السلام علیک یا اباعبدالله الحسین ...
فرارسیدن ایام عزاداری سالار شهیدان و سرور آزادگان
جهان تسلیت باد .
فرارسیدن ایام عزاداری سالار شهیدان و سرور آزادگان
جهان تسلیت باد .
خدای من سلام؛
الهی معبودا ، چند صباحی از نعمت نوشتنت محروم شدم و امروز پس از روزهایی چند ، باری دیگر دل هوای نوشتن دارد ،هوای از تو گفتن ... دلم تنگست برای آغوش خدایی تو ، آنگاه که بی دریغ آن را به روی دل تنگم میگشایی ، مرا از خود پرواز میدهی ، قفس تنم را میشکنی، از قعر ذلت نفس به اوج عزت بندگی میکشانی و هیچی چون مرا رخصت و اذن گفتن میدهی تا باری دیگراز عمق وجود چون نای نی نوا برآورم و بگویم :
الهی و ربی من لی غیرک
مهربانا ندارم جز تو خدایی؛ ندارم جز تو پناهی ؛ ندارم جز تو هواخواهی و الهی ؛ مهربانا خدایی ات راسپاس که در اوج قدرت میبخشی، در اوج بینایی چشم میپوشی و در اوج خدایی بنده نوازی میکنی .
معبودم درد دل را جز در خانه تو به کجا برم؟! به که گویم که دردهایم را به سخره نگیرد ؟!حقارتم را ریشخند نکند و عجزم را بر من منت نگذارد ؟!
الهی الهی ،ندارم ندارم جز تو کسی ، بر هیچی ام رحم کن یا ارحم الراحمین

پینوشت:
عرض سلام و ادب و احترام خدمت همه دوستان عزیزم بعد چندی ماه در شب میلاد اربابان کربلا قسمت شد خدمت دوستان عرض ادبی کنم انشاالله هر جا هستید دلتون گرم به نور اهل بیت عصمت و طهارت باشه و عیدیتون رو امشب از دست اربابان کربلا بگیرید
زنده باشید
یا علی
میدانی ؛ که تویی
همنفس آینه ها
یک قدم مانده به صبح
شعر و شور غزل حافظ ها
وهمان شعر
همان سوگندی :
به تماشا و به آغاز کلام
عطر تو می پیچد
در میان نغمات باران
در قنوتند همه
وز تو ، تو را میطلبند
بال بگشا ؛
و به آغوش بگیر
جان عاشق که
تو را میخواهد
عشق ...؛
ای آتش دیرینه ی دل
پل بین زمین
تا بخدا
ای تو معنای عبادت ، سوگند
ای حدیث ثقلین
ای تو حایل میان دل و جان
معنی مهر ، تمنای سجود
بی تو ردند همه ؛ شک مکن !
ای مجسم شده در
اشک دل عاشق ها
سوز و شوق همه ی عارف ها
ای تو معنای تمنا
باران
لطف فرما و بیا
دستم گیر؛
دست به دستی کن و
این دل
به خداوند برسان
(عبداللهی)

السلام علیک یا فارس الحجاز
یا اباصالح المهدی
خنده کنان همی روم
، خنده کنان به کوی تو
کف زنان همی روم
، کف زنان بسوی تو
بی سر و پا همی شوم، بی سر و پای روی
تو
جان دهم، عنان دهم، مست ز عطر و بوی تو
باده ی عشق خورده ام ، نشئه ز عشق برده ام
مست و خراب می روم ، مست نسیم کوی تو
کرده حجاب را به سر ، دل ببرد سر به
سر
سوی حجاز می دود ، فارِس دل بسوی تو
وز پس پرده بنگری، پیر و جوان چو دل
بری
درد دلت به جان من ، دل هبه در سبوی
تو
یوسف و یاس خواندمت ، نرگس و ماه خواندمت
وارث خال هاشمی ، دل به فدای
روی تو
((عبداللهی))

خدا ، خدا، خدای من
هزار بار برانیم
به سنگ غم نشانیم
نمی روم ، نمی روم
نمی روم ز کوی تو
غمم دهی شکر بود
زخم زنی عسل بود
ولی مگو ز در برو
نمی روم ز کوی تو
به هر کجا کشانیم
به هر غمی نشانیم
بکوبی و برانیم
نمی روم ز کوی تو
مرهم هر درد تویی
شعر و شکر خند تویی
شاه دلم ، خدای من
نمی روم ز کوی تو
ببین که خسته جان منم
غریب و بی امان منم
حافظ بی کسان تویی
نمی روم ز کوی تو
دل تویی ، جان تویی
مهر تویی، ماه تویی
نور شبم ، خدای من
نمی روم ز کوی تو
مرا که بی کسم ببین
مرا که در خسم ببین
مگو مگو مگو برو
نمی روم ز کوی تو
( عبداللهی )

به نام پدر
سلام فردای عزیزم
این پست اختصاصی توست تویی که مدتهاست میشناسمت و دلنوشته هایت را خوانده ام امروز از خوندن پستت بسیار متاثر شدم از خداوند متعال میخوام به تو و خانواده عزیزت صبر بده تو چیزی رو از دست دادی که جایگزین نداره و تحملش خیلی سخته خواهر گلم خدا خودش بهت صبر بده و دلت رو آروم کنه منو هم در غم خودت شریک بدون. آری فردا مال توست ...
در پناه خدا باشی
یا علی

