر دیوار این دنیا نوشتیم               

نقی زیباترین نام جهان است

تقدیم به بهترین مادر هستی حضرت زهرا ( س )

فاطمه دلدار علی

تا فاطمه است و جگر سوخته او

با داغ دل لاله کسی کار ندارد

از ناله پنهان علی در دل شبها

پیداست که دل دارد و دلدار ندارد

میخ و در

باز این چه شورش است كه در خلق عالم است                    ماه عزای فاطمه روح مُحرم است

   خون گریه كن ز غم،كه عقیق یمن شوی                 رخصت دهد خدا كه تو هم سینه زن شوی

کوچه بنی هاشم، پلاک سوم جمادی الثانی . باز هم آدرس را مرور می کنم . چه قدر بوی نامهربانی از این کوچه می آید، توقف می کنم . به دنبال درب خانه می گردم . دری کبود و سینه سوخته به چشم می خورد اما باز باید بپرسم .

کسی دارد رد می شود اما نه مثل آن روز که تمام اهل مدینه در آن آزمون رد شدند .

می بخشید این همان دری نیست که در آتش جهالت و بی وفایی مسلمانان نامسلمان سوخت؟

این همان دری نیست که بوی دست پرمهر پیامبر می دهد؟

این همان دری نیست که پیامبر از آن به دیدار پاره تنش می آمد؟

این همان دری نیست که آدم های آن طرفش اهل بیت نامیده شدند؟

ناگهان همه چیز در این کوچه با من سخن می گویند . در، دیوار و میخ با چشم های شفق گونه شان به من می نگرند . می گریم بر کبودی ها . بر ماه صورت نیلگون و فریاد می زنم بر میخ . تو قاتل مادر منی، تو مسبب شهادت دختر رسول خدایی تو . . .

و میخ در حالی که گریه می کند می گوید: نه غریبه، آرام تر، اشتباه مکن . اگر مرا به رنگ شفق می بینی نه برای آن است که به خون پهلوی کوثر محمد صلی الله علیه وآله آغشته گشته ام، نه، که من خون گریستم . در را ببین، تو گمان می کنی از گذشت زمان پوسیده گشته است . نه این پوسیدگی حاصل دل پژمردگی در سوگ فاطمه است .

به راستی در و علی چه همراهند در سوختن و ساختن . در بی کسی و غربت، در هجران رحمت و محبت .

در اگر زبان داشت با نعره ای اسرافیل گونه تمام مردگان را به شهادت می خواند تا همه از مصیبت آن روز بگویند که مردگان همیشه از ما زنده تر بوده اند . در به نشستن دعوتم می کند . بنشین که غم بزرگی، به بزرگی تمام کوه های دنیا سینه ام را فشار می دهد . ما هم ناله ایم خواهرم . می بویمش . هنوز بوی پهلو می دهد . هنوز بوی کینه دوستان از دشمن دشمن تر علی را می دهد . و به میخ می گویم از آن روز برایم بگو و می گوید خواهرم، دختر آن بانوی بزرگ اگرچه آن روز به ظاهر پهلوی مادرت را . . . ولی رگ های بریده پهلوی مبارکش را بوسیدم و بر جنینی که با او بود سلام کردم .

میخ دوباره بغضش به گریه باز می شود و من از گناه مادرم می پرسم و میخ می گوید: گاهی ایمان و تقوی و اخلاص بزرگ ترین جرم های دنیایند و در مورد مادرتان این جرم به اضافه جرم غفلت و جهل مسلمانان نه چندان مسلمان، آن فاجعه را آفریدند و این بار سوخته چوبین برایم حرف می زند

چشمان من نظاره گر خون معصومه پیامبر بود . جنازه حبیب خدا بر روی زمین، همخانه معصومه پیامبر مشغول غسل و دفن پسر عمویش به وسیله اشک چشمان همسرش و دزدان حکومت اسلامی در حال بریدن این ودیعه الهی و بعد از آن ماجرای من و در و پهلو و غربت بزرگ ترین مرد دنیا و . . .

میخ دوباره بغضش به گریه باز می شود و من از گناه مادرم می پرسم و میخ می گوید: گاهی ایمان و تقوی و اخلاص بزرگ ترین جرم های دنیایند و در مورد مادرتان این جرم به اضافه جرم غفلت و جهل مسلمانان نه چندان مسلمان، آن فاجعه را آفریدند و این بار سوخته چوبین برایم حرف می زند:

مسافر، آتش عشق به زهرا این بلا را بر سر من آورده است . تمام پیری چهره من، زردی گونه های من، رنجی که در سلول سلول بدنم نقش بسته است همه از عشق به آن تنها معصومه دنیاست . خواهرم فقط چند روز بعد از آن روز بد همه غم های فاطمه از دنیا رفتند و علی با دنیایی از تنهایی، تنها ماند . با این که مادرم رفته است اما کدام عقل سلیمی این را باور می کند که این تنها معصومه تمام افلاک هنوز غمگین نباشد که فرزند بزرگوارش درست مانندآن روزهای همسرش این قدر تنها و بی یاور است . دلم شکسته است . یاد خدا و دل شکسته که همواره با همند می افتم . حالا وقت دعاست . باید کاری بکنم به میخ و در نگاه می کنم . هر سه دستمان را بالا می بریم . معبودا، به ما صبری به وسعت آسمان نگاه فاطمه هنگام لبخند مرگ، صبری به وسعت مجروحیت علی، صبری به بزرگی کرم آخرین بازمانده زهرای بتول و افتخار پرستاری در رکاب قطب عالم امکان کرم فرما . آمین یا رب الفاطمه .