جریان‌شناسی سیاسی بنی‌هاشم پس از قیام عاشورا

خلاصه :
در مقاله حاضر، با بهره‌گیری از دو مفهوم «پارادایم» و «استراتژی سیاسی»، در بعد نظری به كاوش در اندیشه و رفتار جریان‌های هاشمی پس از قیام عاشورا پرداخته‌ایم...

جریان‌شناسی سیاسی بنی‌هاشم پس از قیام عاشورا
در مقاله حاضر، با بهره‌گیری از دو مفهوم «پارادایم» و «استراتژی سیاسی»، در بعد نظری به كاوش در اندیشه و رفتار جریان‌های هاشمی پس از قیام عاشورا پرداخته‌ایم. هم چنین با نگاهی به تاثیرات عاشورا بر هاشمیان، پارادایم اعتقادی ـ سیاسی كه متعلق به امامیه است و نیز پارادایم سیاسی كه مربوط به سایر رهیافت‌هاست بررسی شده است.
ذیل دو پارادایم اصلی، رهیافت‌های «علوی ـ فاطمی» با گرایش‌های امامیان، حسنیان و زیدیان؛ «علوی ـ غیرفاطمی» (حنفیان)؛ و رهیافت «عباسی» مورد كاوش قرار گرفته است. در ادامه این سه رهیافت با شاخص‌هایی، چون: اندیشه سیاسی؛ مبارزه با رژیم/ مبارزه بر رژیم؛ مبارزه باز/ پوشیده؛ اصلاح / انقلاب؛ و نحوه ارتباط با سایر رهیافت‌ها، سنجیده شده‌اند

ادامه نوشته

منابع آزمون دکترای تخصصی علوم سیاسی

منابع معرفی شده مورد استفاده در آزمون دکترای تخصصی علوم سیاسی دانشگاه سراسری و آزاد اسلامی
  

ادامه نوشته

راهکارهای آماده سازی خود برای مصاحبه دکتری


۱-      مروری بر دروس و مطالب کلیدی : با اینکه سوالات علمی جلسه مصاحبه آزمون دکتری مرتبط با دروس اصلی رشته و گرایش انتخابی داوطلب می باشند ولی متأسفانه آزمون کتبی برخی رشته ها از چنین دروسی نبوده است و رتبه خوب آزمون کتبی به معنای آمادگی در این دروس نمی باشد. یکی از بهترین کارهایی که باید تا زمان دعوت به مصاحبه ها انجام دهید مرور این دروس است.

اگر چند گرایش مختلف را انتخاب کرده اید و نمی دانید به کدام دعوت خواهید شد بهتر است دروس عمومی رشته خود را مرور کنید. معمولا فاصله بین اعلام اسامی معرفی شدگان به مصاحبه و جلسات مصاحبه چندان زیاد نیست و به تأخیر انداختن مطالعه تا آن زمان کار مناسبی به نظر نمی رسد.

۲-      اطلاع نسبی از دانش روز:  سعی کنید خلاصه مقالات ( Abstract )  ماههای اخیر یک نشریه معتبر در زمینه کاری خود را مطالعه کنید. اگر آشنایی شما با زبان زیاد نیست از منابع فارسی استفاده کنید. به هر حال سعی کنید از موضوعات جدید مطلع گردید.

۳-      آگاهی از جهان پیرامون: اگر داوطلب رشته هایی نظیر مدیریت ، اقتصاد و نظایر آنها هستید سعی کنید با مطالعه اخبار و اطلاعات مربوط به سایت های خبری تحلیلی در مورد مسائل داخل و خارج کشور آگاهی یابید و با مرور مسائل در ذهن خود برای سوالهای احتمالی پاسخ هایی آماده نمایید.

۴-      تهیه توصیه نامه ها : معمولا در مدارک دعوت به مصاحبه دانشگاه ها، دو یا سه توصیه نامه از اساتید دوره کارشناسی ارشد داوطلب خواسته می شود که یکی از آنها باید از استاد راهنمای وی باشد. اگر رتبه تان به گونه ای است که قطعا به مصاحبه دعوت خواهید شد می توانید از همین الان به فکر تهیه این توصیه نامه ها باشید. روزهای بعد از معرفی اسامی مصاحبه شوندگان روزهای باارزشی است که بهتر است صرف چنین کارهایی نشود. ضمن اینکه ممکن است در فرصت بعد از اعلام اسامی دسترسی به استاد مورد نظرتان ممکن نباشد. ولی به هر حال کلیت این نامه ها تأیید صلاحیت داوطلب برای ادامه تحصیل در مقطع بالاتر است. این موضوع به ویژه برای داوطلبانی که سالها قبل فارغ التحصیل شده اند و دانشگاه محل تحصیل شان جز انتخاب های آنها می باشد مفید است و زمینه ای محترمانه برای یادآوری خاطرات و ارزیابی های آنها است.

۵-     سر و سامان دادن به پایان نامه : اگر در ترم آخر کارشناسی ارشد هستید و مقاله ای هم ندارید تلاش کنید در زمان باقی مانده پایان نامه خود را به جایی برسانید. همراه داشتن پرینت نهایی کارتان هم تا حدی کمکتان خواهد کرد.

۶-      تدوین رزومه : اگر کارهای پژوهشی خاصی انجام داده اید از همین الان می توانید کار نگارش رزومه خود را انجام دهید. رزومه ای که در فرصت کافی نگارش یافته و تصحیح شده است با رزومه ای که با عجله نوشته شده است متفاوت خواهد بود.

۷-     تمرین مکالمه: در صورتی که آشنایی تان با زبان انگلیسی در حدی است که ارزش سرمایه گذاری دارد شروع به تمرین مکالمه کنید. همه ما می توانیم با همین میزان آشنایی با زبان انگلیسی مکالمه بهتری داشته باشیم. برای این کار لازم نیست به زبان انگلیسی مسلط باشید؛ آن قدر تمرین کنید که مطمئن باشید مکالمه تان به اندازه سطح آشنایی تان با زبان انگلیسی ارتقا یافته است.

۸-      روش تحقیق : اگر داوطلب رشته هایی هستید که درس روش تحقیق را گذرانیده اید آگاه باشید که آشنایی با روش تحقیق از مهمترین مباحث در ارزیابی شما است.

۹-     جمع و جور کردن کارها : سعی کنید همه کارهای پژوهشی خود را مرتب و منسجم کنید. اگر اصل بعضی مقاله هایتان را ندارید و یا نسخه ای از پایان نامه تان را در دسترس نگاه نداشته اید هر چه زودتر مشکل را حل کنید. همراه داشتن نسخه کامل کارهای تحقیقی تان کاری است که برخی دانشگاه ها از شما خواهند خواست.

 

نکاتی جهت موفقیت در مصاحبه دکتری


- در ابتدا از دانشجو خواسته می شود که خود را معرفی کرده و به طور مختصر در مورد گذشته تحصیلی خود توضیح دهد، به عنوان مثال نام دانشگاه محل تحصیل کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشجو پرسیده شده و در مورد پایین بودن بعضی نمرات توضیح خواسته می شود، این نکته را به خاطر داشته باشید که هر دانشجو در طول تحصیل خود ممکن است به دلایل مختلف از قبیل بیماری، مشکلات شخصی و … نمرات پایین کسب کرده باشد که پاسخ صادقانه در مورد علت این امر می تواند سبب جلب اعتماد اساتید حاضر در جلسه مصاحبه شود.

- در مرحله دوم از شما خواسته می شود که در مورد پایان نامه خود توضیح دهید. در این مرحله لازم است موضوع پایان نامه خود را به صورت واضح و در یک یا چند جمله با بیانی روشن معرفی کنید. لازم نیست شما در مورد جزئیات کار خود توضیحی ارائه کنید ولی باید به کل پایان نامه خود مسلط باشید.

- سوال دیگری که روز مصاحبه از شما پرسیده می شود، زمینه کاری مورد علاقه شماست. در پاسخ به این سوال هرگز نباید روی موضوع به خصوصی تأکید کنید، همچنین طوری پاسخ ندهید که گویی برایتان مهم نیست روی چه موضوعی کار کنید. بهتر است با پاسخ خود نشان دهید که هر چند روی چند زمینه کاری مسلط هستید ولی توانایی کار کردن روی موضوعات دیگر را هم دارید (یعنی انعطاف پذیر هستید).

- با مراجعه به سایت دانشگاهها و مطالعه پروفایل اساتید، موضوعات مورد علاقه و مقاله های پذیرفته شده آنان (به ویژه مقالات جدید) را مورد بررسی قرار دهید.

- به خاطر داشته باشید که داشتن انگیزه، کلید اصلی موفقیت در مصاحبه می باشد. صرفاً قبولی در مرحله اول این آزمون نمی تواند دلیل مناسبی برای ادامه تحصیل شما درمقطع دکتری باشد. 

- نکته بسیار مهم در مورد مصاحبه این است که شما توانایی عوض کردن عقیده اساتید را دارید و این امر میسر نمی شود مگر در صورتی که شما علاقه مندی و پیگیر بودن خود را نشان دهید و در پاسخ به سوالات صادق باشید. می توانید یک پرونده مختصر از اطلاعات مقاطع مختلف تحصیلیتان، سوابق کاری و توانایی های خود تهیه کنید تا در صورت لزوم ارائه نمایید.

- به همراه داشتن توصیه نامه علمی که از طرف استاد راهنمای پایان نامه کارشناسی ارشدتان نوشته شده و در پاکت سر بسته ای قرار داده شده است می تواند کمک بسیار زیادی به شما بکند. “سایت آزمون دکتری”

- در جلسه مصاحبه به ندرت پیش می آید که از شما سوال درسی پرسیده شود. اما همانطور که اشاره شده باید روی پایان نامه خود تسلط داشته باشید.

- با توجه به اینکه بسیاری از مقالات و کتابهای مرجع به زبان انگلیسی نوشته می شوند و شما برای پیشبرد پایان نامه خود باید از آنها استفاده کنید، تسلط به زبان انگلیسی حائز اهمیت خواهد بود. در صورتی که در یکی از آزمونهای مورد قبول دانشگاهها موفق به کسب مدرک زبان شده اید حتماً مدرک خود را به همراه داشته باشید، در غیر این صورت حتی اگر در درس زبان ضعیف هستید می توانید خود را در یادگیری آن مشتاق نشان دهید، به عنوان مثال در صورتی که به کلاس زبان می روید حتماً به آن اشاره کنید. ممکن است از شما خواسته شود که به زبان انگلیسی مختصری در مورد خود توضیح دهید. لازم است قبل از انجام مصاحبه در مورد این مسئله هم فکر کنید.

- توجه داشته باشید که برای یک استاد خیلی مهم است که دانشجوی دکتری به صورت تمام وقت روی پایان نامه خود کار کند و اشتغال به کار می تواند تأثیر منفی بر روی نظر اساتید داشته باشد، البته در صورتی که کار فعلی شما در زمینه ای غیر از تدریس است. داشتن سابقه تدریس، نوشتن و یا ترجمه کتاب و از این قبیل کارهای تحصیلی می تواند به روند مصاحبه شما کمک کند.

- می توانید قبل از انجام مصاحبه با مراجعه به دانشگاهها و صحبت با بعضی اساتید نظر آنها را در مورد خود جویا شوید. در مورد انتخاب اساتید بیشتر به توانایی آنها توجه کنید، حتی اگر فکر می کنید استادی در یک دانشگاه که از نظر رتبه بندی علمی پایین تر از دانشگاه دیگری است، بیشتر می تواند به شما کمک کند و در طول تحصیل همراه شما باشد حتماً او را انتخاب کنید.

- یکی از سوالاتی که حتماً مطرح می شود، تأمین هزینه تحصیل شما خواهد بود.
آیا خودتان سر کار می روید؟
شخص یا اشخاص دیگری هزینه زندگی شما را تأمین می کنند؟ (به عنوان مثال پدر و مادر و یا همسر)

- هر یک از افراد احتمالاً در دانشگاههای دیگر نیز برای انجام مصاحبه دعوت شده است. ممکن است از شما پرسیده شود که بین دانشگاه x و دانشگاه y کدامیک را ترجیح می دهید و به چه دلیل؟

- در صورتی که سوالی از شما پرسیده شود که جواب آن را نمی دانید، صادقانه بگویید که در حال حاضر حضور ذهن ندارم. به خاطر داشته باشید که اساتید در صورت شنیدن دروغ و یا اغراق، ذهنیت منفی پیدا می کنند.

 

محرم

یا کاشف الکرب عن وجه الحسین اکشف کربی به حق اخیک الحسین

فرا رسیدن تا اربعین حسینی به همه عاشقان تسلیت باد.

 


ماه خدا

سلام به همه 

حلول ماه مبارک رمضان ماه میهمانی خدا بر همه

مسلمین جهان مبارک باشه خصوصا به عزیزانی که

امسال اولین سالیه که افتخار این ضیافت رو پیدا

کردن .

زندگی نامه حضرت زینب کبری (س)

 


حرم حضرت زینب (س)

 زینب (س) سومین فرزند مهد ولایت است که در سال پنجم یا ششم هجری ( 2 یا 3 سال پس از ولادت امام حسین (ع) ) در مدینه چشم به جهان گشود. هنگامی‌که پیامبر (ص) از سفر بازگشته و خبر ولادت فرزند حضرت زهرا (س) را از حضرت علی (ع) شنیدند، فرمودند: « فرزندان فاطمه (س)، فرزندان منند ولی خداوند درباره آنان تصمیم می گیرد.» در همین هنگام جبرئیل نازل شد و پیام آ‌ورد که خداوند می‌فرماید: « نام این دختر را زینب بگذارید که این نام را در لوح محفوظ نوشته‌ام.» آن‌گاه رسول خدا زینب را گرفت و بوسید و گفت: « توصیه می‌کنم که همه، این دختر را احترام کنند، که مانند خدیجه کبری است. » یعنی همان‌طور که فداکاری‌های خدیجه در پیشبرد اهداف پیامبر و اسلام بسیار ثمربخش بود، ایثار، صبر و استقامت زینب در راه خدا نیز در بقا و جاودانگی اسلام از اهمّیّت ویژه‌ای برخوردار است.
زینب (س) بیش از 5 سال وجود رسول اکرم (ص) را درک نکرد و در سال یازدهم هجرت، غم هجران جدّ بزرگوار خود، محمد مصطفی (ص) را بر جان نشاند. گویی پرواز رسول اکرم آغاز محنت‌های زینب بود. چند ماه بعد غم فقدان مادری که فخر زنان عالم بود نیز بر جان خسته‌اش نشست و دل کوچکش را در این مصیبت عظیم غصه‌دار ساخت. او که از وجود پیامبر اکرم بهره‌ها برده و در دامان مهر و عطوفت زهرای اطهر از جرعه‌های معرفت سیراب گشته بود، حدیث صبر و استقامت را در دفتر وجودش نگاشت؛ چرا که خبر مصائب و محنت‌هایی را که در مسیر عمرش با آنها روبه‌رو می‌گشت از رسول خدا(ص) شنیده بود

ادامه نوشته

امام خمينى از ولادت تا رحلت

مأمـوريـن كاخ اليزه نظر رئيـس جـمهـور فـرانسه را مبنـى بـر اجتناب از هرگـونه فـعـالـيـت سـياسـى بـه امام ابلاغ كـردنـد. ايـشـان نيز در واكـنـشــى تنـد تصـريح كـرده بـود كه ايـنگونـه محدوديتها خلاف ادعاى دمكراسى است و اگر او ناگزير شـود تا از ايـن فرودگـاه بـه آن فـرودگـاه و از ايـن كـشـور بـه آن كـشـور بـرود بـاز دست از هـدفهايـش نخـواهـد كشيـد...

در روز بيستم جمادى الثانى 1320 هجرى قمرى مطابق با 30 شهريـور 1281 هجرى شمسى ( 21 سپتامپر 1902 ميلادى) در شهرستان خمين   از توابع استان مركزى ايران در خانواده اى اهل علـم و هجرت و جهاد و در خـانـدانـى از سلاله زهـراى اطـهـر سلام الله عليها, روح الـلـه المـوسـوى الخمينـى پـاى بـر خـاكدان طبيعت نهاد .
او وارث سجاياى آباء و اجدادى بـود كه نسل در نسل در كار هـدايـت  مردم وكسب مـعارف الهى كـوشيـده انـد. پـدر بزرگـوار امام خمينـى  مرحوم آيه الـله سيد مصطفى مـوسـوى از معاصريـن مرحـوم آيه الـلـه  العظمـى ميرزاى شيـرازى (رض), پـس از آنكه ساليانـى چنـد در نجف  اشـرف علـوم و معارف اسلامـى را فـرا گرفته و به درجه اجتهـاد نايل  آمـده بـود بـه ايـران بازگشت و در خمـيـن ملجاء مردم و هادى آنان  در امـور دينـى بـود. در حـالـيكه بيـش از 5 مـاه ولادت روح الـلـه  نمى گذشت, طاغوتيان و خوانين تحت حمايت عمال حكومت وقت نداى حق طلبـى پـدر را كه در برابر زورگـوئـيهايشان بـه مقاومت بـر خاسته بـود, با گلـوله پاسـخ گفـتـنـد و در مـسير خمـيـن به اراك وى را بـه شهادت رسانـدنـد. بستگان شهيـد بـراى اجراى حكـم الهى قصاص به  .تهران (دار الحكـومه وقت) رهـسـپار شـدند و بر اجراى عـدالت اصـرار ورزيدند تا قاتل قصاص گرديد


بديـن ترتبيب امام خـميـنى از اوان كـودكى با رنج يـتـيـمىآشـنا و با مفهوم شهادت روبرو گرديد. وى دوران كـودكـى و نـوجـوانى را تحت  سرپرستى مادر مـومـنـه اش (بانـو هاجر) كه خـود از خاندان علـم و تقـوا و از نـوادگان مـرحـوم آيـه الـلـه خـوانسـارى ( صاحب زبـده  التصانيف ) بوده است. همچنيـن نزد عمه مـكـرمه اش ( صاحبـه خانم ) كه بانـويى شجاع و حقجـو بـود سپرى كرد اما در سـن 15 سالگى از  نعمت وجـود آن دو عزيز نيز محـروم گـرديد .
هجرت به قـم, تحصيل دروس تكميلى وتدريس علوم اسلامى
اندكـى پـس از هجرت آيه الله العظمـى حاج شيخ عبد الكريـم حايرى يزدى ـ رحـمه الله عليه ـ  ( نـوروز 1300 هـجـرى شمسـى, مـطابق بـا رجب المـرجب 1340 هجـرى قمـرى ) امام خمينى نيز رهـسپار حـوزه  علميه قـم گرديد و به سرعت مراحل تحصيلات تكميلى علوم حـوزوى را نزد اسـاتيد حـوزه قـم طـى كرد. كه مـى تـوان از فرا گرفتـن تـتـمـه  مباحث كـتاب مطـول ( در علـم معانى و بيان ) نزد مرحوم آقا مـيـرزا محمـد علـى اديب تهرانـى و تكميل دروس سطح نزد مرحـوم آيه الـله  سيد محمد تقـى خـوانسارى, و بيشتر نزد مرحـوم آيه الـله سـيـد عـلى  يثربى كاشانى و دروس فـقـه و اصـول نزد زعيـم حـوزه قـم آيـه الـله  العظمى حاج شيخ عبدالكريـم حايرى يزدى ـ رضـوان الـلـه عليهـم نام  برد .
پـس از رحلت آيه الله العظمـى حـايـرى يزدى تلاش امـام خمينـى به همراه جمعى ديگر از مجتهديـن حـوزه علميه قـم به نـتيچـه رسـيـد و آيه الله العظمـى(رض) به عنـوان زعـيـم حـوزه عـلمـيـه عازم قـــم  گـرديـد. در اين زمان, امام خمينـى به عـنـوان يـكـى از مـدرسيـن و مجتهديـن صـاحب راءى در فـقـه و اصـول و فلسفه و عرفــان و اخلاق  شناخته مى شد . حضرت امام طى سالهاى طولانى در حوزه علميه قـم به  تدريـس چنديـن دوره فقه, اصـول, فلسفه و عرفان و اخـلاق اسـلامى در فيضيه, مسجـد اعظم, مسجـد  محمـديه, مـدرسه حـاج ملاصـادق, مسجد سلماسى, و ... همت گماشت و در حـوزه علميه نجف نيز قريب 14 سال  در مسجـد شيخ اعطـم انصــــارى (ره) معارف اهل بـيت و فـقـه را در عاليترين سطـوح تدريـس نمود و در نجف بـود كه بـراى نخـستـيـن بار .مبانـى نظرى حكـومت اسلامـى را در سلسله درسهاى ولايت فـقيه بازگـو نمود.
امـام خمينـى در سنگـر مبـارزه و قيــام
روحيه مبارزه و جهاد در راه خـدا ريـشـه در بينـش اعـتـقـادى و تربـيت و محيط خانـوادگى و شرايط سـيـاسى و اجـتماعى طـول دوران زندگى آن حضرت داشـتـه است. مـبارزات ايـشان از آغاز نـوجـوانـى آغـاز و سـيـر تكاملى آن به مـوازات تكـامـل ابـعاد روحى و عـلمى ايـشان از يكـسـو و اوضاع و احـوال سياسـى و اجتماعى ايـران و جـوامع اسـلامـى از سـوى ديگـر در اشكـال مخـتـلف ادامـه يـافـته است و در ســـال 1340 و 41 ماجراى انجمـنهاى ايالـتى و ولايـتى فرصـتـى پـديـد آورد تا ايـشان در رهبـريت قـيام و روحـانيـت ايـفاى نقـش كنـد و بـديـن تـرتـيـب قـيـام سراسرى روحانيت و ملت ايـران در 15 خـرداد سال 1342 با دو ويـژگـى برجستـه يعنى رهـبرى واحد امام خمـيـنى و اسلامـى بـودن انگـيـزه ها, و شعارها و هدفهـاى قيام, سرآغـازى شـد بر فـصـل نـويـن مـبارزات مـلـت ايران كه بـعد ها تحت نام انقلاب اسلامى در جهان شناخـتـه و معرفـى شـد امام خمـيـنـى خاطـره خـويـش از جنـگ بيـن المـلل اول را در حاليكه نـوجـوانى 12 ساله بـوده چنين ياد مـى كند : مـن هـر دو جـنـگ بـيـن المللـى را يادم هست ... مـن كـوچـك بـودم لكـن مـدرسـه مى رفـتـم و سربازهاى شـوروى را در هـمان مركزى كه ما داشـتـيـم در خـمـيـن, مـن آنجا آنهـا را مى ديـدم و ما مـورد تاخت و تاز واقع مى شـديـم در جـنـگ بيـن المـلـل اول. حضـرت امام در جايى ديگر با ياد آورى اسامى بـرخى از خوانيـن واشـرار سـتمگر كه در پناه حكـومت مـركـزى بـه غـارت اموال و نواميـس مردم مى پرداختند مى فـرمايد : مـن از بچگى در جـنـگ بـودم ... ما مـورد زلقـى هـا بـوديـم, مـورد هـجـوم رجـبعلـيـهـا بــوديـم و خـودمان تفنگ داشتيـم و مـن در عيـن حالى كه تـقـريـبا شـايـد اوايـل بلوغم بود, بـچـه بودم, دور ايـن سنگـرهايى كه بـسـتـه بـود نـد در مـحل ما و اينها مى خـواسـتند هجـوم كـنند و غـارت كـنند, آنجا مى رفـتـيــم سنگرها را سركشـى مى كرديـم كـودتاى رضا خان در سـوم اسفـند 1299 شمسـى كه بنابر گـواهـى اسـناد و مدارك تاريخـى و غـير قابـل خـدشـه بـوسيله انگليـسها حـمايت و سازمانـدهـى شـده بـود هـر چـنـد كـه بـه سلطنت قاجاريه پايان بخشيد و تا حـدودى حكـومت مـلوك الطـوايـفـى خـوانيـن و اشـرار پـاركنـده را محمـدود سـاخت اما درعـوض آنچـنـان ديكتاتـورى پديد آورد كه در سايـه آن هـزار فامـيـل بر سرنـوشـت مـلـت مظلـوم ايـران حاكـم شدند ودودمان پهـلـوى به تنهايى عهـده دار نقـش سابق خوانين و اشرار گرديد .
در چنينـى شرايطـى روحانيت ايران كه پـس از وقايع نهـضـت مشروطيت در تنگناى هجـوم بى وقـفـه دولتهـاى وقت و عـمال انگليسى از يكـسو و دشمـنيهاى غرب باختگان روشنفـكر مـآب از سـوى ديگر قـرار داشت براى دفاع از اسـلام و حـفـظ موجـوديت خـويـش بـه تكاپـو افـتاد. آيه الـلـه العظمى حاج شيخ عـبدالـكريـم حايرى بـه دعـوت علماى وقت قـم از اراك به ايـن شهـر هجرت كرد واندكـى پـس از آن امـام خـميـنى كه با بـهـره گيرى از استعداد فـوق العاده خـويـش دروس مقـدماتى و سطـوح حـوزه علميه را در خـميـن و ارا ك با سـرعـت طى كرده بود به قـم هجرت كـرد و عملا در تـحكيـم موقعيت حـوزه نـو تاسيـس قـم مـشاركـتى فعال داشت.
زمان چندانـى نگذشت كه آن حضرت در اعداد فضلاى برجـسته اين حـوزه در عرفـان و فلسفه و فقه و اصـول شنـاخته شـد.


پـس از رحلت آيـه اللـه العظمى حايرى ( 10 بهمـن 1315 ه-ش ) حـوزه علميه قـم را خطر انحلال تهـديد مى كرد. عـلماى مـتـعهـد به چاره جويى برخاستند. مدت هشت سال سرپرستى حـوزه علمـيـه قـم را آيات عـظـام :
سيد محمد حجت, سيد صدر الديـن صدر و سيـد محـمـد تقـى خـوانسارى -رضوان الـلـه عليهـم ـ بر عهده گرفتند. در ايـن فاصله و بـخصـوص پـس از سقوط رضاخان, شرايط براى تحقق مرجعيت عظمى فراهـم گرديد. آيه الله العظمى بروجردى شخصيت علمى برجسته اى بـود كـه مـى تـوانست جانشين مناسبـى براى مـرحوم حايرى و حفـظ كيان حـوزه بـاشـد. ايـن پيشنهاد از سـوى شاگردان آيـه الـلـه حايرى و از جمله امام خـمـيـنـى به سرعت تعقيب شـد. شخص امام در دعـوت از آيـه الـلـه بـروجردى براى هجرت به قـم و پذيرش مسئوليت خطـير زعامت حـوزه مجدانه تلاش كرد.
امام خمينـى كه با دقـت شـرايط سياسـى جامعه و وضعـيـت حـوزه ها را زير نظر داشت و اطـلاعات خـويش را از طريق مطالـعه مـستمر كتب تاريخ معاصـر و مجلات و روزنـامـه هاى وقـت و رفـت و آمـد بـه تهـران و درك محضر بزرگانى همچون آيـه الـلـه مـدرس تكـميل مى كرد دريافـته بـود كه تـنها نقـطـه امـيـد بـه رهـايـى و نجات از شـرايط ذلت بارى كه پـس از شكست مشروطيت و بخصـوص پـس از روى كار آوردن رضا خان پديد آمده است, بيدارى حوزه هاى عـلمـيـه و پيش از آن تضـميـن حيات حوزه ها و ارتبـاط معنـوى مـردم بـا روحـانيت مـى بـاشـد.
امام خمينى در تعقيب هدفهاى ارزشمند خويش در سال 1328 طرح اصلاح اساس ساختار حـوزه علميه را با هـمـكارى آيـه الـلـه مـرتضـى حايـرى تهـيـه كرد و بـه آيـه الـلـه بـروجردى ( ره) پـيشـنهاد داد. ايـن طرح از سوى شاگردان امام و طلاب روشـن ضمير حـوزه مـورد اسـتقبال و حمايت قرار گرفت .
اما رژيـم در محاسباتـش اشـتـبـاه كرده بـود. لايحه انجـمـنـهاى ايالتى و ولايتى كـه به مـوجـب آن شـرط مسـلمان بودن, سوگـند به قرآن كريـم و مرد بـودن انـتخاب كـنـنـدگان و كانديـداها تغيير مـى يافت در 16 مهـر 1341 ه - ش به تصـويب كـابـيـنـه اميـر اسـد الـلـه علـم رسيـد. آزادى انتخابات زنان پـوششـى براى مخفى نگـه داشـتـن هـدفـهاى ديگر بـود.
حذف و تغيير دو شـرط نخـست دقـيـقا بـه منظور قانـونـى كـردن حضـور عناصر بهايـى در مصـادر كـشـور انتخاب شـده بـود. چـنانكه قـبـلا نـيـز اشاره شد پـشتـيـبـانى شـاه از رژيـم صهـيـونيـستـى در تـوسعه مناسبات ايران و اسرائـيل شرط حمايـتهاى آمـريـكـا از شـاه بـود. نـفـوذ پـيـروان مـسـلك استعـمـارى بهـائـيت در قـواى سه گانه ايران ايـن شرط را تحقق مـى بخشيد. امام خمـيـنـى به هـمراه عـلماى بزرگ قـم و تهـران به محض انتشار خبر تصويب لايحه مـزبور پـس از تبادل نـظـر دسـت به اعـتـراضات همه جانبه زدند .
نقـش حضرت امام در روشـن ساختـن اهداف واقعى رژيـم شـاه و گوشـزد كـردن رسالت خطير علما و حـوزه هاى علمـيـه در ايـن شـرايـط بـسيـار مـوثـر وكارساز بـود. تلگرافـهـا و نامـه هـا سرگـشـاده اعـتـراض آمـيز علما به شاه و اسـد الـلـه علـم مـوجى از حـمايـت را در اقـشار مخـتلف مردم برانگيخت. لحـن تلگرافـهـاى امام خمـيـنـى به شاه و نخست وزير تند و هشـدار دهنده بود.

در يكـى از ايـن تلگرافها آمده بـود :
اينجانب مجددا به شما نصيحت مى كنـم كه بـه اطاعت خـداوند مـتعـال و قانـون اساسـى گردن نهيد واز عواقب وخـيـمـه تخلف از قـرآن و احـكام علماى ملت و زعماى مسلميـن و تخـلف از قانـون اساس بـترسيد وعـمـدا و بـدون مـوجب مـمـلكت را به خطـر نـيـنـدازيد و الا علماى اسلام درباره شمـا از اظهار عقيـده خـوددارى نخـواهنـد كـرد .
بديـن ترتـيـب ماجراى انجـمنهاى ايـالـتى و ولايـتـى تجربـه اى پيروز و گرانقدر براى ملت ايران بـويژه از آنجهـت بـود كـه طى آن ويـژگـيـهـاى شخصيتـى را شناخـتـنـد كه از هر جهـت براى رهـبـرى امت اسلام شايسته بـود. باو جـود شكست شـاه در ماجـراى انجـمـنها, فـشـار آمريكـا بـراى انجـام اصلاحـات مـورد نظر ادامـه يافت. شـاه در ديـماه 1341 هجـرى شمسى اصـول ششگانه اصلاحات خويـش را بر شمرد و خـواستار رفـراندوم شد . امام خمينى بار ديگـر مراجع و عـلمـاى قـم را بـه نـشـست و چاره جويى دوباره فراخواند .


با پيشنهاد امام خمينى عـيـد باسـتانـى نـوروز سـال 1342 در اعـتراض به اقدامات رژيم تحريـم شد. در اعلامـيه حضـرت امام از انـقـلاب سـفـيـد شاه بـه انقـلاب سـيـاه تعـبـيـر و هـمـسـويـى شـاه بـا اهـداف آمريكا و اسرائيل افـشا شده بود . از سـوى ديگـر, شـاه در مـورد آمادگى جامـعـه ايـران بـراى انجام اصلاحات آمـريكا به مـقامات واشـنگـتـن اطـمـيـنان داده بـود و نام اصـلاحات را انقـلاب سـفـيـد نهاده بـود. مخالـفت عـلما براى وى بسيار گران  مىآمد .
امام خمـيـنى در اجـتماع مردم, بى پروا از شخـص شـاه به عنـوان عـامل اصلـى جنايات و هـمـپـيـمان بـا اسـرائـيـل ياد مـى كـرد و مـردم را بـه قـيام فرا مـى خـوانـد. او در سـخـنـرانى خـود در روز دوازده فـرورديـن 1342 شديـدا از سـكـوت عـلماى قـم و نجف و ديگر بلاد اسلامى در مقابل جنايات تازه رژيـم انـتـقـاد كرد و فـرمـود : امـروز سكـوت هـمـراهى بـا دستگـاه جبـار است حضـرت امـام روز بعد ( 13 فرورديـن 42 ) اعلامـيـه معروف خـود را تحت عنـوان شاه دوستى يعنى غارتگرى منـتـشر ساخت .
راز تاءثير شگـفت پـيـام امام و كـلام امـام در روان مخاطـبـيـنـش كه تا مرز جانـبازى پيـش مـى رفت را بايـد در هـمـيـن اصـالت انـديشه, صلابت راى و صـداقت بـى شـائبه اش بـا مـردم جستجـو كـرد .
سال 1342 با تحريـم مراسـم عـيـد نوروز آغـاز و با خـون مظـلـوميـن فيضيه خـونرنگ شد. شـاه بر انجام اصـلاحات مـورد نظـر آمـريكـا اصـرار مـى ورزيـد و امام خـمـيـنى بر آگاه كردن مردم و قـيـام آنـان در بـرابـر دخـالتهاى آمـريكـا و خيـانـتهاى شاه پـافـشـارى داشـت. در چهـارده فرورديـن 1342 آيـه الله العظمـى حكيـم از نجف طـى تلگـرافـهـايى بـه علما و مراجع ايران خـواستار آن شد كـه همگـى به طـور دسـتـه جمـعى به نجف هجرت كنند. اين پيشنهاد براى حفـظ جان عـلما و كيان حـوزه ها مطرح شده بود .
حضرت امام بـدون اعـتـنا بـه ايـن تهـديـدها, پاسخ تلگـراف آيـه الـلـه العـظـمى حكيـم را ارسال نمـوده و در آن تاكيـد كرده بـود كـه هـجـرت دسـتـه جمـعى علما و خالـى كـردن حـوزه علميه قـم به مصلحت نيست .
امام خميـنـى در پيامـى( بـه تايخ 12 / 2 / 1342 ) بـمناسـبـت چهـلـم فاجعـه فـيـضـيـه بـر همـراهـى عـلما و مـلت ايران در رويارويـى سـران ممـالك اسلامـى و دول عربـى بـا اسـرائيل غاصب تـاكيد ورزيد وپيمانهاى شـاه و اسـرائيل را محكـوم كرد .


قيام 15 خرداد
ماه محرم 1342 كه مـصادف با خرداد بـود فـرا رسـيد. امام خمينى از ايـن فـرصت نهـايت اسـتفاده را در تحـريك مردم بـه قيام عـليـه رژيـم مستبد شاه بعمل آورد .
امام خمينى در عـصـر عاشـوراى سال 1383 هجرى قمـى( 13 خرداد 1342شمسى ) در مـدرسه فيضـيـه نطق تاريخـى خـويـش را كه آغازى بر قيام 15 خرداد بود ايراد كرد .
در هميـن سخنرانى بـود كه امام خمـيـنى بـا صداى بلند خطاب به شاه فرمـود : آقا مـن به شما نصيحت مـى كنـم, اى آقاى شـاه ! اى جنـاب شاه! مـن به تو نيصحت مى كـنم دسـت بـردار از اين كارها, آقا اغـفـال مى كنند تو را. مـن مـيل ندارم كـه يـك روز اگر بـخـواهـند تـو بـروى, همه شكر كـنند ... اگر ديكـته مى دهند دسـتت و مى گـويند بخـوان, در اطـرافـش فكـر كـن .... نصـيحت مرا بـشـنـو ... ربط ما بـيـن شـاه و اسرائيل چيست كه سازمان امنيت مـى گـويد از اسرائـيـل حرف نزنـيـد ... مگر شاه اسـرائـيلـى است ؟ شاه فـرمان خامـوش كـردن قـيـام را صادر كـرد. نخست جمع زيادى از ياران امام خمينـى در شـامگاه 14 خرداد دستگيـر و ساعت سه نيمه شب ( سحـرگاه پانزده خـرداد 42 ) صـدها كماندوى اعـزامـى از مركز, منزل حضرت امـام را محاصره كردند و ايشان را در حاليكه مشغول نماز شب بـود دستگيـر و سـراسـيـمـه بـه تهـران بـرده و در بازداشــتگاه باشگاه افـسـران زنـدانـى كـردنـد و غروب آنروز به زندان قـصر مـنتقل نمـودنـد . صـبحگاه پـانـزده خـرداد خبـر دستگيرى رهـبـر انقلاب بـه تهـران, مـشهـد, شيـراز وديگـر شهرها رسيـد و وضعيتـى مشـابه قـم پـديد آورد .
نزديكترين نديم هميشگى شاه, تيمـسار حسيـن فردوست در خاطراتش از بكارگيرى تجربيات و همكارى زبـده ترين ماموريـن سـياسى و امـنيـتى آمريكا براى سركـوب قـيام و هـمچنيـن از سراسـيمگـى شاه و دربـار وامراى ارتـش وساواك در ايـن ساعـات پرده بـرداشـتـه و تـوضـيح داده است كه چگـونه شـاه و ژنـرالهـايـش ديـوانه وار فرمان سركـوب صادر مى كردند .


امام خمينـى, پـس از 19 روز حبـس در زنـدان قـصـر بـه زنـدانـى در پـادگـان نظامـى عشـرت آبـاد منتقل شـد .
با دستگيرى رهبـر نهـضـت و كـشتار وحشيانه مـردم در روز 15 خـرداد 42, قيام ظاهرا سركوب شد. امـام خمـينى در حبـس از پاسخ گفتـن بـه سئوالات بازجـويان, با شهـامت و اعلام ايـنكه هـيـئـت حاكمه در ايـران و قـوه قضائيه آنرا غـير قـانـونـى وفـاقـد صلاحـيت مـى داند, اجتـناب ورزيـد. در شامگاه 18 فـرورديـن سال 1343 بـدون اطلاع قـبـلى, امام خمينى آزاد و به قـم منتقل مـى شـود. بـه محض اطلاع مردم, شـادمـانى سراسر شهر را فرا مـى گيرد وجشنهاى باشكـوهى در مـدرسه فـيـضـيـه و شهـر بـه مـدت چـنـد روز بـر پا مـى شـود . اوليـن سالگـرد قـيام 15خـرداد در سال 1343 با صـدور بيانيه مـشتـرك امام خمـيـنـى و ديگر مراجع تقليد و بيانيه هاى جداگانه حـوزه هاى علمـيه گرامـى داشـتـه شـد و به عنـوان روز عزاى عمـومـى معرفـى شـد.
امـام خمـينـى در هـمـيـن روز ( 4 آبـان 1343 ) بـيانـيـه اى انقلابـى صادر كرد و درآن نـوشـت : دنـيا بـدانـد كه هر گرفـتارى اى كـه ملـت ايـران و مـلـل مسلمـيـن دارنـد از اجـانب اسـت, از آمـريكاست, ملـل اسلام از اجـانب عمـومـا و از آمـريكـا خصـوصـا متنفــر است ... آمـريكـاست كه از اسـرائيل و هـواداران آن پشتيبـانـى مـى كنـد. آمريكاست كه به اسرائيل قـدرت مـى دهـد كه اعراب مسلـم را آواره كند. افشاگرى امام عليه تصـويب لايحه كاپيتـولاسيون, ايران را در آبان سـال 43 در آستـانه قيـامـى دوبـاره قرار داد .
سحرگاه 13 آبان 1343 دوباره كماندوهاى مـسلح اعـزامى از تـهـران, مـنزل امام خمـيـنى در قـم را محاصره كـردنـد. شگـفـت آنـكه وقـت باز داشت, هـمـاننـد سال قـبـل مصادف با نيايـش شبـانه امام خمينـى بـود .حضرت امام بازداشت و بـه هـمراه نيروهاى امـنـيـتى مـستقيما بـه فرودگاه مهرآباد تهران اعـزام و بـا يك فـرونـد هـواپـيـماى نظامى كـه از قبل آماده شـده بـود, تحت الحـفـظ مامـوريـن امـنيـتى و نظامى بـه آنكارا پـرواز كـرد. عـصـر آنـروز سـاواك خـبـر تـبـعـيـد امـام را بـه اتهام اقـدام عليه امنيت كشـور ! در روزنـامه ها مـنتـشـر سـاخت.
عليرغم فضاى خفقان موجى از اعتراضها بـه صـورت تـظـاهـرات در بـازار تهران, تعطيلى طولانى مدت دروس حوزه ها و ارسال طومارها و نامـه ها به سازمانهاى بيـن المللـى و مـراجع تقليـد جلـوه گـر شد.
اقامت امام در تركيه يازده ماه به درازا كشيد در اين مدت رژيم شاه با شدت عمل بـى سابقه اى بقاياى مقاومت را در ايران در هـم شكـست و در غياب امام خمينى به سرعت دست به اصلاحات آمريكا پـسند زد. اقـامت اجبارىدر تـركيـه فـرصتـى مغـتـنـم بـراى امـام بـود تا تـدويـن كتـاب بزرگ تحـريـر الـوسيله را آغاز كند.


تبعيـد امـام خمينـى از تـركيه به عراق
روز 13 مهرماه 1343 حضرت امام به هـمـراه فرزنـدشان آيه الله حاج آقا مصطفـى از تركيه به تبعيدگاه دوم, كشـور عراق اعزام شدند . امام خمينى پس از ورود بـه بـغداد بـراى زيارت مرقـد ائـمه اطهار(ع) به شهــرهــاى كاظميـن, سامـرا و كـربلا شتـافت ويك هـفـته بعد بـه محل اصلـى اقـامت خـود يعنـى نجف عزيمت كرد.
دوران اقامت طـولانـى و 13 ساله امام خمـينى در نجف در شرايطى آغاز شد كه هر چند در ظاهر فشارها و محدوديـتهاى مستقيـم در حـد ايـران و تـركيه وجـود نـداشت اما مخالفـتها و كارشكـنـيها و زخـم زبانهـا نـه از جـبـهـه دشمـن رويارو بـلكه از ناحيه روحانى نمايان و دنيا خـواهان مخفى شده در لباس ديـن آنچنان گـسترده و آزاردهنده بود كه امام با هـمـه صـبر و بـردبارى معروفـش بارها از سخـتى شرايط مبارزه در ايـن سالها بـه تلخى تمام ياد كرده است. ولى هـيچـيـك از ايـن مصـائب و دشـواريها نـتـوانـست او را از مـسيــرى كه آگـاهانه انتخاب كرده بود باز دارد .
امام خمينى سلسله درسهاى خارج فـقه خـويـش را با همه مخالفتها و كارشكنيهاى عناصر مغرض در آبان 1344 در مسجد شيخ انصارى (ره) نجف آغاز كرد كه تا زمان هجـرت از عراق به پاريـس ادامه داشت . حوزه درسى ايشان به عنـوان يكى از برجسته تريـن حوزه هاى درسى نجف از لحـاظ كيفيت و كميت شـاگـردان شنـاخته شـد .
امام خمينـى از بدو ورود بـه نجف بـا ارسال نامـه ها و پيكـهايى بـه ايران, ارتباط خويـش را بـا مـبارزيـن حـفـظ نـموده و آنان را در هـر منـاسبـتـى بـه پـايـدارى در پيگيـرى اهـداف قـيام 15 خـرداد فـرا مى خواند .
امام خمينى در تمام دوران پـس از تـبـعـيد, عليرغـم دشواريهاى پديد آمـده, هيچگاه دست از مبارزه نـكـشيـد, وبـا سخنـرانيها و پيامهـاى خـويـش اميـد به پيـروزى را در دلها زنـده نگـاه مى داشت .
امام خمينى در گفتگـويى با نمانيده سازمان الفـتـح فـلسطيـن در 19 مهر 1347 ديـدگاههاى خويش را درباره مسائل جهان اسلام و جهاد ملت فلسطين تشريح كرد و در همين مصاحبه بر وجوب اختصاص بخشى از وجـوه شـرعى زكات بـه مجـاهـدان فلسطينـى فتـوا داد .
اوايل سال 1348 اختلافات بـيـن رژيـم شاه و حزب بـعث عراق بـر سر مرز آبـى دو كشـور شدت گرفت. رژيـم عراق جمع زيادى از ايـرانـيان مقيـم اين كشـور را در بـدتريـن شرايط اخراج كرد. حزب بـعث بـسـيار كوشيد تا از دشمـنى امام خمـيـنى با رژيـم ايـران در آن شرايط بـهـره گيرد .
چهار سال تـدريس, تلاش و روشنگرى امام خمـيـنـى تـوانسته بـود تا حـدودى فضاى حـوزه نجف را دگرگـون سازد. اينـك در سال 1348 علاوه بر مبارزين بيـشمار داخل كشور مخاطبين زيادى در عراق, لبـنان و ديگر بـلاد اسلامـى بـودنـد كه نهـضت امام خمينى را الگـوى خويـش مى دانستند .


امـام خمينـى و استمـرار مبـارزه ( 1350 ـ 1356 )
نيمه دوم سال 1350 اختلافات رژيـم بعثـى عراق و شاه بالا گـرفت و به اخراج و آواره شـدن بسيارى از ايرانيان مقيـم عراق انجاميد. امام خمينى طـى تلگرافى به رئيـس جمهور عراق شديدا اقدامات ايـن رژيـم را محكـوم نمود. حضرت امام در اعتراض به شرايط پيـش آمـده تصميـم به خـروج از عراق گـرفت اما حكـام بـغداد بـا آگـاهـى از پيـامـدهـاى هجـرت امـام در آن شـرايط اجـازه خـروج ندادند سال 1354 در سالگرد قيام 15 خـرداد, مـدرسه فيضيه قـم بار ديگر شاهـد قيام طلاب انقلابـى بـود. فريادهاى درود بر خمينـى ومـرگ بر سلسله پهلـوى به مـدت دو روز ادامه داشت پيـش از ايـن سازمانهـاى چـريكـى متلاشـى شـده وشخصيتهاى مذهى و سياسى مبارز گرفـتار زندانهاى رژيم بودند .
شاه در ادامه سياستهاى مذهـب ستيز خود در اسفنـد 1354 وقيحـانه تاريخ رسمـى كشـور را از مـبداء هجرت پيامـبـر اسلام بـه مبداء سلطنت شاهان هخامنشى تغـيير داد. امام خمينى در واكنيشى سخت, فـتوا به حرمت استفاده از تاريخ بـى پايـه شاهنشاهـى داد. تحريـم اسـتفـاده از ايـن مبداء موهـوم تاريخى هـمانند تحريـم حزب رستاخيز از سـوى مردم ايران اسـتقبال شـد و هر دو مـورد افـتـضاحـى براى رژيـم شاه شـده و رژيـم در سـال 1357 ناگزيـر از عقـب نشينـى و لغو تـاريخ شاهنشاهى شد .


اوجگيرى انقلاب اسلامى در سال 1356 و قيام مـردم
امام خمينـى كه بـه دقت تحـولات جارى جهان و ايـران را زيـر نظر داشت از فـرصت به دست آمـده نهـايت بـهـره بـردارى را كـرد. او در مرداد 1356 طـى پيامى اعلام كرد : اكنون به واسطـه اوضاع داخلى و خارجى و انعـكاس جنايات رژيـم در مجامع و مطـبـوعات خارجى فرصتى است كه بايد مجامع علمى و فـرهـنگى و رجال وطـنـخـواه و دانشجويان خارج و داخل و انجمـنهاى اسلامى در هر جايـى درنگ از آن استفاده كنند و بى پرده بپا خيزند .
شهادت آيه الله حاج آقا مصطفى خمـينى در اول آبان 1356 و مراسم پر شكـوهـى كه در ايران برگزار شـد نقـطـه آغازى بـر خيزش دوباره حـوزه هاى علميه و قيام جامعه مذهـبى ايران بـود. امام خمـينى در همان زمان به گـونه اى شگفت ايـن واقعه را از الطـاف خفـيـه الهى ناميده بـود. رژيـم شاه با درج مقاله اى تـوهـيـن آمـيـز عـليـه امام در روزنامه اطلاعات انتقام گرفت. اعتراض بـه ايـن مـقـاله, بـه قـيام 19 دى مـاه قـم در سـال 56 منجـر شد كـه طى آن جمعى از طلاب انقلابـى به خـاك و خـون كشيـده شـدند . شاه عليـرغم دست زدن به كشتارهاى جمعى نتـوانست شعله هاى افروخته شده را خاموش كند .او بسيج نطـامـى و جهاد مسلحـانه عمـومـى را بـعنــــوان تنها راه باقـيمانـده در شرايط دست زدن آمريكا بـه كـودتاى نظامـى ارزيـابـى مى كرد .


هجرت امام خمينى از عراق به پاريس
در ديدار وزراى خارجه ايران و عراق در نـيـويـورك تصـمـيـم به اخراج امام خمينـى از عراق گرفته شـد. روز دوم مـهـر 1357 مـنزل امـام در نجف بـوسيله قـواى بعثـى محاصره گرديـدانعكاس ايـن خبـر با خشـم گستـرده مسلمانان در ايران, عراق و ديگـر كشـورها مـواجه شـد .
روز 12 مهر ,امام خمينى نجف را به قصد مرز كـويت ترك گـفـت. دولت كويـت با اشاره رژيـم ايـران از ورود امـام بـه ايـن كـشـور جلوگـيـرى كـرد. قـبـلا صحـبـت از هجـرت امام بـه لبـنـان و يا سـوريه بـود امـا ايشان پـس از مشـورت با فـرزنـدشان ( حجه الاسلام حاج سيـد احمـد خمينـى ) تصميـم بـه هجـرت به پاريـس گرفت. در روز 14 مهـر ايشان وارد پاريس شدند .
و دو روز بعد در منزل يكى از ايرانـيـان در نوفـل لـوشـاتــو ( حـومـه پاريـس ) مستقـر شـدنـد. ماءمـوريـن كاخ اليزه نظر رئيـس جـمهـور فـرانسه را مبنـى بـر اجتناب از هرگـونه فـعـالـيـت سـياسـى بـه امام ابلاغ كـردنـد. ايـشـان نيز در واكـنـشــى تنـد تصـريح كـرده بـود كه ايـنگونـه محدوديتها خلاف ادعاى دمكراسى است و اگر او ناگزير شـود تا از ايـن فرودگـاه بـه آن فـرودگـاه و از ايـن كـشـور بـه آن كـشـور بـرود بـاز دست از هـدفهايـش نخـواهـد كشيـد .
امام خمـيـنى در ديـماه 57 شـوراى انقلاب را تكشيل داد. شاه نيز پـس از تشكيل شـوراى سلطـنـت و اخـذ راى اعـتـماد بـراى كـابـينه بختيار در روز 26 ديـماه از كشـور فـرار كـرد. خـبـر در شـهـر تهران و سپـس ايران پيجيد و مردم در خيابانها به جشـن و پايكـوبى پرداختند.

بازگشت امام خمينى به ايران پس از 14 سال تبعيـد
اوايل بهمـن 57 خبر تصميم امام در بازگشت بـه كـشور منتشر شد. هر كس كه مى شنيد اشك شوق فرو مى ريخت. مردم 14 سال انتظار كشيده بـودنـد. اما در عيـن حال مردم و دوستان امام نگـران جان ايشان بـودند چرا كه هنوز دولت دست نشانده شاه سر پا و حكومت نظامى بر قرار بود. اما امام خمينى تصميـم خويـش را گرفته و طى پيامـهـايى به مردم ايران گـفـته بـود مى خـواهد در ايـن روزها سرنـوشـت سـاز و خطير در كنار مردمـش باشد. دولت بخـتـيار با هماهنگى ژنرال هايزر فـرودگـاههاى كشـور را به روى پـروازهـاى خـارجى بست.
دولت بختيار پـس از چنـد روز تـاب مقـاومـت نـيـاورد و ناگزيـر از پذيرفتـن خـواست ملت شـد. سرانجام امام خمينـى بامداد 12 بهمـن 1357 پـس از 14 سال دورى از وطـن وارد كشـور شـد . استقبال بـى سـابـقـه مـردم ايـران چنـان عـظـيـم و غـيـر قـابل انكـار بــود كه خبرگزاريهاى غربـى نيز ناگزير از اعـتـراف شـده و مستـقـبـليـن را 4 تا 6 ميليون نفر برآورد كردند .


رحلت امام خمينى
وصال يار, فراق ياران
امام خمينى هـدفها و آرمانها و هـر آنچه را كه مـى بايــست ابـلاغ كنـد , گفته بـود و در عمـل نيز تـمام هستيـش را بـراى تحقق هـمان هـدفها بـكار گرفته بـود . اينك در آستـانه نيمه خـرداد سـال 1368 خـود را در آماده ملاقات عزيزى مى كرد كه تمام عمرش را براى جلب رضاى او صرف كرده بـود و قامتش جز در بـرابـر او , در مـقابل هيچ قدرتى خـم نشده , و چشـمانش جز براى او گريه نكرده بـود . سروده هاى عارفانه اش همه حاكى از درد فـراق و بيان عطـش لحظه وصال محبوب بـود . و اينك ايـن لحظه شكـوهمنـد بـراى او , و جانــكاه و تحمل ناپذير بـراى پيروانـش , فـرا مـى رسيد . او خـود در وصيتنامه اش نـوشـته است : با دلى آرام و قلبـى مطمئن و روحى شاد و ضميرى اميدوار به فضل خدا از خدمت خـواهران و برادران مرخص و به سـوى جايگاه ابــدى سفر مى كنـم و به دعاى خير شما احتياج مبرم دارم و از خداى رحمن و رحيـم مى خـواهـم كه عذرم را در كوتاهى خدمت و قصـور و تقصير بپذيـرد و از مـلت امـيدوارم كه عذرم را در كـوتاهى ها و قصـور و تقصيـرها بـپذيـرنـد و بـا قــدرت و تصميـم و اراده بــه پيش بروند .
شگفت آنكه امام خمينـى در يكـى از غزلياتـش كه چنـد سال قبل از رحلت سروده است :


انتظار فرج از نيمه خرداد كشم . سالها مى گذرد حادثه ها مى آيد.


 ساعت 20 / 22 بعداز ظهر روز شنبه سيزدهـم خـرداد ماه سـال 1368 لحظه وصال بـود . قــلبـى از كار ايستـاد كه ميليـونها قلــب را بـه نور خدا و معنـويت احـياء كرده بـود . بــه وسيله دوربين مخفـى اى كه تـوسط دوستان امــام در بيمارستان نصب شده بـود روزهاى بيمارى و جريان عمل و لحظه لقاى حق ضبط شده است. وقتى كه گوشه هايـى از حالات معنوى و آرامـش امام در ايـن ايـام از تلويزيون پخـش شـد غوغايى در دلها بر افكند كه وصف آن جــز با بودن در آن فضا ممكـن نيست . لبها دائمـا به ذكـر خـدا در حـركت بود.
در آخرين شب زندگى و در حالى كه چند عمل جراحى سخت و طولانى درسن 87 سالگى تحمل كرده بود و در حاليكه چنديـن سرم به دستهاى مباركـش وصل بـود نافله شب مى خـواند و قـرآن تلاوت مـى كرد . در ساعات آخر , طمانينه و آرامشى ملكـوتـى داشـت و مـرتبا شـهادت بـه وحـدانيت خـدا و رسالت پيـامبـر اكرم (ص) را زمـزمه مـى كـرد و بـا چنيـن حــالتى بـود كه روحـش به ملكـوت اعلى پرواز كرد . وقتى كه خبر رحلت امــام منتشر شـد , گـويـى زلزله اى عظيـم رخ داده است , بغضها تـركيـد و سرتاسر ايران و همـه كانـونهايـى كـه در جـهان بـا نام و پيام امام خمينـى آشـنا بـودنـد يــكپارچه گـريستند و بـر سر و سينه زدنـد . هيچ قلـم و بيـانـى قـادر نيست ابعاد حـادثه را و امواج احساسات غير قابل كنترل مردم را در آن روزها تـوصيف كند.
مـردم ايـران و مسلمانان انقلابى , حق داشتـند اينـچنيـن ضجه كـنند و صحنه هايى پديد آورند كه در تاريخ نمونه اى بـديـن حجم و عظـمت براى آن سراغ نداريـم. آنان كسـى را از دست داده بـودند كـه عـزت پـايمال شـده شان را بـاز گـردانده بود , دست شاهان ستمگر ودستهاى غارتگران آمريكايى و غربـى را از سرزمينشان كـوتاه كرده بود , اسلام را احــياء كـرده بــود , مسلمـيـن را عــزت بـخـشـيـده بـــود , جمهـورى اسلامـى را بـر پـا كـرده بـود , رو در روى همـه قـدرتهاى جهـنمـى و شيـطانـى دنـيا ايستاده بـود و ده سال در بـرابـر صـدها تـوطئه برانـدازى و طـرح كـودتا و آشـوب و فتنه داخلـى و خارجـى مقاومت كرده بود و 8 سـال دفـاعى را فـرمانـدهـى كرده بـود كه در جبهه مقابلـش دشمنـى قـرار داشت كه آشكارا از سـوى هر دو قـدرت بزرگ شرق و غرب حمايت همه جانبه مـى شـد . مردم ,رهبر محبـوب و مرجع دينـى خـود و منادى اسلام راستيـن را از دست داده بـودند .
شايـد كسانـى كه قـادر به درك و هضـم ايـن مفاهيـم نيستنـد , اگـر حالات مردم را در فيـلمهاى مـراسـم توديع و تشييع و خاكسپارى پيكر مطهر امام خمينـى مشاهده كنـنـد و خـبر مرگ دهها تـن كه در مقابل سنگينـى ايـن حادثه تاب تحمـل نيـاورده و قـلبـشان از كار ايستـاده بـود را بشنـوند و پيكرهايى كه يكـى پـس از ديـگرى از شـدت تـاثـر بيهوش شـده , بر روى دسـتها در امـواج جمعـيت به سـوى درمانگاهها روانه مى شـدند را در فيلمها و عكسها ببيننـد , در تفسير ايـن واقعيتها درمانده شوند .
امـا آنـانكه عشـق را مـى شنـاسنـد و تجـربـه كـرده انـد , مشكلـى نـخواهند داشت . حقيقـتا مردم ايران عاشق امام خمينى بـودند و چـه شعار زيبا و گـويايى در سالگرد رحلتـش انتخاب كرده بـودند كه :
عشق به خمينـى عشق به همه خوبيهاست .
روز چهاردهم 1368 , مجلس خبرگان رهـبـر تشكيل گرديـد و پـس از قرائت وصيتنامه امـام خمينى تـوسـط حضرت آيـه الله خامنه اى كه دو ساعت و نيـم طـول كشيد , بحث و تبـادل نظر براى تعييـن جانشينـى امام خمينـى و رهبر انقلاب اسلامـى آغاز شد و پـس از چنديـن ساعت سـرانجام حضرت آيـه الله خامنه اى ( رئيـس جمهور وقت ) كه خود از شـاگـردان امـام خمينـى ـ سلام الله عليه ـ و از چهره هاى درخشـان انقلاب اسلامـى و از يـاوران قيـام 15 خـرداد بـود و در تـمـام دوران نهضت امـام در همـه فـراز و نشيبها در جـمع ديگـر يــاوران انـقلاب جـانبـازى كرده بود , به اتفاق آرا براى ايـن رسالـت خطير بـرگـزيده شد . سالها بـود كه غـربيـها و عوامل تحت حمايتشان در داخل كشـور كه از شكست دادن امـام ماءيـوس شـده بـودند وعده زمان مرگ امـام را مى دادند .
اما هـوشمندى ملت ايران و انتخاب سريع و شايسته خـبرگان و حمايـت فـرزنـدان و پيـروان امـام همه اميدهاى ضـد انقلاب را بـر بـاد دادنـد و نه تنها رحلت امـام پايان راه او نبـود بلكه در واقع عصر امام خمينـى در پهـنه اى وسيعـتر از گـذشـته آغاز شده بـود . مگر انديشه و خـوبى و معنويت و حقيقت مى ميرد ؟ روز و شـب پانزدهـم خرداد 67 ميلونها نفر از مردن تهران و سـوگوارانى كه از شهرها و روستاها آمـده بـودند , در محل مصلاى بـزرگ تهـران اجتماع كردنـد تـا بـراى آخـريـن بـار با پيكر مطهر مـردى كه بـا قيـامش قـامت خميـده ارزشها و كرامتها را در عصر سياه ستـم استـوار كرده و در دنـيا نهـضتـى از خـدا خواهى و باز گشت به فطرت انسانى آغاز كرده بود , وداع كنند.
هيچ اثرى از تشريـفات بـى روح مـرسـوم در مراسـم رسمى نبـود . همه چيز, بسيجى و مردمى وعاشقانه بـود. پيـكر پاك و سبز پوش امـام بـر بـالاى بـلنـدى و در حلـقه ميليـونها نفـر از جمعيت مـاتـم زده چـون نگينى مى درخشيد . هر كس به زبان خويـش با امامـش زمـزمه مى كرد و اشك مـى ريخت . سـرتاسـر اتـوبان و راههاى منتهى به مصلـى مملـو از جميعت سياهپوش بود .


پـرچمهاى عزا بـر در و ديـورا شهر آويخته و آواى قرآن از تمام مساجد و مراكـز و ادارات و مـنازل بگـوش مـى رسيـد . شـب كـه فـرا رسيـد هزاران شمع بياد مشعلـى كه امـام افـروخـته است , در بـيابـان مصلـى و تپه هـاى اطـراف آن روشـن شـد . خـانـواده هـاى داغدار گرداگرد شمعـها نشسته و چشمانشان بر بلنداى نـورانـى دوخته شـده بود .
فرياد يا حسيـن بسيجيان كه احساس يتيمى مـى كـردنـد و بــر سـر و سينه مـى زدنـد فـضا را عـاشـورايـى كرده بـود . بـاور اينـكـه ديـگر صداى دلنشيـن امام خمينـى را در حسينيه جماران نخـواهند شنيد , طاقتـها را بـرده بـود . مـردم شـب را در كـنار پيـكـر امـام بـه صبـح رسانيدند . در نخستنى ساعت بامداد شانزده خــرداد , مـيـلـونهـا تـن به امامت آيت الله العظمـى گلپايگانى(ره) با چشمانى اشكبار برپيكر امام نماز گذاردند .
انبـوهى جمعيت و شكوه حماسه حضـور مـردم در روز ورود امام خمـينى به كشـور در 12 بهمـن 1357 و تـكـرار گسـتـرده تـر ايـن حماسـه در مـراسـم تشييع پيكر امام , از شگفـتيهاى تـاريخ اسـت . خـبرگـزاريهاى رسمـى جهـانـى جمعيت استقبال كننده را در سال 1357 تا 6 ميليـون نفر و جمعيت حاضـر در مــراسـم تشـييـع را تا 9 ميليـون نفر تخميـن زدند و ايـن در حالى بـود كه طى دوران 11 سـاله حكومت امام خمينى بـواسطه اتحـاد كشـورها غربـى و شرقى در دشمنى با انـقلاب و تحميل جنگ 8 ساله و صـدهـا تـوطـئه ديـگـر آنـان , مردم ايـران سخـتيها و مشكلات فـراوانـى را تحـمـل كرده و عزيزان بى شمارى را در ايـن راه از دست داده بـودند و طـبعا مـى بـايـست بـتدرج خسته و دلسرد شـده باشنـد امـا هرگز اينچنيـن نشـد . نسل پرورش يـافـته در مكتب الـهى امام خمينى به ايـن فرمـوده امام ايـمان كامـل داشـت كه :در جهـان حجـم تحمل زحمـتها و رنجها و فداكاريها و جان نثـاريها ومحروميتها مناسب حجـم بـزرگى مقصـود و ارزشمندى وعلـو رتـبـه آن است پـس از آنـكه مراسـم تـدفيـن به علت شـدت احسـاسات عـزاداران امـكان ادامـه نيافت , طـى اطلاعيه هاى مـكرر از راديـو اعلام شـد كـه مـردم بـه خانه هايشان بازگردند , مراسـم به بعد مـوكـول شــده و زمــان آن بعـدا اعلام شد . براى مسئوليـن تـرديـدى نـبـود كه هر چه زمان بگذرد صـدها هزار تـن از علاقه مندان ديگر امـام كـه از شهـرهاى دور راهـى تهران شده اند نيز بر جمعيت تشييع كننـده افـزوده خـواهـد شـد , ناگزير در بعدازظهر همان روز مراسم تـدفـين بـا همان احساسات و بـه دشـوارى انـجـام شـد كـه گـوشـه هـايـى از اين مـراسـم بـوسـيـله خبرنگـاران بـه جهان مخابره شـد و بدين سان رحلت امام خمينـى نيز همچـون حياتـش منـشاء بيـدارى و نهضتـى دوباره شـد و راه و يادش جاودانه گرديد چرا كـه او حقيـقت بـود و حقيقت هميشه زنـده است و فناناپذير .

کاش میشد من هم شما را مادر بخوانم

شهادت جانسوز حضرت فاطمه الزهرا (س) را خدمت حضرت صاحب الزمان (عج) ، نائب بر حقش امام خامنه ای (مدظله العالی) ، تمام شیعیان جهان و شما دوستان عزیز تسلیت عرض می کنم .

بسم الله الرحمن الرحیم




و صلی الله علیک یا مولاتی یا فاطمة اغیثینی





زیارت نامه ی حضرت فاطمه ی زهرا سلام الله علیها






يَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَكِ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَكِ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَكِ فَوَجَدَكِ لِمَا امْتَحَنَكِ صَابِرَةً وَ زَعَمْنَا

أَنَّا لَكِ أَوْلِيَاءُ وَ مُصَدِّقُونَ وَ صَابِرُونَ لِكُلِّ مَا أَتَانَا بِهِ أَبُوكِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ

وَ أَتَى (أَتَانَا) بِهِ وَصِيُّهُ‏  فَإِنَّا نَسْأَلُكِ إِنْ كُنَّا صَدَّقْنَاكِ إِلاَّ أَلْحَقْتِنَا بِتَصْدِيقِنَا لَهُمَا لِنُبَشِّرَ

أَنْفُسَنَا بِأَنَّا قَدْ طَهُرْنَا بِوِلاَيَتِكِ‏

اَلسَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ نَبِيِّ اللَّهِ‏ السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ

حَبِيبِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ خَلِيلِ اللَّهِ‏ السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ صَفِيِّ اللَّهِ

السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ أَمِينِ اللَّهِ السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ خَيْرِ خَلْقِ اللَّهِ‏ السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ

أَفْضَلِ أَنْبِيَاءِ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ مَلاَئِكَتِهِ‏

السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ خَيْرِ الْبَرِيَّةِ السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا سَيِّدَةَ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ

الْآخِرِينَ‏ السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا زَوْجَةَ وَلِيِّ اللَّهِ وَ خَيْرِ الْخَلْقِ بَعْدَ رَسُولِ اللَّهِ‏

السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا أُمَّ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ سَيِّدَيْ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ


السَّلاَمُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الصِّدِّيقَةُ الشَّهِيدَةُ

السَّلاَمُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الرَّضِيَّةُ الْمَرْضِيَّةُ السَّلاَمُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْفَاضِلَةُ الزَّكِيَّةُ السَّلاَمُ عَلَيْكِ

أَيَّتُهَا الْحَوْرَاءُ الْإِنْسِيَّةُ

السَّلاَمُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا التَّقِيَّةُ النَّقِيَّةُ السَّلاَمُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْمُحَدَّثَةُ الْعَلِيمَةُ

السَّلاَمُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْمَظْلُومَةُ الْمَغْصُوبَةُ

السَّلاَمُ عَلَيْكِ أَيَّتُهَا الْمُضْطَهَدَةُ الْمَقْهُورَةُ

السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا فَاطِمَةُ بِنْتَ رَسُولِ اللَّهِ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَكَاتُهُ

صَلَّى اللَّهُ عَلَيْكِ وَ عَلَى رُوحِكِ وَ بَدَنِكِ‏




أَشْهَدُ أَنَّكِ مَضَيْتِ عَلَى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّكِ وَ أَنَّ مَنْ سَرَّكِ فَقَدْ سَرَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ

عَلَيْهِ وَ آلِهِ‏

وَ مَنْ جَفَاكِ فَقَدْ جَفَا رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‏

وَ مَنْ آذَاكِ فَقَدْ آذَى رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‏

وَ مَنْ وَصَلَكِ فَقَدْ وَصَلَ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‏

وَ مَنْ قَطَعَكِ فَقَدْ قَطَعَ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‏

لِأَنَّكِ بَضْعَةٌ مِنْهُ وَ رُوحُهُ الَّذِي بَيْنَ جَنْبَيْهِ كَمَا قَالَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ‏

أُشْهِدُ اللَّهَ وَ رُسُلَهُ وَ مَلاَئِكَتَهُ أَنِّي رَاضٍ عَمَّنْ رَضِيتِ عَنْهُ سَاخِطٌ عَلَى مَنْ سَخِطْتِ

عَلَيْهِ‏

مُتَبَرِّئٌ مِمَّنْ تَبَرَّأْتِ مِنْهُ مُوَالٍ لِمَنْ وَالَيْتِ مُعَادٍ لِمَنْ عَادَيْتِ‏ مُبْغِضٌ لِمَنْ أَبْغَضْتِ مُحِبٌّ

لِمَنْ أَحْبَبْتِ وَ كَفَى بِاللَّهِ شَهِيداً وَ حَسِيباً وَ جَازِياً وَ مُثِيباً

راز فاصله بین الحرمین با فاصله بین صفا و مروه

 

«انّ الصفا و المروة من شعائر الله»

ازدرب شرقی حرم مطهرامام حسین علیه السلام خارج شده وارد بین الحرمین که می شوی و از آنجا که عبور کرده وارد حرم اباالفضل العباس علیه السلام می شوی، فاصله بین دو بارگاه حدود ۳۷۸ متراست و هنگامی که در حال سعی بین صفا و مروه هستی باید همین فاصله را طی کنی.

گفتنی است بین الحرمین میدان جنگ در روز عاشورا بوده و نزدیک حرم اباالفضل العباس علیه السلام محل استقرارسپاهیان یزید لعنه الله علیه بوده است.

در زیر می توانید تصاویری که با استفاده از گوگل ارث گرفته شده را مشاهده و میزان فاصله را تطبیق دهید.

سال نو

سلام دوستان امید وارم که سال نو سالی پر از خیر و برکت و معنویت

براتون باشه . راستش یه چند وقتیه که  حال خوشی ندارم اصلا حوصله

هیچ کاری رو ندارم باورتون نمیشه که امدن عید برام بی معنی شده  ولی

ارزو میکنم شما مثل من نباشید .

 

در پی اهانت به علامه حسن زاده آملی

كدخبر: ۱۰۰۰۵
تاريخ انتشار: ۱۱ اسفند ۱۳۸۹ - ۱۷:۳۰
 
در پی اهانت به علامه حسن زاده آملی:
القاء اختلاف بین علما و انقلاب دریک مدرسه علمیه
اخیراً از یکی از مدارس مطرح حوزه علمیه قم است خبر می رسد که مسئولین و تفکر حاکم بر این مدرسه مخالفت خود را با جریان فلسفه و حمکت وارد مرحله جدیدی نموده اند تا آنجا که با تکفیر و تنجیس بزرگان حکمت رو به اتهام زنی آورده اند و مفاخر عصر حاضر را به باد انتقادها و اتهام های خارج از عرف مباحثات طلبگی گرفته اند .

اختلاف علمی بین علما حوزه ها از برکاتیست که باعث پویایی روز افزون حوزه های شیعی بوده است این برکات تا حدی است که  در زمان عدم وجود این  اختلافات شاهد رکودعلمی شدید در حوزه های علمیه بوده ایم. به عنوان مثال زمانی که اجتهاد بعد از شیخ الطائفه حالت تقلیدی به خود گرفت حوزه ها تا زمان  مرحوم ابن ادریس که نوه مرحوم شیخ بود به حالت رکود افتاد و این ابن ادریس بود که با آوردن نظرات جدید پویایی را به فقه شیعه باز گرداند .

اما زمانی که این اختلافات به حالت تکفیر و یا چسباندن برچسب های ناروا از طرف اطرافیان بزرگان دین ،تبدیل شود دیگر نعمت اختلاف علمی به بلای خانمان سوز جدال باطل تبدیل میشود .

به گزارش پایگاه 598، اخیراً از مدرسه اباصالح (یکی از مدارس مطرح حوزه علمیه قم) خبر میرسد که مسئولین و تفکر حاکم بر این مدرسه مخالفت خود را با جریان فلسفه و حمکت وارد مرحله جدیدی نموده اند تا آنجا که با تکفیر و تنجیس بزرگان حکمت رو به اتهام زنی آورده اند و مفاخر عصر حاضر را به باد انتقادها و اتهام های خارج از عرف مباحثات علمی  گرفته اند . در تازه ترین این اتهامها،  مدیریت این مدرسه با انتقاد به قائلان وحدت وجود (که بحثی علمی در حیطه حکمت اسلامیست) شروع به تاختن به علامه حسن حسن زاده آملی که از مفاخر علمی و عرفانی جهان و از چهره های ماندگار ایران زمین میباشد نموده اند و ایشان را متهم به انقلابی نبودن کردند .مدیریت مدرسه در درس اخلاق! خود با رد شدن از حریمهای اخلاقی؟ چنین گفته است:

" انتقاد (کردند) به حاج آقای طباطبایی که چرا (آقای طباطبایی) گفتند وحدت وجودی هانجس هستند. چیزای علمی رو (با مسایل دیگر) قاطی میکنند (گفته اند )که آقا این رد بر آقای حسن زاده آملیه! خب رد بر آقای حسن زاده باشه! چیزای علمی مسایل علمی که سیاسی نیست! یکی قائل به اینه یکی قائل به این نیست!این حرفا چیه! مسائل رو قاطی میکنن!

تازه آقای حسن زاده هم اصلا انقلابی نیست که اینا خیال میکنن! چون حالا (آقای حسن زاده) تو فلسفه هست اینا خیال میکنن انقلابیه! ”

 حال آنکه همگان از ارادت آیت الله علامه حسن زاده به انقلاب و مقام معظم رهبری مطلعند و مشروح دیدارهای ایشان با رهبری معظم، بارها از رسانه های مختلف به انظار عموم رسیده است و همچنین تصویر ایشان در جبهه شلمچه و منطقه عملیاتی کربلای پنج  با لباس خاکی موجود است. و این بسیار عجیب است بعضی ها که احتمالا خود یک روز هم رنگ مبارزه را ندیده اند مبارزان راه خدا را به انقلابی نبودن متهم میکنند .

لازم به ذکر است که این علامه بزرگوار تا آنجا به رهبر معظم انقلاب ارادت دارند که در  سفر رهبر معظم انقلاب به شهرستان آمل در سال 1377 کتاب "انسان و عرفان" خود را به ایشان تقدیم کرده‌اند و در متن تقدیم خود چنین نگاشته اند :


بسم الله الرحمن الرحیم

الم تلک آیات الکتاب الحکیم هدی و رحمه للمحسنین

با سلام و دعای خالصانه، و ارائه ارادات بی پیرایه جاودانه به حضور باهرالنور رهبرعظیم الشان کشور بزرگ جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت الله معظم،جناب خامنه ای کبیر- متع الله الاسلام و المسلمین بطول بقائه الشریف ، این اثر نمونه دوران را اعنی،رساله انسان در عرف عرفان را به پاس تجلیل و تکریم و ابراز شادمانگی از نزول اجلال آن یگانه دوران در دارالاسلام و الایمان شهر هزار سنگر آمل مازندران ، از جانب خودم و از جانب همه شهروندان بزرگوار این بلدطیب و خطه شهرستان آمل بلکه از جانب همه فرزانگان گرامی و گرانقدر استان مازندران ، به پیشگاه مبارک آن ولی به حق که مصداق بارز رساله است با کمال ابتهاج و انبساط تقدیم می دارم، و عزت و شوکت روز افزون آن قائد اسوه زمان را همواره از حقیقه الحقائق خداوند سبحان مسئلت دارم.

یارب دعای خسته دلان مستجاب کن.

20/3/1377 حسن حسن زاده آملی

حال آنکه کسی به یاد ندارد جملاتی اینچنین از زبان و یا قلم  مدیرت و مسئولان مدرسه اباصالح در شان مقام معظم رهبری صادر شده باشد.

مخالفت تفکر حاکم بر این مدرسه، با فلسفه و حکمت و اتهام مخالفت با انقلاب به این حکیم و فیلسوف بزرگ عصر حاضر در حالیست که مقام معظم رهبری در سفر خود به قم در دیدار با طلاب و فظلا حوزه علمیه در اهمیت فلسفه چنین فرمودند :

 يك مسئله، مسئله‌ى درس فلسفه و رشته‌ى فلسفه است. توجه بكنيد؛ اهميت فقه و عظمت فقه نبايد ما را غافل كند از اهميت درس فلسفه و رشته‌ى فلسفه و علم فلسفه؛ هر كدام از اينها مسئوليتى دارند. رشته‌ى فقه مسئولياتى دارد، فلسفه هم مسئوليتهاى بزرگى بر دوش دارد. پرچم فلسفه‌ى اسلامى دست حوزه‌هاى علميه بوده است و بايد باشد و بماند. اگر شما اين پرچم را زمين بگذاريد، ديگرانى كه احياناً صلاحيت لازم را ندارند، اين پرچم را برميدارند؛ تدريس فلسفه و دانش فلسفه مى‌افتد دست كسانى كه شايد صلاحيتهاى لازم را برايش نداشته باشند. امروز اگر نظام و جامعه‌ى ما از فلسفه محروم بماند، در مقابل اين شبهات گوناگون، اين فلسفه‌هاى وارداتى مختلف، لخت و بى‌دفاع خواهد ماند. آن چيزى كه ميتواند جواب شماها را بدهد، غالباً فقه نيست؛ علوم عقلى است؛ فلسفه و كلام. اينها لازم است. در حوزه، اينها رشته‌هاى مهمی است.

حال جای یک سوال باقی میماند آقایانی که قائلین به وحدت وجود را نجس میدانند و آنها را به دور از انقلاب فرض نموده اند حتما کتابهای بنیانگذار انقلاب امام راحل را مطالعه کرده اند. امام بزرگوار ملت نیز در وادی نظری قائل به وحدت وجود بوده اند بنابر این آقایان برای روشن تر شدن مواضعشان در مقابل امام راحل لطف کنند نظر خود را در باره ایشان بفرمایند .

در پایان توصیه ای از امام خمینی(ره) به منکران وحدت وجود :

لازم نیست اگر انسان داراى علمى نشد از آن تکذیب کند و به صاحب آن علم جسارت نماید. پیش عقل سلیم همان طور که تصدیق بی‏تصور از اغلاط و قبایح اخلاقیه به شمار مى‏آید، تکذیب بى‏تصور نیز همین طور، بلکه حالش بدتر و قبحش افزون است.

اگر خداى تبارک و تعالى از ما سؤال کند که شما که مثلا معنى «وحدت وجود» را به حسب مسلک حکما نمی دانستید و از عالم آن علم و صاحب آن فن اخذ نکردید و تعلم آن علم و مقدمات آن را نکردید، براى چه کور کورانه آنها را تکفیر و توهین کردید، ما در محضر مقدس حق چه جوابى داریم بدهیم جز آنکه سر خجلت به زیر افکنیم.

و البته این عذر پذیرفته نیست که «من پیش خود چنین گمان کردم.» هر علمى مبادى و مقدماتى دارد که بدون علم به مقدمات، فهم نتیجه میسور نیست، خصوصا مثل چنین مسئله دقیقه که پس از عمرها زحمت باز فهم اصل حقیقت و مغزاى آن بحقیقت معلوم نشود. چیزى را که چندین هزار سال است حکما و فلاسفه در آن بحث کردند و موشکافى نمودند، تو می‏خواهى با مطالعه یک کتاب یا شعر مثنوى مثلا با عقل ناقص خود ادراک آن کنى! البته نخواهى از آن چیزى ادراک کرد- رحم اللّه امرأ عرف قدره و لم یتعدّ طوره     

         

 شرح چهل حدیث، ص389 



از سایت خبری تحلیلی ۵۹۸

اللهمَّ العن اولَ ظالم ظلمَ حقَّ محمد و ال محمد و اخِرَ تابِع له علي ذالكَ

متن كامل منشور اصولگرايي

متن كامل منشور اصولگرايي

پس از برگزاري بيش از شانزده نشست مشترك جامعتين، منشور اصولگرايي امروز منتشر شد.

حجت‌الاسلام احمد سالك در گفت‌‌وگو با فارس اظهار داشت: در پي صدور بيانيه 8 ماده‌اي جامعه مدرسين حوزه علميه قم و جامعه روحانيت مبارز و پس از فعاليت‌هايي كه در كميته مشترك جامعتين با برگزاري 16 جلسه مشترك انجام شد و همچنين انجام كارهاي كارشناسي دقيق و گرفتن نقطه‌نظرات نخبگان و افراد اصولگرا منشور اصولگرايي به جمع‌بندي نهايي رسيد.

سخنگوي جامعه روحانيت مبارز با بيان اينكه محور منشور اصولگرايي "وحدت " است،تاكيد كرد كه اين مجموعه در راستاي تبعيت كامل از رهنمود‌هاي حضرت آيت‌الله العظمي امام خامنه‌اي (مد ظله‌العالي) و استفاده از وصاياي حضرت امام خميني (قدس‌ شريف) است.

*متن كامل منشور اصولگرايي به شرح ذير است:

بسم‌الله الرحمن الرحيم
ملت شريف ايران اسلامي آگاه است كه رهبر معظم انقلاب، نياز كنوني جامعه مومن و متدين ما را «وحدت» دانسته‌اند. با نگاهي به شرايط حاضر و مخاطراتي كه بر سر راه پيشرفت انقلاب و تحقق آرمان‌هاي والاي اسلام و امام راحل (رحمه الله عليه) وجود دارد، نياز به وحدت و ضرورت آن، بيش از پيش، آشكار مي‌شود. امروزه از يكسو دشمن و ايادي استكبار، عداوت خود را آشكار كرده‌اند و هر وسيله‌اي را براي تضعيف انقلاب اسلامي ايران به كار مي‌گيرند؛ از ديگر سو فريب‌خوردگان داخلي، به ابزار دست بيگانه تبديل شده‌اند و مصالح و منافع ملي را بازيچه خودبيني و نجاجت قرار داده، هويت، افتخارات، تاريخ پربركت انقلاب و آرمان‌هاي امام را با هياهو و هلهله اجانب، سودا كرده‌اند.

در چنين شرايطي، رهنمودهاي مقام معظم رهبري و توصيه‌هاي ايشان به بصيرت و وحدت، نشان از حكمت، خيرخواهي و واقع‌بيني اين فقيه بصير دارد. خداي را سپاس كه اين مرز و بوم، به پاس النفاس قدسي پير جماران، ميراث دار نعمت ولايت فقيه شد تا در روزگار فتنه و بحران، دستگير حال اين ملت باشد و در گرداب‌هايي چنين حايل، كشتي نجات امت و راهبر آن تا ساحل امنيت و پيشرفت شود.

جامعه مدرسين حوزه علميه قم و جامعه روحانيت مبارز، در اين رستا، كوشيده‌اند راهكارهاي برقراري وحدت ميان ياران و وفاداران صادق اسلام، ايران و انقلاب را بررسي كنند.

اولين گام در اين مسير، ارايه تعريفي جامع از «اصولگرايي» و شاخصه‌هاي امروزين آن بر اساس آموزه‌هاي دين، وصاياي امام راحل (ره) و رهنمودهاي مقام معظم رهبري بود؛ اينك و پس از برگزاري نشست‌هاي متعدد و رايزني با گروه‌هاي مختلف اصولگرا، كميته مشترك جامعه مدرسين و جامعه روحانيت، «مباني و شاخص‌هاي اصولگرايي» را اعلام مي‌كند.

لازم است از همه انديشوران، به ويژه مراجع مكرم، روحانيت معزز، دانشگاهيان فرهيخته، گروه‌هاي همراه انقلاب و نمايندگان مجلس و مسئولين، كه به طرق مختلف، از اين حركت وحدت بخش، حمايت و استقبال كردند و با شركت در نشست‌ها و با ارايه نظرات خود راهنمايي و پيشنهاد‌هاي ارزشمندي ارايه نمودند سپاسگزاري شود.

چنان كه گفتيم تعريف اصولگرايي، شامل مباني و شاخص‌هاست. «مباني»، مفاهيم ثابتي هستند كه در هيچ زمينه و وضعيتي، دچار تغيير نمي‌شوند؛ مفاهيمي كه جوهره و ثابتات جريان اصولگرايي به شمار مي‌آيند. بيان و التزام اين مباني به معناي اهميت و تعيين‌كنندگي آنها در همه زمانها است.

اين «اصول» عبارتند از: 1_ اسلام 2_ جمهوري اسلامي (قانون اساسي)، 3_ خط و سيره امام 4_ ولايت مطلقه فقيه.

«شاخص‌ها» اموري هستند كه بيانگر اولويت‌هاي جريان اصولگرايي در مقام عمل و بخصوص در زمان فعلي مي‌باشند، اين شاخص‌ها عبارت است از:

1. دفاع از ارزش‌هاي اسلامي؛
2. پايبندي به مباني انقلاب اسلامي؛
3. التزام عملي به ولايت فقيه و فصل‌الخطاب دانستن نظر رهبري؛
4. احترام و توجه به جايگاه روحانيت و مرجعيت؛
5. ساده زيستي و پرهيز از تجمل‌گرايي و اشرافيگري و توجه ويژه به گروه‌هاي ضعيف و نيازمند؛
6. اعتقاد به آزادي‌هاي مشروع و مردم‌سالاري ديني؛
7. عدالت محوري و مبارزه با فساد؛
8. تاكيد و باور به پيشرفت همه جانبه كشور؛
9. اداره امور بر اساس موازين اسلامي، عقلانيت، قانون، برنامه، حسن تدبير و عطوفت با مردم؛
10. اعتقاد و التزام به تعامل و هماهنگي ميان قوا در سايه تدبير‌هاي رهبري؛
11. دشمن‌شناسي، استكبار ستيزي، استقلال طلبي و موضع‌گيري صريح در برابر دشمنان و فتنه‌ها؛
12. تلاش براي تحقق وحدت امت اسلامي.

جامعه مدرسين حوزه علميه قم و جامعه روحانيت مبارز تهران بر اساس اين مباني و شاخص‌ها مي‌كوشد زمينه‌ساز تحقق «وحدت كلمه» در ميان امت اسلامي شود و بدخواهان و بدانديشان ملت بزرگ ايران را مايوس كند.

در پايان، با سلام و صلوات بر حضرت سيد‌الشهدا عليه‌السلام و فرزندان آن حضرت و تعزيت مصيبت عظماي اهل بيت (عليهم‌السلام) و با درود بر روح ملكوتي امام عظيم الشان و آرزوي سلامت و توفيق رهبر معظم انقلاب و دعا براي تعجيل در فرج حضرت بقيه‌الله الاعظم (ارواحنا فداه)، از همه گروه‌هاي اصولگرا دعوت مي‌كنيم، ضمن حمايت از اقدامات مهم و موثر دولت و ديگر قوا و همه كارگزاران، كوشش‌هاي خود را براي تحقق وحدت امت اسلامي و عزت و سرافرازي اسلام و ملت ايران سامان دهند.
از ملت بزرگوار ايران انتظار داريم با عنايت به اين اصول و شاخص‌ها و دفاع از آنها كه ضامن حفظ انقلاب و عظمت اسلام و ايران است همدلانه گام بردارند. بعونه و منّه.
والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته.
محمد يزدي؛ رئيس جامعه مدرسين حوزه علميه قم
محمد رضا مهدوي كني؛ دبيركل جامعه روحانيت مبارز تهران

 

 

حرم امام حسین (ع) دویست سال پیش

40 حديث نوراني درباره امام حسين (ع)

 

پيامبر اسلام (ص) فرمود: كربلا پاك‌ترين بقعه روى زمين و از نظر احترام بزرگ‌ترين بقعه‌ها است و الحق كه كربلا از بساط‌هاى بهشت است.

به گزارش خبرگزاري فارس، شخصيت، قيام و نهضت امام حسين (ع) هميشه در كلام معصومين (ع) وجود داشته است و عجب آنكه حتي معصومين پيش از امام حسين (ع) نيز اشاراتي به اين واقعه و سرزميني كه در آن مصائب عاشورا رخ داد، داشته‌اند. در اين نوشتار 40 حديث در باره امام حسين (ع) كه در سايت آيت‌الله محمدتقي بهجت آمده، منتشر مي‌شود.

1- حريم پاك
عن النبى (ص) قال: ... و هى اطهر بقاع الارض واعظمها حرمة و إنها لمن بطحاء الجنة. (1)
پيامبر اسلام (ص) در ضمن حديث بلندى مى‌فرمايد: كربلا پاك‌ترين بقعه روى زمين و از نظر احترام بزرگ‌ترين بقعه‏‌ها است والحق كه كربلا از بساط هاى بهشت است.

2- سرزمين نجات
قال رسول الله صلى الله عليه و آله: يقبر ابنى بأرض يقال لها كربلا هى البقعة التى كانت فيها قبة الاسلام نجا الله التى عليها المؤمنين الذين امنوا مع نوح فى الطوفان. (2)
پيامبر خدا (ص) فرمود: پسرم حسين در سرزمينى به خاك سپرده مى‏شود كه به آن كربلا گويند، زمين ممتازى كه همواره گنبد اسلام بوده است، چنانكه خدا ياران مؤمن حضرت نوح را در همانجا از طوفان نجات داد.

3- مسلخ عشق‏
قال على عليه السلام: هذا ... مصارع عشاق شهداء لا يسبقهم من كان قبلهم ولا يلحقهم من كان بعدهم. (3)
حضرت على عليه السلام روزى گذرش از كربلا افتاد و فرمود: اينجا قربانگاه عاشقان و مشهد شهيدان است. شهيدانى كه نه شهداى گذشته و نه شهداى آينده به پاى آنها نمى‏رسند.

4- عطر عشق‏
قال على عليه السلام: واها لك ايتها التربة ليحشرن منك قوم يدخلون الجنة بغير حساب. (4)
اميرالمومنين عليه السلام خطاب به خاك كربلا فرمود: چه خوش‌بويى اى خاك! در روز قيامت قومى از تو به پا خيزند كه بدون حساب و بى‌درنگ به بهشت روند.

ادامه نوشته

حروف رمز کربلا در قرآن

حروف رمز کربلا در قرآن
مداحی کربلا عاشورا نی نوا نینوا محرم حسین یاحسین شهادت

طبق برخى تفاسیر، حروف رمزى كهیعص، (حروف مقطعه قرآن در اول سوره مریم)،اشاره به حوادث یا فضایل یا مسایلى دارد كه اهل بیت به علم آن آگاهند.از جمله تفسیرها و تأویل هاى این حروف،انطباق آن با حادثه كربلاست.

در روایات است: حضرت زكریا نام ‏پنج تن آل عبا را از جبرئیل فرا گرفت و چون به نام امام حسین‏«ع‏» مى‏رسید،اندوهگین‏ مى‏شد و اشک در چشمش مى‏آمد،اما با نام هاى دیگر،اندوهش مى‏رفت.راز آن را ازخداوند پرسید.خداوند با«كهیعص‏» قصه آن را خبر داد.

«كاف‏»،نام كربلاست،«ها»،كشته شدن عترت طاهره است، «یاء» یزید ستمگر، قاتل حسین‏«ع‏»است،«عین‏»عطش‏حسین‏«ع‏»و«صاد»صبر و مقاومت اوست. زكریا سه روز در مصیبت‏حسین‏«ع‏»گریست‏و از خدا خواست كه فرزندى به او عطا كند و با محبت او،آزمایشش كند و آنگونه كه‏ محمد«ص‏»را در سوگ فرزندش به داغ نشاند،او را هم داغدار كند.خداوند، یحیى را به‏او عطا كرد. یحیى هم همچون حسین‏«ع‏» شش ماهه به دنیا آمد. (1) میان یحیى بن زكریا و حسین بن على شباهت هاى دیگر نیز وجود دارد.سر هر دو مظلومانه بریده شده و سر هر دو در طشت و طبقى پیش طاغوت زمانشان نهاده شد.

این چه حزنی است؟

این چه حزنی است نهفته در نام تو که بی اختیار دلها را می شکند و اشک را در
 پشت پلک های بی قرار می کند؟ این چه غم شگرفی است که تداعی خاطره ی مقدس تو بر قلب ها می نشاند و جگرها را خواه و ناخواه به آتش می کشاند؟ آدم
(ع) که برای پذیرش توبه ی خویش خدا را به اسمای حسنای او قسم می داد وقتی به نام تو رسید – یا قدیم الاحسان بحق الحسین – بی اختیار دلش شکست و برای اولین بار حضور اشک را در چشمها تجربه کرد از جبرئیل پرسید این چه سری است در این نام که فرق دل را می شکافد و آسمان چشم را بارانی می کند؟ آنگاه جبرئیل مصیبت عاشرای تو را بیان کرد. آدم گریست.

باری این گریه دست ما نیست. اختیار اشک در این مصیبت با ما نیست. ما برای ثواب گریه نمی کنیم چه کس می تواند برای ثواب گریه کند؟ گریه کردن بال بسته می خواهد گریه کردن دل شکسته می طلبد ما دق می کنیم اگر برای تو گریه نکنیم. دل ما از سنگ هم که باشد در مصیبت تو نه میشکند که خون میشود کدام سنگ روز عاشورا از زمین برداشتند و دلش را خونین ندیدند؟دل ما چگو نه خون نباشد از این مصیبت جانسوز؟ چگونه می شود تو برفراز قله ی حقیقت بایستی و فریاد بزنی « هل من ناصر ینصرنی» و ما در حسرت این چهارده قرن عقب ماندن از کلام تو در حسرت چهارده قرن دیرتر رسیدن به عاشورای تو در حسرت چهارده قرن دیرتر شنیدن فریاد استمداد تو در خویش مچاله نشویم؟ آنها که یک روز دیرتر به عاشورای تو رسیدند مگر نه تا آخر عمر در آتش حسرت گداخته شدند؟

این « یا لیتنا کنا معک » به خدا تعارف نیست، ما چهارده قرن در عدم از غم این عقب ماندگی خویش خون دل خورده ایم. تو در پاسخ زینب که در آخرین لحظات وداع عرضه داشت « أعزمت للموت» گفته باشی : « چگونه عزم مرگ نکند آن کس که در میان خیل کفار بی یاور و معین مانده است؟ » و ما اتش نگیریم از این کلام؟ تو به قمر بنی هاشم گفته باشی : « الان انکسر ظهری و قلت حیاتی » و پشت آسمان نشکند و قلب اضطرار را از هم ندرد؟ چگونه ممکن است تو به سکینه گفته باشی « لا تحرقی قلبی » و قلب ما از آتش نهفته در تک تک ابن کلام خاکستر نشود؟سجاد تو معنای آیه ی فاستقم این آمیزه ی جهانسوز زنجیر و استخوان و صبر بر دروازه ی شام گفته باشد « یا لیت امی لم تلدنی » و ما از شرم زنده بودن خویش نمیریم؟ زینب تو این آبروی صبر دستهای استیصال بر سر نهاده باشد و در بلندای اضطرار ضجه زده باشد: « اما فیکم مسلم » و ما پس از این سوال جگرسوز زیستن را بتوانیم؟

دشمن تو – لعنت الله علیه – در آستانه ی قتله گاه گفته باشد « شغلنی نور فوجهه عن التفکر فی قتله » وما… وما… دلهایمان همیشه شکسته است و اشک در پشت پلکهایمان همواره بیقراری می کند. اما در آن همه مصیبت که بر تو و زینب گذشته استیک التیام هست و آن التیام برای رهروان اکنون توست و آن اینکه هر برادری ، خواهری  ، پدری، مادری، فرزندی، که عزیز یا عزیزانی را از دست می دهد که شهید یا شهیدانی را فدیه می کند و به اوج مصاب تاریخ به قله ی رنج های بشری به عاشورای تو و به زینب و بازماندگان عاشورا ی تو می نگرد و می رسد به این واقعیت جانگداز که « لا یوم کیومک یا اباعبدالله » و… التیام می یابد.

سید مهدی شجاعی

عکس داخل ضریح امام حسین(ع)

 

عکس :داخل ضریح امام حسین (ع) +مطلب

ادامه نوشته

گام‌ به‌ گام‌ با کاروان‌ کربلا

 

کاروان‌ کربلا پس‌ از وداع‌ با پیامبر اکرم و حضرت‌ زهرا و امام‌ مجتبی‌(علیهم السلام) شب‌ یکشنبه‌ بیست‌ و هشتم‌ رجب‌ سال‌ شصت‌ هجری‌ مدینه‌ را به‌ سوی‌ مکه‌ ترک‌ نمودند. امام‌ حسین‌(علیه‌السلام) از بیعت‌ با یزید خودداری‌ کرده‌ و شبانه‌ همراه‌ خانواده‌ خویش‌ از مدینه‌ به ‌مکه‌ حرکت‌ نمود. یک‌ جامعه‌ نمونه‌ در این‌ کاروان‌ متجسم‌ بود. در دل‌ تاریکی‌ از کوره‌راه‌های‌ بیابان‌ها گذر کردند و منزل‌ به‌ منزل‌ راه‌ سپردند.
یک‌ ماه‌ و چند روز از بیابان‌ها و کوهستان‌ها گذشتند و در هر منزل‌ از خود، ردّی‌ از روشنایی‌ و کرامت‌ باقی‌ نهادند. روز سوم‌ شعبان‌ سال‌ شصت‌ هجری‌ درست‌ در روز میلاد امام‌ حسین‌ (علیه السلام) کاروان‌ امام‌ به‌ مکه‌ رسید و در محله شعب‌ علی‌ در خانه‌ عباس‌ بن‌ عبدالمطلب‌ اقامت‌ گزید. مردم‌ مکه‌ به‌ استقبال‌ و دیدار خاندان‌ پیامبر(صلی الله علیه و آله) آمدند. در این ‌ایام‌ که‌ در آستانه‌ برگزاری‌ مراسم‌ حج‌ بود بسیاری‌ از مسلمانان‌ از سراسر قلمرو اسلامی‌ به‌ مکه‌ می‌آمدند و این‌ فرصت‌ مناسبی‌ برای‌ امام‌ حسین(علیه‌السلام) و خاندان‌ پیامبر بود تا با مردم‌ صحبت‌ کنند و نسیم‌ آزادی‌ در مکه‌ وزیدن‌ گیرد.
از سوم‌ شعبان‌ تا هشتم‌ ذی‌ الحجه‌ که‌ امام‌ حسین(علیه السلام) از مکه‌ به‌ قصد کوفه ‌عزیمت‌ نمود بیش‌ از چهار ماه‌ در مکه‌ اقامت‌ داشتند. در این‌ مدت‌، مردم‌ گروه‌ گروه‌ با امام‌حسین‌(علیه السلام) تماس‌ می‌گرفتند و ابراز وفاداری‌ و حمایت‌ می‌کردند.
در دهم‌ رمضان‌ نامه‌ای‌ از سران‌ و اعیان‌ کوفه‌ به‌ امام‌ حسین‌ (علیه السلام) رسید که‌ در آن ‌نامه‌ از امام‌ دعوت‌ شده‌ بود به‌ کوفه‌ برود تا کوفیان‌ به‌ رهبری‌ امام‌ با یزید بجنگند.
امام‌ در پاسخ‌ نامه‌های‌ مکرر سران‌ و مردم‌ کوفه‌، مسلم‌ بن‌ عقیل‌ (پسر عموی ‌خود) را به‌ کوفه‌ فرستاد تا میزان‌ صحت‌ گفته‌ کوفیان‌ را به‌ اطلاع‌ امام‌ برساند.

ادامه نوشته

پنج نقشه خط سیر حرکت کاروان سیدالشهداء(ع)

کتاب  - ارائه حدود 400 بیان و تحلیل پیرامون موضوعات مرتبط، پاسخ به شبهات و نمایاندن تحریفات، همچنین ترسیم پنج نقشه ابتکاری خط سیر کاروان حسینی از جمله ویژگی‌های دانشنامه امام حسین(ع) است.

به گزارش خبرآنلاین، مجموعه 14 جلدی دانشنامه امام حسین(ع) به همت آیت الله محمدی ری شهری و جمعی از نویسندگان که ابعاد مختلف زندگی آن حضرت از ولادت تا شهادت را در 15 بخش اصلی و 138 فصل همراه با ترجمه فارسی دربرمی‌گیرد، در فاصله دوماه به چاپ سوم رسید.

بررسی زندگانی، شخصیت و قیام امام حسین(ع) بر اساس آیات و روایات و متون تاریخی کهن و معتبر، ارائه حدود 400 بیان و تحلیل پیرامون موضوعات مرتبط، پاسخ به شبهات و نمایاندن تحریفات، همچنین ترسیم پنج نقشه ابتکاری خط سیر کاروان حسینی از جمله ویژگی‌های این دانشنامه است. همچنین این مجموعه 4 هزار و 191 نقل در 6 هزار و 612 صفحه به دو زبان فارسی و عربی را در بردارد.

15 بخش اصلی این دانشنامه شامل زندگی خانواده سید الشهدا(ع)، فضلیت ها و ویژگی های امام حسین(ع)، دلایل امامت امام حسین (ع) و فرزندانش، امام حسین(ع) پس از شهادت پدر تا قیام عاشورا، خبردادن پیشاپیش از شهادت امام حسین(ع)، خروج امام حسین(ع) از مدینه تا رسیدن به کربلا و از رسیدن امام حسین(ع) به کربلا تا شهادت ایشان است.

از دیگر بخش‌های این دانشنامه می توان به وقایع پس از شهادت ایشان، بازتاب شهادت امام حسین (ع) و فرجام کسانی که در کشتن حضرت و یارانش نقش داشتند، عزاداری برای امام حسین(ع)، نمونه مرثیه هایی که در سوگ امام حسین(ع) و یارانش سروده شده، زیارت، مزار و حکمتهای رسیده از امام حسین(ع) اشاره کرد.

سید محمود طباطبایی نژاد، سیدروح الله سیدطبایی، عبدالهادی مسعودی، مهدی مهریزی و محمد مرادی از همکاران ری‌شهری برای تهیه و تولید این دانشنامه ارزشمند در موسسه علمی - فرهنگی دارالحدیث هستند.

این دانشنامه در قالب 19 نمایه اصلی و 16 نمایه فرعی بر روی شبکه جهانی اینترنت و در پایگاه «حوزه نت» در دسترس علاقه‌مندان است.

حماسه سوسنگرد از زبان شهيد چمران،

معــركه شـرف و افتخــار

من در زندگي خود، معركه‏ هاي سخت و خطرناك زياد ديده‏ام؛ فراوان، به حلقه محاصره دشمن درآمده‏ام، به رگبار گلوله‏ها و خمپاره‏ها و توپ‏ها و بمب‏ها عادت دارم، و به كرّات با دشمناني سخت و خونخوار رو به رو شده‏ام. آنچه در اينجا مورد توجه است، سرگذشت شخصي من در اين نبرد است كه يك شهيد (اكبر چهرقاني) و يك شاهد (اسدلله عسكري) به آن شهادت مي‏دهند و ده‏ها نفر از دور ناظر آن صحنه عجيب و معجزه‏آسا بوده‏اند. اين را نمي‏گويم چون خود قهرمان داستانم –زيرا از اين احساس نفرت دارم- بلكه از اين نظر مي‏گويم...

بولتن نيوز: حماسه‌ي فرزندان حضرت روح‌الله در فتح سوسنگرد از آن دست ماجراهايي است كه شنيدن و خواندن آن مي‌تواند درس‌هاي بزرگي از رشادت‌ها و دلاورمردي‌هاي آنان را براي نسل حاضر نمايان سازد. در زير دست‌نوشته‌ي زيباي شهيد بزرگوار دكتر چمران را در اين‌باره مي‌خوانيم:


من در زندگي خود، معركه‏هاي سخت و خطرناك زياد ديده‏ام؛ فراوان، به حلقه محاصره دشمن درآمده‏ام، به رگبار گلوله‏ها و خمپاره‏ها و توپ‏ها و بمب‏ها عادت دارم، و به كرّات با دشمناني سخت و خونخوار رو به رو شده‏ام.

ولي داستان شورانگيز سوسنگرد اسطوره‏اي فراموش ناشدني است. من به جهات سياسي –نظامي آن توجّهي ندارم، و نمي‏خواهم از اهميّت استراتژيك سوسنگرد و رابطة آن با حميديه و اهواز سخن بگويم. آنچه در اينجا مورد توجه است، سرگذشت شخصي من در اين نبرد است كه يك شهيد (اكبر چهرقاني) و يك شاهد (اسدلله عسكري) به آن شهادت مي‏دهند و ده‏ها نفر از دور ناظر آن صحنه عجيب و معجزه‏آسا بوده‏اند. اين را نمي‏گويم چون خود قهرمان داستانم –زيرا از اين احساس نفرت دارم- بلكه از اين نظر مي‏گويم كه افتخار ملت ما و نمونه برجسته‏اي از پيروزي ايمان مردم ما و نوع مبارزات عظيم آنان است، و حيف است كه به رشته تحرير درنيايد و از يادها برود…



سوسنگرد در محاصره دشمن

سوسنگرد براي ما اهميت خاصي دارد، زيرا معبر حميديه و اهواز است. دشمن به مدت چند روز سوسنگرد را محاصره كرده بود، و به شدت مي‏كوبيد. 500نفر از رزمندگان ما در سوسنگرد، تاآخرين رمق خود،‌ جانانه، مقاومت مي‏كردند و هر روز تلفاتي سنگين مي‏دادند.

عراق نيز قبلاً دوبار به سوسنگرد حمله كرده بود، كه يك‏بار آن، تا حميديه هم به پيش رفت، و اهواز را در خطر سقوط قطعي قرارداد، ولي بازهم شكسته و مغلوب بازگشت؛ و اكنون همه توان خود را جمع كرده بود تا با قدرتي بزرگ سوسنگرد را تسخير كند و آن را پايگاه خود در زمستان قرار دهد.



ادامه نوشته

لطیفه ای که کل جهان اینترنت را برانگیخت


چندی پیش جوکی به زبان انگلیسی در دنیای نت زاده  شد! که نکات ارزشمندی را در خصوص سیاست های رسانه های امریکا در برداشت ترجمه ی فارسی جوک به شکل زیر است :
 
مردی دارد در پارک مرکزی شهر نیویورک قدم میزند که ناگهان میبیند سگی به دختر بچه ای حمله کرده است مرد به طرف انها میدود و با سگ درگیر میشود . سرانجام سگ را میکشد و زندگی دختربچه ای را نجات میدهد پلیسی که صحنه را دیده بود به سمت انها می اید و میگوید :<تو یک قهرمانی>
فردا در روزنامه ها می نویسند :
یک نیویورکی شجاع جان دختر بچه ای را نجات داد
اما ان مرد می گوید: من نیوریورکی نیستم
پس روزنامه های صبح می نویسند:
امریکایی شجاع جان دختر بچه ای را نجات داد .
ان مرد دوباره میگوید: من امریکایی نیستم
از او میپرسند :خب پس تو کجایی هستی
<من ایرانی هستم >
فردای ان روز روزنامه ها این طور می نویسند :
یک تند روی مسلمان سگ بی گناه امریکایی را کشت

--

yours sincerely

این است تفکر جوانان صهیونیست!

آرزوي يك جوان صهيونيست درباره فلسطيني‌ها
در اين تصوير یک جوان اسرائيلي نشان داده مي‌شود كه روي پيراهنش عكس يك زن باردار فلسطيني چاپ شده كه زير آن به دو زبان عبري و انگليسي نوشته شده "يك شليك، دو كشته!"
 
 
 
منبع: فارس
 

چرا جنگ تحمیلی در سال 61 خاتمه نیافت؟؟؟

 

به بهانه هفته دفاع مقدس

 

مطلب  پیشرو در رابطه با آنستکه چرا در زمانی که فرزندان رشید ایران زمین توانستند دشمن متجاوز را در نوار جنوبی کشور ، شکست حصر آبادان و بازپس گیری خرمشهر به عقب برانند و از طرف همسایگان و نیز طرف در گیر جنگ درخواست آتش بس داده شد ، ادامه جنگ از طرف ایران در دستورکار قرار گرفت ؟؟؟؟ بهر حال برای روشن شدن برخی گره ها در اذهانمان خوب است که مطلب را بی تعصب تا به انتها همراهی کنیم تا به نتیجه ای مطلوب برسیم ....میدانم تنوع آرا و نظرات به اندازه ایست که این مطلب جوابگوی همه نخواهد بود .*** 

سوال های فراوانی در رابطه با این نبرد پرهزینه هنوز بی پاسخ مانده است. یکی از سوالها این است که چرا ما جنگ را بعد از باز پس گیری خرمشهر در  خرداد ماه 1361   خاتمه ندادیم و پس از آن به مدتی بیش از شش سال به این نبرد ادامه دادیم. آیا ما می توانستیم از لطمه های جبران ناپذیری که بعد از آن به کشورمان وارد آمد، جلوگیری کنیم؟  شاید افراد فراوانی هم هنوز در جست و جوی پاسخ به این سوال باشند. در این نوشته، پاسخ هایی به این سوال و بسیاری از سوالاتی که در مورد این جنگ وجود دارد، از زبان دست اندرکاران جنگ و یا دفاع مقدس، مسئولین کشوری و دولتی ، و دیگران  جمع آوری شده است. آن ها را به دقت بخوانید، در باره اش بیندیشید، آن را برای نگهداری در کتاب خانه خود چاپ کنید تا فرزندان و فرزندان فرزندانتان هم بخوانند و در باره آن اندیشه کنند .

 

ادامه نوشته

مطالبه همه مسلمانان مجازات شايسته توهين كنندگان به قرآن مجيد از سوي آمريكاست

 

 

إنا نحن نزلنا الذكر و إنا له لحافظون

در پی اهانت کشیش حرامزاده صهیونیست به ساحت قران کریم

 
   
پیام مهم ولی امر مسلمین جهان به امت بزرگ اسلام در پی اهانت نفرت انگیز به قرآن شریف در آمریکا (۱۳۸۹/۰۶/۲۲ - ۲۱:۳۵)
در پی اهانت نفرت انگیز به قرآن شریف در آمریکا، حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام مهمی به ملت ایران و امت بزرگ اسلام، حلقه های صهیونیستی درون دولت آمریکا را طراحان اصلی این توطئه مشمئز کننده خواندند و با تشریح اهداف پشت پرده کینه توزیهای صهیونیستها نسبت به اسلام و قرآن تأکید کردند: دولت آمریکا برای اثبات ادعای خود درباره دخالت نداشتن در این توطئه، باید عوامل اصلی این جنایت بزرگ و بازیگران میدانی آن را به گونه ای شایسته به مجازات برساند.
متن پیام ولی امر مسلمین جهان به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
قال الله العزیز الحکیم: انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون
ملت عزیز ایران ـ امت بزرگ اسلام!
اهانت جنون آمیز و نفرت انگیز و مُشمئز کننده به قرآن مجید در کشور آمریکا که در سایه ی امنیت پلیسی آن کشور اتفاق افتاد حادثه ی تلخ و بزرگی است که نمیتوان آن را تنها در حدّ یک حرکت ابلهانه از سوی چند عنصر بی ارزش و مزدور به حساب آورد. این یک اقدام محاسبه شده از سوی مراکزی است که از سال ها پیش به این طرف، سیاست اسلام هراسی و اسلام ستیزی را در دستور کار خود قرار داده و با صدها شیوه و هزاران ابزار تبلیغاتی و عملیاتی، به مبارزه با اسلام و قرآن پرداخته اند. این حلقه ی دیگری از زنجیره ی ننگینی است که با خیانت سلمان رشدی مرتد آغاز شد و با حرکت کاریکاتوریست خبیث دانمارکی و دهها فیلم ضد اسلام ساخته شده در هالیوود ادامه یافت و اکنون به این نمایش نفرت انگیز رسیده است. پشت صحنه ی این حرکات شرارتبار چیست و کیست؟
مطالعه ی این روند شرارت که در این سالها با عملیات جنایتبار در افغانستان و عراق و فلسطین و لبنان و پاکستان همراه بود، تردیدی باقی نمیگذارد که طرّاحی و اتاق فرمان آن در دستان سران نظام سلطه و اتاق فکرهای صهیونیستی است که از بیشترین نفوذ بر دولت آمریکا و سازمانهای امنیتی و نظامی آن و نیز بر دولت انگلیس و برخی دولتهای اروپائی برخوردارند. اینها همان کسانی اند که پژوهشهای حقیقت یاب مستقل روز به روز بیشتر انگشت اتهام در ماجرای حمله به برجها در 11 سپتامبر را به سوی آنان متوجه میکنند. آن ماجرا بهانه ی حمله به افغانستان و عراق را به رئیس جمهور جنایتکار وقت آمریکا داد و او اِعلان جنگ صلیبی کرد و همان شخص بنابر گزارشها، دیروز اعلام کرده است که این جنگ صلیبی با ورود کلیسا به صحنه، کامل شد.
هدف از اقدام نفرت انگیز اخیر آن است که از سوئی مقابله با اسلام و مسلمانان در جامعه ی مسیحی به سطوح همگانی مردم کشیده شود و با دخالت کلیسا و کشیش، رنگ مذهبی گرفته و پشتوانه ئی از تعصبات و تعلقات دینی بیابد، و از سوی دیگر ملتهای مسلمان را که از این جسارت بزرگ به خشم آمده و جریحه دار میشوند از مسائل و تحولات دنیای اسلام و خاورمیانه غافل سازد.
این اقدام کینه توزانه، نه آغاز یک جریان، بلکه یک مرحله از روند طولانی مدتِ اسلام ستیزی به سرکردگی صهیونیسم و رژیم آمریکا است. اینک همه ی سران استکبار و ائمة الکفر در برابر اسلام قرار گرفته اند. اسلام، دین آزادی و معنویت انسان، و قرآن کتاب رحمت و حِکمت و عدالت است؛ وظیفه ی همه ی آزادیخواهان جهان و همه ی ادیان ابراهیمی است که در کنار مسلمانان با سیاست پلید اسلام ستیزی با این شیوه های نفرتبار مقابله کنند. سران رژیم آمریکا نمیتوانند با سخنان فریبنده و میان تهی، خود را از اتهام همراهی با این پدیده ی زشت تبرئه کنند. سالهاست که مقدسات و همه ی حقوق و حرمت میلیونها مسلمان مظلوم در افغانستان و پاکستان، در عراق و لبنان و فلسطین زیر پا گذاشته شده است. صدها هزار کشته، دهها هزار زن و مرد اسیر و زیر شکنجه، هزاران کودک و زن ربوده شده و میلیونها معلول و آواره و بی خانمان، قربانی چه چیزی شده اند؟ و با همه ی این مظلومیتها، چرا در رسانه های جهانی غرب، مسلمانان را مظهر خشونت و قرآن و اسلام را خطری برای بشریت وانمود میکنند؟ چه کسی باور میکند که این توطئه ی گسترده بدون کمک و دخالت حلقه های صهیونیستیِ درونِ دولت آمریکا ممکن و عملی است؟!
برادران و خواهران مسلمان در ایران و سراسر جهان!
لازم میدانم این چند نکته را به همه متذکر گردم:
اولاً: این حادثه و حوادث پیش از آن به روشنی نشان میدهد که آنچه امروز آماج حمله ی نظام استکبار جهانی است، اصل اسلام عزیز و قرآن مجید است؛ صراحتِ مستکبران در دشمنی با جمهوری اسلامی ناشی از صراحت ایران اسلامی در مقابله با استکبار است و تظاهر آنان به دشمن نبودن با اسلام و دیگر مسلمانان، دروغی بزرگ و فریبی شیطانی است. آنان با اسلام و هر آنکس که بدان پایبند است و هر آنچه نشانه ی مسلمانی است دشمن اند.
ثانیاً: این سلسله ی کینه توزیها با اسلام و مسلمین، ناشی از آن است که از چند دهه پیش تاکنون نور اسلام از همیشه تابنده تر و نفوذ آن در دلها در جهان اسلام و حتی در غرب از همیشه بیشتر شده است. ناشی از آن است که اُمت اسلام از همیشه بیدارتر شده و ملتهای مسلمان اراده کرده اند زنجیرهای دو قرن استعمار و تجاوز مستکبران را پاره کنند. حادثه ی اهانت به قرآن و پیامبر  عظیم الشأن صلی اله علیه و آله، با همه ی تلخی، در دل خود حامل بشارتی بزرگ است. خورشید پر فروغ قرآن روزبروز بلندتر و درخشنده تر خواهد شد.
ثالثاً: همه باید بدانیم که حادثه ی اخیر ربطی به کلیسا و مسیحیت ندارد و حرکات عروسکی چند کشیش ابله و مزدور را نباید به پای مسیحیان و مردان دینی آنان نوشت. ما مسلمانان هرگز به عمل مشابهی در مورد مقدسات ادیان دیگر دست نخواهیم زد. نزاع میان مسلمان و مسیحی در سطح عمومی،  خواسته ی دشمنان و طراحان این نمایش دیوانه وار است و درس قرآن به ما، در نقطه ی مقابل آن قرار دارد.
و رابعاً: طرف مطالبه ی  همه ی مسلمانان، امروز دولت آمریکا و سیاستمدارن آنند. آنها اگر در ادعای دخالت نداشتن خود صادقند باید عوامل اصلی این جنایت بزرگ و بازیگران میدانی آن را که دل یک و نیم میلیارد مسلمان را به درد آورده اند، به گونه ئی شایسته به مجازات برسانند.
و السلام علی عباد اله الصالحین
سیّدعلی خامنه ای
22/شهریور/1389

قرب الهى براى كسى است كه در شب قدر بيدار باشد

(ليلةالقدر) شبى است كه احياى آن، سنت الهى است و قدر و منزلت آن از هزار ماه والاتر است، شبى است كه مقدرات خلق در آن شب پايه‏ريزى مى‏شود. و شبی است که همه سعادت عالم در آن شب نازل شده است و از اين جهت از همه شبهاى عالم بالاتر است
ادامه نوشته

دختري که اسرائيل از نامش مي هراسد ! + تصاویر

 

دلال مغربی" عملیات "كمال عدوان" را رهبری می کرد، عملیاتی که "ایهود باراك" وظیفه سرکوب آن را داشت. این عملیات ساعات هولناكی را برای اهالی "تل‌آویو" به ارمغان آورد كه هنوز هم در میان اتباع رژیم صهیونیستی و حتی صاحب‌نظران صهیونیست یكی از بدترین حوادث تاریخ این رژیم به شمار می‌آید.

ادامه نوشته

یا امام حسن

سلام

 

اگه چشم هاتو بستی و چند بار تو دلت ذکر یا امام حسن رو جاری

کردی و اشکت جاری شد منو دعاکن.

شهید بهشتی از دیدگاه امام خمینی( ره )و مقام معظم رهبری

شهید بهشتی از دیدگاه امام خمینی ره

بهشتی، مظلوم زیست و مظلوم مرد و خار در چشم دشمنان اسلام

بود.

مراتب فضل ایشان و مراتب تفکر ایشان و مراتب تعهد ایشان برمن

معلوم بود.

بهشتی، یک ملت بود.

من بیش‏تر از بیست سال ایشان را می‏شناختم و برخلاف آن چه این

بی‏انصاف‏ها در سراسر کشور تبلیغ کردند و مرگ بر بهشتی گفتند، من

او را یک فرد متعهد، مجتهد، مدیر، علاقه‏مند به ملت، علاقه‏مند به

اسلام و به درد بخور برای جامعه خودمان می‏دانستم.

من بیش‏تر از بیست سال است که آقای بهشتی را می‏شناسم و در

این مدت، حتی ندیدم یک کلمه ازکسی غیبت کند. (5)

شهید بهشتی از دیدگاه مقام معظم رهبری

بهشتی مظلوم زیست و مظلوم مرد، به خاطر این‏که در دوران زندگی‏اش

کسی به عمق و والایی شخصیت این مرد پی نبرد. (6)

شهید بهشتی واقعا یک انسان برجسته‏ای بود در همه ابعاد. (7)

مقام معظم رهبری در مورد شهید بهشتی می‏فرماید: «شهید بهشتی

یکی از آن شخصیت‏هایی بود که یک حالت استثنایی در آنها مشاهده

می‏شود. می‏دانید آدم‏ها دو جور هستند. یکی آدم‏هایی که هیچ ویژگی

استثنایی در آنها نیست. با استعدادند، بافکرند، ارزشمندند، ولی عادی

و معمولی‏اند. لکن بعضی هستند که از معمول انسان‏ها یک چیزی

بیشتر دارند، یک برجستگی در اینها وجود دارد. این برجستگی خیلی

زود فهمیده نمی‏شود، در گذشت زمان مشهود می‏شود و بهشتی از

این قبیل بود. او دارای فکر بلندی بود. مغز قوی و فعالی داشت. علاوه بر

این، دارای اراده و روحیه ممتازی بود. بر خود و احساسات خویش

شدیداً غالب بود. بیشتر یک فرد متفکر بود تا احساساتی؛ اگرچه گاهی

اوقات احساسات او یک جمعیت میلیونی را به جوش می‏آورد».