اب مروارید
خداروشکر ما دیگر فقیر نیستیم
دیروز پزشک روستا گفت:
چشمان پدرم پر از آب مروارید است!
به کوچه ای رسیدم که پیرمردی از آن خارج می شد؛
به من گفت: نرو که بن بسته! گوش نکردم، رفتم.
وقتی برگشتم و به سر کوچه رسیدم؛ پیر شده بودم!!!
نــه صدایش را "نــازک" میکــرد ...
و نــه دستــانش را "آردی"
از کجــا بایــد به گرگ بودنش شک میکــردم؟!!!









