بخشش
دیگران را ببخش!
نه فقط برای اینکه انها لایق بخشش اند
همچنین به این خاطر که شما لایق ارامش هستید.
دیگران را ببخش!
نه فقط برای اینکه انها لایق بخشش اند
همچنین به این خاطر که شما لایق ارامش هستید.
همین خنده ساده ی
بهمنی هاست
وقتی با تمام غصه هایشان
میخندند
تا از تمام غصه هایمان
رها شویم.
تولدم مبارک الهی که خدا از بودنم افتخار کنه.


یکی که نه از رو بیکاریشه نه از روی وظیفش...
یکی که یهو دلش شور حالمو بزنه
فقط همین!!!

+بدون مخاطب
کسی هم نمیدونه امام غریبش چه حالی داره و کجاست...
شاید در بیابانی است و سر به سجده اشک میریزد و ما را دعا میکند
شاید سرش را چون علی در چاه کرده و با چاه درددل میکند
شاید هم اکنون در کربلا است و در بین الحرمین
نگاهی به پرچم سقا میکند و از آن طرف نگاهی بر سیدالشهداء
شاید هم اکنون در بقیع است سر خاک مادری که یکتا ترین مادر بود
اما مزارش را هیچکس ندانست که کجاست
شاید در نجف رفته به دیدار پدر و نگاه میکند بر آسمان مظلومیت پدرش
شاید در مدینه است رفته بر سر مزار پدرانش
و یا سری بزند بر گنبد سبز جدش رسول الله
شاید در کاظمین است و شاید در سامرا
شاید هم در مشهد الرضا
و هزاران شاید دیگر...
اما این را میدانم که نزد ما نیست...
میدانید چرا ؟؟؟
چون خودمان نخواستیم
چون لیاقت میخواهد داشتنش
شاید ما هنوز کوفی مانده ایم....

یادمان باشد حرفی نزنیم که به کسی بر بخورد
نگاهی نکنیم که دل کسی بلرزد
خطی ننویسیم که آزار دهد کسی را
یادمان باشد که روز و روزگار خوش است وتنها دل ما دل نیست
از همه آدمهای بدی که در زندگیم بوده اند سپاسگذارم. آنها دقیقا به من نشان دادند که چه کسی نمی خواهم باشم.
زندگی این است ... احساسش کن، زندگی کن و لذت ببر

انسانهای بزرگ / متوسط / کوچک
انسان های بزرگ در باره عقاید سخن می گویند.
انسان های متوسط در باره وقایع سخن می گویند.
انسان های كوچك پشت سر دیگران سخن می گویند.
انسان های بزرگ درد دیگران را دارند.
انسان های متوسط درد خودشان را دارند.
انسان های كوچك بی دردند.
انسان های بزرگ عظمت دیگران را می بینند.
انسان های متوسط به دنبال عظمت خود هستند.
انسان های كوچك عظمت خود را در تحقیر دیگران می بینند.
انسان های بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند.
انسان های متوسط به دنبال كسب دانش هستند.
انسان های كوچك به دنبال كسب سواد هستند.
انسان های بزرگ به دنبال طرح پرسش های بی پاسخ هستند.
انسان های متوسط پرسش هائی می پرسند كه پاسخ دارد.
انسان های كوچك می پندارند پاسخ همه پرسش ها را می دانند.
انسان های بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند.
انسان های متوسط به دنبال حل مسئله هستند.
.
انسان های كوچك مسئله ندارند.
انسان های بزرگ سكوت را برای سخن گفتن برمی گزینند.
انسان های متوسط گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجیح می دهند.
انسان های كوچك با سخن گفتن بسیار، فرصت سكوت را از خود می گیرند.
سوار تاکسی بین شهری شدم، مسیرم تهران و … بود.
اصلا با راننده درباره مقدار کرایه صحبتی نکردم از بابت پول هم نگران نبودم
اما وسط های راه که بیابان بود، دست کردم تو جیب راست شلوارم که کرایه راننده رو بدم ولی نبود…!
جیب چپ نبود… جیب پیرهنم!
نبود که نبود … گفتم حتما تو کیفمه!
اما خبری از پول نبود…
به راننده گفتم: اگر کسی را سوار کردی و بعد از طی یک مسیری به شما گفت که پول همراهم نیست، چیکار میکردی ؟!!
گفت: به قیافه اش نگاه می کنم!
گفتم : الان فرض کن من همان کسی باشم که این اتفاق برایش افتاده…!!!
یکدفعه کمی از سرعتش کم کرد و نگاهی از آینه به من انداخت
و گفت : به قیافه ات نمیاد که آدم بدی باشی می رسونمت …
.
خداجونم!
من مسیر زندگی ام را با تو طی کردم به خیال اینکه توشه ای دارم
اما الان هرچه دست کردم و نگاه کردم به جیب هایم دیدم هیچی ندارم، خالیه خالی …
فقط یک آه و افسوس که مفت مفت عمرم از دستم رفت …
ما رو می رسونی؟؟؟
یا همین جا وسط این بیابان سردرگمی پیاده مان میکنی؟؟؟!

به آن هایی که دوستشان دارید
بی بهانه بگویید دوستت دارم
بگویید در این دنیای شلوغ
سنجاقشان کرده اید به دلتان
بگویید گاهی فرصت با هم بودنمان
کوتاه تر از عمر شکوفه هاست
شما بگویید،حتی اگر نشنوند......

هیچ وقت به هیچ کس اجازه نده بهت بگه نمی تونی کاری رو انجام بدی
اگه رویایی داری باید ازش محافظت کنی....
مردم اگه نتونن کاری رو انجام بدن،دوست دارن به تو هم بگن که نمی تونی
اگه چیزی رو میخوای برو دنبالش......
به زندگی فکر کن ولی برای زنـدگی غصه نخور؛
دیدن؛حقیقت است ولی درست دیدن فضیلت،
ادب خــرجی نــدارد ولــی همـــه چیز را میخرد؛
زندگی معلم بی زحمیست که اول امتحان میکند بعد درس میدهد.
بـــا شـــــروع هر صبح فـــــکر کــــن تــازه بـه دنیا آمـدی؛
پس مهربان باش و دوست بدار شاید که فردایی نباشد.
و شـــاید فـــــردایی بـــــاشــــد! امــــا عـــــزیــزی نباشد.
به یاد یکدیگر باشیم و یار همدیگر
کمک کنـیم تــا زنــدگی ببخشیم
آداب معاشرت
با فرهنگی
آداب معاشرت
آداب معاشرت زیبا
آداب معاشرت با فرهنگ
آداب
معاشرت نیک
ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻋﺎ ﮐﺮﺩﻥ ﻭﺍﺳﻪ ﻧﯿﻮﻣﺪﻥ ﻣﻌﻠﻢ...
ﺑﺮﺍﯼ ﻗﺮﺁﻥ ﻫﺎﯼ ﺍﻭﻝ ﺻﺒﺢ ﻭ ﺧﻮﻧﺪﻥ ﺳﺮﻭﺩ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﻭﻝ ﻫﻔﺘﻪ...
ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻂ ﮐﺸﯽ ﮐﻨﺎﺭ ﺩﻓﺘﺮ ﻣﺸﻖ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﮐﺎﺭ آبی ﻭ ﻗﺮﻣﺰ...
ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺨﺘﻪ ﭘﺎﮎﮐﻦ ﻭ ﮔﭻ ﻫﺎﯼ ﺭﻧﮕﯽ ﮐﻨﺎﺭ ﺗﺨﺘﻪ...
ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﺳﻮﺍﻝ ﻣﻌﻠﻢ...
ﺑﺮﺍﯼ ﻟﯿﻮﺍﻧﺎﯼ ﺁﺑﯽ ﮐﻪ ﻓﻠﻮﺕ ﺩﺍﺷﺖ...
ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻭﺯﻧﺎﻣﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭﯼ ﺩﺭﺳﺖ ﮐﺮﺩﻥ...
ﺩﻟﻢ ﺑﺮﺍﻱ ﻫﻤﻪ ﻱ ﺩﻟﺨﻮﺷﻴﻬﺎﻱ ﮐﻮﺩﮐﺎﻧﻪ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ...


آسمانش را گرفته تنگ در آغوش
ابر با آن پوستین سرد نمناکش
باغ بی برگی....روز و شب تنهاست
با سکوت پاک غمناکش...ساز او باران سرودش باد....
جامه اش شولای عریانی است.....ور جز اینش جامه ای باید....
بافته بس شعله ی زر تار پودش باد....
گو بروید یا نروید هر چه در هر جا که خواهد
یا نمی خواهد باغبان و رهگذاری نیست....
باغ نو میدان....چشم در راه بهاری نیست....
گر ز چشمش پرتو گرمی نمی تابد...
ور به رویش برگ لبخندی نمی روید...
باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست؟
داستان از میوه های سر به گردون سای اینک
خفته در تابوت پست خاک می گوید باغ بی برگی .....
خنده اش خونی است اشک آمیز....
جاودان بر اسب یال افشان زردش می چمد در آن
پادشاه فصل ها پاییز....

ناراحتید؟
غمگینید؟
احساس دلتنگی می کنید؟
من فقط به اندازه یک دعا
با شما
فاصله دارم
با من حرف بزنید
ـــــ خدا
وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ
وما به انسان از رگ قلب نزدیکتریم . آیه ۱۶ سوره ق
با نام رضا به سينه ها گل بزنيد
با اشك به بارگاه او پل بزنيد
فرمود كه
هر زمان گرفتار شديد
بردامن ما دست توسل بزنيد
میلاد با سعادت امام رئوف حضرت علی ابن موسی الرضا (ع) بر شما مبارک .
التماس دعا
یامهدی ...
امروز دوباره یس خوانی ام را شروع کردم
دوست دارم ....برایتان بخوانم....کمکم کنید تا
تا خالص باشد
تا مورد قبول خدا و رضایت شما باشد
تا مداوم باشد
تا بی ریا خوانده شود
تا مهدی بیاید.....


من باور داذم
شادترین مردم لزوما کسی که
بهترین چیزها را دارد نیست
بلکه کسی است که
از چیزهایی که دارد
بهترین استفاده را می کند.

مرا دختر خانوم می نامند
مضمونی که جذابیتش نفس گیر است
دنیای دخترانه من نه با شمع نه با عروسک معنی پیدا نمی کند
و نه با اشک و افسون
اما تمام اینها را در بر می گیرد
من نه ضیعیفم نه ناتوان
چرا که خداوند مرا بدون خشونت و زور و بازو می پسندد
اشک ریختن ضعف من نیست قدرت من است
اشک نمی ریزم تا توجهی را جلب کنم
با اشک روحم را می شویم...
سفر در زمان (داستان كوتاه و تخيلي)
سلام
به همه شما عزیزانی که به اینجا امدید پیشنهاد میکنم این داستان را بخونیدمطمئن باشید از وقتی که گذاشتید و خوندید پشیمان نمی شوید.
باتشکر
هیچ کودکی نگران وعده بعدی غذایش نیست
زیرا به مهربانی مادرش ایمان دارد
ای کاش من هم مثل او به خدایم ایمان داشتم.
الا یا اهل العالم ، انا الامام القائم .
الا یا اهل العالم ، انا الصمصام المنتقم .
الا یا اهل العالم ، انَّ جدّی الحسین قتلوه عطشاناً .
الا یا اهل العالم ، انَّ جدّی الحسین طرحوه عریاناً .
الا یا اهل العالم ، انَّ جدّی الحسین سحقوه عدواناً .
ای اهل عالم ، آگاه باشید كه من امام قیام كننده ام .
ای اهل عالم ، آگاه باشید كه من صمصام انتقام گیرم .
ای اهل عالم ، آگاه باشید كه جدم حسین را تشنه شهید كردند .
ای اهل عالم ، آگاه باشید كه جدم حسین را عریان رها كردند .
ای اهل عالم ، آگاه باشید كه بدن جدم حسین را از روی دشمنی خرد كردند .
الزام الناسب جلد دوم صفحه282