كاش قلبم درد پنهاني نداشت

    چهره ام هرگز پريشاني نداشت

        كــــاش برگ  آخر تقويم عشق

            خبر از يك روز باراني نداشت

                كاش مي شد راه سخت عشق را

                    بي خطر پيمود و قرباني نداشت

                        كاش ميشد عشق را تفسير كرد

                            دست و پاي عشق را زنجير كرد

در زندگي تمام ما اين اتفاق رخ داده كه كسي كه خيلي دوستش داشتيم مال ما نشده
با اينكه ما براي داشتنش
جنگيديم
عوض شديم
غرورمان را شكستيم
تلاش كرديم
و او رفت تا مال ديگري شود
چرا چه چيز مگر برايش كم گذاشتيم
پول؟
احساس؟
به اندازه كافي خوش تيپ نبوديم؟
به اندازه كافي زيبا نبوديم؟
باعث خجالتش ميشديم ؟

كجاي كارمان اشتباه بود كه حالا با يك آهنگ غمگين يادش آتش به وجودمون ميزند تا شب بيداري ها دوباره شروع شود.

می بوسم ومی گذارم کنار...
تمام چیزهایی که ندارم را!
دست هایت را....
عاشقی ات را....
همه را!
عادت احمقانه ای ست
چسبیدن به چیزهایی که ندارمشان.


حَـراج كرده ام ؛

تنهائیـم نصفِ قیمت . . .

؛ سوگِ خاطـره ها خـَرج می خواهد دیگــر

باز آمدی؟

از آمدی كه قلب مرا زیر و رو كنی ؟

با حرف عشق زخم دلم را رفو كنی ؟

تا مطمئن شوی كه ازعشقت شكسته ام

هی حال و روز قلب مرا پرس و جو كنی

این رسمش است ، بی خبر از من جدا شوی

اما گلایه از من ِ بی آرزو كنی ؟

از سر گذشته آب ،چرا فكر می كنی

این آب ِ رفته ای است كه باید به جو كنی

از شاخه های عشق ، چو گل چیده ای مرا

عطری دگر نمانده برایم كه بو كنی

گفتم كه بی تو هم دلم آرام و سرخوش است

كم مانده بود دست دلم را تو رو كنی

در كوله بار خاطره هایت به دوش من

جز گریه هیچ نیست ، اگر جستجو كنی

 

. . . .

صدای قــلــــب نیست ...

صدای پای تو است كه شب ها در سینه ام می دوی ....!!

كافیست كمی خسته شوی .....

كافیست كمی بایستی ....!

تولدمه

تولد

بیا این روز مال تو باشه

اما خب تنها مال تو نباشه

به ما هم بده سهمی از آن

ما، مایی که هستیم از برای تو

همانگونه که تو هستی برایمان!

زمان عشق را حرام کن تو ای یار

با حال خوش و شادی سبکبار

ما آماده ایم برای خدمت

با لطف و عشق یکسان برایت

البته اینها قابل تو نیست

تو فکر کن فقط به یک چیز

که سرتاسر سال ای یار

چنین روزی هست فقط یکبار!


خخخخخخخخخخخ شنبه تولدمه هیچ کس نیس بهم تبریک بگه

تنهايي . . .


هر که آید گوید:

گریه کن، تسکین است

گریه آرام دل غمگین است

چند سالی است که من می گریم

در پی تسکینم

ولی ای کاش کسی می دانست

چند دریا

بین ما فاصله است

من و آرام دل غمگینم...

  

به خداوندی خدا دوستت دارم

ای تو زيباترين زيبايی ، ای رويای بيداری

به خداوندی خدا دوستت دارم

ای بيقرار دلم ، ای تك درخت دشت سرخ قلبم ،

به همين لحظه های مقدس عشق قسم دوستت دارم

ای آنكه چشمت بارانی است ، ای تو كه روحت شادابی است ، و
رگهايت از خون محبت جاری است

به آن كعبه مقدس عشق قسم دوستت دارم

زندگی من ، ای آغاز من ، ای سرآغاز من ، ای فردای من

به همان لحظه ديدارمان قسم دوستت دارم

نمی دانم كلمه مقدس دوست داشتن را چگونه بيان كنم تا تو باور كنی كه

دوستت دارم

رفتی و من ماندم و . . .

رفتی و قصر خيالم را فروريختی


رفتی و تارو پود عشق را گسستی


رفتی و از رفتنت داغ ها مانده به اين دل


رفتی و از رفتنت گُلها شدند گل


رفتی و من ماندم و تارو پود از هم گسسته


تارو پود عشق،عشق گذشته


رفتی و من ماندم و خاطرات تلخ و شيرين


رفتی و من ماندم وياد آن روزهای ديرين


رفتی و از آن پس نشد ماه تابان


رفتی و ازآن پس نبارید ز ابر باران

 
رفتی و از رفتنت خشکیدند جویبارها


رفتی و از رفتنت پژمردند گلزاران


رفتی و من شدم چون مرغ عشقی تنها


رفتی اما ، یادت ماند در دلها