سـلام بکس!!!دیروز من مریض بودم,بعد داشتیم میرفتیم D.R ..
اونم واسه دومین بار..به حرف مادر../حالا من هی میگم بابا نمیخواد بریم...این آلرژیه..بذا کم کم خوب میشم ..
هیچی دیگه...اخر رفتیم..
همونطور که نشسته بودیم تا نوبتمون شه.. (ماشمارمون17بود) میگم بابا اصن اینا نمیفهمن من چمه.. :/
بعد بابام بهم نیگا میکنه با خنده میگه »»» آره راس میگی..باید بریم دامپزشک / فک و فامیله ما داریم 
حالا منم که سرما میخورم،پدر بنده بهم ..ازین چرتوپرتای بدمزه چیه..جوشونده و گل پونه و این چیزا میده :/
خلاصه رفته بودیم اونجا من هنذفری گذاشته بودم داشتم everything about U میگوشیدم تا نوبتمون بشه بریم تو :/
1دختره روبروم نیشسته بود نمیدونم چیرا به جـوری بم مینگرید..میخواستم پاشم بزنم تو دهنش...ازینوَر خندم گرفته بود..اخه میدیدی منو میخندید
منم که اصن کلا به هیچی هیچی اهمیت نمدادم وا3 خودم اهنگ میخوندم..
خلاصه رفتیم پیشه دکتر جان..یه سری سوالای همیشگی پرسید و بعد بابام گفت اقای دکتر این جوشونده ها میخوره،واسش خوبه دیگه...
دکتر: نه اتفاقا نخوره بهتره..خوب نیس
من:
به بابام:بابـــا, پس من اون همه چیزای بدمزه خوردم،واسم تازه خوب نبود..
عاغا ما از مطب اومدیم بیرون .. تو ماشین میگم:بــابـا من دیگه از اون چیزای مسخره نمیخـورم.
بعد میگه:نه بابا, این دکتره نمیدونه..حالا نخور تو،ولی حالا واست بدم نیس..ببین مامانتم مثلا چای سبز میخوره واس لاغری،الان چقد لاغر شده..پس جوشونده هم خوبه..) /الان فک کرد دلیلش قاطع بود/
من:
ینی دلیلت این بود ؟! اصن چه ربطی داش.. من تاحالا تو عمرم اینجوری قانع نشده بودم..)
ینیاااااااااااا، من از دیروزتا حالا دارم فک میکنم حرفش چه ربطی داش :/
عاغا بذگریم..من چقد حرفیدم !!/!
اها اصن اصل مطلبو فراموشیدم....
صحبت هری درباره ی را/بطش با .. تیلور
جديدا خيلي از كسايي كه اطراف هري هستند گفتند
هري تازگيا مرموز شده!و درباره رابطه هاي گذشتش مخصوصا درباره هيلور حرف
ميزنه (هنوز معلوم نيست كسايي كه اين چيزا رو گفتن كيا هستن)
گزارش شده كه
هري در يكي از مصاحبه هاش گفته "من فكر ميكنم بسياري از ما زمان زيادي
درباره گذشته فكر ميكنين و احساسي نسبت به رابطه هاي قبل داريم.بعضي وقتا
مهم نيست كه چقدر از اين چيزي كه بهش فكر ميكنين گذشته باشه يا مدت زمانش
چقدر بوده (منظورش رابطش با تيلوره كه خيلي كوتاه بود) بغضي وقتا فكر
ميكنيم چيز ناتمومي مونده و اين مشكلي نداره كه بخواي دوباره بهش برگردي و
درستش كني.اين دل خودته و كسي نميتونه دربارش تصميم بگيره اما مردم فكر
ميكنن چون يكي خيلي توي چشمه (يعني مشهوره)ميتونن درباره زندگيش تصميم
بگيرن و بگن چيكار بكنه و چيكار نكنه و اين خيلي بده"
خيلي از دايركشنر ها نتونستن ساكت بشينن و تو توييتر به تيلور توييت هايي كردن
يكي از دايركشنر ها به تيلور توييت كرده : مشكل تو چيه؟چرا نميتوني هري رو تنها بذاري؟تو خيلي احمقي.اون تو رو ترك كرد .تمومش كن
اما تيلور به اين توييت هايي كه دايركشنر ها بهش ميكنن جواب نميده حتي معلوم نيست كه اونا رو ديده باشه يا نه
اما مشكل
اينجاست ايندفعه خود هري قدم برداشته و درباره رابطش با تيلور صحبت
كرده.البته هنور معلوم نيست اون شخصي كه هري دربارش صحبت كرده تيلوره يا كس
ديگه اما تا اونجايي كه ما ميدونيم اين رابطه هيلور هست كه بعد از اين همه
مدت كه تموم شده هنوز ادامه پيدا كرده و صحبتش هست.
آخیش حداقل از حرفایی که دایرکنشرا به تیلو میزنن دلم خنک میشه ً! خخخخخ ! عکسرو خودم درستیدم ! D:
اوه از چندوقت دیگه،امتحانامون پشت سر هم میشه..من شاید نتونم هـــرروز بیام نت 
فرداهم مطالعات داریمـــ):
حدود
یا
روز دیگه هم تولد زیـــــــــــنه !
شومام نظر فرامو نکنیـــــد ! ///