عاشقانه با چادرم (پست ثابت)

عاشقانه ای برای حجاب؛ 

گاهی تو را به دست باد می سپارم تا نوازش کند وجود نازنیت را…

گاهی زیر باران خیس می‌شوی تا شسته می‌شوی؛

تنت زخمیست، می دانم، و باران مرحم زخم است!

و

گاهی زیر آفتاب داغ می‎سوزی و سرخ می‌شوی از عطش، اما همچنان بر وفاداریت به من استواری…!

گاهی سر به زیر گرمای وجودت می‌کشم و تو را پناه اشک‌های خویش می‌سازم…

و  چه راز داری که ماجرای اشک‌هایم را در دلت نگاه می‌داری، در سکوتی ابدی!

چه خوب است که هستی نازنینم!

 

ادامه نوشته

طعنه هاي عروسك هاي رنگي

 

با چادر سیاهم ،

وقتی در خیابان ها میان این عروسک های رنگی راه می روم ...

طعنه ها، چادرم را نشانه میگیرند ...


اما چادر من ...

محکم تر از این است که با این طعنه ها خراش بردارد ...

 

چادر من ...

از یاد نبرده چفیه هایی را که

برای چادری ماندنم

خونی شده اند ...

فلسفه حجاب

بانوی خوب !

فلسفـه حجاب

تنها به گنـاه نیفتـادن مردهـا نیست!

كه اگر چنین بود ، 

چرا خدا تو را با حجـاب کامل 

به حضور می‌طلبد در عاشقانه ترین عبادتت؟!

جنـس تو با حیـا خلق شده...

رعایت حجاب تو شرط انتظار حجت ابن الحسن (عج) است.

حجاب تو هم زمینه ساز ظهور مهدی زهراست...

پاکی تو قلب امام زمانت ارواحنا فداه را شاد می کند...


*پس در کنار انتظار ، زمینه ساز ظهور باش و شادگردان قلب امامت را*

قاب چادر

 

بانـو!

 

زیباترین پنجره ی دنیا،


قاب چادر توست !

وقتی چادرت را کمی روی صورتت می کشی


و با غرور تمام از انبوه نگاه


نامحرمان عبور میکنی،


آنگاه تو میمانی و  نورُ العلیٰ نور

 

گوش كن خواهرم ...

گوش کن خواهرم!

قرار نیست چون من و تو چادر به سر داریم نگاهمان به هم جنس هایمان رنگ غرور داشته باشد... جنس برتری و خود بینی بگیرد..

قرار نیست چون من و تو حجابمان برتر است تماماً و از همه نظر برتر باشیم...

قرار نیست دید خودمان به وضعیتمان را بالا و بالا تر ببریم.. 

مامور شده ایم که با خلق و خوی خوبمان خواهرهایمان را هم تشویق کنیم..

قرار نیست چون خودمان روی یک تار مو حساسیم با آنهایی که هنوز (درک نکرده اند فلسفه ی حجاب را) قطع رابطه کنیم...

قرار نیست دوستمان را رها کنیم...

مامور نشدیم که مغرور شویم

مامور شدیم که اگر لایق بودیم پند دهیم...

 

مامور نشدیم که قاضی شویم و حکم صادر کنیم..

مامور شدیم که از عواقب بد بگوییم...


نکند میان پند و اندرزهایی که به خواهرت میکنی اخم بر چهره بیندازی و صدایت را کلفت کنی و دم بزنی...

این جور اگر عمل کنی خدا لیاقتِ هدایتِ دیگران را به ما نمیدهد...

چه قدر زیبا می شود اگر زمینه ای فراهم کنی برای یک انقلاب جدید...

انقلابی از جنسِ اسلامی...

با رنگ و بو و منشِ یک بانوی ایرانی....

 

 

حرف مادرم

 

این روزها همه بفکر زمین خوردن مادرند


اما کسی بفکر زمین خوردن «حرف» مادر نیست


«حجاب» حرف مادرم زهراست...

حرفاي يه خانم چادري .....

 

حرفای یه دختر چادری :

 

شما ﺧﺎﻧﻢ ﺧﻮﺵ ﺗﯿﭙﯽﮐﻪ ﺗﻮ خیابون ﻣﻨﻮ ﭼﭗ ﭼﭗ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﻨﯽ!ﺑﺒﯿﻦ ﻋﺰﯾﺰﻡ ... 


ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻦ ﻣﻦ ﮐﻪ ﭼﺎﺩﺭ ﺳﺮَﻣﻪ ﻋﻘﻠﻢ ﻧﻤﯿﺮﺳﻪ ﮐﻪ ﺁﺩﻡ ﺑﺎ ﻣﺎﻧﺘﻮ ﺭﺍﺣﺖ ﺗﺮ ﻭ ﺁﺯﺍﺩ ﺗﺮِ! 


ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻦ ﺯﯾﺮ ﭼﺎﺩﺭﻡ ﮐﻮﻟﺮ ﮔﺎﺯﯼ ﺭﻭﺷﻦ ِ... 

ﺧﯿﻠﯽ ﻫﻢ ﮔﺮﻣﻪ! ﺍﺻﻦ ﺩﺍﻏﻪ !

 

ﻻﮎ ِﻗﺮﻣﺰ ﻧﻤﯿﺰﻧﻢ ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻨﯽ ﺳﺮ ﺩﺭ ﻧﻤﯿﺎﺭﻡ ﻻﮎ ﭼﯽ ﭼﯿﻪ ﻫﺎ! 

ﺑﯿﺎ ﺧﻮﻧﻤﻮﻥ ﺑﺒﯿﻦ ﻫﺮ ﺭﻧﮕﯽ ﻻﮎ ﺑﺨﻮﺍﯼ ﺩﺍﺭﻡ ! ﺧﻮﺑﻢ، ﺑﻠﺪﻡ ﺑﺰﻧﻢ 

 

ﭼﺎﺩﺭ ﺳﺮ ﮐﺮﺩﻥ ﺧﯿﻠﯽ ﺳﺨﺘﻪ، ﻓﮑﺮ ﻧﮑﻨﯽ ﭼﺎﺩﺭ ﺳﺮ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﭼﻮﻥ ﻣﺎﻧﺘﻮﯾﯽ ﮐﻪ ﺯﯾﺮ ﭼﺎﺩﺭ ﺗَﻨَﻤﻪ ﺯﺷﺘﻪ،

ﻧه! ﮐﻠﯽ ﻫﻢ ﭘﻮﻝ ﻣﺎﻧﺘﻮﻣﻮ ﺩﺍﺩﻡ! ﺍﻣﺎ ﺗﻮ ﻧﻤﯿﺑﯿﻨﯿﺶ ﺣﺎﻻ ﻣﺎﻧﺘﻮ ﻫﯿﭽﯽ..ﻣﯿﺪﻭﻧﯽ ﭼﺎﺩﺭ ﻣﺸﮑﯽ ﭼﻘﺪﺭ ﮔﺮﻭﻥ ﺷﺪﻩ؟؟ 
ﺑﺨﻮﺍﯼ ﺣﺴﺎﺏ ﮐﺘﺎﺏ ﮐﻨﯽ ﺳﺮ ﻧﮑﺮﺩﻧﺶ ﺑﻪ ﺻﺮﻓﻪ ﺗﺮﻩ 
ﺍﮔﻪ ﺷﻤﺎ ﺷﺎﻝ ﻣﯿﺨﺮﯼ ۵ ﺗﻮﻣﻦ٬ ﻣﻦ ﺑﺎﯾﺪ ﺷﺎﻝ ﺑﺨﺮﻡ n ﺗﻮﻣﻦ ﮐﻪ ﺯﯾﺮ ﭼﺎﺩﺭ ﻭﺣﺮﺍﺭﺕ ﺗﺎﺑﺴﺘﻮﻥ ﭼﺮﻭﮎ ﻧﺸﻪ! 
ﮐﻪ ﺑﺎﻓﺘﺶ ﺟﻮﺭﯼ ﺑﺎﺷﻪ ﮐﻪ ﻟﺒﻪ ﺍﺵ ﺩﺭﺳﺖ ﻭﺍﯾﺴﻪ 


ﺑﺒﯿﻦ ﻣﻨﻢ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﺭﻭﺳﺮﯼ ﻭ ﮐﯿﻒ ﻭ ﮐﻔﺶ ﻗﺮﻣﺰﻡُ ﺑﺎ ﻣﺎﻧﺘﻮ ﻭ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﺳﻔﯿﺪ ﺳﺖ ﮐﻨﻢ ﻭ ﺑﺎ ﻏﺭﻭﺭِ ﺗﻤﺎﻡ ﺗﻮ ﺧﯿﺎﺑﻮﻥ ﻗﺪﻡ ﺑﺮﺩﺍﺭﻡ ﻭ ... 


ﺍﻣﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﭼﯿﺰﺍ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯿﺸﻪ ﻣﻦ ﺭﻭﯼ ﺩﻟﻢ ﭘﺎ ﺑﺬﺍﺭﻡ ﻭ ﯾﻪ \\\" ﺧﺎﻧﻢ ﭼﺎﺩﺭﯼ \\\" ﺑﺎﺷﻢ ... 


ﺧﯿﻠﯽ ﭼﯿﺰﺍ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯿﺸﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﭼﺎﺩﺭﻡ ﺑﺎﺷﻢ 


چون بهم ثابت شده ک هرچی تنگتر بپوشم بالاتر نیستم ... بلکه کالاترم ....

چون یادگرفتم که 

                             ( جنس ارزون مشتری های زیادی داره ) 


- هر روز شالهایتان عقب ‌تر 

- مانتوهایتان چسبان ‌تر 

- ساپورتتان تنگ‌ تر 

- رژ لبتان پررنگ‌تر میشود 

بنده‌ی کدام خداییید؟

دل چند نفر را لرزانده‌اید؟

کدام مرد را از همسر خود دلسرد کرده‌اید؟

اشک چند پدر و مادر و همسر شهید را درآوردید؟

چند دختر بچه را تشویق کرده‌اید که بعدها بی حجابی را انتخاب کند؟

چند زن را به فکرانداخته‌اید که از قافله مد عقب نمانند؟

آه حسرت چند کارگر دور از خانواده را بلند کرده‌اید؟

پا روی خون کدام شهید گذاشتید؟

باعث دعوای چند زن و شوهر، بخاطر مدل تیپ زدن و آرایش کردن شدید؟

چند زوج را بهم بی اعتماد کرده‌اید؟

نگاه‌های یواشکی چند مردی که همسرش دارد کنارش راه میرود، به تیپ و هیکلت افتاد؟

نگاه های هوس آلود چند رهگذر و... 

چطور؟ 

بازهم میگویی، دلم پاک است! 

چادری ها بروند خودشان را اصلاح کنند؟

بازهم میگویی، مردها چشمشان را ببندند نگاه نکنند؟ 

جامعه چاردیواری اختیاری تو نیست

من اگر گوشه ای از این کشتی را سوراخ کنم، همه غرق میشوند. 

میتوانم گاز سمی اسپری کنم و 
بعد بگویم،شما نفس نکشید؟ 

چرا انقدر در حق خودت و دیگران ظلم میکنی؟


ﻭﻗﺘﻲ ﮐﻪ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﻨﺪ \\\"ﻋﻠــﻲ(ﻉ)\\\" ﻏﺮﻳﺐ ﺑﻮﺩ ، 
ﻟﻌﻨﺖ ﻣﻲ ﮐﻨﻴﻢ 
ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺭﺍ؛ 
ﻭﻗﺘﻲ ﮐﻪ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﻨﺪ \\\"ﺣﺴﻴـــﻦ(ﻉ)\\\" ﻏﺮﻳﺐ ﺑﻮﺩ ، 
ﻟﻌﻨﺖ ﻣﻲ ﮐﻨﻴﻢ 
ﻣﺮﺩﻣﺎﻥ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺭﺍ؛ 
ﻭﺍﻱ ﺑﻪ ﺭﻭﺯﻱ ﮐﻪ ﺑﮕﻮﻳﻨﺪ ﻣﻬـــﺪﻱ(ﻋﺞ) ﻏﺮﻳﺐ ﺑﻮﺩ، 
ﻟﻌﻨﺘﻤﺎﻥ ﻣیکنند… 


...اللہم عجل لولیڪ الفرج... 

حواست باشد....

همه را فاکتور بگیر 

حواست به من باشد 

دختر شیعه زاده ای هستم که 

شهادت را از مادرم زهرا به ارث دارم 

و صبوری را از عمه زینب 

و شجاعت را از دخترکی 3 ساله... 

 

من سلاح هایی دارم که با اسمش جانت به لرزه می افتد 

 

چــــادرم

 

 سربنــــد یافاطـــمه 

دلگرمـــی بـــه ســقا 

فرمـــان ســیــد علـــــی 

حواست باشد.... 

مرواريد باش ....

 
 
بـــــــــــــــــــانـــوی محجبه سرزمینم
 
تا بحال به خود اندیشیده ای...؟
 
 به گوهـــــر وجودی ات ؛
 
 به عــزت درونـــی ات ؛ 
 
زیــــبایی کنونـی ات
 
به مروارید چی...؟!
 
 اندیشیده ای ...
 
به ارزشش؛
 
به زیبا بودنش؛ 
 
به کمیــاب بودنش؛ 
 
محبــوب بودنش؛
 
اره... 
 
درست فهمیدی !!
 
تو مرواریدی هستی زیبا در پوشش چــــــــــــــــادری زیباتر
 
مـــــــــــــــــــــــروارید باش تا همیشه محبوب باشی ... 
 
نه چون سنگ ساحل در دسترس همگان

حرمت چادر مادر من

 چادر مادر من فاطمه، حرمت دارد... 

نه فقط شبه عبایی مشکیست 
که سرت بندازی 
و خیالت راحت 
که شدی چادری و محجوبه! 
 
چادر مادر من فاطمه، حرمت دارد 
قاعده، رسم، شرایط دارد 
شرط اول همه اش نیت توست... 
محض اجبار پدر یا مادر 
یا که قانون ورودیه دانشگاه است 
یا قرار است گزینش شوی از ارگانی 
یا فقط محض ریا 
شایدم زیبایی، باکمی آرایش! 
نمی ارزد به ریالی خواهر... 

چادر مادر من فاطمه،شرطش عشق است 
عشق به حجب و حیا 
به نجابت به وفا 
عشق به چادر زهرا 
که برای تو و امنیت تو خاکی شد 
تا تو امروز شوی راحت و آسوده 
کسی سیلی خورد 
خون این سیل شهیدان 
همه اش با هدف چادر تو ریخته شد. 
 
خواهرم 
حرمت این پارچه ی مشکی تو 
مثل آن پارچه مشکی کعبه والاست 
یادگار زهراست 
نکند چادر او سرکنی اما

رَوِشَت 

منشت 

بشود عین زنان غربی 
خنده های مستی 
چشمک و ناز و ادا 
عشوه های ناجور 
 
به خدا قلب خدا می گیرد 
به خدا مادر من فاطمه شاکی بشود 
به همان لحظه سیلی خوردن 
لحظه پشت در او سوگند 
خواهرم 
چادر مادر من فاطمه، حرمت دارد 

 

خواهرم! 
من، پدرم ایل و تبارم 
همه ی دار و ندارم 
به فدایش 
حرمتش را نشکن...