سلام

سلام به روی ماهتون

من برگشتم

تو کل عمرم دلم برای کسانی

که تو عمر ندیدمشون

انقدر تنگ شده بود که حد نداشت

دوستام توی این مدت چی گذشت

بر من این فعلا بماند

فعلا مهم اینه که من دلم

براتون تنگ شده و من از امروز

پست میزازم

فقط دوستام من فعلا کامنت نمیدم

من الان هم خودم هم وبم مثل یه خونه

هستیم ک خیلی وقته بی صاحب مونده

به وقت احتیاج دارم خواهش میکنم

کمکم کنید

تاریخ این پست مال چهل روز پیشه

که من ویرایش زدم

برای  این همه نظرها و پستی ک الان نوشتم 

باهم همخوانی نداره و اینکه

توی این چند روز سعی میکنم

وب همه بیام شاید طول بکشه

ببخشید

خدای دیوار

دوستان این متن رو مریم داد و گفت بزارم توی وبش:

به نام خدای دیوار
 

به خودِ خدای دیوار
 

این یاد خدا پشتش ناشکری نبود
 

از اون شکرهایی که یه نفس عمیق
 

میکشی میگی شکر و ته دلت حال خوبی
 

نداری نه ... واقعا از صمیم قلب خدا رو شکر
 

همون خدایی که محبت رو افرید
 

کنارش خشم هم آفرید
 

همون خدا که عشقو آفرید
 

کنارش خیانت رو هم آفرید
 

ولی اکه بگم از شرایطم راضیم
 

دروغ گفتم
 

من خیلی ناراحتم چون
 

نمیتونم ببخشم
 

درباره اون دو تا جمله بالا
 

همه میدونن که همیشه
 

مخالف عشق کلمه ی نفرته
 

ولی من گفتم خیانت
 

چون خیانت عصای دستِ نفرته
 

عالم و آدم میگن ببخش
 

ولی هیچکس نمیگه چرا نمیبخشی
 

نمیبخشم چون میدونم و شما نمیدونید
 

من میدونم ولی حتی اونایی که تو واقعیت
 

زندگی من خوشبختی منو میخوان نمیدونن
 

نمیدونن که من در نظر اون
 

یک وسیله هستم
 

و بدتر از این خندیدن به ریشِ
 

سادگی یه قوم منو از تو میسوزنه
 

و اینا رو من داد میزنم و اینها نمیفهمن

اگه قضاوت در بخشیدن

 

عقیده شما بود
 

الان باید تمام قاضی ها بیکار
 

و تمام زندانها خالی میبودن
 

درد اینه قتل احساس
 

تو هیچ کجای دنیا قصاص نداره.

+توی این مدت میدونم خیلی از بچه ها اومدن بهم سرزدن خیلی اومدن وبلاگمو باز کردن نبودم ناراحت شدن نگران شدن از همه تون معذرت میخوام و از همه تو ممنونم

نظر کمک داور

 

بابام واسه مامانم گل خریده

، مامانم میگه : گله؟

بابام میگه: تا نظر کمک داور چی باشه . . !

من و بابام 😂 😝


 


مامانمم برگشت گفت:

نظر کمک داور رو نمیدونم

ولی نظر کمیته انظباطی اینه که

امشب گشنه بخوابین

تا منو دیگه مسخره نکنین😂😂😂‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌

 

 

و در ادامه مطلب بخوانید

رمز همون همیشگی

ادامه نوشته

حکایت

امروز رفتم نمایندگی سایپا گفتم:

پرایدم چرا سربالایی کم میاره؟؟؟ 

 

 

گفت: پشت شیشه ش

 بنویس یا علی مدد

 

 

 

 

واقعا دستشون درد نکنه

هر کاری کردم پولم نگرفتن😕😂

 

واینکه

 

ﻣﻼﻧﺼﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﺩﺍﺷﺖ ﺭﺩ ﻣﯿﺸﺪ

 ﺩﯾﺪ ۳ ﻧﻔﺮ ﺩﺍﺭﻥ ﺩﻋﻮﺍ ﻣﯿﮑﻨﻦ

 ﭘﺮﺳﯿﺪ چه ﺷﺪﻩ

 ﮔﻔﺘﻦ ۷ ﺗﺎ ﮔﺮﺩﻭ ﺩﺍﺭﯾﻢ 

ﻣﯿﺨﻮﺍﯾﻢ ﺑﯿﻦ ﻫﻢ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﮐﻨﯿﻢ 

ﺧﻼﺻﻪ ﻣﻼ ﺭﻭ ﺑﯿﻦ ﺧﻮﺩﺷﻮﻥ

 ﻗﺎﺿﯽ ﮐﺮﺩﻥ

ﻣﻼ ﮔﻔﺖ

 ﺧﺪﺍﯾﯽ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﮐﻨﻢ ﯾﺎ ﺍﻧﺴﺎﻧﯽ؟

ﮔﻔﺘﻦ ﺧﻮﺏ ﻣﻌﻠﻮﻣﻪ

 ﺧﺪﺍﯾﯽ ﺗﻘﺴﯿﻢ ﮐﻦ

 

 

 

 

ﻣﻼ ﺑﻪ ﺍﻭﻟﯽ ۵ ﺗﺎ ﮔﺮﺩﻭ ﺩﺍﺩ

 ﺑﻪ ﺩﻭﻣﯽ ۲ ﺗﺎ 

ﻭ ﯾﻪ ﭘﺴﮕﺮﺩﻧﯽ ﻫﻢ ﺯﺩ ﺑﻪ ﺳﻮﻣﯽ 

ﮔﻔﺘﻦ ﺍﯾﻦ ﺩﯾﮕﻪ ﭼﻪ ﺟﻮﺭ

 ﺗﻘﺴﯿﻢ ﮐﺮﺩﻧﯽ ﺑﻮﺩ؟

ﻣﻼ ﮔﻔﺖ ﺍﮔﻪ ﺑﻪ ﺩﻗﺖ

 ﻧﮕﺎﻩ ﮐﻨﯿﻦ

 ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻧﻌﻤﺘﻬﺎﺷﻮ

ﻫﻤﯿﻨﺠﻮﺭﯼ ﺑﯿﻦ ﺑﻨﺪﮔﺎﻧﺶ

 ﺗﻘﺴﯿﻢ ﮐﺮﺩﻩ😄😄😄😄😄

 

┄┄❅✾❅┄┄┄

و در ادامه بخوانید

ادامه نوشته

حجاب

آیا از خشکی پوست خود
 رنج می برید؟

 

 

به درک
خجالت نمی کشید؟
والله مردم سرطان دارن 
میسازن باهاش! 
اینم شد درد آخه ... 😐

دوستان اشاره میکنن که
 به مقوله حجاب هم اشاره کنم
حجاب .. حجاب .. 
خیلی مهمه حجاب گلای من😂😂

و اینکه

 

‏تا حالا دقت کردید
 هق هق برعکس کنی
 میشه قه قه؟
 ینی برعکس گریه
 خنده میشه
 پس خواهرم حجابت😆😆😆

و در ادامه مطلب بخوانید

ادامه نوشته

هوا

هوا یجوری گرم شده ☹️🔥

 

 


لباسای شسته شده 
از پشت پنجره هی خودشونو
 می‌کوبونن به شیشه و میگن :
داداش تورو خدا
 یه دقه باز کن باهم حرف بزنیم
بخدا خشک شدم 😐😢😂

 

ادامه نوشته

من

یه دوستی کامنت گذاشتن در دو بخش
بخش اولش ولش 
بخش دوم: نقش بازی نکن برای به دست اوردن
کسی یا چیزی که سهم تو نیست...

جواب : من همیشه خودمم و نقش بازی نکردم
من با اینکه تو دنیای واقعی خودم هم
 نقش بازی نکردم و صادق بودم 
روزگارم شده این...
درباره ی چیز من چیزی نمیخوام
درباره کسی هم از نظر من آزادی
اونم  که 
هیچکسی رو تو مجازی
 من نمیخوام
همه مال تو
فقط با نون بخور که سیر بشی 
درباره کلمه جلب توجه که گفتی
اینو درست گفتی
وقتی یکی صادقانه از اطرافش
حرف میزنه و احساسشو
میگه ناخداگاه عده ای
جذبش میشن 
و اونا دوستای بامعرفتی هستن
که من دارم
و عده ی کمی هم هستن
که چشماشون از حسادت
میخواد از کاسه دربیاد
و
ممکنه همین عده باشن
که با چشماشون تو
واقعی و مجازی گند بزنن
به زندگی یکی
مطمئن باش بخاطر چشمای
توم که شده اگه حرفی داشته باشم
تو ادامه مطلب برای کسی می نویسم
که معرفتشو داشته باشه  

#دخترچپ دست

ادامه نوشته

اشک پنهان

من به دار آویخته ام


دلتنگی ام را


پیدا نیست؟


پشت خنده های دختری آرام


همیشه اخمی از جنس خواستن


بر وزن عشق
بر مبنای تو
پنهان است
و این پیدا نیست


از فضای چشمان دختری


می نویسم که پشت یک لبخندش


یک قطره اشک پنهان است


و آن پیدا نیست...


از حال گل یخی می نویسم


که شاد

سبزی را داد می زند


ولی ریشه اش از سوز یخ


گریان است
و این پیدا نیست


ولی عطر مریم


در نبض قلم پنهان نیست


و این پیدا نیست؟ 

 

#دخترچپ دست

 

+دوستام سلام پیاماهی پرمهرتون به دستم

رسیده 

ببخشید نبودم

به زودی بهتون سرمیزنم

بی مقدمه...

خوبه که بقیه ی اشکهات از قلمت بچکه


با قلم یه جورایی

 

ادم خالی میشه


به نظرم اینکه ادم

 

دلتنگ میشه


غمگین میشه

 

اشک میشه

 

گریه میشه


وقتشه که از طرف خدا

 

یه شعر ناب بهش الهام بشه


به نظر من

 

شعر الهام خداست


وقتی می تونی شعر بگی

 

به خودت ببال

 

 

#دخترچپ دست

 

پلاک

درباره ی چشمانت!!!

حال چشمان تو نوشتن ندارد

همیشه چشمانت بهانه ی خوبی

برای حرفهای من است

چون از چشمانت که میگویم

سراپا گوش میشوی

پلاک طلا

یادت هست پارسال بهار

دسته جمعی با خواهرهای گلت

رفته بودیم بازار

برام خریدی

دستت درد نکنه

ولی زنجیرشو نخریدی

فک کنم یادت رفته

از چشمانت که می نویسم

انگار بهار به من طعنه می زند

میخوام عیدی که میام خونه ی

مامانت خواهرهای عزیزت ببینن

پز بدم

چون آن خواهر آخریت

شوهرش برایش یک النگوی خفن خریده

دیگر از چشمان قشنگت نمی گویم

چون خودت خوب میدانی

اگر نخری نمی آیم خانه مامانت

و اگر بیایی بگی بیا بریم

همان چشمانت را در می اورم

بیا

با چشمان قشنگت بیا

ولی با زنجیر همون یک و نیمه

جون من بخر

چشم قشنگ من

+این یک شوخی برای لبخند شما بود

#دخترچپ دست

 

++همیشه ردپایی از مهتاب در شعر من 

وجود دارد

بخاطر دو مهتاب

یکی که بخاطر لیلا بودنش مهتاب شده

و یکی مهتاب بوده و هست

بخاطر این دو مهتاب

اهنگ وبمو عوض کردم

مهتاب جون فحش نده

ببین الان خوبه

 

دوستای خوبم کامنتای قشنگتون رسیده

سعی میکنم زود جواب بدم