خاطراتـــــــــــــ ـ ــ ـ

می آیی . . .

عاشق می کنی . . .
محو میشوی . . .
تا فراموشت می کنم ، دوباره می آیی . . .
تازه می کنی خاطراتت را . . .
محو میشوی . . . .

_____________________________

هـی تـو
مـن کـه زاده ی تـنـهایـیـم ، خـدا تـو را بـرای او نـگـه دارد

.

مـــــــــــــــــــ ـــــــــــــرد بــــــــــ ـــاید


جسارت می خواهـב ؛

نزבیڪ شدטּ به افڪار בخترے ،

که روز ها ...

مردانـہ با زنـدگے می جنگـב !

اما شب ها ...

بالشش از هق هق های בפֿـترانـہ פֿـیس است !

مـــرد بايد...
وقـــتي عشقـــش عصبانيه ,
نـــاراحته ,
مي خواد داد بزنـــه،
وايــسه روبروش بــــگه : تو چشام نيــگا كن ,
بهت مــيگم تو چشام نيــگا كن...
حــالا داد بزن ...
بـــگو از چــي ناراحتي....
.... بعـــد عشقش داد بــزنه ,
گلـــه كنه ,
فـــرياد بكشه ,
گريه كـــنه ...!
.... حتـــي با مشتـــاي زنونـــه ش بكــوبه به بغـــل مرد!

آخـــرش خســته ميشه ميــزنه زيرگــريه...
همــون جا بايــد بغلــــش كنه ,
نزاره تنـــها باشــه..
حــرف نزنــه ها ,
توضيــح نده هــــا،
فقــط نزاره احســاس كنه تنهـــاست ...

مــرد بايــد گــاهي وقتا ,

مردونگيـــــشو با ســـكوت ثابــت كــنه ...!!

 

 

دلتنگم

 

به کوری چشم تو هم که باشد

حالـــ ــم خوب خوب اســت

اصلا هم دلم برایت تنـــگ نشده!

حتی به تو فکر هم نمیکنم...

باران هم تو را به یاد من نمی آورد

 مثل همین حالا که میبارد

لابد حالا داری زیر باران قدم میزنی اما...

چتـــ ــرت را فراموش نکن !

لبـــ ـاس گــــــــرم را هم !

 


دلتنـــگـ ـــم

مثل مادربزرگ بیـــسوادی کـــه

هوای بچــــه اش را کرده

ولی بلد نیست شماره اش را بگـــیرد ...

باتشکر از MISS N

برگشت تلخ

رسم این شهر عجیب است ، بیا برگردیم

 قصد این قوم فریب است ، بیا برگردیم

 آن که یک روز دل به نگاهش دادیم

 خنده اش سرد و غریب است ، بیا برگردیم

 عشق ، بازیچه شهر است ولی در ده ما

 دختر عشق ، نجیب است ، بیا برگردیم . . .


دیگر قاصدک ها به دست ما نمی رسند

چون شرم دارند پیغام یک نفر را به چند مقصد ببرند ..

زن که باشی...

زن که باشی واژه بدهند شعر میشوی

مداد که بدهند

بال میکشی اوج می گیری

خاک که بدهند آدم درست میکنی

پایش که بیفتد

زن که باشی

بی انکه ابر بشوی

باران می شوی

عشق می باری

 

رفتارهایم

کــور باش بانــو ...
نگاه که می کنی، می گویند: نخ داد!
عبوس باش بانــو ...
لبخند که میزنی، می گویند: پا داد!
لال باش بانــو ...
... حرف که می زنی، می گویند: جلوه فروخت!
من هم میروم، یک خاکی بر سرِ هیزیِ خودم کنم!
شاید دست از سرمان بردارند ... شاید...

خیال

دلم درد میکند...

انگار خام بودند خیال هایی که به خوردم داده بودی...


پلکهایم را آنقدر روی ِ هم می فشارم

تـا مــبادا رفتنت را ببینم...

امّـــا

صدای ِ گامهایت

وای دیوانه ام میکند.......

ته قدرته زنانه ام

من یک زنم .
هر چقدر هم که ادای محکم بودن را دربیاورم ،
هر چقدر هم که ادای مستقل بودن ،
اینکه " ممنون ! خودم از پسش برمی آیم . "
باز هم ته تهش
...
...به آن سینه پهن مردانه ات نیاز دارم ؛
به دست هایت حتی .
نمی دانی چه لذتی دارد وقتی تو از خیابان ردم می کنی !

فراموش نشدنی

شده بعضي وقتا يهو ديگه دوسش نداشته باشي!؟
به خودت ميگي اصلاً واس چی دوسش دارم!؟
مگه کيه!؟
واسم چيکا کرده!؟
مگه چي داره که از همه بهتر باشه!؟
اصلاً من که خيلي از اون بهترم...
بعد به خودت ميخندي که واقعا برا چي اينقد خودتو اذيت کردي!؟

يه دفعه یه چيزي يادت مياد...
يه چيز خيلي کوچيک
يه خاطره
يه حرف
يه لبخندش
يه نگاه
و بعد...
همین ، همين کافيه تا به خودت بيای و مطمئن بشي که نميتوني فراموشش کنی!!!


خوشبختی وسیعتر از آنست که در ذهنت بگنجد

و زیباترین لحظه ایست که می توانی در زندگی درک کنی

و من برای تو

خوشبختی ات را آرزومندم . . .
(شب آرزوها نزدیکه........)

در شب ارزو ها ارزو مند ارزو هایتان هستم

 

نه اسمش عشق است؛ نه علاقه؛ نه حتی عـادت؛

حماقت محض است !

دلتنگِ کـسی باشی؛

که دلش با تـو نیست !!!

 

کسی که صادقانه میگوید

"سکس"

سگش شرف دارد به کسی که جاکشانه میگوید

"عشق"

(واسه درکش یه روح لطیف میخواد نه یه ذهن منحرف)

بغضهایم را به اسمان سپرده ام !!!

خدا بخیر کند باران امشب را....

 

عمریست نشسته ام پای لرز خربزه هایی که هیچوقت یادم نمیاید کی خوردمشان ؟

اونی که با ما راه نمیومد

برای دیگری دوید

سرنوشت

سرنوشت ما چنین بود ما به دنیا امدیم ولی دنیا به ما نیامد

خَستِه اَم اَز بُوسِه هایِ بی روح....!

خَسته اَم اَز نِگاههایِ هَوَسبار دُختَرانی کِه بکارَتِشان بَر باد رَفتِه

وَ گَرمایِ شَهوَتبارِ آغُوشهایی کِه بُویِ خیانَت میدَهَد.

دِلَم بَرایِ صِدایِ تیشِه یِ فَرهاد تَنگ شُدِه

 

من دیوانه ی آن لحظه ای هستم که تو دلتنگم شوی
و محکم در آغوشم بگیــری
و شیطنت وار ببوسی ام
و من نگذارم...
عشق من
بوسه با لجبازی، بیشتر می چسبد!

 

 

 

 ((عشق با غرور زیباست ولی اگه عشقتو به قیمت فرو ریختن

دیوار غرورت گدایی کنی که دیگه عشق نیست صدقه ست..))

((اگر کسی را دوست داری به او بگو زیرا قلب ها به طور

معمول با کلماتی می شکنند که نا گفته میماند...))

روزگار!

که چنین به من سخت میگیری٬ با خبر باش که پژمردن من اسان نیست گر چه دلگیرتر از دیروزم٬گرچه فردای غم انگیز مرا میخواند لیک باور دارم نا خوشیها کم نیست زندگی باید کرد.

روزي انسان ازپروردگار پرسيد:خدايا اگرهمه چيز در سرنوشت ما نوشته شده است پس آرزو کردن ما چه فايده اي دارد؟ پروردگارخنديد و گفت:شايد من نوشته باشم هرچه آرزو کرد...

خدایا عاشقتم بدجوررررر

سردی وجودت را با پاییز غم من دور ریز و به  شانه هایم تکیه کن ٬ بگذار نغمه سبز بهار را در گوشهایت زمزمه کنم

میدانم

میدانمک که از پاییز بیزاری اما من پاییز نیستم که ارزو هایت را به تاراج برممن حدیث روشن بهارم

با من از ارزو هایت بگو

میخواهم تو را بفهمم

میخواهم تو شوم تا دیگر فراموشم نکنی

عاشــــــــــــــــــــــــــــــــق صداشم

[تصویر: l271mvnwe2gwlfpz1kjp.gif]

      در آغـــوشـَـم کـه مـی گیـــــری 

                    آنقــَــــدر آرام مـی شـَـــوم
  
                                 کـِـه فــَــرآمــوش مـی کـــُـنــَـم

                                              بآیـــَــد نــَفــَـس بــِــکــِــشــَــم...
 

دوستت دارم

دوست دارم ولی چرا نمی تونم ثابت کنم
لالایی می خونم ولی نمی تونم خوابت کنم

دوست داشتن منو چرا نمی تونی باور کنی
آتیش این عشق و شاید دوست داری خاکستر کنی

شاید می خوای این همه عشق بمونه تو دل خودم
دلت می خواد دیگه بهت نگم که عاشقت شدم

کاش توی چشمام می دیدی..کاشکی اینو می فهمیدی
بگو چطور ثابت کنم که تو بهم نفس می دی...

حکم

بار اخر٬ من ورق را با دلم بر میزنم!بار دیگر حکم کن اما نه بی دل با دلت دل حکم کن

حکم دل :

هر که دل دارد بیاندارد وسط! تا که ما دلهایمان را رو کنیم

دل که روی دل بیوفتد عشق حاکم میشود پس به حکم عشق بازی میکنیم

این دل من! رو بکن حالا دلت را ...

دل نداری ؟؟بر بزن اندیشه ات را

حکم لازم

دل سپردن ٬دل گرفتن هر دو لازم!

تلخ

تَمـــــآمـ تَنَــم لَــرزیـد ،

آبـــــــ ِ پــآکـے کــهـ روی دَستـَـم رـیـختـے، یـَـخ بـــود

 

گنه کردم گناهی پر ز لذت
درآغوشی که گرم و آتشین بود
گنه کردم میان بازوانی
که داغ و کینه جوی و آهنین بود
در آن خلوتگه تاریک و خاموش
نگه کردم به چشم پر ز رازش
دلم در سینه بی تابانه لرزید
ز خواهش های چشم پر نیازش
در آن خلوتگه تاریک و خاموش
پریشان در کنار او نشستم
لبش بر روی لبهایم هوس ریخت
ز اندوه دل دیوانه رستم
فروخواندم به گوشش قصه عشق
ترا می خواهم ای جانانه من
ترا می خواهم ای آغوش جانبخش
ترا ای عاشق دیوانه من
هوس در دیدگانش شعله افروخت
شراب سرخ در پیمانه رقصید
تن من در میان بستر نرم
بروی سینه اش مستانه لرزید
گنه کردم گناهی پر ز لذت
کنار پیکری لرزان و مدهوش
خداوندا چه می دانم چه کردم
در آن خلوتگه تاریک و خاموش

 

ای کاش

دستآنمـ رآ کہ مے گیرے
مَنــ دیگر از آنِ خود نیستم!حرارتَمـ بہ اوج مے رسد!و نمے دآنـم کہ این از شَـ ـرم استــ
یآ تصور روزهآیے کہ باید نَبودتـــ را لمســ کنمـ !!!

+ کــآش امـــروز پیشمــ بـــ ـ ـ ـودے

بیمعرفتی تا چه حد

یه زوج 60 ساله به مناسبت سی و پنجمین سالگرد ازدواجشون رفته بودن بیرون که یه جشن کوچیک دونفره بگیرن. وقتی تو یه پارک زیر درخت نشسته بودن, یه هو یه فرشته ی کوچیک و خوشگل جلوشون ظاهر شد و گفت:چون شما همیشه یه زوج فوق العاده بودین و تمام مدت به همدیگه وفادار بودین, من برای هر کدوم از شما یه دونه آرزو براورده میکنم!

زن از خوشحالی پرید بالا و گفت: چه عالی! من میخوام همراه شوهرم به یه سفر دور دنیا بریم!

فرشته چوب جادوئیش رو تکون داد و پوف! دوتا بلیط درجه اول برای بهترین تور مسافرتی دور دنیا توی دست های زن ظاهر شد!

حالا نوبت شوهر بود که آرزو کنه!

مرد چند لحظه فکر کرد و گفت: این خیلی رمانتیکه! ولی چنین بخت و شانسی فقط یه بار تو زندگیه آدم پیش میاد! بنابراین خیلی متاسفم عزیزم! آرزوی من اینه که یه همسری داشته باشم که 30 سال از من کوچیکتر باشه!

زن و فرشته جا خوردن و خیلی دلخور شدن! ولی آرزو آرزوئه و باید برآورده بشه!

فرشته چوب جادوئیش رو تکون داد و پوف! مرد 90 سالش شد!!!!!

نتیجه ی اخلاقی: مردها ممکنه زرنگ و بدجنس باشند! ولی فرشته ها زن هستند

در انتهای مسیر دلتنگی

نه نیمکتی

و نه تکیه گاهی

 در انتظارم نیست!

.

.

.

من فقط, به شانه های تو امید بستم!

 

 

زیبا ترین نُت هایم را نگه داشتم

تا در قلبِ ثانیه هایی که سردی غوغا میکند

با گرما و تپش های گنجشک وارِ قلبم بنوازم

تو بیا...

من تمام نُت هایم را برای تو خرج میکنم.