ما هنوز سر در بدن داریم!؟

یا رب الحسین(ع)

ارباب من!

 

درپای نیزه خواهر زهراییت نوشت:

 

ای جان من!برادر سیلی نخورده ام!!!

 

داغت به روی نیزه میکشد مرا حسین

 

هر داغ را به داغ تو کوچک شمرده ام

 

نگاهی به مشک



از زمانی که از مکه به سمت کربلا راه افتادن، نگاهش مدام به عباس(علیه السلام) است.



چه رشادتی، چه عظمتی، چه هیبتی. وقتی عباس(علیه السلام) هست،



حسین(علیه السلام) یاد جوانی‌های پدر می‌افتد.



وقتی عباس(علیه السلام) هست همه احساس امنیت می‌کنند.



اما یک سوال فکر حسین(علیه السلام) را از مکه تا اینجا به خود مشغول ساخته.



با وجود عباس، چگونه تقدیر الهی تحقق می‌پذیرد؟



برای چند لحظه چشمانش را می‌بندد و دوباره باز می‌کند.



نگاهی به آسمان، نگاهی به عباس، نگاهی به مشک...

السطلان امام رضا(ع)

پایتخت کشور دل کوی توست


هر طریقی مقصد آن سوی توست

هر نگاهی مات قدر و عزتت

هر مشامی مست عطر بوی توست

گرنباشی ما کجا محرم شویم

کعبه ی ما قبله ی ما روی توست

ضامن دل های دربندی رضا

هر که مسکین شد فقط آهوی توست

عرش هم ای شاه هشتم تا ابد

والع آن گنبد نیکوی توست

رند و درویش و گدا و پادشاه

آشنای آن نعره ی یاهوی توست

دیر می آییم تا در آن حرم

آن حرم که برتر از مینوی توست

بغض میگیرد گلوی خسته را

این هم از افسون و از جادوی توست

آقا جان!

لحظه ی جان دادن ما دیدنی است

چوت سر ما بالشش زانوی توست

آبروی ما مساکین بسته بر

زیرو بالا رفتن ابروی توست

آقا جان! ما این قدر پر رو نیستیم که بگیم به ما هم مثل اون پیرمرد نامه ی امان از آتش بده ولی

آقا جان به خاطرت مادرت زهرا(س) هم که شده به همه ی ما یه برات کربلا بده دلمون واسه کربلا لک زده...

ایشالله همه باهم روبروی ضریح آقا بایستیم و بگیم غریب مادر آقام...(ذکر همیشگیمون)

اما اونا که دلشون مدینه ای وقتی میرن حرم سلطان وقتی حرم آقا رو میبینن فوری یاد مادری می افتن که حرم نداره...

مادر جان!

ایشالله پسرت ظهور میکنه و همه باهم برات حرم می سازیم...

*مسکین الزهرا(س)*

یک حرکت زیبا

چهار دانشجو كه به خودشان اعتماد كامل داشتند يك هفته قبل از امتحان پايان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر ديگر حسابي به خوشگذراني پرداختند. اما وقتي به شهر خود برگشتند متوجه شدند كه در مورد تاريخ امتحان اشتباه كرده اند و به جاي سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراين تصميم گرفتند استاد خود را پيدا كنند و علت جا ماندن از امتحان را براي او توضيح دهند. آنها به استاد گفتند: « ما به شهر ديگري رفته بوديم كه در راه برگشت لاستيك خودرومان پنچر شد و از آنجايي كه زاپاس نداشتيم تا مدت زمان طولاني نتوانستيم كسي را گير بياوريم و از او كمك بگيريم، به همين دليل دوشنبه دير وقت به خانه رسيديم.».....استاد فكري كرد و پذيرفت كه آنها روز بعد بيايند و امتحان بدهند. چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر يك ورقه امتحاني را داد و از آنها خواست كه شروع كنند....آنها به اولين مسأله نگاه كردند كه 5 نمره داشت. سوال خيلي آسان بود و به راحتي به آن پاسخ دادند.....سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتيازي پشت ورقه پاسخ بدهند كه سوال اين بود: « كدام لاستيك پنچر شده بود؟»....!!!

او خواهد آمد

صدای طپشهای دلم صاحب زمانه  -  ترانه زیبای دلم صاحب زمانه
دست فرشته رو قلبم نوشته  مهدی زهرا طاووس بهشته
میرسه وعده ی الله ، میرسه بقیه الله
به روی شونه گرفته ، علم نصر من الله
منجی جزیره اومد  برا نقل سیره اومد  یوسف عشیره اومد
****
آقا بیا تا فدات بشم  تا که جوونم - متی ترانا و نراک و تا کی بخونم
دل بی قراره از هجرت می باره  از ذکر مهدی سیرمونی نداره
دل من به شور و شینه ، محو ماه عالمینه
نوحه اشکای چشمام  ، اَینَ ابناء الحسینه
من که عمریه اسیرم   کی میای حاجت بگیرم   پارکاب تو بمیرم
****
خیابونای ما پر شده از نور ریسه  -  دل دیوونه تو دفترش باز می نویسه
کی میدمی از  پشت ابرغیبت  با گل نشستم  زیر طاق نصرت
دل تنگم عاشقونه ، میگیره همش بهونه  
غروب روزای جمعه ، تو مسیر جمکرونه
گل لبخندت ابالفضل  شده دربندت ابالفضل   نقش سربندت ابالفضل

رضا تاجيك

عیدتون مبارک

دوباره اومدیم

دوباره اومدیم که بترکونیم

        دوباره اومدیم که یه نموره بخندیم

                       دوباره اومدیم تا یه کم چرت ببافیم

                                   دوباره اومدیم  تا دوباره قهقه های شما رو ببینیم

                                                               دوباره اومدیم تا یک کلام"با هم شاد باشیم"

شب امتحان ریاضی

** * * شب امتحان ریاضی * * **

خواب دیدم می خوانم ایگرگ زگوند خنجر دیفرانسیل هم گشته کند

از سرهر جایگشتی می پرم دامن هر اتحادی میدرم

دست و پای بازه ها را بسته ام از کمند منحنی ها رسته ام

شیب هر خط را به تندی می دوم گوش هر ایگرگ وشی رامی جوم

گاه در زندان قدر مطلقم گاه اسیر زلف حد و مشتقم

گاه خط را موازی میکنم با توانها نقطه بازی می کنم

لشگری تمریندارم بی شمار تیمی از فرمول دارم در کنار

ناگهان دیدم توابع مرده اند پاره خط نقطه ها پژمرده اند

کاروان جذر ها کوچیده است استخوان کسر ها پوسیده است

از لگ و بسط و نپر آثار نیست رد و پایی از خط و بردار نیست

هیچکس رازین مصیبت غم نبود صفر صفرم هم دگر مبهم نبود

آری آری خواب افسون می کند عقده را از سینه بیرون می کند

مردم ازاین ایکس و ایگرگ داد داد روزهای بی ریاضی یاد باد

ورزشی

سلام

حالا بریم سراغ فوتبال.


نظرتون درباره ی قهرمانی ایران چیه؟


طرفدار چه تیمی هستین؟


خلاصه درباره این جام ملت ها هر چه دلتون میخاد بگید.


منتظر نظراتتون هستیم.

 

توصیه هایی برای فصل امتحانات

سلام. گوش باش که چونان که هنگامه امتحانات ترم فرا همي رسد نکات زير به خاطر بسپار که به پاس همه درس ها نائل شوي.1- زين پس تا آخرين روز امتحانات خواب بر تو حرام باد..... البته گفته باشم که این کار برا احمدی هیچه چون همیشه مثل جغد کنار بخاری بیداره.2- تلوزيون را بيخيال همي شو که وقت بس ناجوان مردانه تنگ است.3- دير خواب و زود خي4- شبکه گسترده جهاني را تعطيل کن ولو به سبب 360 آپ همي کردن5- پارک و سينما و کافي شاپ تا آخرين روز امتحانات مکروه گردد6- کتاب فقط کتاب درسي و فيلم تنها فيلم درسي(با توجه به اين که در ايام امتحانات همگي عجيب به سمت مطالعه غير درسي گرايش داريم)7- موبايل بازي اعم از اس ام اس و بلو توث و ارسال صور قبيحه و نواي قبيحه همگي موجب ابطال وقت است8- حمام کردن بيش از نيم ساعت و يک بار اصلاحيدن صورت در هفته حرام است9- صله ارحام ولو ختنه سوران پسر دايي باشد يا عروسي شوهر دختر عمه ي همسايه ناتني بر تو واجب نمي باشد.نرو...10- پاچه خواري استاد را از خاطر مبر که اوجب واجبات است و بسي تو را در پاسيدن درس همي ياري کناد .مخصوص بعضی از همکلاس های بنده در دانشگاه که تو این کار برا خودشون استادند.اگه کمک خواستین بگید تا خبرشون کنم.همه جوره در خدمتند ضمانتش هم تا آخر عمرته!!!!!خدافظ. 

دانشجو در ملل مختلف

ژاپنی: به شدت مطالعه می‌کند و برای تفریح روبات می‌سازد!
مصر: درس می‌خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی‌مبارک، در و پنجره دانشگاهش را می‌شکند!
هندی: پس از چند سال درس خواندن، عاشق دختر خوشگلی می‌شود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا می‌کند. سپس ماجراهای عاشقانه و اکشن پیش می‌آید و سرانجام آن دو با هم عروسی می‌کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می‌شود!
عراق: مدام به تیرها و خمپاره‌های تروریست‌ها جاخالی می‌دهد و در صورت زنده ماندن درس می‌خواند!
چینی: درس می‌خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می‌سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می‌فروشد!
گینه بی‌صاحاب!: او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه بر و بچ هم قبیله‌ای درس بخواند!
کوبا: او چه دلش بخواهد یا نخواهد یک کمونیست است و باید باسواد باشد و همینطور باید برای طول عمر فیدل کاسترو و جزجگر گرفتن جمیع روسای جمهوری آمریکا، دعا کند!
پاکستان: او بشدت درس می‌خواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضویت القاعده یا گروه طالبان در بیاید!
اوگاندا: درس می‌خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس، چند نفر از قبیله توتسی را می‌کشد!
انگلیس: نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترناری! منقرض می‌شود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می‌خوانند!
ایران: عاشق تخم‌مرغ است! سرکلاس دروس عمومی، ‌چرت می‌زند و سر کلاس دروس اختصاصی، جزوه می‌نویسد! سیاسی نیست ولی سیاسی‌ها را دوست دارد. معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می‌کند! عاشق عبارت «خسته نباشید» است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس! هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می‌خورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می‌گوید! او سه سوته عاشق می‌شود!
اگر با اولی ازدواج کرد که کرد، والا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می‌شود! جزء قشر فرهیخته جامعه محسوب می‌شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده، که چرا صاحبخانه‌ها جان به عزرائیل می‌دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی‌دهند! او چت می‌کند! خیابان متر می‌کند و در یک کلام عشق و حال می‌کند! نسل دانشجوی ایرانی درسخوان، در خطر انقراض است!