سالروز پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ودهه فجر مبارکباد


خدا اگر نمي دهد، لابد دليل دارد، بهتر مي داند و اگر ميگيرد، مال خودش بوده، اصلا مگر چه قدر نگهدارنده خوبي بوديم كه نگيرد؟
خدا به گنجشك گفت: "با من بگو از آن چه سنگينيِ سينهي توست". گنجشك گفت: "لانه ي كوچكي داشتم، آرامگاه خستگي هايم بود و سرپناه بي كسي ام، تو همان را هم از من گرفتي. اين توفان بي موقع چه بود؟ چه مي خواستي از لانۀ محقرم؟ كجاي دنيا را گرفته بود؟ و سنگيني بغضي، راه بر كلامش بست. خدا گفت: "ماري در راه لانه ات بود. خواب بودي. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون كند. آن گاه تو از كمينِ آن مار، پر گشودي". خدا گفت: "و چه بسيار بلاها كه به واسطه ي محبتم از تو دور كردم و تو ندانسته، به دشمني ام برخواستي." اشك در ديدگان گنجشك نشسته بود. هاي هايِ گريه هايش، ملكوت خدا را پر كرد....» كمتر از گنجشك كه نيستيم؛ هان؟ (يعني اميدواريم كه كمتر نباشيم....)
جهانی شدن، اقتصاد و دیپلماسی اقتصادی
به واقع مهمترین و اساسیترین حوزه در روند جهانی شدن، حوزه اقتصاد است؛ چراکه توانسته است سایر حوزه ها همچون سیاست و فرهنگ را تحت تاثیر خود قرار دهد. در گذشته اگر تمام توجهات معطوف به نیروی نظامی و سیاسی بود، در جهان فعلی عمده توجه به اقتصاد و توسعه داخلی میباشد، هر چند که حوادثی چون 11 سپتامبر همچنان اهمیت مسائل امنیتی را گوشزد میکند اما باز هم مسئله امنیت ذیل مباحث اقتصادی قوام میابد. شرایط فعلی تا آنجا پیش میرود که مفهومی چون دیپلماسی اقتصادی را مطرح میکند، یعنی یک رابطه دو طرفه بین اقتصاد و سیاست.
دیپلماسی اقتصادی موضوعی است که پس از جنگ سرد و با گسترش فرآیند جهانی شدن، بهعنوان یکی از ابزارهای تازهی کنش در فضای بینالملل در برابر دیپلماسی سنتی قرار گرفته است. اساس شکلگیری دیپلماسی اقتصادی مبتنی بر ضعفهای دیپلماسی سنتی برای تحقق اهداف سیاست خارجی است. در فضای جهانی شدن که عامل فرامرزی شدن جریانهای اقتصادی و تجاری (کالا، سرمایه و خدمات) است، اتکای صرف به دیپلماسی سنتی -که از الگوی ساده تعاملات دو جانبه و چند جانبه دولتها و اولویت سیاست بر اقتصاد نشأت میگیرد- نمیتواند متضمن تأمین منافع بازیگران بینالمللی باشد. در واقع تحولات پس از جنگ سرد و مواجهه با جهانی بدون مرز دیپلماسی متفاوت و تازه نفسی مبتنی بر یک اجماع بین المللی را می طلبید.[1]
از مولفههای اصلی دیپلماسی سنتی میتوان به اولویت سیاست بر اقتصاد، اتکا به تعاملات دو جانبه و چند جانبه و تعامل بین دولی در حد مشارکت در حوزه سازمانهای بین المللی اشاره کرد. اما با تحولات پس از جنگ سرد، وارد عصر جدیدی از دیپلماسی میشویم که ماحصل آن تلاش برای کسب فرصتهای سرمایهگذاری در خارج از مرزها، ایجاد جاذبههای سرمایهگذاری در داخل، انتقال فناوری، صدور خدمات و گسترش تجارت جهانی و توجه ویژه به سازمانهای غیر دولتی میباشد.
نقش و بازیگران دیپلماسی اقتصادی
سنتی: در دیپلماسی سنتی بر اساس نظام وستفالیایی دول سکولار با حاکمیت مستقل و برابر حاضر بودند که ثبات در چنین نظامی با موازنه قوا، دیپلماسی و حقوق بین الملل برقرار میشد.
جدید: در دیپلماسی جدید و بخصوص پس از جنگ جهانی دوم، ما شاهد سقوط نظام اروپایی و وستفالیایی و ظهور بازیگران فراملی و غیردولتی میباشیم. ملیسن در تعریفی جامع دیپلماسی را بعنوان :"سازوکار نمایندگی،ارتباطات و مذاکره می داند که از طریق آن دولتها و سایر بازیگران عرصه بینالملل، روابطشان را تنظیم میکنند".[2]
ادغام کشورهای در حال توسعه در اقتصاد جهانی
کشورهای در حال توسعه به طبع، تابع کشورهای صنعتی قویتر میباشند و برای سهیم بودن در تجارت جهانی خود را تابع قواعد بازی و اصول حاکم بر آن مینمایند. این کشورها در دیپلماسی خود ملزم به رعایت برخی مسائل هستند. از جمله:
تقدم ملاحضات اقتصادی بر مسائل سیاسی، ایدئولوژیک و امنیتی.
درک وپذیرش تحولات اقتصاد جهانی و برنامهریزی برای انطباق بیشتر با آن.
تبدیل چالشها و بحرانها به فرصت ها،...[3]
جهانی شدن و موقعیت ایران
جایگاه ایران در نظام بینالملل
در این قسمت قصد نویسنده نظریهپردازی در زمینه تئوریهای توسعه نمیباشد و صرفا به منظور شفافیت هر چه بیشتر نقش و جایگاه ایران و بررسی پتانسیل این کشور در عرصه بینالمللی، توضیحات اجمالی داده میشود.
بدون شک کشور ایران در دو سطح داخلی و بینالمللی، دارای معضلاتی در مواجهه با جهانیشدن میباشد. بدون تردید در سطح بینالمللی بزرگترین معضل ایران، ایالات متحده است. یعنی اولین کشوری که پس از پیروزی انقلاب به دشمنی با آن پرداخت.
فارق از مسئله اختلافات ایدئولوژیک فی ما بین، آنچه بیش از همه موجب خصومت دو طرف گردیده است، تحقیر آمریکا توسط ایران در جریان اشغال سفارت امریکا در تهران بود، چنانکه مرکز مطالعات استراتژیک ملی آمریکا در گزارش خود پیرامون کاهش اعتبار ایالات متحده در منطقه میگوید:
"حرمت و اعتبار، مانند ظرف چینی است که به آسانی میشکند و این چیزی است که آمریکا با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در منطقه خلیج فارس از دست داده است."[4] مسئله زمانی بغرنجتر میگردد که این مهم پذیرفته شود که تقریبا تمامی مناسبات بینالمللی و مکانیسمهای مهم اقتصادی باید تایید ایالات متحده را داشته باشد.
اما در بعد داخلی، به عقیده نویسنده، ایران پس از انقلاب، در فضای تئوریک دچار یک اسکیزوفرنی حاد فکری گردید. در واقع فضای تئوریپردازی در ایران یارای ممزوج نمودن آرا و اندیشههای امام خمینی (ره) و تئوریهای روز سیاسی و دیپلماتیک را نداشت که نتیجه این ادغام، یافتن یک الگوی ناب پیشرفت و جهانگرایی بر مبنای اصول انقلابی ایران باشد که در این زمینه سوالات فراوانی در اذهان متفکرین جامعه ایجاد گردید.
به عنوان مثال یکی از مسائلی که امام خمینی (ره) بارها و بارها بدان اشاره کردند بحث اسرائیل است. ایشان در یکی از بیاناتشان میگوید:
"من قریب 20 سال است که به کشورهای عربی توصیه میکنم که با هم مجتمع شوید و این ماده فساد را طرد کنید. اگر اسرائیل قدرت پیدا کند، اکتفا به بیت المقدس نمیکند."[5]
حال این سوال مطرح میشود که چگونه میتوان علی رغم دشمنی با اسرائیل، در نظام بینالمللی مشارکت کرد و با ایالات متحده، بزرگترین حامی صهیونیزم -که تقریبا تمامی مناسبات مهم بینالمللی زیر نظر آن تعیین میشود- به توافق رسید؟
در واقع هنر نظریهپردازان عرصه بینالملل باید این باشد که بین دو اصل مهم سیاست خارجی یعنی نفی ظلم و حمایت از مظلوم (مانند حمایت از مردم مظلوم فلسطین) و برقراری روابط دوستانه و مسالمتآمیز با جهان (و همچنین عمده کشورهای اروپایی که قدرت زیادی در عرصه بین المللی دارند) ارتباط سازنده برقرار نمایند.
متاسفانه غفلت از کلام امام خمینی (ره) موجب تشدید معضلات ایران چه در عرصه داخلی و چه در عرصه بینالمللی گردیده است که علاوه بر کوتاهی داخلی مربوط به کوتاهی کل جهان اسلام هم هست.
ایشان در بیانی کاملاً رئالیستی و پراگماتیک خطاب به کل جهان اسلام اینگونه میفرمایند:
"عذری نیست که ما اسلحه نداریم، سلاحی که شما دارید دنیا ندارد و او سلاح نفت است. دنیا به سلاح شما احتیاج دارد، رگ حیات دنیاست. این سلاحی که خدای تبارک و تعالی به اختیار شما گذاشته است، برای خدای تبارک و تعالی از او استفاده کنید."[6]

میلاد باسعادت منجی عالم بشریت |
|