خدایا!!!!
گاهی تورا بزرگ میبینم و گاهی کوچک....
این تو نیستی که بزرگ میشوی یا کوچک....
این منم که گاهی نزدیک میشوم و گاه دور....
آب جیره بندی شده بود.
آن هم از تانکری که یک صبح تا شب زیر تیغ آفتاب مانده بود.
مگر می شد خورد؟؟
به من آب نرسید، لیوان را به من داد و گفت:
"من زیاد تشنم نیست، نصفش رو خوردم. بقیه اش رو تو بخور ، گرفتم و خوردم."
فرداش بچه ها گفتند که :جیره هر کس نصف لیوان آب بود.

صدام حسین برای تحقیر کردن خلبانان ایرانی در تلوزیون عراق گفت:
به هر جوجه کلاغ (خلبان ) ایرانی که بتواند به 50 مایلی نیروگاه بصره
نزدیک شود حقوق یک سال نیروی هوایی عراق را جایزه خواهم داد.
تنها 150 دقیقه پس از این مصاحبه صدام
شهید عباس دوران و شهید حیدریان وشهید علیرضا یاسینی
نیروگاه بصره را بمباران کردند.
من برگشتم
جای همتون خالی بود
واسه همتون دعا کردم
واقعا منبع آرامش اونجاس
من باز دلم میخواد برم
مرسی از اونایی که بهم سر میزنن و با نظرای خوبشون منو همراهی میکنن
یکشنبه سوم شهریور،امام حسین طلبیده و عازم کربلا هستم
از همتون میخوام بدی دیدین حلالم کنین
اسراف کار شهید نیست
اولین کسی بود که آمد و گفت میخواهد معبر باز کند…
چند قدم به سمت میدان دوید و ایستاد.
همه فکر کردند ترسیده،
یکی گفت: خب این طفلکی فقط ۱۴ سالشه…
برگشت به سمت ما و پوتینهایش را در آورد و گفت: اینها نو اَند.
به سمت میدان مین دوید . . 

