ریگ سفید
تو را قسم به صفای تراب ریگ سفید
بیا دمی بنشین با خراب ریگ سفید
در انتظار قدم های تو گشوده شده است
به سمت دلکش شیراز٬ باب ریگ سفید
تو را کجا بنشاند صفای یک چشمه
مرا کجا بکشاند سراب ریگ سفید
تو را به خلسه ی آرام نیمه شب دادند
مرا به ظهر پر از التهاب ریگ سفبد
لبت غروب دل انگیز چشمه انجیر۱ است
طلوع چهره ی تو٬ ماهتاب ریگ سفید
تو پلک می زنی و از هجوم آن مژه ها
نمایشی است شب پر شهاب ریگ سفید
همیشه گم شده ایم و همیشه پیدا بود
نشان زلف تو در پیچ و تاب ریگ سفید
غدیر۲ پر شده از آب و قیچ۳ ها مستند
تو شاید آمده باشی به خواب ریگ سفید
اگر خیال تو باشد به بوی درمنه۴ ای
خوش است مانده ی بی نان و آب ریگ سفید
به مستعد نظر گو ببین که پنهان است
هزار منظره زیر نقاب ریگ سفید
خبر دهید به سعدی بیاید از شیراز
شب است و شاهد و شمع و شراب ریگ سفید
مرو که قلب زمین می شکافد از قدمت
به قدر طاقت من نیست تاب ریگ سفید
چو می روی قدحی خاک با خودت بر دار
تو هم خمار شوی در غیاب ریگ سفید
هزار سال دگر جرعه ای فشان بر خاک
به شادی رفقای خراب۵ ریگ سفید
به شعر من٬ به ستارم٬ به اشک می خندد
سکوت نازک ناشعر ناب ریگ سفید
۱. چشمه انجیر مکانی است در نزدیکی مرز شهربابک و فارس که غروب های دل انگیزی دارد.
۲. غدیر کر آبگیر همواره خشکی است در شش فرسنگی شهربابک که با بوته های قیچ احاطه شده است.
۳.قيچ درختچه اي است همراه با انشعابات چوبي فراوان که در عرصه هاي بياباني بصورت پراکنده مشاهده مي شود. ارتفاع متوسط اين درختچه تا٢ متر مي رسد.
۴. درمنه همان گیاهی است که در اصطلاح محلی به آن جاز گفته می شود.
۵.احسان + سامان + احسان