عجب!

فکر میکردم از تاریخ انتشار پست قبلیم دو سه ماه گذشته باشه! تاریخش رو چک کردم باورم نمیشد که بیشتر از یک سال گذشته باشه. فکر میکردم تازگیا بعد از پنج شیش سال سر زدم!!! چه حس عجیبیه که به سراغم میاد موقع چک کردن این وبلاگ!!! اوه اوه خاطرات عجیب و غریبی که فقط با این وبلاگ زنده میشه! عجیب تر اینکه یهو میبینی چندتا دوست عزیز برات کامنت گذاشتن و میومدن و توی تموم این سالها که نبودی چکت میکردن! عجیبه این حس عجیب!!!

اینستاگرامم اینه: maleknia.hadi 

امیدوارم وقتی دوباره برمیگردم به این وبلاگ سالها نگذشته باشه!
 

اووووف بلاگفــــا

امروز بیستم تیر ماه 1399

بعد از مدتها به وبلاگم سر زدم

دو سه ساعت وقت گذاشتم و پست ها و کامنت هاش رو مرور کردم

جالب بود برام و بعضی پست ها هم خنده دار. بعضی جاها هم اصلا فازِ اون زمانم رو یادم نمیاد که چرا این چیزا رو نوشته بودم و اصلا چم بوده  خلاصه حس جالبی بود. مخصوصا وقتی به اولین پستم که 14 سال پیش نوشته شده بود رفتم. شبیه یه ماشین زمان و سفر به گذشته بود...

 

Instagram: Hadi_maleknia

من موندم تو این خلوتی بلاگفا این تبلیغات رو برای کی گذاشته؟؟ 

 

کاپیتان رفت ...

 

پنج شنبه نهم مهر 94 

صبح زود بیدار شدم، داشتم آماده میشدم که برم سرکار... 

گوشیم زنگ خورد 

حامد بود 

-الو 

-سلام هادی خبر داری چی شده؟ (با صدای نگران) 

-نه چی شده؟ 

-نوروزی مُرده! 

(یه کم فکر کردم دیدم نه تو محل کار نوروزی داریم نه تو رفقا) 

-نوروزی کیه؟ 

-هادی نوروزی! 

بازم فکر کردم دیدم کسی به اسم هادی نوروزی نداریم! (اصلا ذهنم سمت پرسپولیس نرفت یا نمیخواست بره!) 

-هادی نوروزی کیه؟! 

-خودتو مسخره کردی؟! نوروزی رو میگم کاپیتانمون! 

گوشیو قطع کردم سریع تلویزیون رو روشن کردم. 

زدم شبکه خبر. هیچی نبود. شبکه 3 هیچی نبود. شبکه ورزش هیچی نبود. یک دو و بقیه شبکه ها دیدم خبری نیست. یه نفس آروم کشیدم و نشستم زمین و رفتم تو اینستاگرام! 

یا اباالفضل چی میدیدم؟! پر بود از عکسهای کاپیتان با یه نوار مشکی/. باور نمیکردم. سرجام خشک شده بودم. 

زدم شبکه خبر! منتظر بودم تکذیب کنه... سرکارم داشت دیر میشد اما برام مهم نبود 

ساعت نزدیک 9 بود که زیرنویس شبکه خبر این خبر شوم رو تایید کرد... 

و من هنوز باورم نشده که خدا چطور کاپیتان سی ساله ما رو برد پیش خودش ... 

برای شادی روحش صلوات بفرستید لطفا 

پ ن: چند روزه هرچی پست میذارم بلاگفا حذفش میکنه. ممنونم از کامنتاتون. ببخشید اگه به وبلاگتون سر نزدم. در اولین فرصت حتما.

من پست میذارم اما خود بخود حذف میشه

سلام دوباره به بلاگفا

ســـلـام  

خدا رو شکر بلاگفا درست شد  

از کما در اومد خدا کنه دوباره نره تو کما

هرچند چندتا از پستام حذف شدن ولی باز همینم خوبه 

کیا هستن کیا نیستن ؟؟؟؟

روزهای قرار

" روزهاي قرار ": نوشته دکترشريعتي...

 اولين روز باراني را به خاطر داري؟ غافلگير شديم چتر نداشتيم خنديديم دويديم و به شالاپ شلوپ هاي گل آلود عشق ورزيديم .

دومين روز باراني چطور؟ پيش بيني اش را کرده بودي چتر آورده بودي و من غافلگير شدم سعي مي کردي من خيس نشوم و شانه سمت چپ تو کاملا خيس بود 

و سومين روز چطور؟ گفتي سرت درد مي کند و حوصله نداري سرما بخوري چتر را کامل بالاي سر خودت گرفتي و شانه راست من کاملا خيس شد. 

وچند روز پيش را چطور؟ به خاطر داري؟ که با يک چتر اضافه آمدي و مجبور بوديم براي اينکه پين هاي چتر توي چش و چالمان نرود دو قدم از هم دورتر راه برويم... 

فردا ديگر براي قدم زدن نمي آيم تنها برو...

"هبوط؛ دکتر شريعتي"