عزيزان......!!! در كل به تخمه مرغايه تو يخچالمون كه يه سرى از من خوششون نمياد......!

هه...! به بعضيا بايد گفت....... زحمت نكش...! جذبت مسير سوسكم عوض نميكنه...!

خدايا...!

خيلي مخلصيم...!

تسلیت...!

خدایا...!

اینقد هوامو داری که به اکسیژن نیازی نیست...!

خیلی چیزا به من نمیاد...!

مثل خواب...!

چند وقته خواب به چشام نمیاد...!

آخه یکی نسیت بگه قلب محترم لطفا خفه شو...!

این روزا...!

دست تمام اتفاقارو گرفتم تا نیفتن...!

 

تمام عکاسخانه های این شهر را...!

بدنبال یک عکس تمام رخ از عشق گشتم...!

فتوشاب بیداد میکند این روزها...!

تکرار یه اشتباه برای بار دوم...!

دیگه اشتباه نیست...!

انتخابه...!

شروع زندگي جديد...!

خداحافظ فراموش شده...!

بودنت فایده ای نداره...!

یه خواهش دارم...!

وقت و بی وقت مزاحم من نشو...!

دیگه حوصلتو ندارم...!

برو...!

 

 

خدایا...!

وقت کردی مسیر زندگی مارو بررسی مجدد کن...!

قسمت آسفالتش افتاده روی دهنمون...!

این دفعه من رفتم و تو رو تنها گذاشتم...!

مثل خودت...!

 فهمیدی تنها شدن یعنی چی...!

هیچ نشونه ای هم نذاشتم تا بتونی پیدام کنی...!

حالا دنبالم بگرد...!

یادته...!

گفتی عاشقت نیستم...!

ولی قدر دنیا دوستت دارم...!

دیوونه...!

 میگن غرورمو به خاطرت بشکنم...!

میگن این دفعه که برگشتی واقعا دوستم داشتی...!

میگن ایندفعه نوبت منه که برگردم...!

 

 

برو...!

برو آدم شو...!

ولی دیگه سراغ من نیا...!

تو که به هیچ دردی نمیخوری...!

حداقل...!

برو سراغ یکی که به درد تو بخوره...!

چی...!

یه مدت باغرور زندگی کردی...!

ولی حالا شدی همون آدم سابق...!

مطمئنی...!

لعنتی تو همون سابقم مغرور بودی...!

بیچاره...!

تازه اول راهه...!

میگی غرورتو شکستم...!

یادته با من چی کار کردی...!

دارم برات...!

بهت میفهمونم...!

شکستن غرور یه آدم یعنی چی...!

هه...!

اون موقع که می خواستمت باید می موندی...!

اون موقع که عاشقت بودم...!

یادته چطوری تنهام گذاشتی...!

حالا واسه چی برگشتی...!

دیگه هیچ احساسی بهت ندارم...!

پس لطفا برو پی کارت...!

اولین پست سال ۱۳۹۱...!

یه سال جدید...!

یه زندگیه جدید...!

بدون تو...!

می بینی...!

بدون تو زندگیه جدیدمو شروع کردم...!

حسی جدید...!

ازت متنفرم...!

آخرین پست سال ۱۳۹۰...!

هه...!

چقدر زود گذشت...!

یادت میاد...!

اولین روز بهار بود که منو تنها گذاشتی...!

یک سال...!

یه وقتایی خوابتو می دیدم...!

یه وقتایی منتظرت بودم...!

یه وقتایی ازت متنفر می شدم...!

برگشتی...!

ولی...!

دیگه عشقی مثل قبل وجود نداشت...!

غریبه شده بودی...!

حالا بازم نیستی...!

همه میگن که این بار خودم خواستم که تو بری...!

شاید...!

غصه نخور...!

عشق بود...!

ولی ما...!

هر دوتامون اونو تو گذشته جا گذاشتیم...!

شایدم با گذشت زمان عشق از بین ما رفت...!

حالا...!

از همدیگه دور شدیم...!

غریبه ی دوست داشتنی...!

مواظب خودت باش...!

(سال نو مبارک...!)

 

 

 

حیف شد...!

من عاشق بودم...!

تو به فکر بازی بودی...!

ولی...!

این دفعه که برگشتی...!

عاشق بودی...!

حیف شد...!

من حوصله ی بازی نداشتم...!

وگرنه...!

بهت میفهموندم...!

بازی کردن با احساس یه عاشق یعنی چی...!

حیف شد...!

غصه نخور...!

عشقی وجود نداشت...!

فقط...!

یه احساس بچگانه بود...!

خودت گفتی...!

یادته...!

 

 

امروز...!

تنها یادگاری ات را هم...!

انداختم تو سطل زباله...!

همان گردنبندی که...!

اسم تو...!

روی اون نوشته شده بود...!

چی...!

دوباره تکرار کن...!

هنوز منو دوست داری...!

هه...!

هنوز این عادت زشتو ترک نکردی...!

هنوز مثل آب خوردن دروغ میگی...!

خب...!

بازم میخوای بری...!

مثل گذشته...!

ایندفعه هیچ چیزی برای بردن نداری...!

نه خاطره ای...!

نه یادگاری...!

گریه نکن...!

من که گفته بودم دیگه نمی خوامت...!

برو...!

دیگه نارحت نیستم...!

برو...!

مثل همون موقع که رفتی...!

عشق بی لیاقت من...!

 

حواست باشه...!

اگه...!

این دفعه برگردی...!

میشکنم...!

غرور مسخرتو...!

 

هه...!

برگشتی...!

دنبال کسی میگردی...!

همونی که عاشقت بود...!

متاسفم...!

نگران نباش...!

حالش خوبه...!

فقط...!

دیگه...!

عاشقت نیست...!

ازت متنفره...!

دیگه نمیخوامت...!

برو...!

برات بهترین آرزو را دارم...!

آرزوی مرگ...!

روزی...!

هزار بار...!

آرزوی مرگت را میکنم...!