آیا شما آیه های معروف قرآن نظیر آیه الکرسی و یا آمن الرسول و … را از حفظ هستید؟
آیا اگر بخواهید در جمعی صحبت کنید، چند جمله عربی برای مقدمه صحبتتان از بر هستید؟
آیا شما اگر در گورستانی حاضر شوید اللهم اغفر للمومنین و المومنات … یا السلام علی اهل القبور … و یا اللهم ما دامت الصلوات … را از حفظ زمزمه می کنید؟
آیا تعداد سوره های قران را که حفظ هستید از ده سوره بیشتر است؟
آیا می توانید از هر کدام از معصومین فقط یک حدیث برای شخص دیگری بگویید؟
و …
**زمانی به عنوان معلم چند جلسه ای سر کلاس تعدادی سرباز رفتم، برایم بسیار جالب و تاسف آور بود که یک جمع بیست نفره با هم نمی توانند اسامی چهارده معصوم را به ترتیب بگویند، تاسف آورتر اینکه از انها خواستم بر روی کاغذ یک آیه از قرآن بنویسند و غالب آنها البته با تقلب برایم نوشتند «النظافه من الایمان»
** به نظرم حفظ نمودن برخی اذکار، صلواتها، نمازها، آیات و … نشان دهنده دغدغه ذهنی دینی هر مسلمانی است و اینکه چرا نسل حاضر (قطعا نظر بنده همه نیستند و جسارت به شخص یا گروه یا نسل خاصی نمی کنم) تا این اندازه دنبال این گونه مباحث نیستند، برای بنده جای سوال است.
** آیا باید نهادهای آموزشی یا پرورشی و یا فرهنگی را مقصر قلمداد کنیم؟ شاید هم اصلا مهم نباشد که کوتاهی از کیست؟ آیا خود ما در فرزندان و اطرافیان خود به ایجاد و تقویت باورهای دینی کمکی می کنیم؟ این سوالی است که باید به وجدان خود مراجعه کنیم و برای آن دنبال جواب بگردیم.
طوفان آرام زندگی
کتاب گفت و گوهای بی نقاب نوشته محمدامین ضرابی توسط انتشارات میلکان با موضوع راه و رسم زندگی، روانشناسی به چاپ رسیده است. از مسجد بیرون آمدیم به سمت میدان "تربیت". میدانی در امتداد باب القبله حرم مطهر که می شد ماشین هایی به سمت مرز پیدا کرد. از دستفروشی هایی که در طول مسیر بودند چند سوغات دم دستی گرفتیم همچون شال و چادر و روسری که سبک و قابل حمل باشه. دیروز را تا عصر در موکب ماندم. برنامه زیارت صبح را بخاطر خستگی و کسالت پسرم که نوعی پرستاری از "زائر الحسین ع" بود، اجبارا لغو کردم. تا ظهر به استراحت و استحمام و گفتگو با رفقای همشهری گذشت. شب و روز گرم است و تنها سلام مبارزه با گرما خنکای "آب" است. در هر قدم آب خنک ("مای بارِد") تعارف می شود به علاوه انواع شربت و نوشیدنی و بقول عرب ها "عصیر". دیشب، بلافاصله پس از نماز مغرب به جاده زدیم. در ساعات اوج شلوغی. عموما ترجیح می دهند که شبها حرکت کنند تا گرما کمتر اذیت کند. الی مولانا الحسین ع بعد از حدود نیم ساعت پیاده روی، آن هم در گرما و شلوغی به ورودی حرم منوّر علوی رسیدیم. اوضاع امنیتی بهتر است و کمتر بازرسی و تفتیش می کنند. فقط یه مرحله و آن هم سرسری. .... الی مولانا الحسین ع خاطرات سفر آسمانی اربعین (۱) باز قیامت شده روی زمین شور و عزا در فلک هفتمین خیز و ببین صولت سالار دین باز بپا شد عَلَم اربعین بعد از حدود یازده ساعت، به شلمچه رسیدیم. حوالی اذان صبح راننده با مرام همشهری ما کرایه را نگرفت که مبلغ قابل توجهی بود. گفت انشاله باشه برای بعد بازگشت از سفر. دمش گرم. فقط برای دو رکعت نماز سفارش کرد. مرز را با سرعت عبور کردیم. شلوغ اما روان. تقریبا از تشریفات مرزی خبری نبود جز مُهر کردن پاسپورت ها پایانه مرزی شلمچه مثل سال های قبل پر از ماشین های کوچک و بزرگی که برای کربلا و نجف و سامرا مسافربری می کردند. با یه اتوبوس به سمت نجف حرکت کردیم به ۲۰ هزار دینار عراقی. یعنی ۸۰۰ هزار خودمان. کاهش محسوس ارزش پول ملی عزیز ما خیلی پیداست. اتوبوس خوبی بود. شیشه های کاملا دودی و کولر پرتوان. استراحت خوبی شد. الحمد لله در نجف برای استراحت به موکبی که یکی از آشناهای همراه ما داشت آماده ایم تا پس از استراحت مشرف به مرقد مولا ع شویم. همین که فکر میکنم قراره به حرم حضرت امیر ع مشرف شوم حس عجیبی دارم و اشکی که گونه هایم را رها نمی کند. الحمدلله پیاده روی جوان های عرب حکایت عجیبی است. از بصره و نواحی دوردست. قدم به قدم. با علم های بزرگ و بعضا پا برهنه. واقعا غوغای امام حسین ع را اینجا میتوان بالعیان مشاهده کرد. یا حسین ""فُرادا"" (دلنگاره ها و دستنوشته های علی اکبر قیومی) لطفا از طریق لینک زیر به ما بپیوندید: https://eitaa.com/aliakbarghayyoomiر نولد امام حسن مجتبی ع را خدمت دوستان تبریک میگم
برچسبها: معرفی کتاب
ادامه مطلب
بعد از تشریفات اندک و سریع مرزی وارد ایران شدیم. آفتاب در حال طلوع و بالا آمدن بود و هنوز می شد گرمای خوزستان را تحمل کرد. بازارچه بزرگ مرزی را شهرداری خرمشهر ترتیب داده بود.
برچسبها: اربعین
ادامه مطلب
برچسبها: اربعین
ادامه مطلب
برچسبها: اربعین
ادامه مطلب
خیلی سعی کردم و دوست دارم از کربلا بگویم و بنویسم. اما نمی شود.
اصلا حکایت کربلا، "گفتنی" نیست بلکه "دیدنی" است و نمی توان از آن "نوشت" بلکه باید "نگاه" کرد.
آری، کربلا را باید "دید" و "درک" کرد و آیا اگر در نهادِ و نهانِ آدمی، "شمرِ درون" بر "امامِ درون" غلبه کند می توان عاشورا و کربلا را فهمید؟
برچسبها: اربعین
ادامه مطلب
برچسبها: اربعین
ادامه مطلب
برچسبها: اربعین
ادامه مطلب
فی سبیل الله تعالی
برچسبها: اربعین
ادامه مطلب
.... فی سبیل الله تعالی
برچسبها: اربعین
آیت الله مجتهدی تهرانی:
وقتی بعضی ها از قبرشان بیرون می آیند میبینند یک نفر جلو
دارد می روداما او را نمیبینند. آن فرد به او می گوید بیا !
بشارت می دهیم تو را به کرامت و بهشت.
یک دختری جهیزیه نداشت؛ تو جهیزیه او را تهیه کردی
و حتی کسی هم نفهمید ، من را که می بینی آن شادی ای
هستم که در دل آن بنده خدا ایجاد کردی.
جلو می رود و راه را باز می کند و او را به بهشت می برد.
آدم باید سعی کند نیازمندان را خوشحال کند. با صدقه،
با دادن گوشت قربانی به نیازمندان، با دادن جهیزیه،
با حل کردن مشکلات مردم، با وام دادن به نیازمندان و...
