we have god
اميدمون به خداست ...
خداجون چشممون بهته كمكمون كن...
اميدمون به خداست ...
خداجون چشممون بهته كمكمون كن...
اول از همه سلام
دوم از همه از خدا تشکر میکنم که خیلی داره کمکمون میکنه ... دوستت دارم خدا جونممممممممم....
سوم از همه و بازم سلام به اون دسته آدمای با معرفت که این صاحبان این کلبه ی بی معرفت رو ترک نگفتن ... و نظرات خوشگلشون همیشه کنج این کلبه خاطره میشه برامون ... ممنون از همه تون
نوزده مرداد تولدم بود و یزد نبودم وقتی هم اومدم بلاگمونو دیدم خیلی خوشحال شدم علیرضا یه جور متفاوت تر با تغییر قالب این کلبه تولدم رو تبریک گفت و ممنونم عزیزم از حسن انتخابت خیلی خیلی خوشحالم کردی عزیزم
مخصوصا اون سوپرایز دومت خیلی خوشحالترم کرد ممنونم عزیزم
کوچکترين کلمه ے دنيا i،
شيرين ترين کلمه ے دنيا love،
عزيز ترين شخص دنيا you
::. I Love You .::
♥ تو اين دنياے پر از نامردے ♥
♥ تــــــــــو شدے تنها مردم ♥
دوستتون داریم انشاالله اگه درسامون بزارن بهتون کلی سر میزنیم
...

پدر عزیزم
ای كاش توان آن را داشتیم كه از عرش تا فرش را برایت گلباران كنیم و بر دستان پر از مهر و عاطفه ات كه مظهر عشق و ایثار است بوسه زنیم تو در تمام طول سالهای عمرمان و حتی در نبود مادرمان، همچون خورشیدی بر زندگیمان تابیدی. روز پدر را با سبدی از گلهای یاس و نرگس تبریك می گوییم.
واما
عشق با وفا من :
من به تو دل دادم و به چشمان تو خندیدم . به تو پیوستم و تا ابد و تا همیشه دوستت دارم . روز مرد را با یك دنیا عشق به تو تبریك می گویم . امیدوارم شمع وجودت روشن و زندگی ات همیشه سبز باشد.
امشب آخرین قسمت سریال پروانه بود خیلی غمگین بود ... عشقشون واقعی بود ... دوسش داشتم گریه هم کردیم ... علیم ناراحت شد از گریه کردنم ... کلا احساسیم دیگه دست خودم نیست ...
خیلی دوستت دارم نفسیم
عاشقتم عاشقتم عاشفتمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم
پ.ن1: تو فکر یه قالب جدیدیم ... نمیدونیم چجوری درستش کنیم که منحصر به فرد باشه ...
پ.ن3: از همه دوستان پوزش می طلبیم به خاطر و تاخیر و دیر آپیدن
من ازت چیز زیادی نمیخوام
خیلی ساده با دلت کنار میام
مثل آسمون و اون ستاره هاش
به تو وابسته شدم یواش یواش
for my love ... i love you
پسر تبریزی که عاشق یک دختر دیالیزی شد و به او کلیه داد و ازدواج کردند!
مرد جوان زمانی که مادر بیمارش را به بیمارستان انتقال میداد گمان نمیکرد با مشاهده دختر جوان دیالیزی مسیر زندگی خود و دختر جوان به یکباره تغییرخواهد کرد.
علی، اهداکننده کلیه دراین باره گفت: ۴۰ساله، اهل تبریز وکارگر کفاشی هستم.
سال ۸۱ مادرم دچار ناراحتی قلبی شد که با عجله اورا به بیمارستان منتقل
کرده و پزشکان وی را به بخش سی سی یو بردند.اما همان زمان دختر جوانی به
نام ثریا را دیدم که روی تخت بیمارستان دیالیزمیشد. بدین ترتیب پس از
بررسیهای لازم تصمیم گرفتم کلیه ام را به اواهدا کنم. بنابراین راهی
دفترانجمن بیماران کلیوی در تبریز شدم و آنها نیز مقدمات کار را فراهم
کردند.
بعد از یکسری آزمایشات تخصصی پزشکان اعلام کردند میتوانم کلیه ام را به
دختر جوان اهدا کنم. بدین ترتیب پس از هماهنگیهای لازم در بیمارستان امام
خمینی(س) تحت عمل جراحی قرار گرفته و کلیه ام را به آن دختر جوان اهدا
کردم. خوشبختانه پیوند بسیارخوب بود و مدت ده سال است که مشکلی از این بابت
وجود ندارد.
با این حال چند روز بعد از اهدا کلیه از این خانم به طور رسمیخواستگاری
کردم که او نیز با خوشحالی قبول کرد. اعضای خانوادهام جز مادرم قبول
نمیکردند. ولی من به آنها گفتم هر چه خدا بخواهد همان میشود. با این حال
متاسفانه بعد از چند روز مادرم فوت کرد، حال آنکه او با ازدواج ما موافقت
کرده بود و چندی بعد نیز ازدواج کردیم.
اوایل ازدواج بیکار بودم و در خانه ای اجاره ای زندگی میکردیم. اما به لطف
خداوند پاداشم را گرفتم چرا که با دعای خیر همسرم هم صاحب کار و خانه
شدیم. وی در ادامه درباره علت بچهدار نشدن همسرش نیز گفت: پزشکان گفته اند
ازآنجا که همسرم پیوند کلیه است بچهدار شدن برایش ضرر دارد و من هم این
مسئله را پذیرفته ام زیرا همسرم را خیلی دوست دارم.
این پست برای شما دوستاے عزیز و بازدیدکنندگان عزیز هستش...
عید گذشته همه ے دوستان مبارک باشــــــــــــ ه
ببخشید که دیر به روز رسانے کردیم ... علے جونم که نت نداشت منم مسافرت بودم ... وقتی هم اومدم خسته ے راه دیگه درک کنید ... 
من و علیرضا براتون سالے بدون هیچ غم و دلشکستگے براتون آرزو میکنیم ...
همچنین اگه تنهایے داد و بیداد نکن که تنهاترینے یکے اون بالاست که تنها ترینه چه خوبه یاد خدا رو فراموش نکنیم و شاد باشیم و شاد زندگے کنیم ....
راستے هروقتم آسمونے شدید یادتون باشه اول امام زمان رو دعا کنید زود زود بیاد بعد مارو هم دعا کنید مشکلاتمون حل بشه ....
پ.ن1:مهتاب جون برات میل کردم...
پ.ن2: افسانه جون برای شماهم میل کردم ولی مشکلیه نمیدونم آدرس میلتو فک کنم اشتب دادی آخه از یاهو پی اومد که میلت اشتبه وچپن وچوپون خارجکی
ممنونم عشقم خیلییییییییی ماهی![]()
![]()
خیـــــــــــــــــلی دوستت دارم یکی یدونم چجوری این همه خوبیتو جبران کنم ؟؟؟
عاشــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــقتم عمر من![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
شاهزاده من دلم کلی برات تنگ شده بود داشتم دق میکردم از دوریت از اینکه نمیتونستم صداتو بشنوم و اس بدم دنیامی تو عشق من ....
بشنوی :
الهی من دور عشقم بگردممممممم من دیشب برگشتم با یه سوغاتی به نام ویروس ... وای نمیدونید انقدر حالم بد شده بود که کارم به اورژانس کشید . . . بمیرم برات علی که چقدر حرص خوردی بخاطر بیماریم ... شرمندم نفسم....
راستش یکم دلم گرفته!! آخه دیروز عصر عشقم با خواهرش رفتن یه مسافرت 2 روزه
بدیش اینه که اونجا گوشی خانومم آنتن نمیده
قرار شد به گوشی آجی اس بدم اونم تحت شرایط امنیتی
که از شانس بد من اونم در دسترس نیست
دلم واسه مهدیه شور میزنه.. میدونم تنها نیست ولی خب دست خودم نیست نگرانشم.
تازه نمیدونید دلم واسه صداش داره پرپر میزنه
انقد دلتنگشم که خدا میدونه
ایشاا.. هرچه زودتر صحیح و سالم برگرده
دعا کنید بهم زنگ بزنه حداقل یکم آروم بشم
ببخشید اینقدر انرژی منفی دادم آخه مهدیه که نباشه دپرس میشم
شاید براتون تکراری باشه ولی خواهش می کنم بخونید ... و یکم بهش فکر کنید آهنگشو گذاشتم رو سایت ...
عشق منم خدا داد 
تقدیم به همه عاشقان و دلشکسته ها
منو تو کم ناز کنیم
واسه عشق آغاز کنیم
بیا تا از نو بسازیم
واسه هم پرواز کنیم
بیا به جای غصه خوردن
دلامونو تازه کنیم
بشینیم زیر نور مهتاب
دعا واسه ماه کنیم
اگه دلی گرفته داری
که نباید گریه کنی
باید از خودش بخوایی
به خود خدا تکیه کنی
به خدا ، به خدا تکیه کنی
بعضی روزا که تو لکی
غصه می خوری الکی
نمی دونی برای چی
حتی نمی دونی برای کی ؟
منم به اندازه ی تو
تو هم به اندازه ی من
همه به اندازه ی هم
پرهستیم ازاین غصه و غم
اما حقیقت اینه که
دنیا همین دو روز ماست
بیا بخنیدیم واسه هم
خنده میگن دوای ماست
یه شاخه گل بدیم به هم
به جای ابروهای خم
فرقی نداره واسه کی
فقط بگیم دوستت دارم



صبح طبق معمول با زنگ صدای مامان که داشت جیغ جیغی داد میزد مهدیــــــــــــــــــــــــه پاشوووووووووو چقدر میخوابی امروز امتحان داریاااااا وای به حالت باز بخوای دیر برسییییییییییی پااااااااااااااااشووووووووو
از خواب نانازی بیدار شدم یه کش و قوسی رفتممم گوشیمو از رو بالشتم برداشتم یه چشمم رو به زور باز کردم ساعت 8 بود خواستم به عشقولیم اس بدم گفتم شاید آقایی لالایی تشریف داشته باشن دلم نیومد، با یه چشم باز پاشدم راه افتادم رفتم سمت دستشویی آب سرد باز کردم یه مشت آب سرد پاشیدم به صورتم سرمو بالا آوردم یه جیغ زدم وااااایییییی خدا این کیه؟ این غول بیابونی کیههههههه؟؟؟ نکنه مریم جنیه ؟؟؟؟
سرمو آوردم بالا اون یکی چشمم که از ترس باز کرده بودم آوردم جلو به عکس تو آینه نگاه کردم
دوست داری ادامه اشو بخونی زرنگی برو ادامه مطلب
روزی زنی روستائی که هرگز حرف دلنشینی از همسرش نشنیده بود
بیمار شد شوهر او که راننده موتور سیکلت بود و از
موتورش براى حمل و نقل کالا در شهر استفاده مىکردبراى
اولین بار همسرش را سوار موتورسیکلت خود کرد.
زن با احتیاط سوار موتور شد و از دست پاچگی و خجالت
نمی دانست دست هایش را کجا بگذارد که ناگهان
شوهرش گفت: مرا بغل کن. زن پرسید: چه کار کنم؟
و وقتی متوجه حرف شوهرش شد ناگهان ...صورتش
سرخ شد با خجالت کمر شوهرش را بغل کرد و کم کم اشک
صورتش را خیس نمود. به نیمه راه رسیده بودند که زن از
شوهرش خواست به خانه برگردند، شوهرش با تعجب
پرسید: چرا؟ تقریبا به بیمارستان رسیده ایم. زن جواب
داد: دیگر لازم نیست، بهتر شدم. سرم درد نمی کند.
شوهر همسرش را به خانه رساند ولى هرگز متوجه
نخواهد شد که گفتن همان جمله ى ساده ى "مرا بغل کن"
چقدر احساس خوشبختى را در قلب همسرش باعث شده
که در همین مسیر کوتاه، سردردش را خوب کرده است.
*عشق چنان عظیم است که در تصور نمی گنجد.
فاصله ابراز عشق دور نیست.
فقط از قلب تا زبان است و کافی است که حرف های دلتان را بیان کنید
درس من و عشقم سنگینه ... مخصوصا این ترم جدید که میخوام تا جا داره واحد بگیرم
تازه شاید امکانات جدید به این سایت اضافه شد .
دوستون داریم ... ممنون از همراهی شما ...
اینم از قالب سفارشی شما لطفا به ادامه مطلب برید و رمزی که بهتون دادم وارد کنید و قالب خود را دریافت کنید ..
As she walked away he grabbed her arm and told her to stay. He said "You're not pretty, you're beautiful. I don`t want to be with you forever, I need to be with you forever. And I wouldn't cry if you walked away, I would die."
دختر از پسر پرسید: که او زیباست ؟؟
پسر گفت: نه.
دختر:
تو میخواے همیشه باهام باشے؟
پسر: نه.
سپس دختر پرسید:
اگر من بروم تو گریه میکنے؟
پسر: نه؟
دختر که به اندازه کافے شنیده بود پسر را ترک کرد
همانطور که مے رفت که یکبار یکے بازوهش را گرفت و گفت
: تو زیبا نیستے زیباترینے.
..من نمیخواهم همیشه با تو باشم من نیاز به بودن با تو براے همیشه دارم.
..اگر بروے گریه نمیکنم میمیرم.
..
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
مترجم: مهدیه
امضاء:
♥♥♥عاشقتم علی من ♥♥♥
نباشی میمونم بی تو تنها
اگر که یک از من دلگیری
دوستت دارم تورو قددد دنیـــــــــــا
واسه دیدنت قلبم میلرزه
نگاه تو به دنیا می ارزهــــــــــــــه
واسه ی لحظه های شیرینم
لب تو داره بهترین مزه
چقدر دوست داشتن تو شیرینه
تو رنگ چشمات به دل میشینه
تورو من دوست دارم تا اونجایی
که آدم واسه حوا میمیره
تقدیم به یگانه یار و یاورم همسر ماهم مهدیه جووووونم![]()
![]()
![]()
خیــــــــــــــــلی دوستت دارم یکی یدونم♥♥♥♥