حرف دل مترسک...
حرف دلت را می فهمم. . . !
درد دارد باشی و وجودت را "هیـــــــچ" بدانند!. . .
حرف دلت را می فهمم. . . !
درد دارد باشی و وجودت را "هیـــــــچ" بدانند!. . .
روزهـای همیشه سـرد ِ من ، در لباس ِ بهار می گذرد
صبح ها فکر می کنم که شب است ، عصرها فکر میکنم که شب است
مدتی می شود که فهمیدم ، زندگی توی غار می گذرد
سركشی ها تمام شد باید سرسپرده تر از خودت باشم
لحظه ی سرفرازی سر من بعد از این روی دار می گذرد
دورم از او که دووسـتـش دارم ، او که تکــرار ... نه ! نخواهد شد !
بعد از این روزهای سرشارم ، تا ابد بی قرار می گذرد
حق ندارم که عاشــقـش باشــم ، حق ندارم که حرف هم بزنم
مــادرم ! خوب نیستم اما ، خوب ِ من روزگار می گذرد ...
خب آدمی ست دیگر , دلش تنگ می شود
حتی برای کسی که دو ساعت پیش برای اولین بار دیده ..
الان باید علامت تعجب بگذارم جلوی این جمله !؟
آدم ها از یک جایی در زندگی ات پیدا می شوند
که فکرش را نمی کنی, از همانجا که گم می شوند
تعدادشان هم کم نیست, هی می آیند و می روند
اما . . . این تویی که توی آمدن یکی شان گیر می کن
و وای به حالت اگر که او فقط آمده باشد سلامی بکند و برود.
|مهسا ملک مرزبان|

+ هرگز نخواستم که بگویم تو را چقدر..
عاشق شدم!چه وقت!چگونه!چرا!چقدر!(نغمه مستشار نظامی)
ولی معمولا ده ها سال طول میکشه
تا آدم اینو بفهمه
و خیلی اوقات وقتی دوزاریت می افته
که دیگه خیلی دیر شده
و هیچ چیز بدتر از خیلی دیر شدن نیست
_______________________________
چارلز بوکوفسکی