حس
دیگر نمی توانـد آن حس را با کس دیگری تجربـه کنـد .
بعضی حس ها خاص و ناب هستند مثل بعضی آدم ها...
محرم
باز محرم شدو دلها شکست از غم زینب دل زهرا شکست
باز محرم شد و لب تشنه شد از عطش خاک کمرها شکست
آب در این تشنگی از خود گذشت دجله به خون شد دل صحرا شکست
قاسم ولیلا همه در خون شدند این چه غمی بود که دنیا شکست
محرم ماه غم نیست ماه عشق است محرم مَحرم درد حسین است
ساز تو
از حنجره ات پنجره ای سوی خدا باز
احساس من و ساز تو
جان های هم آهنگ
جان من و آوای تو یاران هم آواز
گلبانگ تو روشنگر جان است
قول و غزلت پرچم شادی ست
بر افراز
مطالب آموزنده
می گفت: باید باز کنی در ِ دلت را رویِ لبخند آدمها...
می گفت: هر کدام از این درها یک کلید بیشتر ندارند...
می گفت: کلید ِ دل آدم دست خود ِ آدم نیست...
می گفت: انگاری کلیدها را دم ِ خلقت پخش کرده اند بین آدمها
هر کسی یکی برداشته برای خودش...
می گفت بلند شو برو بگرد... بگرد ببین کلید قلب کیست توی دستهایت؟...
ببین کلید قلبت کجاست؟...
آدمی
آدمی توسط خودش آباد یا ویران می شود
در زرادخانه اندیشه،خودرا نابود می کند
همچنین ابزار بنای قصر های بهشتین
شادمانی وآرامش را برای خود می سازد
با انتخاب درست وکاربرد راستین اندیشه :
آدمی به کمال الهی صعود می کند
با سوءاستفاده و کار برد نادرست اندیشه
به پایین تر از مرتبه جانور سقوط می کند
میان این دو نهایت،درجات منشی،بی شمارند
وآدمی سازنده و ارباب آنهاست
<جیمز آلن>
ماه رمضان
ای دوست ز رحمت دل اگاهم ده / در ماه دعا سیر الی اللهم ده
ماه رمضان و ماه مهمانی توست / در محفل مهمانی خود راهم ده . . .
ادامه در ادامه مطلب
رمضانا تو بهترین ماهی / چون که ماه ضیافت اللّهی
خوش عمل هر که بود در رمضان / ترک منکر نمود در رمضان . . .
.
.
.
رمضان شهر عشق و عرفان است / رمضان بحر فیض و احسان است
رمــضــــان، مــاه عــتــرت و قــرآن / گــــاه تــــجدید عهد و پیمان است . . .
.
.
.
در خلوت شب ز حــق صـدا می آید / از عطر سحر بوی خدا می آید
با گوش دگر شنو به غوغای سکوت / کز مرغ شب ، آواز دعا می آید . . .
ماه رمضان مبارک
.
ای در غرور نفس به سر برده روزگار / برخیز ، کارکن ، که کنونست وقت کار
ای دوست ! ماه روزه رسید و تو خفتهای / آخر زخواب غفلت دیرینه سر برآر . . .
.
.
.
حکمت روزه داشتن بگذار / باز هم گفته و شنیده شود
صبرت آموزد و تسلط نفس / و ز تو شیطان تو رمیده شود . . .
.
.
.
یا اله الخلق یا رب الفلق / ای خدای انجم و شمس و شفق
از تو می خواهم در این ماه شریف / چشم پوشیدن ز جرم ما سبق . . .
.
.
.
رمضان ماه مناجات و دعا / رمضان پر بود از شور و صفا
ماه خالص شدن از کبر و ریا / رمضان ماه رسیدن به خدا . . .
.
.
.
باز آى و دل تنـگ مرا مونس جان بـاش / وین سوخته را محـرم اســرار نهان بـاش
زان باده که در میکده عشـق فروشــند / ما را دو سه ساغر بده و گو رمضان باش . . .
.
.
.
آمدیم از سفر دور و دراز رمضان / پی نبردیم به زیبایی راز رمضان
هر چه جان بود سپردیم به آواز خدا / هر چه دل بود شکستیم به ساز رمضان . . .
.
.
.
رمضــان چــشمــه عـطــای خـــدا / ماه عفو و گذشت و غفــران است
رمــضــان رهــنـــمــا و راه گــشــا / بهــر گــم گـشتگان حـیــران است . . .
مطالب زیبا و خواندنی
روزی دخترک از مادرش پرسید: 'مامان نژاد انسان ها از کجا اومد؟مادر جواب داد: خداوند آدم و حوا را خلق کرد. اون ها بچه دار شدند و این جوری نژادانسان ها به وجود اومد...
برای خوندن ادامه این داستان و بقیه داستان ها به ادامه مطلب بروید
داستان پند آموز
جوانی گمنام عاشق دختر پادشاهی شد. رنج این عشق او را بیچاره کرده
بود و راهی برای رسیدن به معشوق نمی یافت. مردی زیرک از ندیمان پادشاه که
دلباختگی او را دید و جوانی ساده و خوش قلبش یافت، به او گفت پادشاه ، اهل
معرفت است، اگر احساس کند که تو بنده ای از بندگان خدا هستی ، خودش به سراغ تو خواهد.
جوان
به
امید رسیدن به معشوق ، گوشه گیری پیشه کرد و به عبادت و نیایش مشغول شد،
به طوری که اندک اندک مجذوب پرستش گردید و آثار اخلاص در او تجلی یافت .
روزی
گذر پادشاه بر مکان او افتاد ، احوال وی را جویا شد و دانست که جوان، بنده
ای با اخلاص از بندگان خداست . در همان جا از وی خواست که به خواستگاری
دخترش بیاید و او را خواستگاری کند . جوان فرصتی برای فکر کردن طلبید و
پادشاه به او مهلت داد .
همین که پادشاه از آن مکان دور شد ، جوان وسایل
خود را جمع کرد و به مکانی نا معلوم رفت . ندیم پادشاه از رفتار جوان تعجب
کرد و به جست و جوی جوان پرداخت تا علت این تصمیم
را بداند . بعد از مدتها جستجو او را یافت . گفت: تو در شوق رسیدن به دختر
پادشاه آن گونه بی قرار بودی ، چرا وقتی پادشاه به سراغ تو آمد و ازدواج
با دخترش را از تو خواست ، از آن فرار کردی؟
جوان گفت: اگر آن بندگی
دروغین که بخاطر رسیدن به معشوق بود ، پادشاهی را به در خانه ام آورد ، چرا
قدم در بندگی راستین نگذارم تا پادشاه جهان را در خانهء خویش ببینم؟
سخنی از امام علی
مطالب زیبا
داستان پند ؟آموز
يك روز چنگيز ودرباريانش براي شكار به جنگل رفتند
-هوا خيلي گرم بود وتشنگي داشت چنگيز ويارانش را ازپا درمي آورد-
بعد ازساعتها جستجو جويبار كوچكي ديدند -
چنگيز شاهين شكاريش را به زمين گذاشت وجام طلايي را در جويبار زد و خواست آب بنوشد اما شاهين به جام زد و آب بر روي زمين ريخت-
براي بار دوم هم همين اتفاق افتاد - چنگيز خيلي عصباني شد و فكر كرد -اگر جلوي شاهين رانگيرم ، درباريان خواهندگفت:چنگيز جهانگشا نميتواند از پس يك شاهين برآيد -پس اينبار باشمشير به شاهين ضربه اي زد-پس از مرگ شاهين -چنگيز مسير آبرا دنبال كرد وديد كه ماري بسيار سمي در آب مرده و آب مسموم است
- او از كشتن شاهين بسيار متاثرگشت
- مجسمه اي طلايي از شاهين ساخت-
بر يكي از بالهايش نوشتند:يك دوست هميشه دوست شماست -
حتي اگر كارهايش شما را برنجاند-
روي بال ديگرش نوشتند: هرعملي كه از روي خشم باشد محكوم به شكست است
روزها
با شب بمان ، شب گرچه تاریک است ، لیکن همیشه یک رنگ است
شب یلدا
یلداست ، بگذاریم هر چه تاریکی هست
هرچه سرما و خستگی هست تا سحر از وجودمان رخت بربندد
امشب بیداری را پاس داریم تا فردایی روشن راهی دراز باقیست . . .
شب یلدا مبارک
سخنی از ملاصدرا
:ملاصدرا میگوید
خداوند بی نهایت است و لا مکان و بی زمان
اما به قدر فهم تو کوچک می شود
وبه قدر نیاز تو فرود می آید
وبه قدر آرزوی تو گسترده می شود
وبه قدر ایمان تو کار گشا می شود
یتیمان را پدر می شود ومادر
محتاجان برادری را برادر می شود
عقیمان را طفل می شود
نا امیدان را امید می شود
گمگشتگان را راه می شود
در تاریکی ماندگان را نور می شود
رزمندگان را شمشیر می شود
پیران را عصا می شود
محتاجان به عشق را عشق می شود
خداوند همه چیز و همهکس می شود
به شرطاعتقاد
به شرط پاکی دل
به شرط طهارت روح
به شرط پرهیز از معامله با ابلیس
بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا
ومغز هایتان را از هر اندیشه خلاف
وزبان هایتان را از هر گفتار نا پاک
ودست هایتان را از هر آلودگی در بازار
وبپرهیزید از ناجوانمردی ها،ناراستی ها،نا مردمی ها
چنین کنیدتاببینید خداوند چگونه
برسفره شما با کاسه ای خوراک وتکه ای نان می نشیند
در دکان شما کفه ترازویتان را میزان می کند
و در کوچه های خلوت شب با شما آواز می خواند
مگراز زندگی چه می خواهید که درخدایی خدا یا فت نمی شود؟؟؟؟
امام حسین
جانـت بـه کــويــر تفتــه دريـا بخشيد
هفتاد و دو گل ، به متن صحرا بخشيد
بـــا جلـــوه ي کــربـلاي عـاشـورايي
خـون تــو بـه رنگ سرخ معنا بخشيد
محرم
پيراهني از زخم، به تن دوخته است
اين رسم، ز حضرت غم آموخته است
اي سـرو تمــاشاييِ ايــمان، عبـاس!
دل، شعله به شعله، در غمت سوخته است . . .
چشمان زمين دوباره تر خواهد شد
ماه از سر شب بدون سر خواهد شد
تاريخ دوباره به خودش مي لرزد
شق القمري بزرگتر خواهد شد . . .
امام علی(ع)
از علی آموز اخلاص عمل شیر حق را دان منزه از دغل
در غزابر پهلوانی دست یافت زود شمشیری برآورد و شتافت
او خدو انداخت بر روی علی افتخار هر نبی و هر ولی
در زمان انداخت شمشیر آن علی کرد او اندر غذ ایش کاهلی
گشت هیران آن مبارز زین عمل وز نمودن عفو و رحم بی محل
گفت:برمن تیغ تیز افراشتی از چه افکندی مرا بگذاشتی؟
گفت:من تیغاز پی حق می زنم بنده ی حقم نه مامور تنم
شیر حقم نیستم شیر هوا فعل من بر دین من باشد گوا...
سخنی از پیامبر(ص)
سرکشی آفت شجاعت است،تفاخر آفت شرافت است،منت آفت سماجت است،خود پسندی آفت جمال است،دروغ آفت سخن است، فراوشی آفت دانش است، اسراف آفت بخشش و هوس آفت دین است.
پیامبر اکرم(ص)نهج الفصاحه(1)
جنگ تو و شیطان
زندگی صحنه جنگ تو و اوست.جنگی که هر لحظه و هر روز و تا پایان عمر ادامه دارد و بالاخره به پیروزی یک طرف می انجامد،تو یا او؟اندکی درنگ،بنگر که در کدام مرحله ای؟
دشمن را مغلوب کرده ای؟...............پس،سپاسگذار خدا با ش و شادمان!
جنگ ادمه دارد؟............................پس،مبارزه را جانانه ادامه بده!
یاتو مغلوب شده ای؟......................پس،به فکر چاره باش!
وبه این پیام امام عصر(عج)توجه کن که می فرماید:
هیچ چیز مانند نماز بینی اورا به خاک نمی مالد.