ﺩﻧﯿﺎ
ﻧﻪ ﺻﺎﺩﻕ، ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻫﺪﺍﯾﺖ ﺷﺪ...
ﻧﻪ ﻓﺮﻭﻍ، ﺍﺯ ﻧﺎ امیدی ﺑﻪ ﺍﻣﯿﺪ ﺭﺳﯿﺪ ...
ﻭ ﻧﻪ ﺳﻬﺮﺍﺏ ﻗﺎﯾﻘﯽ ﺳﺎخت
ﺗﺎ ﺑﻪ ﺷﻬﺮ ﺭﻭﯾﺎﻫﺎﯾﺶ ﺭﺳﺪ ...
ﻗﻠﻢ ﻭ ﮐﺎﻏﺬ ﮐﺎﺭﺷﺎﻥ ﺑﺎﺯﯾﺴﺖ ﺑﺎ ﺫﻫﻦ
ﺗﺎ ﺭﻭﺯﻣﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺷﺐ ﻭ ﻣﺎﻫﺶ ﺩﻟﺨﻮﺵ ﮐﻨﻨﺪ ...

حــرفـــهــاي دلــتــنگــي
دلــــــــــم برا روزایی که نمیشناختمت تنگ شده!!!
روزایی که بهم میگفتیم شما!!!
روزایی که دسته همو نمیگرفتیم از خجالت!!!
روزایی که اگه میخواستیم بغله هم بشینیم یه وجب بینمون فاصله بود!!!
روزایی که اسمه همو بی دلیل صدا میکردیم تا اون (جانم) رو بشنویم!!!
روزایی که از یه ثانیه بعدمون خبر نداشتیم ولی برا چند ماهه بعدمون حرف میزدیم!!!
روزایی که از کجا تا کجا میرفتیم تا فقط چند دقیقه همو ببینیم!!!
روزایی که هرروز از هم میپرسیدیم چقدر دوسم داری؟؟؟ تنهام نمیزاری؟؟؟
روزایی که اسمه همدیگرو همه چی سیو میکردیم جز اسم خودمون!!!
روزایی ک تو بارون منتظرت بودم!!
روزایی کـــــــــه…..
کاش هیچوقت نمیشناختیم همو!!!
من که باختم!!! توام باختی؟!! کی برده پس؟؟؟
این دنیای نامرد

گریه
می توانند ارزش زیبایی های زندگی را درک کنند و از ته دل بخندند.
گریه کردن آسان است ،اما خندیدن بسیار سخت.
این حقیقت را خیلی زود می فهمی!

"بی اندازه"
نه....
تو دروغگو نیستی؛
من حواسم پرت است...
گفته بودی دوستم داری بی اندازه،
خوب که فکر میکنم تازه میفهمم که
"بی اندازه" یعنی چه...!

دلتنگم
تنهایی همان دلتنگی نیست
در دلتنگی ها کسی حضور دارد .
و من این روزها تنها نیستم بلکه دلتنگم .
برای تو ...
تنهایی ...
عکس تنهایی خود را در آب...
آب در حوض نبود ماهیان می گفتند:
هیچ تقصیر درختان نیست ظهر دم کرده تابستان بود پسر روشن آب، لب پاشویه نشست و عقاب خورشید،
آمد اورا به هوا برد که برد
غمگین دیدارم ...
ببین دلتنگ دیدارم...
ببین خوابم نمی آید، بیدارم...
نگفتم تا کنون، اما کنون بشنو:
تورا بیش از همه کس دوست میدارم
