پست ثابت
به نام بخشنده ی بزرگ
داور بر حق
به نام خداوند ایثار و انصاف
پست ثابت
به نام بخشنده ی بزرگ
داور بر حق
به نام خداوند ایثار و انصاف
نمیدانم تو را به اندازه ی نفسم دوست دارم
یا نفسم را به اندازه ی تو؟
نمیدانم، چون تو را دوست دارم نفس می کشم
یا نفس می کشم که تو را دوست بدارم؟
نمیدانم زندگیم تکرار دوست داشتن توست
و یا تکرار دوست داشتن تو، زندگیم؟
تنها میدانم که دوست داشتنت
لحظه لحظه ی زندگیم را می سازد
و عشقت ذره ذره ی وجودم را...
پر رنگ ترین خیالت را به غلیظ ترین پک سیگار می سپارم
این بدرقه ی خاطرات توست
یادم تو را فراموش … نه نمی کند…
اشک های من
پشت سر تمام خاطراتت
بازنده من
اگر بیـــــــــایی
آنقـــــدر عاشـــقت میکنـــــم
کــــــه دیــــگر نتــــــوانـــــــی
هـــــــرگــز
بــــــــــــــــروی
میدونی
توی زندگی هر آدمی
یه نفر هست که هیچوقت فراموش نمی شه
یه نفر که از همه ی دنیا بیشتر دوسش داری
یه مخاطب خاص که هر چقدر هم بزرگ باشی
در مقابل اون خودتو کوچیک می دونی
فقط...
به یاد همون یه نفر!
من و دل همنفسیم با نفس خیال تو
نفسم، همنفسم هر نفسم فدای تو
می ترسم از اینكه
روزی یك جایی
من و توخیلی دور از هم
شب و روز در آغوش یك غریبه بی قرار هم باشیم
و بعد از هر بار هم آغوشی
به یادآغوش هم بیصدا گریه كنیم !

در من
می بینی چقدر با تو کار دارم !؟!
زودتر بیا مهربان همیشگی ...
دلم ان قدر خسته و شکسته است که میخواهم گوشه ای
پشت به دنیا زانو هایم را بغل کنم و بگویم ..
خدایا....
من دیگر بازی نمی کنم.
لمس کن کلماتی را
که برایت می نویسم
تا بخوانی و بفهمی چقدر جایت خالیست
تا بدانی نبودنت آزارم می دهد
لمس کن نوشته هایی را که لمس ناشدنیست و عریان
که از قلبم بر قلم و کاغذ می چکد
لمس کن گونه هایم را
که خیس اشک است و پر شیار
لمس کن لحظه هایم را
تویی که می دانی من چگونه عاشقت هستم
لمس کن این با تو نبودن ها را
لمس کن !!!
شاید مستمان می کرد و درد را نمی فهمیدیم (!)
خاطره مثل الکل نیست که بپره
خاطره خاطرست
نمیره میمونه و داغونت می کنه (!)
من تو را نفس می کشم
هرگاه کنارم نیستی،
تو را نفس می کشم!!!
گویی، تو پراکنده ای،
در تمام هوای خانه ی من
درست مثل عطر بهارنارنج،
و من،
حتی در نبود تو،
سرمست می شوم
از عطر وجودت!!!
آری...
تو پراکنده ای در هوای خانه ی من،
و من تو را
در هر لحظه نفس می کشم...
آرزو دارم فقط یکبار سرت رو روی سینه ام بگذاری
تا تپش نامنظم
قلبـــــــم را به
هنگام دیدنت احساس کنی ولی از آن می ترسم
قلبـــــــــم به احترامت بایستد..

بگذار عالم بداند
من ذره ذره ی ذرات جهان را
جایگزین کسی کرده ام
که هیچ چیز جایش را نمی گیرد
آخر او...
خدای عاشقی های من است!
مگر کسی می تواند جای خدا را بگیرد؟
هرگز...
هزار بار دیگر هم که از شانه ای به شانه دیگر بغلتی
این شب صبح نمیشود وقتی دلت گرفته باشد !! |:
توانِ نبودنت را ندارم..
میخواهی بفهم..
میخواهی بخند..
بـگـذار لـحـظـ ہ اے آرامـ بـگـیـرمـ
....................................................
یـڪـ تـلـفـטּ نـا آشـنـا
بـا بے مـیـلے تـمـام جـواب בهـم...
و ...
صـבاے تـــ❤ـــو
دیگر حتی
خواب هم مرا نمیبرد!
