نداشتن تو یعنی دیگری تو را دارد
نمی دانم نداشتن تو سخت تر است
.
.
.
یا تحمل اینکه دیگری تو را دارد...!!!!
بعد از مرگم اعضای بدنم را اهدا کنید ....
شاید اون موقع وصله تن کسی شده!
زیاد بزرگشون کنی کیفیتشون میاد پائین...
دلشکسته ام ...
همچون مادری که لباس ورزشی بچه اش بوی سیگار میدهد...
خوشبختی
داشتن کسی است که بیشتر از خودش تو را بخواهد ...
و
بیشتر از تو هیچ نخواهد...
و
تو برایش تمام زندگی باشی...
یه درگوشی با ابجیای خودم...
شایسته ی آزادی ست که بتواند بر هوس ها و طمع های خود چیره شود...»حالا خودمونیم ما دخترا که اینقد طالب
آزادی هستیم می تونیم سعی کنیم آرایش نکنیم،نخوایم مورد توجه باشیم،می تونیم ماهواره رو
کنار بذاریم توی یه کلمه می تونیم بازیگوشی نکنیم؟؟؟؟ خودمونو که نمی تونیم گول بزنیم بیاین به
خودمون قول بدیم واسه گرفتن آزادی اینا رو بذاریم کنار اونوقت ببینیم کیه که می خواد جلومونو
بگیره!!!!!!!!
از که زاده ایم؟؟؟
از عشق.
چگونه بی نشان می شویم؟؟؟
بی عشق.
چه یارای فرا رفتنمان می دهد؟؟؟
عشق.
عشق را نیز می توان یافت؟؟؟
با عشق.
چه وامی دارد دیر زمانی به گریستن؟؟؟
عشق.
چه می بایدمان یگانه کند،همواره؟؟؟
عشق.
«گوته»
کسی که عاشق می شود
باید برای تحمل و چشم پوشی از خطاهایی که می بیند اما نمی تواند در مقابل آنها کاری بکند،صبور و آرام
باشد...
اگر می خواهید بدون هیچ سختی مانند گرافیت شوید باید بپذیرید که آینده ی شما مغزی مداد
است...
اما اگر می خواهید الماسی بر روی تاج ملکه شوید باید فشار و سختی را برای الماس شدن و
تحمل و صبر برای
تراشیده شدن را بپذیرید...
چشم گیر ترین درخشش ها از آن ناب ترین فلزهاست...
(نیچه)
سلام دوستان گلم شرمنده ی همتونم یه مشکلی دارم که تا مدتی نمی تونم به وبم بیام ،ببخشید که نتونستم
جواب نظراتونو بدم ولی زمانی که مشکلم حل بشه حتما جوابتونو میدم.ممنونم که تو این مدت مدام واسم نظر
گذاشتین...
دوستتون دارم
تنها بمان...
اینجا آدمها تن ها داده اند تا تنها نمانند...!!!
همین خنده های ساده ی توست....
وقتی با تمام غصه هایت می خندی تا من از تمام غصه هایم رها شوم...!!!
آن روز که فریاد زدی دوستت دارم گفتم بلندتر نمی شنوم...
.
.
.
امروز که گفتی دیگه دوستت ندارم،گفتم هیس... چقدر داد می زنی!
بعضی ها ارزششون مثله اشکه که از چشمات بیافتن....
نه مثله نبض که اگه نباشن، نباشی!
فقط نذار کارت به جایی برسه که...
تو آغوش کسی با یاد کس دیگه ای بخوابی....
تو مرا یادکنی یا نکنی،باورت گربشود گرنشود،
حرفی نیست...
اما نفسم میگیرد در هوایی که" نفسهای تو" نیست...
باز باران بی ترانه
گریه هایم عاشقانه
می خورد بر بام قلبم
باورت شاید نباشد
گم شدن در خاطراتت
می زند سیلی به رویم
یاد ایام تو داشتن
مرده است در قلب و روحم
فکر آنکه با تو بودم
با تو بودم... شاد بودم
توی دشت آن نگاهت
میزند اتش به جانم....
هنوز برایت می نویسم
درست شبیه پسرکی نابینا
که هر روز برای ماهی قرمز مرده اش غذا می ریزد . . .
هر جا که می بینم نوشته است :
” خواستن توانستن است ”
آتش می گیرم !
یعنی او نخواست که نشد ؟!
پای لرز خربزه هایی
که هیچوقت یادم نمی آید
کی؟!
خوردمشان…
مرام فقط مرام گاو،چون نگفت من گفت ما.....
رفیق فقط کلاغ نه بخاطر سیاهیش به خاطر یه رنگیش………
معرفت فقط معرفت کرم نه به خاطر کرم بودنش به خاطر خاکی بودنش…
انجماد قلب ها را از خشک سالی چشم ها می توان فهمید ! چشمی که گریستن نمی داند ، زیستن نمی تواند .
میدونم کمم ولی زیادی عاشقت شدم . . .