سینمای محض و ناب
عیدانه
سیمین بانوی ایران
احترام
اطلاعیه
در پی ربوده شدن لپ تاپ بنده توسط یک دزد حرفه ای به این وسیله هرگونه انتشار مطلب یا عکس و فیلم به نام این جانب یا از طرف اینجانب مصداق تإیید سرقت قلمداد شده و فرد یا سایت خاطی تحت تعقیب قرار خواهند گرفت. تنها و تنها مطالب این وبلاگ از طرف نویسنده مورد تایید و صحت است.
جای خالی نقد
کاش برای هر کناب چنین چیزی وجود داشت...
کاش ...کاش...جای خالی نقد
خبر خبر خبر!
| 12 شهريور 1390 ساعت 14:45 |
به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، كتابهاي «زير خاكي» تاليف مجيد قيصري، «هتل گمو» تاليف شهريار عباسي، «ماه تمام» نوشته معصومه چاوشي، «عقربها را زنده بگير» تاليف قبادآذرآيين، «مهبوط» تاليف مرتضي فخري، «دوباره، هرگز...» تاليف مهوش اغتفاري و «امروز شنبه» تاليف يوسف انصاري به مرحله دوم داوري كتاب فصل راه يافتهاند.
آيين پاياني اين جايزه نیمه دوم مهرماه برگزار خواهد شد. هفدهمين دوره جايزه كتاب فصل به بررسي و داوري آثاري كه در بهار سالجاري منتشر شدهاند ميپردازد.
در دوره شانزدهم این جایزه هفتهزار و ۵۴۳ اثر در چرخه داوري و ارزيابي داوران قرار گرفتند. آيين پاياني دوره گذشته جایزه کتابفصل، ۳۱ خرداد در پژوهشگاه فرهنگ و هنر و معماري برگزار شد.
www.IBNA.ir
ناشر هم اگر باشه اموته
به گزارش خبرگزاري كتاب ايران(ايبنا)، برپايه اعلام دبيرخانه اين جايزه، كتابهاي راه یافته به مرحله دوم داوریهای گروه داستان بزرگسال جایزه گاماول عبارتند از «موج سرگردان» نوشته عاطفه عقلمند، «زيستن در زمين خارايي» نوشته پوريا پاكدل، «ديدار در هايد پارك» نوشته علياكبر كاظمي گرجي، «رهاي عشق» نوشته آناهيتا آذرشكيب، «واهمههاي سرخابي» نوشته احسان عباسلو، «آل» نوشته مهدي محبي كرماني، «كت زوك» نوشته مهدي محبي كرماني، «ديدا» نوشته ابراهيم ميرقاسمي، «ايراندخت» نوشته بهنام ناصح، «كلاژ» نوشته احسان عباسلو، «مديوم» نوشته نادر فرحبخش، «مزار در همين حوالي» نوشته كاوه فولادي نسب، «من، اياز، ماهو» نوشته ليلا بابايي فلاح، «تنها بيست دقيقه وقت دارم» نوشته مهدي ابراهيمي لامع، «كسي را درون من چال ميكنند» نوشته مسعود عالي محمودي، «زن و آيينه» نوشته مريم مظفري، «زير آفتاب خوش خيال عصر» نوشته جيران گاهان، «مهميرا» نوشته اميد كورهچي، «پاراگراف آخر» نوشته زهرا سيادت موسوي، «يك نفر براي تاكسيها دست تكان ميدهد» نوشته علياصغر حسينيخواه، «هفتمي» نوشته نازتاب سطوتي، «من ريموند كارور هستم» نوشته مصطفي عزيزي، «آلبوم خيال» نوشته هژير ميرتيموري، «مرد يخي» نوشته شيرين اسحاقي، «هزار دست پنهان» نوشته ايرج مثال آذر، «آچمز شدهها» نوشته پيمان فيوضات، «ليلا» نوشته مهناز افضلي و «ليمو ترش» نوشته داوود ملكي.
گذر از دالان خیال
|
گفتگو با نویسنده «ماه تمام»
گذر از دالان خيال | |
|
1390/04/23 | |
|
رمان «ماه تمام» نوشته «معصومه چاوشی» ماجرای زندگی خصوصی پزشکی است که پس از عبور از فراز و نشیب های بسیار و تحقق آرزوهایش به دنبال معشوق آرمانی اش در مسیر حوادث و پستی بلندی های هیجان انگیزی قرار می گیرد. این رمان در پنج بخش به نام های : ماه زده ، ماه گرفته، ماه چهارده، ماه محاق و ماه تمام تنظیم شده است.نام گذاری هر بخش بنا بر حالات قهرمان اصلی داستان که خانم دکتر جوانی به نام آیلار است، انتخاب شده است.
«معصومه چاوشی» سال ها ماما بوده است و اکنون در کسوت نویسندگی، راوی روزها و آدم هایی است که به خوبی می شناسد. رمان «ماه تمام» به تازگی به وسیله نشر آموت روانه بازار کتاب شده است. به بهانه انتشار این رمان، با «معصومه چاوشی» به گفتگو نشستیم. چطور شد از پزشکی به نوشتن رسیدید؟ احساس می کردم نیاز به نوشتن دارم . این احساس را از کودکی داشتم و همیشه به آن می پرداختم. از زمانی که اولین انشا را می نوشتیم. کلاس سوم دبستان. به هر کاری که رو می آوردم با عده ای انسان سروکار داشتم که دردها و زخم هایی مشترک داشتند. این اشتراک در یک بحبوحه ای برایم جذاب تر شد. بعضی حرف ها هست که باید به نوشته دراید تا ادامه زندگی را برای انسان امکان پذیر کند. و یک زمانی نوشتن تنها احساس امکان پذیر زندگی است. و البته همچنان در نوشتن هم پزشکی کرده اید و از پزشک ها نوشته اید. این شغل به هر لحاظ که فکرش را بکنید مهجور مانده است. چه از نظر احترام و تقدس شغلی، چه از نظر درآمد و شناخت واقعی و چه از جنبه های مختلف اجتماعی. دوست داشتم دیگران هم آنچه که برای من هم جالب و واقعی بود، بدانند. اینان قشر پنهان و پیدایی هستند. شاید بشه گفت برخورد با ایشان سهل و ممتنع است. و خب برای من که خودم یک زن هستم تصویر و تصور زن آسانتر و بالطبع قابل باورتر است. ماجراهای کتاب چقدر واقعی اند؟ چقدر به حقیقت نزدیک اند؟ داستان تلفیقی است از واقعیت و حقیقت. اگر شما از امر واقعی می نویسید بی تردید حقیقتی در پس ِ پشت این واقعیت می بینید که کلمه ها شما را همراهی می کنند برای نوشتن آن امر. با این حال هیچ امر واقعی و حقیقی عینا قادر نخواهد بود لباس رمان بپوشد مگر به مدد خیال. همیشه این سوال را می بینم و می شنوم و می خوانم که خبرنگاران از نویسنده ها می پرسند اما بیاییم برای همیشه این سوال را فراموش کنیم و بدانیم که هرگز هیچ امر خیالی بدون یک امر واقعی، ظهور پیدا نمی کند و هیچ امر واقعی ای بدون گذر از دالان خیال، به حقیقت نمی رسد. با کتاب خود و مسایل آن تا چه حد حسی شدید؟ با مسائلی که نوشته ام مخصوصاً ماجراهای مطب بسیار درگیر بودم و بعضی از صحنه ها با وجود بارها و بارها نوشتن و ادیت کردن باز هم برایم بشدت تأثیر گذار و هیجان آور بود. این احساس به خواننده هم دست می دهد؟ من واقعاً امیدوارم که دست بدهد! باید نشست و بازخورد ایشان را دید! چرا بعضی از حوادث بسیار کشدار، بعضی از آنها زودگذر و سطحی بررسی شده اند؟ من در لحظاتی که با موضوعاتم بسیار درگیر می شدم چه از نظر حسی و چه از نظر فکری آنها را کشدار، به قول شما و به قول خودم مفصل می نوشتم. اما در بعضی از موضوعات نیازی به شرح و بسط نمی دیدم. شاید چون به تم عاشقانه کتاب چندان مرتبط نبود. داستان عشقی ملودرامی است که خوب توصیف شده است. اما زیاد پرداخت دارد این در بارها ادیت شدن به دست آمده یا از همان اول کار شسته رفته نوشته شده؟ بیشتر کار در بار اول آماده بود. در ادیت خیلی کم تغییرات داده شد. شخصیت ها خیلی واقعی اند و سیر تحول شخصیت داستانی ملموس است. این زبان نوشتاری که به کمک متن آمده از کجا برگرفته شده است؟ از زبان و ادبیات روزمره همین مردم کوچه و بازار. من به دنبال هیچ تکنیک خاصی نبودم. چقدر طول کشید تا رمان شما از مرحله آغاز تا پایان شکل گیری زمان ببرد؟ حدود یک سال. چرا ماه تمام؟ کاربرد کلمه ماه در اینجا دو بعد دارد. یکی ماه به عنوان سیاره ای که برامدن و فرو نشستن اش به آسمان ما زیبایی می دهد و دیگری ماه با تغیرات ریختی اش که تقویم و سیر زمانی را رقم می زند. هر دو بعد را درنظر داشتم . حتی در عنوان بندی. و این تغییرات در کل با تغییرات شخصیت داستان هم سنخ و هم جهت می شود. فکر می کنید خواننده پس از خواندن کتاب چه انتظاری از شما داشته باشد؟ انتظار بیشتری خواهد داشت. انتظار خود شما از خودتان چیست؟ من هم با خواننده ای که این انتظار را دارد موافقم! کار بعدی هم آیا در دست دارید؟ بله . با تمی اجتماعی. چرا اینقد دیر به نوشتن روی آوردید؟ شاید مجموع شرایط برای این کار را مناسب نمی دیدم. و شاید هم دلایل دیگری که قطعاً برایم روشن نیست. خانم چاوشی نسبتی هم با «محسن چاوشی» خواننده معروف دارید؟ در رمان بعدی ام به این موضوع جواب داده ام. * منتشر شده در روزنامه «ملت ما» پنجشنبه 23 تیر 1390 صفحه ادب و هنر | |