- زندگی، همچون موجی هیچ ردی را در ساحل باقی نمی گذارد.
- بعضی ها، از دستشان در می رود و بعضی از دهانشان ...
- اکثر آنهاییکه از فقر بر می خیزند، با ثروت نمی جنگند ...
- بعضی ها، چشمشان چهار تا می شود و بعضی آن دو تایی را هم که دارند بسته اند.
- متاسفانه وقتی می فهمی که فرصتی برای جبران نیست ...
- بعضی ها، شانس دارند و بعضی می آورند...
- اکثراً شک می کنند و بعضی پیدا می کنند ...
- به تبعیت از فکرم " کار " نمی کنم ...
- وقتی تیرتان بسنگ می خورد که بی هدف شلیک شده باشد.
- اکثراً چون چیزی برای فروش ندارند من و شما را می فروشند ...
- بعضی ها، رنگ تازه ای به زندگیشان می بخشند و بعضی رنگ دیگری ...
- آنها که من و شما را می کارند، امید ثمر ندارند !
- اکثراً برای اینکه روی دستتان بزنند، روی آن بلند می شوند ...
- بعضی ها، دست خودشان نیست و بعضی بدست خودشان ...
- اکثراً هیچ استعدادی ندارند ولی تا بخواهید پشتکار دارند ...
- بعضی ها، خنده را از صورتت می گیرند و بعضی می نشانند ...
- وای به قومی که آرزوهایشان شخصی باشد ...
- اکثراً جوری می سوزند که دودشان را کسی نبیند ...
- بعضی ها، برای پاک کردن عقده خود بزرگ بینی سعی می کنند از دیگران کمتر نباشند.
- وسعت دریچه نگاه شما، دنیا شما را معلوم می کند ...
- بعضی ها با خودشان فکر می کنند و بعضی بخودشان ...
- آنها که زیر بار نمی روند از پیش میدانند که بار کج هیچوقت به منزل نمی رسد.
- یکی می گفت : مصیبت وقتی است که وهم جای فهم را می گیرد و شور جای شعور را .
- بعضی ها، به زندگی فکر می کنند و بعضی درباره آن می نویسند ...
- اسمتان ؛ چندان اهمیتی ندارد، سعی کنید رسمتان را عوض کنید.
اکثراً برای ماست مالی کردن، مایه اش را غلیظ تر می کنند، شما چطور؟خوف و اندوه تو از گردش دوران، کم بود
من و ما هم به غم و غصه تو افزودیم
حمید – شاد
دوشنبه 19/7/1389
تهران
حرفهای بی حساب
اکثراً سعی در پنهان کردن شمشیری دارند که از رو بسته اند.
- آنها که چپشان پر است، راست راست راه می روند.
- معمولاً تظاهر به برتری، آدمی را از پیشرفت باز می دارد.
- برای اینکه دستتان بدهنتان برسد، سرتان را بالا بگیرید.
- معمولاً وقتی کفگیر به ته دیگ می خورد، صدای فقر و نداری در می آید.
- سکوت، لالمانی گرفتن زمان است.
- کافی است که شما سد راهش نشوید، اشک راه خودش را پیدا می کند.
- سرگردانی قاصدک برای پنهان داشتن پیامی است که به همراه دارد.
- آنها که من و شما را نادیده می گیرند، چشم دیدنمان را ندارند.
- وقتی روی سبیل شاه نقاره می زند، سعی کنید، چیزی به ریشش نچسبانید.
- اکثراً خیال می کنند و بعضی به همین خیال دل خوشند.
- بعضی ها، بارشان را می بندند و بعضی فلنگ را ، شما چه می کنید؟
- سعی کنید قهرمان زندگی خودتان باشید، نه قربانی آن ...
- زمان، بهترین مرهم است، همه چیز را به او بسپارید ...
- آدم، موجودی است ناشناخته که باید روز روشن چراغ بدست بدنبالش گشت.
- بعضی ها، کارشان تمام است و بعضی همه کارهایشان ناتمام ...
- حقیقت دریاست و واقعیت قطره ای از این دریا ...
- آنها که از سایه خودشان هم می ترسند به تاریکی عادت ندارند.
- بعضی ها، پخته اند و بعضی ته گرفته اند .
- آزادی بدون آگاهی به مفت هم نمی ارزد.
- بعضی ها، خطر از بغل گوششان می گذرد و بعضی از بیخ آن.
- آنها که قمپز در می کنند خود از صدایش در هراسند.
- یکی می گفت: عمری است که در مقطع حساس کنونی بسر می برم ...
- اولین محصول جهل، فقر است.
- در جاییکه تخیل مریض باشد، تصور غلط از آب در می آید.
- معمولاً اکثر آنهاییکه ریگ به کفش دارند، صندل به پا می کنند.
ای عشق بیا به عشق بازی برویم
تا بازی کودکانه را ارج نهیم
حمید – شاد
یکشنبه 13/11/1381
تهران
حرفهای مرگبار
- مرگ از همه می خواهد که دست از زندگی بشویند ...
- هلاکت پرنده را مسیر نگاه شکارچی باعث می شود، نه تیر او ...
- برای اینکه مورد سرزنش زندگی قرار نگیرم، به مرگ فکر نمی کنم ...
- مرگ، ادامه راهی است که زندگی قادر به تداوم آن نبود.
- خواه ناخواه زندگی به بدرقه مرگ خواهد رفت.
- افتادن در قعر فلاکت و بدبختی از بد شروع کردن است.
- تمام شدن یک روز کسالت بار دلیل شروع روز کسالت بار دیگری نیست.
- نیلوفر نمی گذارد زشتی های مرداب رو شود.
اینکه امروز به فردای دگر می خندیم
سببی دارد و ما بر سببش می خندیم
از گوی هیچ نشان در آوردگاه نیست
ما را ببین که دیر به میدان رسیده ایم
حرفهای بی حساب
- هر کس به عقوبتی دچار است، سزد / ما را چه سزد، چنین دچار تو شدیم
- اگر می خواهید خرتان برود، جو اش را زیاد کنید ...
- دل، تنها سرپناهی است که برایت تدارک دیده ام.
- فراموشی، از عشق چیزی بخاطر نمی آورد.
- اکثراً در بیوفایی استادند و در وفا خانه شاگرد.
- دوری، پایان نیست، بهترین غم دنیا است.
- اگر به عقلتان قد نمی دهد ، از چارپایه استفاده کنید...
- بعضی ها، زیادی حرف میزنند و بعضی حرفهای زیادی ...
- معمولاً تا دستی در کار نباشد " پای " من و شما به میان نمی آید.
- بعضی ها، ممکن است باج به شغال ندهند و لی از نشان دادن لانه مرغ باکی ندارند.
- خواستار مغفرت برای کسی باش که بعد از گناه موفق به توبه نشده باشد.
- بعضی ها، کارشان سکه است و بعضی بارشان ...
- یکی می گفت : از روزیکه بدنیا اومدم، همینجور دارم پیر میشم ...
- بعضی ها، با زندگی وداع می کنند و بعضی آنرا ترک می کنند، شما چه می کنید؟
- یکی می گفت : فرهنگ با تمدن فرق دارد، مثلاً ژاپن فرهنگ دارد و ایران تمدن ...
- بعضی ها، از دستشان در می رود و بعضی از دهانشان.
- آنها که شما را می فروشند، چیز زیادی دستشان را نمی گیرد.
- بعضی ها، مال باخته اند و بعضی پاک باخته، شما چه هستید ؟
- وقتی بیکارم، فکرم هم کار نمی کند ...
- بعضی ها، خودشان را گم می کنند و بعضی راهشان را، شما چه گم کرده اید؟
- راستش را بخواهید، بخودمان هم دروغ می گوییم ...
- اغلب، شرایطی که من و شما در آن قرار داریم، انتخاب ما نیست ...
- بعضی ها، خودشان را برخ می کشند و بعضی خویشتن را پشت چیزی پنهان می کنند.
- معمولاً آنها که غیبت صغری دارند، رفته اند پیش کبری ...
- یکی می گفت: وقتی دیدم همه با من هم عقیده اند، تازه فهمیدم چقدر در اشتباهم ...
- بعضی ها، شک می کنند و بعضی پیدا می کنند ...
- سر سنگینی بعضی ها باعث می شود که جلوی من و شما نتوانند سرشان را بالا بگیرند.
- بعضی ها، از صفر شروع می کنند و بعضی از زیر صفر ...
- آنها که آن روی سگ شما را بالا می آورند، از پایین آوردن شما از خر شیطون، عاجزند ...
- بعضی ها، برای ادامه کار، کیلومتر شمارشان را صفر می کننند و بعضی دور خیز می کنند.
حمید - شاد
حرفهای بی حساب
- حیف از شبی که از برآمدن مه در آسمان/ غافل شدیم و چشم به طلوع تو دوختیم.
- بعضی ها، زیبایی را پنهان می کنند و بعضی زشتی را انکار، شما چه می کنید؟
- آنها که نمی توانند خوشحالی من و شما را ببینند، خنده را از لبهایمان پاک می کنند.
- یکی میگفت: هیچ عاقلی به چینی جماعت پول قرض نمی دهد، چرا که نمی داند از چه کسی
باید پس بگیرد.
- اکثراً نگاهشان را عوض می کنند ولی باز هم درست نمی بینند...
- آدمی همواره به زندگی امیدوار است، برای همین است که با چشمان باز میمیرد...
- برای اینکه پرنده از این شاخه به آن شاخه نپرد، درخت پر از شکوفه شد.
- معمولاً صاحبان شکم های گرسنه بویی از محبت و مهربانی نمی برند ...
- بعضی ها، وقتی به بن بست میرسند راهی می یابند و بعضی راهی می سازند، شما چه
می کنید؟
- اکثراً چون دستشان خالی است، نمی گذارند مشتشان باز شود...
- معمولاً همه از تفنگ می ترسند، خالی و پر بودن آن چندان اهمیتی ندارد.
- آنها که برای شما تره خرد نمی کنند، از پاک کردن سبزی دیگران فارغ نیستند.
- بعضی ها، غصه گذشته را می خورند و بعضی غم آینده را، شما چه میل می کنید؟
- یکی می گفت: برای اینکه جنگ نشه،همیشه برای جنگ آماده باشید...
- عشق، آغاز که چه عرض کنم ولی پایان ندارد...
- بدون شناخت من و جهانم نخواهید دانست که در کجا ایستاده اید...!
- آنها که از زندگی چیزی نمی دانند، دانستن را عیب می دانند...
- یکی میگفت: ممکنه وقت باشه، فرصت نیست...
- معمولاً احساسی که به من و شما دست میدهد، ناقل انواع و اقسام بیماری است.
- اغلب، آنها که شما را " شیر " می کنند، روباهند...
- وقتی خویشتن را رها می کنی، ترس از بلندی معنی ندارد.
- اکثراً یک چیز را فراموش می کنند و بعضی همه چیز را ...
- مهم دانستن بازی است، نه در بازی بودن...
- آنها که قادرند دوغ را دوشاب جلوه دهند، برای سفید کردن سیاه، یک صبح تا شب وقت دارند.
- شب رفت و یاس ار بر ما با شتاب رفت / یعنی شبی ز عمر من و تو به باد رفت
حمید - شاد
حرفهای بی حساب
- بهار که می شود جلوی همه سبز می شوم...
- به نهایت رساندن زیبایی در دستور کار بهار قرار گرفت...
- بعضی ها، کم مصرف اند و بعضی بی مصرف، شما چه هستید؟
- در مورد آدمی به نام مشترک مورد نظر، نظری ندارم...
- شما را نمی دانم ولی اکثراْ با امید زندگی می کنند...
- شما ممکن است در هیچ دادگاهی شکست نخورید ولی از دادگاه عدل الهی ممکن نیست قسر
در بروید...
- بعضی ها، به حرف دلشان گوش می دهند و بعضی به ندای قلبشان، شما چه می کنید؟
- آنها که در توزیع دانایی دست دارند، کار و بارشان کساد است.
- برای برداشتن گام های استوار، اول جای پایتان را سفت کنید...
- شما را چه عرض کنم ولی اکثراْ نگاهشان را می دزدند...
- موجی که از دریا می گریزد در ساحل جایی ندارد...
بعضی ها، از خود بی خود می شوند و بعضی به خود می آیند...
- کمیت را چه عرض کنم ولی چیزی که در یادها می ماند کیفیت است.
- اکثراْ دروغ که چه عرض کنم ولی راستش را نمی گویند.
- قالی ام خوابش سنگین و گل هایش رنگین است.
- اکثر آنهایی که بز می آورند، گاوشان زاییده است.
- بعضی وقت ها، آدم های خوب هم اشتباه آدم های بد را می کنند.
- یکی می گفت: دنیا در حال گذر است، تنها گذشته است که نمی گذرد.
- بعضی ها، این شانس را به شما می دهند و بعضی آن شانس را از شما می گیرند.
- اکثراْ شاید، برای اینکه کم نیاورند، زیاده خواه می شوند...
- بعضی ها، مداوماْ شانس می آورند و بعضی به کسی نم پس نمی دهند...
- اکثراْ تا جوانند «فرق» دارند ولی رفته رفته موهایشان می ریزد.
حرفهای بی حساب
- آینده را چه عرض کنم ولی اکنون از جنس گذشته است.
- بی دست و پاترین آدم، آدم برفی است.
- همیشه وقتی اتفاق بدی می افتد، تازه آدم یادش می آید که باید محتاط باشد.
- تجربه ناشناخته ای چون حسادت، حاصلی جز امراض ناشناخته در بر ندارد.
- آدمی جلوی خودش را چرا، ولی جزو محالات است بتواند جلوی زبانش را بگیرد.
- حساب کار که چه عرض کنم، حساب بیکاری از دستم در رفته است.
- اکثراْ برای قد کشیدن، زیر پای این و آن را خالی می کنند، شما چطور؟
- وقتی حرف از امید به میان می آید آرزو، پیدایش می شود...
- بعضی ها، سرگردانند و بعضی سر می گردانند...
- از یابنده حقیقت تقاضا می شود به حقیقت بپیوندد...
- لرزیدن دلتان، هیچ ربطی به چاپیدن تان ندارد...
- بعضی ها، اشتباه می شنوند و بعضی ها به اشتباه گوش می کنند...
- برای آمد و شد آسانتر من و شما، اکثراْ یک گوششان را در می کنند و یکی را دروازه...
- یکی می گفت: زندگی شهد گل است که زنبوری می خوردش و آنچه می ماند عسل خاطره ها است.
- آنها که آدم نیستند، سعی می کنند خودشان را آدم دیگری نشان بدهند.
- بعضی ها، من و شما را از سرشان بیرون می کنند و بعضی ها از دلشان...
- برای اینکه آب از آب تکان نخورد، همه تصمیم گرفته ایم روی مرداب زندگی کنیم...
حرفهای بی حساب
- بعضی ها در راه رفتن می خورند به شب و بعضی به صبح صادق...
- دنیا، خیلی کوچک است، شما به بزرگی خودتان ببخشید.
- بعضی ها، در حرف به شما اعتماد می کنند، و بعضی در عمل...
- آفتاب اندیشه در سرزمین عشق گرمابخش تر است.
- بعضی ها، خودشان نفوذ دارند و بعضی حرفشان...
- زیبایی در راهی است که رفته ای، نه در چیزهایی که بدست آورده ای.
- برای رسیدن به آنچه باید باشید از آنچه هستید، دل بکنید...
- کاش بجای دانستن راه، راه رفتن را یاد می گرفتیم...
- دو تا را چه عرض کنم ولی همیشه یک احتمالی هست...
- بعضی ها، شرایط را تغییر می دهند و بعضی به آن تن می دهند...
- تنهایی رود را، خشکسالی سبب می شود...
- بعضی ها، حرفهایشان بی حساب است و بعضی بی سرو ته...
- آنها که از آب گل آلود ماهی می گیرند، شیادند، نه صیاد...
- اکثراْ برای بدست آوردن یک لقمه نان، حاضرند همه چیز را آب کنند.
- یکی می گفت اکثراْ حرفهای جدیشان را به شوخی می زنند...
-از آنها که توقعشان بالاست،انتظار نمی رود.
-یکی می گفت:قشنگ ترین عکسها،توی تاریک ترین اتاق ها ظاهر می شوند.
-سعی کنید همه چیز بخورید،غصه و غم را چه عرض کنم...
-آنها که چشم دیدن من و شما را ندارند،عینک دودی می زنند...
-یکی می گفت آنکه توزرد از آی در می آید"تخم مرغ است".
-معمولا"هیچ کاسه لیسی،کاسه چه کنم بدست نمی گیرد...
کسی که دوست داشتن را به تمام و کمال یاد گرفته باشد،فرصت پردلختن به نفرت را نداشته است.
-آنها که سبیل هایتان را دود می دهند، می خواهند سپیدی آنها توی ذوق بزند.
-ساعت را چه عرض کنم ،ولی گذر زمان را نمی شود متوقف کرد...
-وقتی حرفهایم در قالب کلام نمی گنجد،در پوست خودم نمی گنجم.
-آنها که سایه شما را با تیر می زنند،معلوم نیست با خود شما چه خواهند کرد.
-آیینه و زمان دست به دست هم می دهند تا گذر عمر را بر چهره من و شما به تماشا بنشانند.
-اکثرا"برای خشک کردن لباس هایشان ،خویشتن را در "بند "می اندازند...
-وقتی دارید از حقیقت فرار می کنید،مراقب باشید سکندری نخورید!
-اعتراف ،دروغی است که بر ملا می شود.
حرفهای بی حساب
-بعضی ،همه حرفها را توی دلشان نگه می دارند و بعضی توی دهانشان...
-یکی می گفت:واقعیت،روزی خیالی بیش نبود.
-بعضی ها درگیر جزئیاتی بی ربط و بعضی هم درگیر کلیاتی مبهمند.
-بعضی ها،سر من و شما را به طاق می کوبند و روزگار به طاق نسیان....
-محصول جنگ را بعد از جنگ برداشت می کنند.
-اکثرِا" برای دیگران مخلصند و برای من و شما مفلس
-در بعضی جوامع،شب مثل روز روشن است.
-اکثرا تا پاسی از شب بیدار می مانند که چند پاپاسی بیشتر به دست بیاورند.شما چطور؟
-یکی می گفت:نوروز اگر افسانه هم باشد زیباتر تز واقعیت است.
-وقتی می بینید حرف حساب سرشان نمی شود،حرف بی حساب بزنید...
-بعضی ها توی کار من و شما موش می دوانند و بعضی گربه می رقصانند.
-در نهایت،رود به دریا خواهد پیوست،ترا نمی دانم.
-بعضی ها غیر قابل پیش بینی اند و بعضی غیر قابل تحمل.شما چطور؟
-معمولا" آنها که از دماغ فیل افتاده اند، یاد هندوستان نمی کنند.
-بعضی ها خیلی کم دارند و بعضی خودشان هم زیادی اند.
-کار گل خندیدن است،زاری ز بلبل ساخته است
گل پدید آمد که بلبل ناله و زاری کند
حرفهای بی حساب
شاه بیتی ها
ولی ز عشق و محبت دگر نشانی نیست
حرفهای بی حساب
- بلبل به احترام شنیدن صدای طبیعت، سکوت می کند. شما چطور؟
- بعضی ها، حرفشان «برو» دارد و بعضی خرشان...
- آرزو، تمامی ندارد، پایان چه عرض کنم...
- در هر بازی، برنده کسی است که دیده نمی شود.
- اگر فکری برای «دودش» نکرده اید، از درست کردن آتش از خاکستر بپرهیزید.
- حقیقت، گلوله ای است که شلیک می شود...
- فرش را همانها از زیر پایتان می کشند که آش را برایتان پخته اند...
- پا برهنه ها «ریگ» به کفش ندارند...
- کی می رسد بهار که بشکفد آن نو گلم به ناز
تا ما به ناز بپروریم و تحفه به بازارش آوریم.
- بعضی ها، حرف ندارند و بعضی حرفی برای گفتن، شما چطور؟
- دیگر خلوتی وجود ندارد، همه جا شلوغ است...
- برای فرار از بیکاری، مدتی است برای همه پاپوش درست می کنم.
- دیگر کسی را از ته دل نمی نگرم...
- برای اینکه کسی از تاریکی نترسد، چراع دلم همیشه روشن است.
- تجربه، نه ارزان بدست می آید نه آسان...
- اکثرا" برای سواری، مناسب ترین گزینه را «خر» شیطان می دانند، شما چطور؟
- بعضی ها، تاریخ سازند و بعضی تاریخ نگار، شما چه هستید؟
حرفهای مرگبار
- مرگ، قله اي است، دور از دسترس كه بايد براي فتح آن آماده باشيم.
- زمان مرگ كه فرا مي رسد، آدم بين اميد و نااميدي معلق است.
- آنكه از فاجعه مي گريزد، وحشت آوار، نابودش مي سازد...
- مرگ، بي شباهت به زندگي نيست.
- بعضي ها، از فاجعه مي گريزند و بعضي از عمق آن مي كاهند، شما چه مي كنيد؟
- مرگ، سيبي است كه با زندگي، از وسط نصف كرده باشند.
- مرگ، رويايي است كه عليرغم ميل آدمي به حقيقت بدل مي شود.
- مرگ، اينطور كه پيداست، ناپيدا است...
- مرگ، ستاره اي است كه از بدو تولد به من و شما چشمك مي زده است...
حرفهای مرگبار
- زندگي در انحصار همه است ولي مرگ منحصر به «فرد» است.
- مرگ، آواز بي وقتي است كه هيچكس حاضر به شنيدن آن نيست.
- زندگي انتظار را برآورده نكرده ولي مرگ دور از انتظار نيست.
- فريب زندگي باعث مي شود كه مرگ را به دست فراموشي بسپاريم...
- اكثرا" چشمشان را به روي همه چيز مي بندند و بعضي به روي دنيا...
- براي زنده ماندن كه چه عرض كنم، براي نماندن بهانه لازم را به دست كسي ندهيد...
- آدمهاي دو دل براي انتخاب مرگ و زندگي با مشكلي مواجه نمي شوند...
- مرگ، بخش كه چه عرض كنم «جز» آخر زندگي است.
- اكثرا" خوابند و بعضي خوابيدن را مي گذارند براي بعد از مرگ، شما چه مي كنيد؟
- بعضي ها، مهم اند و بعضي وقتي كه مردند...
- بعضي ها، فوت مي كنند و بعضي مي شوند، شما چطور؟
- مرگ، با خريد «وقت» توسط زندگي مخالف است.
- شروع اش زياد مهم نيست ولي نبايد اينطور تمام شود...
حرفهای بی حساب
- آنها كه براي جبران يك اشتباه مرتكب اشتباه ديگري مي شوند، سخت در اشتباهند.
- در حاليكه هيچ اميدي وجود ندارد، باز هم «جاي» اميدواري است.
- بعضي ها، عقلشان نمي رسد و بعضي به عقلشان.
- براي كودك شدن، معصومانه فكر كنيد.
- هيچ فرمانروايي قادر نيست قلمرويي به وسعت قلمرو «فكر» داشته باشد.
- بدشانسي را چه عرض كنم ولي شانس با من نيست...
- گريه و خنده، نياز به ترجمه ندارد.
- بعضي ها، از عالم و آدم طلبكارند و بعضي به عالم و آدم بدهكار.
- اكثرا" با گرگ مي خندند و با چوپان مي گريند، شما چه مي كنيد؟
- عشق از من «ما» مي سازد...
- بعضي ها، شايد به دليل كور رنگي همه چيز را از چشم شما مي بينند.
- آنچه مي گوييم مساله اي ندارد، آنطور كه مي گوييم مساله ساز مي شود.
- آنها كه معصومانه فكر مي كنند، كودك درونشان را نشانه رفته اند.
- دل براي به دريا زدن است...
- بعضي ها، سرجايشان مي نشينند و بعضي را مي نشانند سرجايشان.
- يكي مي گفت: به سر انديشه مي كنم و به دل مي گويم...
- موج، اموراتش با آب مي گذرد...
- شيريني گفتار شما، تلخي حقيقت را خنثي مي كند.
- بعضي ها، فاصله را كم مي كنند و بعضي «پر» شما چه مي كنيد؟
حرفهای بی حساب
- سراب «حبابی» است که در نهایت می ترکد.
- بعضی هاُ کتاب سرنوشتشان را به چاپ می رسانند و بعضی کتاب سرگذشتشان را...
- چون کلاهمان توی هم نمی رود٬ سر هم کلاه می گذاریم...
- بعضی ها٬ حقیقت را پنهان می کنند و بعضی نابود٬ شما چه می کنید...؟
- سعی کنید حرفتان را مزمزه کنید٬ خوردن حرف هیچ شکمی را سیر نکرده است.
- وقتی دلم گرفته٬ افکارم ابری می شود و احساسم می خواهد باران باشد...
- کسی که تاریخ را نداند٬ مجبور به تکرار گذشته است...
- فاصله شما با آسمان «چتری» است که به دست گرفته اید...
- دروغ وزوز مگس است و صداقت چهچهه بلبل...
- بعضی ها٬ برای خودشان که چه عرض کنم٬ برای دیگران هم هیچ ارزشی قابل نیستند...
- بعضی ها٬ به استقلال گل می زنند و بعضی برای استقلال...
- آنها که حقیقت را زیر پا می گذارند٬ می خواهند روی آن پافشاری کنند!
- یکی می گفت: آدمی هر کاری را که بخواهد بکند راهش را پیدا می کند و هر کاری را که نخواهد بهانه اش را...
- بعضی ها٬ توی دلتان را خالی می کنند و بعضی ته دلتان را...
- جهنم چیزی است که خودت خلقش می کنی...
- عظمت «سکوت» را فریاد تعییین می کند...
- برای عبور از جهانی که در درون شماست٬ نیازی به مجوز عبور ندارید...
- بعضی ها٬ من و شما را نمی شناسند و بعضی نمی خواهند بشناسند...
- حقیر کسی است که من و شما را "ناچیز" می شمارد...
حرفهای مرگبار
حرفهای بی حساب
حرفهای مرگبــار
- زندگی در انحصار همه است ولی مرگ منحصر به «فرد» است.
- مرگ٬ آواز بی وقتی است که هیچکس حاضر به شنیدن آن نیست.
- زندگی انتظار را برآورده نکرده ولی مرگ دور از انتظار نیست.
- فریب زندگی باعث می شود که مرگ را به دست فراموشی بسپاریم...
- اکثراْ چشمشان را به روی همه چیز می بندند و بعضی به روی دنیا...
- برای زنده ماندن که چه عرض کنم٬ برای نماندن بهانه لازم را به دست کسی ندهید...
- آدمهای دو دل برای انتخاب مرگ و زندگی با مشکلی مواجه نمی شوند...
- مرگ٬ بخش که چه عرض کنم «جز» آخر زندگی است.
- اکثـراْ خوابنـد و بعضی خوابیـدن را می گذارند بــرای بعـد از مـرگ٬ شمـا چـه می کنید؟
- بعضی ها٬ مهم اند و بعضی وقتی که مردند...
- بعضی ها٬ فوت می کنند و بعضی می شوند٬ شما چطور؟
- مرگ٬ با خرید «وقت» توسط زندگی مخالف است.
- شروع اش زیاد مهم نیست ولی نباید اینطور تمام شود...
- اکثراْ بدون اینکه بمیرند می خواهند به بهشت بروند...
حرفهای بی حسـاب
-
سراب «حبابی» است که در نهایت می ترکد...
-
بعضی ها٬ کتاب سرنوشتشان را به چاپ می رسانند و بعضی کتاب سرگذشتشان را...
-
چون کلاهمـان تـوی هـم نمـی رود٬ سـر همدیگـر کـلاه می گذاریم...
-
بعضی ها، حقیقت را پنهان می کنند و بعضی نابود، شما چه می کنید؟...
-
سعی کنید حرفتان را مزمزه کنید، خوردن حرف هیچ شکمی را سیر نکرده است.
-
وقتی دلـم گرفتـه، افکـارم ابـری می شود و احساسم می خواهد باران باشد...
-
کسی که تاریخ را نداند، مجبور به تکرار گذشته است...
-
فاصله شما با آسمان ً چتری ً است که بدست گرفته اید...
-
دروغ وزوز مگس است و صداقت چهچهه بلبل...
-
بعضی ها، برای خودشان که چه عرض کنم، برای دیگران هم هیچ ارزشی قایل نیستند.
-
بعضی ها، به استقلال گل می زنند و بعضی برای استقلال...
-
آنها که حقیقت را زیرپا می گذارند، می خواهند روی آن پافشاری کنند!.
-
یکی میگفت: آدمی هر کاری را که بخواهد بکند راهش را پیدا می کند و هر کاری را که نخواهد بهانه اش را...
-
بعضی ها، توی دلتان را خالی می کنند و بعضی ته دلتان را...
-
جهنم چیزی است که خودت خلقش می کنی...
-
عظمت «سکوت» را فریاد تعیین می کند...
-
برای عبور از جهانی که در درون شماست، نیاز به مجوز عبور ندارید...
-
بعضی ها، من و شما را نمی شناسند و بعضی نمی خواهند بشناسند...
- حقیر کسی است که من و شما را «ناچیز» می شمارد...
حرفهای مرگبـار
- تنها جرم «مرگ» این است که روی سر همه خراب می شود.
- بعضی ها، تنها مردن را دوست دارند و بعضی در تنهایی مردن را...
- مرگ، طومار زندگی من و شما را در هم می پیچد...
- یکی می گفت: شما که دارید می میرید دیگر چه مرگتان است؟
- مرگ به همه «زبان» های دنیا آشناست.
- بعضی ها، کلاهشان را قرص نگه می دارند که سر سالم به گور ببرند، شما چطور؟
- مرگ، کلمه «پایان» را بر دفتر زندگی حک می کند
- یکی می گفت، مرگی که «حقیقت» نداشته باشد خودکشی است.
- معمولاً مرگ، چوب لای چرخ زندگی می گذارد...
- مرگ، حکایتی است به روایت دیگر...
حرفهای بی حسـاب
- برای داشتن جامعه ای «یک دست» همه «دست» به کار می شوند...
- اکثراً برای اینکه صدایشان در نیاید، صدایش را در نمی آورند...
- بعضی هاُ حق دفاع کردن از خودشان را ندارند و بعضی وسیله آنرا...
- آدمی معمولاً بال بال می زند ولی کسی قادر به پرپر زدن نیست، شایعه سازی نکنید.
- یکی می گفت: تا «در» صلح هست، آدم از پنجره همسایه داخل نمی شود.
- بعضی ها، سرشان بلند می شود و بعضی زیر سرشان.
- گاهی زشتی بر زیبایی غلبه می کند، مثل تاریکی بر روشنایی...
- بعضی ها، دستشان نمک ندارد، ولی تا بخواهید چشمشان شور است.
- همه را مثل خود تصور کردن، سادگی است نه بلاهت...
- بعضی ها، شما را به واقعیت نزدیک می کنند و بعضی از حقیقت دور...
- کسی که یکی به نعل می زند و یکی به میخ، مثل اشخاص دیگر اعتقاد دارد که کار از محکم کاری عیب نمی کند...
- اکثراً برای اینکه بروند سر اصل مطلب، همه چیز را درز می گیرند...
- بگذارید تاریخ هر چه می خواهد بگوید، مهم این است که شما چه می گویید...
- اکثراً همه چیز را از چشم شما می بینند و بعضی از پشت عینک بدبینی...
- روزمان که مثل هر روز است، روزگارمان را چه عرض کنم...
حرفهای مرگبــار
- زندگی در انحصار همه است ولی مرگ منحصر به «فرد» است.
- مرگ، آواز بی وقتی است که هیچکس حاضر به شنیدن آن نیست.
- زندگی انتظار را برآورده نکرده ولی مرگ دور از انتظار نیست.
- فریب زندگی باعث می شود که مرگ را به دست فراموشی بسپاریم...
- اکثراً چشمشان را به روی همه چیز می بندند و بعضی به روی دنیا...
- برای زنده ماندن که چه عرض کنم، برای نماندن بهانه لازم را به دست کسی ندهید...
- آدمهای دو دل برای انتخاب مرگ و زندگی با مشکلی مواجه نمی شوند...
- مرگ، بخش که چه عرض کنم «جزء» آخر زندگی است.
حرفهای بی حساب
- اگر از گول زدن خودتان خسته اید، این زحمت را بگذارید بعهده دیگران...
- وقتی پیروزی در راه است، از شکست هراسی نداشته باشید...
- اکثراً شیب موفقیت را به سربالایی عزت ترجیح می دهند شما چطور؟
- یکی می گفت: کنار آمدن با همه چیز را خود یاد گرفتم. از کنار همه چیز گذشتن را دیگران آموختند.
- اکثراً نه بوقلمونند و نه بوقلمون صفت، بلکه مرغی هستند که فقط یک پا دارد.
- برای جلوگیری از غلبه تاریکی بر روشنایی سعی کنید چراغ دلتان را روشن نگه دارید.
- شاه و گدا هر دو به مقصود می رسند / این مقصدش کجا و مقصد و مقصود او کجا!
- در اکثر کشورها «تاریخ» همانست که گفته می شود...
- بعضی ها، تنها پیشرفتشان در زندگی، در آوردن دو عدد شاخ بی قابلیت است.