چی شد که سیگاری شدی ؟
 
یه شب بارون میومد… خیلی تنها بودم...!!!
 
چی شد که ترک کردی؟
 
یه شب بارون میومد… دیگه تنها نبودم...!!!
 
چی شد الکلی شدی و سیگار رو دوباره شروع کردی؟
 
یه شب بارون میومد… دوباره تنها شدم...!!!
 
چی شد آوردنت اینجا، بستریت کردن؟
 
یه شب بارون میومد… خیلی تنها بودم… تو خیابون دیدمش…
 
اون تنها نبود ... !!!!!!!!!!!!

عشــق اگــر خـط مــوازی نیسـت،چیسـت؟ 

یـ ـا کتـاب جملــه ســازی نیســت،چیسـت؟! 

عشـق اگــر مبنــای خلــق آدم اســت 

پـس چــرا ایـن گـونـه گنــگ و مبهــم اسـت؟ 

پـس چــرا خـط مـوازی مـی شـود!!! 

از چـه رو هــر عشـق،بــازی مـی شــود؟!

.

یادمان باشد حرفی نزنیم که به کسی بر بخورد 

نگاهی نکنیم که دل کسی بلرزد 

خطی ننویسیم که آزار دهد کسی را 

یادمان باشد که روز و روزگار خوش است وتنها دل ما دل نیست


قدیم:

برام خونه مهم نیست تو چادرم باهات زندگی میکنم

برام شغلت مهم نیست فقط دستمون جلوی کسی دراز نشه

برام مهمه که تکیه گاهم باشی و مراقبم باشی

برام مهمه که پدر بچه هام باشی و مرد خونم

برام مهم نیست کجا زندگی کنیم تا اون سر دنیا هم باهات میام

افتخارم اینه که برای بچه هامون مادری کنم و برای تو همسری

حرف تو حرف منه و اعتقاد تو اعتقاد من

 جدید:

باید یه خونه بزنی به نامم یه ماشینم برام بخری

باید حتما کار دولتی داشته باشی و حقوق عالی

دلم نمیخواد کنترلم کنی میخوام استقلال داشته باشم

بچه نمیخوام و اگر خواستی خودت باید بزرگش کنی

باید حتما تو شهر خودمون باشیم و کنار دوستام و خانوادم باشم

هیچ وظیفه ای در قبال خونه ی تو و بچه هامون ندارم برو کلفت بگیر

حرف من فقط مهمه و هرچی میگم میگی چشم


خدایا دیگه معنی عشق هم عوض شده دوروز دیگه باید بریم زن بخریم نه بگیریم

خدایا سنت خودت و پیغمبرت داره با پول خریداری میشه

خدایا............

نخند

به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید ارباب ، نخند
به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز نمی خری ، نخند
به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چند ثانیه ی کوتاه معطلت کند ، نخند
به دبیری که دست و عینکش گچی ست و یقه ی پیراهنش جمع شده ، نخند   

 به دستان پدرت
به جارو کردن مادرت
به راننده ی چاق اتوبوس
به رفتگری که در گرمای تیر ماه کلاه پشمی به سردارد
به راننده ی آژانسی که چرت می زند

 به پلیسی که سر چهار راه با کلاه صورتش را باد می زند
به جوانی که قالی پنج متری روی کولش انداخته و در کوچه ها جار می زند
به بازاریابی که نمونه اجناسش را روی میزت می ریزد

 به پارگی ریز جوراب کسی در مجلسی
به پشت و رو بودن چادر پیرزنی در خیابان
به زنی که با کیفی بر دوش به دستی نان دارد و به دستی چند کیسه میوه و سبزی
به هول شدن همکلاسی ات پای تخته
به مردی که در بانک از تو می خواهد برایش برگه ای را پر کنی
به اشتباه لفظی بازیگر نمایشی
نخند
نخند که دنیا ارزشش را ندارد
که هرگز نمی دانی چه دنیای بزرگ و پر دردسری دارند
آدم هایی که هر کدام برای خود و خانواده ای، همه چیز و همه کسند
آدم هایی که برای زندگی تقلا می کنند
بار می برند
بی خوابی می کشند
کهنه می پوشند
جار می زنند
سرما و گرما را تحمل می کنند
و گاهی خجالت هم می کشند

به حجت هایی که تمام زندگی شان یک موتور است تا کوهی از بار را برای یک لقمه نان در کوچه پس کوچه های تنگ این شهر جا به جا کنند...

نخند

خیلی ساده ... نخند دوست من
هرگز به آدم ها نخند
خدا به این جسارت تو نمی خندد؛ اخم میکند.

 


ای خداااااااااااااا

تاحالاشده دلت بدجور بشکنه ونخوای به روی خودت بیاری؟

تاحالا شده باره رودست بخوری وبه روی خودت نیاری؟

تاحالاشده با همه وجود به یکی اعتمادکنی؟

واون یکی هرروز باور واعتمادتت وبشکنه؟

تا حالا شده بین عقل واحساست بمونی؟

تاحالا شده به معنای واقعی یکنفرچندبار دریک ماه بهت خیانت کنه؟

تاحالاشده لبت بخنده و دلت گریه کنه؟

تاحالاشده از هم خداممنون باشی هم شاکی؟

تاحالاشده توی دلتنگی بمیری ونفهمی چه کنی؟

تاحالاشده کسی به شما این حس وبده که حتی از زباله پست ترین؟

تاحالاشده خسته وناتوانترازیک برگ زردپژمرده باشید؟

تاحالاشده دیگه هیچ حسی ب دنیا نداشته باشید؟

تاحالاشده از خدافقط مرگ و طلب کنید؟

تاحالا شده سرجاده ای قراربگیرید که نفهمید چه کنید؟

تاحالاشده بین دم خروس ادما وقسم حضرت عباسشون بمونینن؟

تاحالا شده..............................

من بین همه اینها گیر کردم کمکم کن

ای خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدا

 

وقتی

وقتی فردی زیاد می خندد حتی ب چیزهای احمقانه مطمئن باش درونش غمی دارد

 

وقتی فردی زیاد می خوابد مطمئن باش ک تنهاست

 

وقتی کسی کم و سریع صحبت می کند معنایش این است ک سری دارد

 

وقتی فردی نمی تواند گریه کند ضعیف است

 

وقتی فردی ب طرز غیر عادی غذا می خورد یعنی در فشار است

 

وقتی فردی ب خاطر چیز های کوچک گریه می کند یعنی معصوم و نازک دل است

 

وقتی فردی ب خاطر چیز های احمقانه و کوچک عصبانی می شود یعنی عاشق است



تنهایی

اعصابــــــم خورده


ميخوام پاچــــــه يکي رو بگيرم


پس سگــــــ درونم زندس


صبحونه يه عســـــل کامل ميخورم


خـــــرس درونم هم زندس


ميرم اتاق يادم ميره چي ميخواستم


اسکــــــل درونم هم زندس


مگســــــو رو هوا ميزنم


قــــــــــــورباغه درونم هم زندس


چمـــــــن ميبينم ميکنمش


بــــــز درونم هم زندس


طرف ميره هنوز عاشقش ميمونم


خــــــر درونم هم زندس


کلا باغ وحشي هستم تو تنهــــــــــايي


زن: مگه اینجا مدرســــه ی دولتی نیست

مدیــــر: اگه دولتی نبود کــــه میگفتیم یــــه میلیون تومن بریز

زن: اقا اخــــه گفتن مدارس دولتــــی شــــهریه نمیگیرن

مدیــــر: این که شهریه نیست اســــمش همیاریه

زن :اسمش هر چی کــــه هست .تلویزیون گفته به همه مدارس بخشــــنامه شده که مدارس دولتی

هیچگونه وجهی نمیتونن  دریافــــت کنن

مدیر:خب برو اسمه بچه ات رو تو تلویزیون بنویس.اینهمه هم وقت منو نگیر

زن: اقای مدیر من دو تا بچه یتیم دارم اخه از کجا بیارم

مدیر: خانوم محترم

وقتی وارد اینجا شدی نوشته بود  یتیم خونه یا مدرسه اقای مستخدم این خانوم رو به بیرون راهنمایی کنید

زن با چشمهایی پر از اشک منتظر اتوبوس واحــــد بــــود

اتومبیل مــــدل بالایی ترمــــز کرد و زن ســــوار شد

روزنامه ایی که روی صــــندلی جا مانده بود را ورداشت و بهش خــــیره شد

تیتر درشت بالای صفحه نوشته بود با 200000 زن خیابانی چه کار میکنید

زن با خود کاری که از کیفش در اورده بود عدد را تصحیح کرد

با 200001 زن خیابانی چــــه کــــار میکنید

 دختره به دوست پسرش می گه :

برو یه نوشیدنی واسم بگیر

پسره : کوکا یا پپسی

دختره : کوکا

پسره دایت یا عادی

... دختره : دایت

پسره : قوطی یا شیشه

دختره : قوطی

پسره : کوچیک یا بزرگ

دختره : اصلا نمیخوام ... آب بیار

پسره : معدنی یا لوله کشی

دختره : آب معدنی

پسره : سرد یا گرم

دختره : میزنمتااااا

پسره : با چوب یا دمپایی

دختره : حیوووووووووووووون

پسره : خر یا سگ

دختره : گمشو از جلو چشام

پسره : پیاده یا با دو

دختره : با هر چی برو فقط نبینمت

پسره : باهام میای یا تنها برم

دختره : میام میکشمت

پسره با چاقو یا ساطور

دختر : ساطور

پسره : قربونیم میکنی یا تیکه تیکه

دختره : خدا لعنتت کنه قلبم وایساد

پسره : ببرمت دکتر یا دکتر بیارم اینجااا


خدایا

كودكان گلفروش را میبینی؟


مردان خانه به دوش


دختركان تن فروش

مادران سیاه پوش

پدران كلیه فروش

زبانهای عشق فروش

انسانهای آدم فروش

همه را میبینی؟


میخواهم یك تكه آسمان كلنگی بخرم...دیگر زمینت بوی زندگی نمیدهد

 

 

گاه می اندیشم



خبر ِ مرگ ِ مرا به تو چه کس می گوید ؟



آن زمان که خبر ِ مرگ مرا



از کسی می شنوی ، روی تو را



کاشکی می دیدم



شانه بالا زدنت را ،



ــ بی قید ــ



و تکان دادن ِ دستت که ،



ــ مهم نیست زیاد ــ



و تکان دادن ِ سر را که ،



ــ عجیب ! عاقبت مُرد ؟



ــ افسوس !



کاشکی می دیدم !





من به خود می گویم :



«
چه کسی باور کرد



جنگل ِ جان ِ مرا



آتش ِ عشق ِ تو خاکستر کرد ؟ »

 

آخه........

یه روز بهم گفت:میخام باهات دوست بشم.
آخه من اینجا خیلی تنهام...
بهش لبخند زدم وگفتم :آره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام...
یه روز دیگه بهم گفت:میخام تا ابد باهات بمونم آخه میدونی من خیلی تنهام...
بهش لبخند زدمو گفتم:آره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام...
یه روز دیگه بهم گفت :میخوامبرم یه جای دور؟جایی که هیچ مزاحمی نباشه.وقتی همه چیز حل شدتو هم بیا اونجا.آخه میدونی من خیلی تنهام...
بهش لبخند زدم وگفتم :آره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام...
یه روز تو نامه برام نوشت :من اینجا یه دوست پیدا کردم آخه میدونی من اینجاتنهام...
براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم:آره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام...
یه روز تو نامه برام نوشت:من قراره با این دوستم تا ابد زندگی کنم آخه میدونی من اینجا خیلی تنهام...
براش یه لبخند کشیدم و زیرش نوشتم:آره میدونم فکر خوبیه منم خیلی تنهام... حالا اون دیگه تنها نیست واز این بابت خوشحالم.چیزی که بیشتراز این خوشحالم میکنه اینکه هنوز نمیدونه من تنهای تنهام

...

گفتم:میری؟

گفت:آره

گفتم:منم بیام؟

گفت:جایی که من میرم جای 2 نفره نه 3 نفر

گفتم:برمی گردی؟

فقط خندید....

اشک توی چشمام حلقه زد

سرمو پایین انداختم

دستشو زیر چونم گذاشت و سرمو بالا آورد

گفت:میری؟

گفتم:آره

گفت: منم بیام؟

گفتم:جایی که من میرم جای 1 نفره نه 2 نفر

گفت:برمی گردی؟

گفتم:جایی که میرم راه برگشت نداره

من رفتم اونم رفت

ولی اون مدتهاست که برگشته وبا اشک چشماش

خاک مزارمو شستشو میده



 میم مثل...

میـــــــــم مثل مــــــــــــــــا

 

میـــــــــــــم مثل مـــــــــــــادر

...........

میـــــــــــــم مثل مــــــــــــــرگ

 

مثل مـــــــــــــرد نه نامـــــــــــــرد

 

میــــــــــــم مثل.....

 


میــــــــــــم مثل مـــــــــــــادر......

 

میـــــــم مثل مادری کـــــه دختــــــر بودنشو بخاطــــــــــر طلبای باباشــــــــ یه

 

زنــــــ بودن یــــــه پیرمـــــــرد فروختـــــــــــ

 

مــــــــــــادری کــــــه تو 16سالگـــــــی کهنــــــه ی بچـــــــه میشستــــــ

 

مــــــــــادری کــــه تـــــــَن فروختــــــ تابَچَـــــــش مثل بقیــــهـ بچــــــهـ ها درس بخونــــــــهـ

 

.......مـــــــــادری کــــــه از آدامس فروشــــــی بچش خجالتـــــــــ کشید و

 


تـــــــن خودشـــــو تو آغــــــوش یه مـــــــرد هـــــــَوَس باز مثل شوهـــــَر بی غیرتـــــش حــــــراج کرد....

 

مــــــادری کــــه بخاطر تولــــد همـــــــان بچــــــــه اَش روزهــــا توخونــــــــهـ یکی کُلفَتـــــی کرد

 


و شـــــب تو آغـــــــوش هوســـــــ بازانـــــــه مردی نفــــــس نفــــــس زد....

 

میـــــــــم مثل مادری کــــــهـ تورویــــــامست کــــــرد کـــــه طعمـ حقیقتــــ زندگیشـــــو نفهمهـ

 

میــــــــم مثل مادری کـــه از درد اینکـــــهـ به بچَش نگن حــــــرومزاده درد خوابیدنـــــــ با چن نفر رو تحمــــل کرد

 

و همـــــان بچه دیروز بخاطــــر(مثلا)عشقشــــــ به مادرشـــ گفتــــ هــــــرزه

 


مـــــــادری کـــــــه......

 

مــــــادری کـــــه بهشتــــ زیر پاهاشـــه چــــــه فاحشـــــه باشهـ چـهـ پاکـــــــ!!!

 

ع ش ق

سر کلاس درس معلم پرسید: هی بچه ها چه کسی می دونه عشق چیه؟
هیچکس جوابی نداد همه ی کلاس یکباره ساکت شد همه به هم دیگه نگاه می کردند ناگهان لنا یکی از بچه های کلاس آروم سرشو انداخت پایین در حالی که اشک تو چشاش جمع شده بود. لنا 3 روز بود با کسی حرف نزده بود بغل دستیش نیوشا موضوع رو ازش پرسید ، بغض لنا ترکید و شروع کرد به گریه کردن معلم اونو دید و گفت: لنا جان تو جواب بده دخترم ، عشق چیه؟
لنا با چشمای قرمز پف کرده و با صدای گرفته گفت: عشق؟
دوباره یه نیشخند زد و گفت: عشق...

ببینم خانوم معلم شما تابحال کسی رو دیدی که بهت بگه عشق چیه؟
معلم مکث کرد و جواب داد: خوب نه ولی الان دارم از تومی پرسم
لنا گفت: بچه ها بذارید یه داستانی رو از عشق براتون تعریف کنم تا عشق رو درک کنید نه معنی شفاهی شو حفظ کنید

نفهمیدم از من متنفره بجز اون شخص دیگه ای رو توی دلم راه ندم برای یه دختر بچه خیلی سخته که به یه چنین عهدی عمل کنه.

گریه های شبانه و دور از چشم بقیه به طوریکه بالشم خیس می شد اما دوسش داشتم بیشتر از هر چیز و هر کسی حاضر بودم هر کاری براش بکنم هر کاری...
من تا مدتی پیش نمیدونستم که اونم منو دوست داره ولی یه مدت پیش فهمیدم اون حتی قبل ازینکه من عاشقش بشم عاشقم بوده چه روزای قشنگی بود sms بازی های شبانه صحبت های یواشکی ، ما باهم خیلی خوب بودیم عاشق هم دیگه بودیم از ته قلب همدیگرو دوست داشتیم و هر کاری برای هم می کردیم

من چند بار دستشو گرفتم یعنی اون دست منو گرفت خیلی گرم بودن ، عشق یعنی توی سردترین هوا با گرمی وجود یکی گرم بشی ، عشق یعنی حاضر باشی همه چیزتو به خاطرش ازدست بدی ، عشق یعنی از هر چیزو هر کسی به خاطرش بگذری

 

اون زمان خانواده های ما زیاد باهم خوب نبودن اما عشقه من بهم گفت که دیگه طاقت ندارم و به پدرم موضوع رو گفت

 

پدرم ازین موضوع خیلی ناراحت شد فکر نمی کرد توی این مدت بین ما یه چنین احساسی پدید بیاد ولی اومده بود پدرم می خواست عشقه منو بزنه ولی من طاقت نداشتم ، نمی تونستمببینم پدرم عشقه منو می زنه.

رفتم جلوی دست پدرم و گفتم پدر منو بزن اونو ول کن ، خواهشمی کنم بذار بره

بعد بهش اشاره کردم که برو ، اون گفت لنا نه من نمی تونم بذارم که بجای من تورو بزنه من با یه لگد اونو به اون طرف تر پرتاب کردم و گفتم بخاطر من برو... و اون رفت و پدرم من رو به رگبار کتک بست

عشق یعنی حاضر باشی هر سختی رو بخاطر راحتیش تحمل کنی

بعد از این موضوع عشقه من رفت ما بهم قول داده بودیم که کسی رو توی زندگیمون راه ندیم اون رفت و از اون به بعد هیچکس ازش خبری نداشت اون فقط یه نامه برام فرستاد که توش نوشته شده بود:

لنای عزیز همیشه دوستت داشتم و دارم ، من تا آخرین ثانیه ی عمر به عهدم وفا می کنم ، منتظرت می مونم ، شاید ما توی این دنیا بهم نرسیم ولیبدون عاشقا تو اون دنیا بهم می رسن پس من زودتر می رمو اونجا منتظرت می مونم

خدانگهدار گلکم مواظب خودت باش
دوستدار تو(ب.ش)

لنا که صورتش از اشک خیس بود نگاهی به معلم کرد و گفت: خوب خانم معلم گمان می کنم جوابم واضح بود
معلم هم که به شدت گریه می کرد گفت: آره دخترم می تونی بشینی
لنا به بچه ها نگاه کرد همه داشتن گریه می کردن ناگهان در باز شد و ناظم مدرسه داخل شد و گفت: پدرو مادر لنا اومدن دنبال لنا برای مراسم ختم یکی از بستگان
لنا بلند شد و گفت: چه کسی؟
ناظم جواب داد: نمی دونم یه پسرجوان
دستهای لنا شروع کرد به لرزیدن ، پاهاش دیگه توان ایستادن نداشت ناگهان روی زمین افتاد و دیگه هم بلند نشد
آره لنای قصه ی ما رفته بود ، رفته بود پیش عشقش ومن مطمئنم اون دوتا توی اون دنیا بهم رسیدن...
لنا همیشه این شعرو تکرار میکرد

 

 

خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد؟   خواهان کسی باشکه خواهان تو باشد
خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد؟    آغاز کسی باش که پایان تو باشد


 بدترین شرایط زندگی ما آرزوی خیلی های دیگه است

 

/**/

1)روش جزوه ای(مخصوص دانشجویان): در این روش شما در راه پله دانشگاه کمین کرده و مقداری برگه دستتون میگیرید و سوژه مورد نظر رو مد نظر گرفته,در این هنگام برخورد شدیدی با طرف کرده و برگه ها پخش زمین میشود و شادوماد خم میشه برگه ها رو جمع کنه و ی دل نه صد دل زیرچشی عاشق شما میشه

شانس های ازدواج : دکترx, مهندس y, و....(کمترین احتمال)

 

2)روش اشرف خانومی: در این روش شما به همراه اشرف خانوم و دوستان دم در نشسته و سبزی پاک میکنید, کلم خورد کرده و سرکه اضافه میکنید,پس از چند روز آنها شما را عروس گلم صدا کرده و صاحب خواستگار میشوید.

شانسهای ازدواج: رضا کچل, اکبر قصاب, علی مکانیک, موری عقرب, بهزاد کلاغ و....

 

3)روش پلاستیکی: در این روش شما برای خرید میوه و سبزی به بیرون رفته و کلی پلاستیک در دست خود هنگام برگشت دارید, در این هنگام یهو یکی میگه آبجی بذار کمکت کنم و ی دل نه صد دل از سر تا ته کوچه عاشقتون میشه

شانسهای ازدواج: فردین, بهروز وثوق, داداش کایکو, ملوان زبل, و...

 

4)روش جاده ای: در این روش لاستیک ماشین خود را پنچر کرده و کنار جاده ایستاده تا فرد مورد نظر پیداش شه بیاد کمکتون,اگه ازطرف خوشتون نیومد با اخم میگید مرسی شوهرم الان میاد عوض میکنه و یارو میره,اگ از طرف خوشتون اومد ی کلمه میگید:آخه لباستون کثیف میشه.طرف ی دل نه صد دل با این ی کلمه عاشقتون میشه.

شانسهای ازدواج: در این روش شما با چهره های مختلف امکان روبرو شدن دارید اما نترسید, از قبیل:اکبر دماغ, چنگیز سیبیل, وحید گوجه, علی بربری, حسن خوشگله, سعید خیار, مجید کله, ممد گلخار, داود مایتابه, و....

 

5)روش شماره ای: در این روش شما در خیابون به پسرها آمار داده و شماره میگیرید,که من این روش رو توصیه نمی کنم

شانسهای ازدواج: مجید کله, محسن پپه, حمید خیارشور, رضا کره, کریم ببعی, مهران ببو, ناصر کلم و من و.....

 

6)روش کوهی: در این روش شما به کوه رفته و بلند فریاد زده "من شیرینم" کجایی پس؟

شانسهای ازدواج: فرهاد تیشه باز (که جدیدا معتاد شده بهش میگن فرهاد شیشه باز)! خسرو پرویزززززز (که الان آدم شده فامیلیشو گذاشته پرویز اما ما قبلا تو محل خسرو مگس صداش میکردیم),

 

7)روش اینترنتی: در این روش شما باید به خواستگاری این اشخاص بروید
شانسهای ازدواج: دوست خوبم گوگل گوگولی(بچه گوگوش و بروسلی), استاد خوبم یاهو یابوزاده

8)روش سوسی(سوسولی): در این روش شما مانتو مشکی, شال صورتی, کفش صورتی, لاک صورتی و...باید استفاده کنید.

شانسهای ازدواج: مانی پنکیک, ساسی چش قشنگ, امیر خط چش, کامی فر مژه, سامی نمکی, پلنگ صورتی
 

9)روش شگفت انگیز: در این روش شما از شارژ شگفت انگیز ایرانسل استفاده کرده و در قرعه کشی ایرانسل برنده یک دستگاه پورشه میشوید و صاحب میلیونها خواستگار می شوید !


خدا قیامت را برپا کن


           اگر تو خسته نشدی


                  ما بد خسته ایم


  به سلامتی اونی که بهش گفتم دوست دارم!

رفت پیش دوستاش تعریف کرد : خندیدن 

 

 

 ما کہ رفتیم ولے   یادت باشہ دیوونہ بودیم
 
واسہ تو یہ عمر اسیر تو کنجہ این خونہ بودیم

ما کہ رفتیم ولے این رسمه وفدارے نبود

قصہ ی چشماے تو واسہ ما تکرارے نبود
 
ما کہ رفتیم حالا تو میمونے و عشقه جدید
 
میدونم چند روز دیگہ میشنوم جدا شدید

ما کہ رفتیم ولے مزده دستاے ما این نبود
 
دلہ ما لایقہ اینکہ بندازیش زمین نبود
 
 ما کہ رفتیم ولے کن قدرتو دونستہ بودیم 
 
بیشترم خواستہ بودیم ولے نتونستہ بودیم

ما کہ رفتیم ولے دل ندادیم بہ عشقہ کاغذے

لااقل میومدے پیشم واسہ خداحافظے

وقتی


وقتی کسی را دوست داری

فکر کردن به او باعث شادی و آرامشتان می شود

وقتی کسی را دوست داری

در کنار او که هستی ، احساس آرامش می کنی

وقتی کسی را دوست داری

با شنیدن صدایش ضربان قلب خود را در سینه حس می کنی

وقتی کسی را دوست داری

زمانی که در کنارش راه می روی احساس غرور می کنی

وقتی کسی را دوست داری

تحمل دوری اش برایت سخت و دشوار است

وقتی کسی را دوست داری

شادی اش برات زیباترین منظره دنیا وناراحتی اش سنگین ترین غم دنیاست

وقتی کسی را دوست داری

حتی تصور بدون او بودن برات سخت و دشوار است

وقتی کسی را دوست داری

شیرین ترین لحظات عمرت لحظاتی است که با او میگذرانی

وقتی کسی را دوست داری

حاضرید برای خوشحالی اش دست به هر کاری بزنی

وقتی کسی را دوست داری

هر چیزی را که متعلق به اوست هم دوست داری

وقتی کسی را دوست داری

در مواقعی که به بن بست میرسی، با صحبت کردن با او به آرامش میرسی

وقتی کسی را دوست داری

برای دیدن مجددش لحظه شماری می کنی

وقتی کسی را دوست داری

حاضری از خواسته های خود برای راحتی او بگذری

وقتی کسی را دوست داری

به علایق او بیشتر از علایق خود اهمیت می دهی

وقتی کسی را دوست داری

حاضری به هر جایی بروی فقط او در کنارت باشه

وقتی کسی را دوست داری

ناخود آگاه برایش احترام خاصی قائل هستی

وقتی کسی را دوست داری

تحمل سختی ها برایت آسان و دلخوشی های زندگیت فراوان می شود

وقتی کسی را دوست داری

او برای شما زیباترین و بهترین خواهد بود

وقتی کسی را دوست داری

به همه چیز امیدوارانه می نگری و رسیدن به آرزوهایت را آسان می بینی

وقتی کسی را دوست داری

با موفقیت و محبوبیت او شاد و احساس سربلندی می کنی

وقتی کسی را دوست داری

دیگه واژه تنهایی برات بی معناست

وقتی کسی را دوست داری

آرزوهایت آرزوهای اوست

به راستی دوست داشتن چه زیباست ؟

ولی....


من

 

گاهی دلم می خواهد خودم را بغل کنم!


ببرم بخوابانمش!


لحاف را بکشم رویش!


دست ببرم لای موهایش و نوازشش کنم!


حتی برایش لالایی بخوانم،


وسط گریه هایش بگویم:


غصه نخور خودم جان!


درست می شود!درست می شود!


اگر هم نشد به جهنم...


تمام می شود...


بالاخره تمام می شود

باور


پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم که میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت کنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم تا اینکه یک روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از پسر خبری نبود..دختر با خودش میگفت :میدونی که من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا کنی..ولی این بود اون حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدی...شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید... چشمانش را باز کرد..دکتر بالای سرش بود.به دکتر گفت چه اتفاقی افتاده؟دکتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت کنید..درضمن این نامه برای شماست..! دختر نامه رو برداشت.اثری از اسم روی پاکت دیده نمیشد. بازش کرد و درون آن چنین نوشته شده بود: سلام عزیزم.الان که این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش که بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری که قلبمو بهت بدم..پس نیومدم تا بتونم این کارو انجام بدم..امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه. (عاشقتم تا بینهایت) دختر نمیتوانست باور کند..اون این کارو کرده بود..اون قلبشو به دختر داده بود.. آرام اسم پسر را صدا کرد و قطره های اشک روی صورتش جاری شد..و به خودش گفت چرا هیچوقت حرفاشو باور نکردم...


پسر در حال دویدن
زااااارت (صدای زمین خوردن)
رفیق پسر: اوه اوه شاسکول چت شد؟ خاک بر سرت آبرومونو بردی الاغ، پاشو گمشو (شپلخخخخخ "صدای پسگردنی")
یک رهگذر: پسر جون حالت خوبه؟ چیزی مصرف کردی؟
یک خانوم جوان رهگذر: ایییییش پسر دس پا چلفتی خنگ... ...

دختر در حال راه رفتن

دوفففففففسک (زمین خوردن به دلیل نقص فنی در قسمت پاشنه کفش)
رفیق دختر: آخ جیگرم خوبی فدات شم الهی بمیرم چی شدی تو یهو وااااااااااای
یک رهگذر: دخترم خوبی؟ فشارت افتاده؟ میخای برسونمت دکتری جایی
یک پسر جوان رهگذر: ای وای خانوم حالتون خوبه؟ دستتون بدین به من! من ماشینم همینجا پارکه یه لحظه وایسین با این وضع که دیگه نمیتونین پیاده برین!!!

تا حالا تجربشو داشتی؟



پسر:سلام عزیزم خوبی

دختر:سلام ای بد نیستم

پسر:عزیزم چیکار میکردی

دختر:هیچی کاری داشتی

پسر:آره زنگ زدم بگم حاضر شو باهم شام بریم بیرون یه گشتیم بزنیم

دختر:الان، من که نمیتونم بزار واسه بعد

پسر:واسه چی

دختر:خیلی حوصله ندارم الان

پسر:خب حالا پاشو بیا بریم حوصلت میاد

دختر:نه آخه یه جوریم حوصله ندارم اصلا، امروز یوگا نرفتم اعصابم آروم نیست

پسر:باشه پس بمونه واسه بعد

دختر:خب حالا دیگه گفتی میام دیگه

پسر:نه نمیخواد بزار باشه واسه بعد

دختر:نه بیا بریم دیگه الان یه خورده حوصلم اومد

پسر:گفتم که نه ولش کن توام حوصله نداری

دختر:نه آخه اصلا خودم میخواستم بهت زنگ بزنم بگم شب بریم بیرون

پسر:نه بمونه یه شب دیگه خدافظ.



اعصاب چیست؟

چیزی که هیچ کس ندارد و همه توقع دارند تو داشته باشی !!!!!!

توقع چیست ؟


چیزی که همه دارند و انتظار دارند تو نداشته باشی!!!!!!!!!


مقایسه مدرسه ما با فیلم

مدرسه ما : پايگاه جهنمي
خروج از مدرسه : فرار از آلكاتراس
ديدن مدير از دور : شبهي در تاريكي
نمره بيست : افسانه آه
مدير مدرسه : زن 6 ميليون دلاري
شوخي با مدير : بازي با مرگ
  روز دادن كارنامه :حادثه در كندوان
امتحان : شايد وقتي ديگر
 روزي كه معلم به كلاس نمي آيد: بوي خوش زندگي
اخراج از كلاس : يك بار براي هميشه
نمازخانه دبيرستادن : قطعه اي از بهشت
زنگ آخر : آرايشگاه زيبا
امتحان پايان ترم : قلب ها براي كه مي تپد
پيام متقلب براي ديگران : چشم هايم براي تو

راهي براي متقلبان: جيب بر ها به بهشت نمي روند
آنتن مدرسه : جاسوس سه جانبه
جاي سيلي معلم: دايره سرخ
دبير تربيتي : پاك باخته
صفر هاي پشت سر هم : برج مينو
اعتراض براي نمره : شليك نهايي
حياط مدرسه : پارک ژوراسيک
 زنگ ورزش: المپيک در بازداشتگاه
شوراءدبيران : جنگ نفتکشها
ناظم : پليس آهني
کنکور : بالاتر از خطر
ديدن معلم از دور : سايه عقاب ها
نگاه معلم : بگذار زندگي کنم
سرزمين آرزوها: دانشگاه
خارج از مدرسه : آن سوي آتش
بحث با مدير : فرياد زیر آب  
شاگرد اول كلاس : پرنده كوچك خوشبختي
پاي تخته : لبه تيغ
ديكتاتوري معلم : مزد ترس
منفي هاي پشت سر هم : گلوله هاي بي صدا
اولين دانش آموزي كه معلم از او درس مي پرسد : قرباني
وراجي سر كلاس : مجوز مرگ
آخر كلاس: بهشت پنهان
مبصر كلاس : افعي

تبعيدي ها: دبيرام مدرسه ما
اخراج از مدرسه : مي خواهم زنده بمانم
سايه دبير تربيتي : سايه شوگان
دفتر دبيران : خانه ارواح
نمره ده : شانس زندگي
اتاق ورزش : جزيره آدم خور ها
سال آخر دبيرستان :سال هاي بي قراري
ساختمان مدرسه : آسمان خراش جهنمي
اخراجي ها : بينوايان
رفتن به دانشگاه : هدف سخت
دفتر مدير : کلبه وحشت

سربداران: صاحبان نمره زير ده
كيف هاي دانش آموزان : محموله
ظرفيت نيمكت ها : دو نفر و نصفي
سوسك در كلاس : انفجار در اطاق عمل
كلاس خصوصي : وعده پنهان
زنگ ادبيات : نان و شعر
دفتر ناظم : محكمه عدالت

حالت دانش آموزان هنگام پاسخ دادن: زرد قناری

دانش آموزان رشته رياضي : سوته دلان


شاعر زن میگه:

به نام خدایی که زن آفرید / حکیمانه امثال ِ من آفرید

خدایی که اول تو را از لجن / و بعداً مرا از لجن آفرید!

برای من انواع گیسو و موی / برای تو قدری چمن آفرید!

مرا شکل طاووس کرد و تورا / شبیه بز و کرگدن آفرید!

به نام خدایی که اعجاز کرد / مرا مثل آهو ختن آفرید

تورا روز اول به همراه من / رها در بهشت عدن آفرید

ولی بعداً آمد و از روی لطف / مرا بی کس و بی وطن آفرید

خدایی که زیر سبیل شما / بلندگو به جای دهن آفرید!

وزیر و وکیل و رئیس ات نمود / مرا خانه داری خفن ! آفرید

برای تو یک عالمه کِیْسِ خوب / شراره، پری ، نسترن آفرید

برای من اما فقط یک نفر / براد پیت من را حَسَنْ آفرید

برایم لباس عروسی کشید / و عمری مرا در کفن آفرید

 


شاعر مرد در جواب میگه:

به ‌نام خداوند مردآفرین / که بر حسن صنعش هزار آفرین

خدایی که از گِل مرا خلق کرد / چنین عاقل و بالغ و نازنین

خدایی که مردی چو من آفرید / و شد نام وی احسن‌الخالقین

پس از آفرینش به من هدیه داد / مکانی درون بهشت برین

خدایی که از بس مرا خوب ساخت / ندارم نیازی به لاک، همچنین

رژ و ریمل و خط چشم و کرم / تو زیبایی‌ام را طبیعی ببین

دماغ و فک و گونه‌ام کار اوست / نه کار پزشک و پروتز، همین !

نداده مرا عشوه و مکر و ناز / نداده دم مشک من اشک و فین!

مرا ساده و بی‌ریا آفرید / جدا از حسادت و بی‌خشم و کین

زنی از همین سادگی سود برد / به من گفت از آن سیب قرمز بچین

من ساده چیدم از آن تک‌ درخت / و دادم به او سیب چون انگبین

چو وارد نبودم به دوز و کلک / من افتادم از آسمان بر زمین

و البته در این مرا پند بود / که ای مرد پاکیزه و مه‌جبین

تو حرف زنان را از آن گوش گیر / و بیرون بده حرفشان را از این

که زن از همان بدو پیدایش‌ات / نشسته مداوم تو را در کمین

 

بنویس

سر سطر بنویسید : پسران کراک وتریاک دختران شیشه و هرزه گی ...مادران دق مرگی پدران سگ دو

برای نان. ...بنویسید: بابا نای نان دادن ندارد. بابا کار ندارد بنویسید بابا سهمیه ای برای استخدام ندارد

تلاش بی ثمر آن مرد با الگانس آمد. آن مرد باتوم دارد. باتوم درد دارد. درد من برای آن مرد حال دارد ببخشید

بنویسید: درد من برای آن مرد نان دارد صاحبخانه بابا را جواب کرده حاج رحیم برای چندمین بار به حج میرود

 بابا پول قبض آب ندارد نقطه در انتها بنویسید: بابا دارد دارش را میسازد

تا حالا


تا حالادقت کردین وقتی که خوشحالیم ، بالاخره یه چیزی یا یه کسی پیدا میشه که سریع گند بزنه به خوشحالیمون !

 

 

تا حالادقت کردین تنها زمانی مشتری ها با لبخند وارد مغازه میشوند که میخوان جنسی رو تعویض کنن یا پس بدن !

 

 

تا حالا دقت کردین هر وقت یه تیکه یخ از دستت افتاده روی زمین ، با لگد زدی که بره زیر یخچال !

 

 

تا حالادقت کردین وقتی میگن غصه نخور ، آدم بیشترغصه ش میگیره ؟!

 

 

تا حالادقت کردین هر استادی که اول ترم نیشش تا بنا گوش بازه ، آخر ترم اشک شما رو در میاره ؟

 

 

تا حالا دقت کردین وقتی موبایلت زنگ میخوره همه گوشاشون تیز تیز میشه ، وقتی تلفن خونه زنگ بخوره همه خودشونو میزنن به کر بودن !

 

تا حالا دقت کردین لذتی که در پرت کردن شلوار گوشه اتاق هست تو زدنش به چوب لباسی نیست !

 

در مادر تا میخوان شما را صدا بزنن ، اول اسم داداش یا خواهرتون را میگن ؟

 

 

تا حالادقت کردین پشت فرمون وقتی کلی ویراژ میدین و کلی تلاش میکنین که یه چاله رو رد کنین ، با ۴ تا چرخ میوفتین توش ؟!

 

 

تا حالا دقت کردین وقتی که عجله دارین و میخوای سریع به مقصد برسین همه ی تاکسی ها غیب میشن یا مسافر دارن ولی وقتی میخوای از خیابون رد شین هرچی تاکسی تو اون خیابون هست میاد جلو بوق میزنه ؟!

آخ که حرص آدم درمیاد

 

تا حالا دقت کردین موقع درس خوندن پرزهای موکت هم واسه آدم جذاب میشه ، دوست داری ساعتها بشینی بهشون نگاه کنی !

 

 

 

تا حالا دقت کردین اگه تو مترو الکی شروع به دویدن بکنید ، ملت هم همینطوری دنبالتون میدوند !

 

 

تا حالا دقت کردین تو مهمونی تا میای پشت سر یکی حرف بزنی موزیک قطع میشه و نصف حرفتو یهو همه میشنون !

 

 

تا حالا دقت کردین تمام مریضا توی فیلما و سریالای ایرانی ، انتهای راهرو سمت راست بستری هستن !

 

تا حالا دقت کردین تو فیلمای ایرانی ، همیشه وقتی طرف میفهمه بچه دار نمیشه همه بچه ها از ماشینای بقلی و جلویی و عقبی باهاش بای بای میکنن میخندن ؟!

 

دقت کردین هر موقع دارین سشوار میکشین حتی اگه تو خونه تنهام باشین هی حس میکنین یکی صداتون میکنه ؟

 

تا حالا دقت کردین وقتی عجله نداری همه ی چراغا سبزن و راهها خلوت وقتی دیرت شده همه ی چراغا قرمزند و راهها بسته ؟

 

تا حالا دقت کردین مغز انسان پر کارترین جای بدنه ۲۴ ساعت در ۳۶۵ روز سال و کار میکنه فقط وقتی متوقف میشه که ما وارد سالن امتحانات میشیم !

تا حالا دقت کردین تو این دنیا دختر با معرفت پیدا نمیشه همشون ..... هستن.



دختر جهيزيه،نه ولي رنگ و رو كه داشت

گيريم آس و پاس ولي آبرو كه داشت

زنجير و سينه ريز و گلوبند ،نه ولي

بغضي به وزن اينهمه را در گلو كه داشت

لبخند مي زد از ته دل،نه،نگو كه داشت

در خانه مجلل بخت احتياج،نه

اما هوايي از خفقان هوو كه داشت

او را به جرم  هيچ  به جرم نداشتن

با دست بند برد به دنبال او كه داشت

داماد پيرتر ز پدر اين چه صيغه اي است؟

دختر پدر نداشت،ولي آرزو كه داشت!


 

وقتی یه دختر یه کم به خودش میرسه : اوه! اوه ! ننه بابا داشت جمش می کردن!! اینا همش واسه جلب توجه دیگه!!! اینا دنیا و آخرت ندارن که!!!

 

وقتی یه پسر تیپ میزنه: چه پسر خوش پوشیه… هزار ماشاا… چه تیپی داره… میمیرن واسش دخترا !!

 

وقتی یه دختر از دار دنیا یه دونه دوست پسر  داره :

چی بگم والا!!! حجب و حیا دیگه جا نداره تو این مملکت!! دیدیش … بزا دهنم بسته باشه…

 

وقتی یه پسر ۱۰ تا دوست دختر داره : بزنم به تخته اینقدر خاطر خواه داره، خدا وکیلی بهترین دخترا میرن طرفش… ولش نمی کنن که…

 

وقتی یه آقای محترم!!! خیابون رو با پیست اتومبیلرانی اشتباه می گیره : لامذهب عجب دست فرمونی داره…

 

وقتی یه خانم مثلاً یادش بره راهنما بزنه: ترمز وسطیه…. بابا برو آشپزخونه قرمه سبزیتو بپز!!! والااااااا

 

وقتی بچه خوب تربیت شده باشه: میبینی؟ بچه ام مثل باباشه، اصلا موفقیت تو خونواده ما ارثیه


وقتی بچه تو یه درس نمره اش بشه ۷۵/۱۹: بله دیگه!

خانم یا پی قر و فرشه یا با این دوست موستاش در حال فک زدن و ولگردیه

 

وقتی تو یه جمع ، آقا پسری سر و زبون دار داره مجلس رو گرم می کنه: هزار ماشالا!!!!!!! روابط عمومیش بیسته؟؟؟!!!

 

 

شرایط بالا برای یه دختر: اوه ! اوه! دختره لوده سبک!!! خانم باش

 

نظر مادر شوهر در اول زندگی: میبینی شانس ما رو ؟ دختره فقط ۲۰ میلیون جهیزیه آورده ، نمی دونم این پسره شیفته چی این عفریته شد!!!

 

باز هم همون مادر شوهر: دیگه چی می خواد؟ گل پسرم یه خونه ۴۰ متری تو نقطه صفر مرزی داره، از خداشم باشه ..