تواضع
استاد یوگام تو ایران از نیک ترین آدمهایی هست که توی زندگیم دیدم. همیشه در حال بازنگری خودشه. از اون آدمهاست که چون به چیزهایی که میگه عمل میکنه ، خیلی راحت حرفهاش رو قبول میکنی و انجامشون میدی. همیشه اول کلاسهای یوگا حدود یک ربع برامون حرف میزد. از خودشناسی ، از ایجاد عادتهای مثبت در زندگی، از آرامش ، صلح درون و خلاصه هزارتا چیز خوب دیگه. بعضی وقتها مثالهایی هم در این رابطه از زندگی خودش یا دیگران میزد. که مثلا تو فلان موقعیت چطوری عمل کرده و اینا. یه روز برگشت بهمون گفت من تمام اینها رو که براتون میگم برای رشدتونه. این که هر روز یه پله جلوتر برید . اما حواستون باشه اگر جلوتر رفتید و رشد کردید حواستون به آدمهای اطرافتون هم باشه. مبادا که مغرور بشید و فکر کنید اونا در حد شما نیستن. خیلی ها میان این کلاسها بعد از همسرانشون جدا میشن ، خیلی هاشون فکر میکنن که همسرشون در حدشون نیست و عوض اینکه کمک کنن تا اون هم رشد کنه ، ترکش میکنن.
استاد یوگام راست میگه .خیلی وقتها که حس میکنیم طرف مقابلمون حالا در مقام دوست ، خانواده ، مدیر یا پارتنر مثل دو سال قبل ما مثلا فکر میکنه لجمون میگیره ، میخوایم بشونیمش سر جاش ، یا تو دلمون بهش میخندیم و میگیم اووووه این کجا من کجا . یا اصن خیلی وقتها عصبانی میشیم و کلافه میشیم اما خوبه ترمزدستی غرورمون رو بکشیم و نذاریم جلوتر بره. اگر قراره دانسته های ما سبب متنفر شدنمون از آدمها بشه ، باعث تحقیر کردنشون تو ذهنمون بشه ، همون بهتر ندونیم. اصن این عین ندونستنه.
کمک کنیم بهم دیگه. اگه روی پله بالاتری وایسادیم یه نگاه به پشت سرمون بندازیم و دست پایینی رو هم بگیریم و با خودمون بیاریمش. ترک کردن آدمها اتفاقا آسان ترین راهه. سخت تر اما در کنارشون قرار گرفتن و کمک کردنشونه تا شاید توی همین کمک کردن ها دوباره خودمون رو بازبینی کنیم و ببینیم کجای کاریم. شاید یه جاهایی پله ها رو دو تا یکی کردیم و حالا وقتشه وایسیم و به جای عجله کردن تو پیمودن هر چه سریعتر این مسیر ، سعی کنیم کیفیت پیمودنمون رو بالاتر ببریم.
تواضع کند هوشمند گزیـن نهد شاخ پر میوه سر بر زمیـــــن
رساترین من