بدترین کاری که...

یه نفر می تونه با دلت بکنه..

اینه که...

باعث بشه..

دیگه ذوق نکنی..



از بودن هیچکس


کوله بارم بر دوش، سفری باید رفت،

سفری بی همراه،

گم شدن تا ته تنهایی محض،

یار تنهایی من با من گفت:

هر کجا لرزیدی،

از سفرترسیدی،

تو بگو، از ته دل

من خدا را دارم...



خدایا هر روز کمی اندوه برام بفرست زیرا در اندوه است که تو یاد میشوی و در خوشی از یاد میروی!

لُـطفـاً هِـے نَپـُـرس دِلتَـنگے  چِـہ مَـعنے دآرَد ؟

 

  دِلتَـنگے  مَـعنے نَــدآرَد ...!!

 

  دَرد  دآرَد...!! 

 

 

وقتے مَن ،

آن "مشترکِـ موردِ نظر " نيـستَمــ ...

چه فَرقـے دارد

در دَسترسـ

باشَمــ

فقط می دونم حالم خوب نیست
حالم خرابه ، خرابه

انگار یه بغض نشکسته داره قلبمو پاره پاره می کنه
انگار ، انگار غریب افتادم توی دنیا
انگار هیچ کس جز تو ، جز من
انگار

ای بابا ، بگذریم ، این که دوست دارم کافیه
آره

همین که دوست دارم کافیه

یه کاری کردی به قلبم که بدونت حتی مردن
سخته حتی بی تو خوبم ، لذت از زندگی بردن
یه کاری کردی که از یاد نمی ری حتی یه لحظه
درد عشقت کرده پیرم اما باور کن می ارزه

دیدن تو گرچه از دور واسه من یه جور امیده
یه چیزی مثل یه جادو که بهم رهایی می ده
این مهمه که می دونم واسه من چه قدر عزیزی
من که جام عشقو دادم چه بنوشی ، چه بریزی

یه کاری کردی ، قلبم که بدونت حتی مردن
سخته حتی بی تو خوبم ، لذت از زندگی بردن
یه کاری کردی که از یاد نمی ری حتی یه لحظه
درد عشقت کرده پیرم اما باور کن می ارزه

دیدن تو گرچه از دور واسه من یه جور امیده
یه چیزی مثل یه جادو که بهم رهایی می ده
این مهمه که می دونم واسه من چه قدر عزیزی
من که جام عشقو دادم چه بنوشی ، چه بریزی

پیشکشت همه نفس هام ، نازنین ، خوبه همیشه
نیمی از تنم شدی تو ، که ازم جدا نمی شه
پیشکشت همه نفس هام ، نازنین ، خوبه همیشه
نیمی از تنم شدی تو ، که ازم جدا نمی شه

همیــــشه جایی در حوالی دلتــنگی من جــاری می شــوی…

جــاری می شــوی در ابـــریِ چشــمانـــم…

و می بـــاری آنقــدر تا زلال شـــوم…

تا آســمانی شــود هــوایِ دلــم…

آنقــدر که با همـــه روحـــم حــس کنـــم…

داشتــــن تو …

می ارزد…

به تمـــام نداشــته هـــای دنیــــا…

تو مرا یادکنی یا نکنی

باورت گر بشود، گر نشود

حرفی نیست . . . اما . . . !!!

نفسم میگیرد در هوایی که نفس های تو نیست

لتِمــــــــاس مــــــالِ دیـــــــروز بــــود

مـــــــالِ وَقتـــــــی بـــود ڪــــﮧ ســـــــاده بودم

اِمــــــــروز میــــــخــــوای بـــِــری ؟؟؟

هیــــــــــــــس !!!

فَقَطــ ” خــُـــداحــــــــــافِظـــ …

کاش میدانستی که الان یک شبم “چند روز” طول می کشد........

برو!

برای چه ایستاده ای؟

به جان سپردن کدام احساس لبخند میزنی؟

برو تردید نکن نفسهای آخر است یک احساس پاک

تهدیدی برای خیانت تنت نخواهد بود


 

بیا ؛
این روزها ، روزهای خوبی است برای د لـ ــتـ ــنــ ـگ بودن ،
من بغض هایم را می آورم ،
تو آغوشت را ،
بیا ...

دلم

دلم به کما رفته...

برای مردنش دست به دعاشوید....

 

 

دَرد دآرهـ
وقـــتــی بــآ تــمــآم وجــ ـودت
کــَسی رو بـــَـــغـــَل کـــٌنــی
و
بــدونی دَقــآیـق آخــریهـ کــهــ بـــهــ تو
تـــعـــلـق دآرهـــ

خدا......

خدااما من خسته اجازه......

میشه من ورقمو بدم...

میدونم وقت تموم نشده

 شدم...