آخرین سال از سده ۱۴۰۰

سلام

خب

راستش نمیدونم چی باید بگم و از کجا باید بگم

فقط خواستم یه چیزی گفته باشم تا بعد ۳ سال این وبلاگ یه آ\دیت به خودش ببینه.

یادش بخیر دوران وبلاگ بازی

یادش بخیر همه این فضاها

یادش بخیر تالار گفتمان خوانساری ها

یادش بخیر خاطراتمون 

یادش بخیر دوستی هایی که از این فضای مجازی شروع شد

یادش بخیر حمایت ها

دعواها

جر و بحث ها

یادش بخیر همه اون روزها

و امیدوارم روزهای امسال تک تکمون هم روزهایی باشه با اتفاق هایی که بعده ها بگیم: یادش بخیر!

 

سال نوتون با تاخیر مبارک

دم همه تون گرم

سلام

دوباره سلام

نمیدونم چی شد..

شاید اگر اپرا از کار نمیافتاد، هیچوقت دوباره بلاگفا رو توی لیست پر بازدیدهای فایرفاکسم نمیدیدم..

خصوصا بعد از گندی که اون موقعا زد و چند تا بهترین دلنوشته های آخرم پاک شد.

تو این فاصله.

یعنی فکر کنم از آخرین ارسالم تا الان، خیلی اتفاقا افتاده.

نمیدونم چرا! اما مثلا یکیش عقد دو از دوستاس..

یا عروسی خیلیا

یا مرگ بعضیا

یا مثلا دانشجوی ارشد شدنم

یا تدریسم تو دانشگاه

یا جدی گرفتن نجوم خوانسار

یا خرید شباهنگ توسط خیر..

 

هوف..

خیلی اتفاقا افتاد..

 

از خیلیاشونم بگذریم!

 

بگذریم..

حتی شک دارم کسی بخونه این وبلاگو دیگه..

 

 

انی وی!

بامداد خوش

پاییز بخیر

سلام!

تجربه ی گروهی

هر وقت تو زندگی به یه دوراهی برخورد کردید، سرپایینیه رو انتخاب کنید نه سر بالاییه رو.

 

با سپاس از

قمصر.. روستای قزاآن

علی لبانی

مجتبی مقدسی

خم

 

راستی...تابستانتون خجسته.

 

اعتماد، امری دوجانبه است.

وقتی صادقانه تو یه رابطه میری جلو،

نگران این که طرفت چقدر بت اعتماد میکنه نباش. بلکه اینو بدون که هرقدر بت از جانب اون شخص اعتماد بشه، عملا میزان قابل اعتماد بودن اون فرد دست تو میاد.

حسودی نکنید! تن تاک با شماست!

بهترین راه واسه تخریب رابطه ی دو نفر اینه که به هردوشون حقوقی که از طرف مقابلشون می تونند انتظار داشته باشند رو یاد آوری کنی. همین

رباعی شکسته

تو مال منی یا که منم مال تو ام؟ / دنبال منی یا که به دنبال تو ام؟

من خسته شدم بس که پی خال توام! / ای نیمه ی گم شده، مرا پیدا کن!

غلط نامه

کسی که تکلیفش با خودش ملوم نیست، غلط میکنه که خودشو قاطی احساسات کس دیگه ای کنه.

طرف حساب

به علاقه ت بپرداز. ببین دلت چی میگه. حداقل پس فردا اگه موفق هم نشی طرفت دلته. نه یه عده که بعدا تقصیر رو از سر خودشون وا می کنند.

حتی جلوتر از جبر جغرافیایی

چرا هیچ وقت راحت و برای خودم زندگی نکردم؟ شوخی نیست..

این جبر از خیلی زودتر از چیزی که فکرشو بشه کرد شروع شده.

شدیدا به موبایلم حسودیم میشه!

کسی راه حلی واسه پاک کردن کانتکت خاص یا کانتکت های خاصی از توی ذهن رو بلده؟

جوری که دفعه ی دیگه که یادش افتادی، حداقل انقدر آسون شمارش یادت نیاد؟

کوانتوم افتاده هاش میفهمند حالمو!

این که احوالپرسی من، حتی اگه حالت خیلی خوب هم باشه، باعث میشه صادقانه بگی: نه، خوب نیستم؛ منو درست یاد عدم قطعیت جناب هایزنبرگ میندازه!

کوانتوم افتاده هاش میفهمند حالمو!

-------------

جهت آشنایی با فلسفه ی عدم قطعیت:

http://www.hupaa.com/20000000000002936/پس-زمینه-فلسفی-اصل-عدم-قطعیت

تجرد

بیخیال همه چیز!
همین کافی ست که تو بسیار زیبایی و مرا هم به اسم کوچک صدا میزنی.

اپتیک و عشق

این که به طرف بگی دوستت دارم و اونم بگه منم همینطور، مثل اینه که یه شمع رو بذاری جلوی آینه. یجورایی دلسردی میاره. عین خود اینه که سرده!

وقتی یکی احساسشو واست بروز میده، مثل ستاره ی دوقلویی باش که درست همسایه ی اون ستاره س و مدام دنبالش میگرده. نه مثل سطح ماه و اقمار و سیاره ها.

حتی خدا هم گفته... وجعلنا شمسا سراجا و جعلنا قمر منیرا.

200 گرم گوشت رو لازمه بچرخونی که از ماه، بشی خورشید.

موج

در گیسوانت زندگانی موج برداشت
مرداب بی رنگ جوانی موج برداشت

قلبم درون سینه ام دیوانه گشت و
این غم سرای استخوانی موج برداشت

زانوی محکم مثل کوه و دست هایم
با یک نگاه تو، به آنی موج برداشت..

سخت است

سخت است بی نشانه بمانی و بی دلیل

در انتظار مبهم یک زجر بی بدیل..


دنیای این روزای من...

دلامون با همه اما
چشا تو حسرت دیدن
داره عادت میشه حالو
از این و اون پرسیدن

... را بخوانید سه نقطه!

امشب تمام واژه ها را دوست دارم

امشب تمام واژه ها زیباترین ند

زیرا که گویای هبوط یک فرشته 

از اوج رقص آسمان ها بر زمین ند


گویی تمام واژه ها چشم انتظارند

تا که بگویند از شکوه "چشم هایش"

تا که بگویند از دل دیوانه ی من

از ذات پاک و ناب از مردم جدایش


امشب تلاطم های یک دلداده ی  محض

در گردباد واژه ها تسخیر... هرگز!

امشب دل یک عاشق شیدای سرمست

در لایلای سیل غصه پیر... هرگز!


دیوانه ام! دیوانگی را دوست دارم!

در ماه رویت در پی پرواز هستم.

بانوی من! آغوش خود را تازه تر کن...

من پاسبان کاروان راز هستم.


لبخند تو تفسیر خورشید است خاتون!

خورشید بعد از خفگی های دل ابر

چیزی نمانده تا شکوه لحظه ی ما!

چیزی نمانده تا شکست سایه ی صبر.


امشب دلیل واژه بازی های شاعر

چیزی فراتر از نظام جمله سازی است!

امشب یگان حرف های بی سر و ته،

با یک ... در عروج عشقبازی است.



کار را بیاورید در خانه ی ما را بزند!

سلام
خوب، کسایی که منو نمیشناسند، نمیدونند که من میتونم تدریس فیزیک و ریاضی دبیرستان رو انجام بدم، تا حدی خوشنویسی می تونم کنم، یه مغازه ی نقلی می تونم داشته باشم که کلی سرمایه ام توش خوابیده، دیگه جونم براتون بگه، میتونم کار ترجمه بکنم اونم با کیفیت خوب، میتونم تور لیدر خوبی باشم و یه مدرک مهندسی اپتو الکترونیک دارم و در حال حاضر دانشجوی رادیولوژی ام ...
میخوام ببینم با این توانایی هایی که الان گفتم و دوستانی که منو میشناسند ازم سراغ دارند، یا پیشنهادهایی که توی من پتانسیلشو میبینند، راهی وجود داره که توی خونسار، درامدی با حداقل 500 تومن در ماه داشت؟
ترجیحا بدون سرمایه گذاری اولیه
ضمنا، کارت معافیت از خدمت کفالت هم دارم.
این پست رو لطفا جدی بگیرید.
به یکی گفتم، بم پیشنهاد کارگری رو داد که با توجه به حدود 3 روزی که در هفته خوانسار هستم درآمدی حداکثر برابر همون 500 رو داره اما به نظر خودم انرژی منو واسه درس خوندن تو طول هفته میگیره.پیشنهاد بعدیش دزدی بود! پیشنهاد بعدیش هم کشت ماری جوآنا!

امیدوارم شما جدی بگیرید و درست راهنمایی کنید.

راستی، مدرک حسابداری مقدماتی و اتوکد و کاربر رایانه و ... هم دارم!

پیشاپیش از همکاریتون سپاسگزارم.
 

عطر هم عطرهای قدیم

عطرت را از کجا خریده ای خاتون؟

شاید تکراری..

امشب ساعت ها یک ساعت به عقب کشیده می شوند و این یعنی..

هوای این شهر..

یک ساعت بیشتر معطر به عطر حضور توست..

داغِ داغ...

ای آن که از تمام غزل های من سَری

از واژه واژه واژه ی هر شعر برتری ...


ای آن که با اشاره ی کوچک به یک نگاه

من را به اوج عالم پندار می بری


ای آن که در تمام مناجات هر شبم،

بر شاخه ی درخت دعایم کبوتری


در چند واژه، ساده بگویم که تا ابد

بر جسم پادشاهی و بر روح سروری...


یک تجربه

همیشه وقتی یه زوج رو به همراه نوزادشون دیدید، از زیبایی بچه تعریف کنید و بگید بسیار زیاد شبیه مادرشه.

اطلاعیه

بخش فروش مواد اولیه قنادی در منزل با اقلام زیر در فروشگاه خواربار فروشی صادقی،افتتاح شد:
بکینگ پودر
آرد نخودچی
جوش شیرین
پودر نارگیل
وانیل کوچک و بزرگ
آرد سفید
نشاسته ذرت
آرد برنج
رنگ های مجاز خوراکی در رنگ های مختلف
فرچه نخی
فرچه لاستیکی
لیسک کوچک
لیسک بزرگ
کاغذ روغنی
ترافل
پودر ژلاتین
شکلات تخته ای

گلوکوز


سایر سفارشات در صورت امکان پذیرفته می شود.

آدرس:

خوانسار

خیابان صفائیه

خیابان نواب صفوی جنوبی

فروشگاه خواربارفروشی صادقی

یه حس زیبا مثل...

ترسِ گفتنِ اولین "دوستت دارم"

آیا میدانستید؟

بر خلاف تصور عموم، کله پاچه بسیار سرد است!

علّت

دیگر بس است جنگ و جدال واژه های شعر

                                           تا که رساتر باشد و شیوا، صدای شعر


هم این که تو بنیاد شعری لازم و کافی است

                                          دیگر چه خوش باشد چه بد باشد نمای شعر


در سال های بی طراوت در پی ات بودم

                                          تا که بهاری تر کنم آب و هوای شعر


صدها هزاران بیت را بی جان و دل گفتم

                                          تا که رسیدی و مرا کردی خدای شعر


این چند بیت ساده باشد پیشکش، باشد؟

                                          ای اوّل و ای علّت و ای انتهای شعر...

درمان ارائه دهید.


بسیار انسان حسودی هستم.

لطفا

چقدر سخت است تفاوت نداشتن نگاه به زندگی یک دوست، با تماشای یک سریال تلخ تلخ تلخ... وقتی نشود کاری کنی، فاصله و دیوار شیشه ای تلویزیون، بی تفاوتند...

آهای مسئولین نزدیک تر از رگ گردن!

لطفا،

رنگین کمان را یک طبقه پایین تر نصب کنید.

استراحتگاه2

هر قدر که میخواهی تظاهر کن که: "نه!"

عاقبت، یک روزِ دیر، جای خالی مرا حس خواهی کرد.

----------------

"فراموش کردن هر فاجعه، آغازیست برای فاجعه ی بعدی"*

*قسمتی از پی اس محاکمه ی عوامل فجعه ی سینما رکس

محاوره2

-ای بابا! چرا اینجوری میکنی با خودت؟ قوی باش!

- من قوی هستم. اما غم، قوی تره...