747
دردا فراموش میشن ولی اونایی ک باعث شدن درد بکشیم هرگز.....
دردا فراموش میشن ولی اونایی ک باعث شدن درد بکشیم هرگز.....
تازگی ها در برابر بی مهری آدم ها هیچ نمی گویم!
سکوت و سکوت و سکوت...
انگار که لال شده باشم؛ شاید هم کور و کر!
دیگر نه انرژی توضیح دادن دارم و نه حتی حوصله اش را...
نکند دل نکنی دل بکند بهر تو دل دل نکند؟
برود در بر یار دگری، صبحکه بیدار شوی...!
بچم این وبلاگ بود
باید فردا مدرسه میفرستادمش
کلاس۷
کم سن و سال بودم و عاشق پسر عموم اون عاشق من بدون هم میمردیم چندوقت قبل عقد متوجه شدیم که دیابتیم.از اون موقع دیگه به خواست خوانوادش و میل خودش منو فراموش کرد از اون به بعد هم کسی با دیابت منو نه قبول کرد نه خواست مجرد موندم.
اون موقع یکم نگران اینده خودم شدم ولی فوری با خودم گفتم: الان خیلی فرق کرده با دوران نوجوونی زینب خانوم مردم تغیر میکنن .تا سن ازدواج منم برسه کلی عوض شده زمونه و فکر ادما
....
ولی زینب خانوم الان 20سال از روزیکه شما رو دیدم گذشته و من متوجه شدم مردم هیچ تغیری در این مورد نکردن
الان نمیدونم هنوز زنده ای یا به رحمت خدا رفتی
ولی خوب میدونم الان خیلی خیلی تنهایی