گلینک |
اینجا نشسته ای و صدایم نمی رسد...
|
|
درباره وبلاگ
![]() آلاله کوی او بخوانید مرا
آواره کو به کو بخوانید مرا من بغض خدایم، که گمم کرد شبی لطفا همه با وضو بخوانید مرا --------------------- بهشت، گوشه ایست در گلینک؛ روستای پدری من منوی اصلی
آرشیو مطالب
جستجو
پیوندها
پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: ترجمه قالب
Powered By BLOGFA.COM |
تبخال
پروانهي جان از تو پر و بال گرفته
آتش به پر قوم بد اقبال گرفته در خيل گرفتار تو عاقل هم اگر بود ماهي تو و بر گونهي تو چاله طبيعيست خاكش به سر شعر كه در وصف تو شاعر احوال نپرسید، که یارم دل ما را يك كوچه گرفتار به خال لبت اي دوست هر ديده كه اشكال گرفت از وجناتت در غارت دل، بدتر از اقمار سپاهي عمری رمضانیم، كه تا رؤيت رويت خوشبخت كساني كه به اين شعر بخندند خرداد 95
در چنگ مغول، شکست تنها راه است
ويران كن اگر خرابهام دلخواه است در خاك توام، بيا و تسخيرم كن ديوار سفارت دلم كوتاه است نینوا
دلتنگمان شُدید، سرِ نیزه جای ماست
هر جا که سر به نیزه زدی ماجرای ماست پا نامراد بود که ما با سر آمدیم سر رفتهایم و پیکر ما ردپای ماست ما را ز نينواي عليزاده زادهاند خود، روضهايم و سينهي ما كربلاي ماست سلامِ موج
سنگ مزار خود شد و ختم كلام كرد موجي كه وقت مرگ به ساحل سلام كرد
اینگونه درهم است سلام و وداع ما تقدیر ما قبالهی غم را به نام کرد
گردن بگیر خون مرا زادهی مغول چنگیز کمتر از دل تو قتل عام کرد
چشمت شراب داشت، حلالت نمیکنم حق داشت شیخ شهر تو را هم حرام كرد
رفتم كه جاي خالي من حاليات كند بايد براي ديده شدن ازدحام كرد
رفتم كه بي خبر بروم، تا گمام كني رفتم كه نشنوي كه: فلاني تمام كرد
رفتم كه رفتنم سرحالت بياورد انگار زخم بود، كه چندي دوام كرد
رفتم که مثل بچهی آدم بمیرم و نامردی از قبیلهی حوا صِدام کرد
مرداد 94 تقدیم به آستانهی چشمهایی که آغاز من بودند
روز
ازل، اول صدا را آفریدند
پائیز اگرچه پا به ماهِ اشک است
در کوچهی ما حرمت بغضی نشکست از عود دل سوختهی شهر بگو آلودگی هوای تهران کشک است پشت پای همه عشاق، دلم ریخته است یک نفر نیست که این بی سر و پا را ببرد خلوتم گرچه که سرمایه ی اشعار من است، مرده شور اینهمه تنهایی ما را ببرد
آواز من جدا و غم ساز من جداست
اشکم، رسید ِ عقده ی این ساز بی صداست هر نامه ام یتیم شد از بی نشانی ات اشعار دفترم همه ولگرد کوچه هاست دل را که پیش قسط خیال تو داده ایم راحت بگو که قیمت این خانه عمر ماست یک قطعه عکس، قافیه ها را شروع کرد پایان این قصیده ی رم کرده با خداست
تاوان سکوت، گردن حنجره هاست
جنگل نگران خفتن زنجره هاست از روز ازل، قرار بر پنجره بود دیوار، فراموشیِ ما پنجره هاست |
|
|