احمد حواری گفت: این سماک بیمار شد، تا آب او حاصل کردیم تا نزد طبیب بریم، نصرانئی که دروقت او بود.

در راه که می‌رفتیم مردی را دیدیم نیکوروی و خوش بوی و پاکیزه و جامه پاک پوشیده. 

 

پیش ما بازآمد و گفت: کجا می‌روید؟

گفتم: به فلان طبیب ترسا خواهیم که سماک را تجربت کند و آب می‌بریم تا بر وی عرضه کنیم.

گفت: سبحان الله! دوست خدای از دشمن خدای استعانت می‌جوید؟ و به نزدیک وی می‌رود؟ بازگردید و به نزدیک ابن سماک روید و بگویید تا دست بر آن علت نهد و برخواند اعوذبالله من الشیطان الرجیم و بالحق انزلناه نزل الآیة.

 

مابازگشتیم و حال بدو نمودیم. او چنان کرد که فرموده بود در حال شفا یافت، و گفت: بدانید که او خضر بود، علیه السلام.

 

و گفت: طمع رسنی است در گردن و بندی برپای. بینداز تا برهی.

 

عطار،تذکره الاولیاء 

ذکر محمد بن سماک

دوستان در زیر کانالی تلگرامی برای خرید و فروش به شما معرفی می گردد:

" تبلیغات ، خرید و فروش خودرو، ملک، وسایل منزل و..."

ارتباط با ما :  @Bazar555990

https://telegram.me/Bazar5559

سلام همراهان عزیز. با عرض پوزش از تأخیر طولانی،تصمیم دارم وبلاگ رو به روز کنم.

فقر از زبان دکتر شریعتی

مي خواهم بگويم فقر همه جا سر مي كشد.

فقر، گرسنگي نيست، عرياني هم نيست.

فقر، چيزي را نداشتن است، ولي، آن چيز پول نيست ..... طلا و غذا نيست.

فقر، همان گرد و خاكي است كه بر كتابهاي فروش نرفته‌ي يك كتابفروشي مي نشيند.

فقر، تيغه هاي برنده ماشين بازيافت است،‌ كه روزنامه هاي برگشتي را خرد ميكند.

فقر، كتيبه‌ي سه هزار ساله اي است كه روي آن يادگاري نوشته اند.

فقر، پوست موزي است كه از پنجره يك اتومبيل به خيابان انداخته ميشود.

فقر، همه جا سر مي‌كشد.

فقر، شب را بي غذا  سر كردن نيست .

فقر، روز را  بي انديشه سر كردن است !!!!!!

ترجمه ی احادیثی صحیح درباره ی صدق و راستی

از گمان ها دوری کنید زیرا گمان ها دروغترین سخن هاست « صحیح البخاری»

بگذار آن چیزی که تورا به شک می اندازد و عمل کن به آن چیزی که تورا به شک نمی انداز٬ یقینا صدق و راستی باعث اطمینان میگردد و دروغ گفتن شک و تردد به بار می آورد.« سنن الترمذی »

مومن به هر صفتی متصف می تواند بجز خیانت و دروغ.«مسند احمد »

از رسول الله پرسیده شد که آیا مومن ترسو و جبون بوده میتواند؟گفتند:بلی٬باز پرسیده شد که آیا مومن بخیل می باشد؟گفتند:بلی٬باز پرسیده شد که آیا مومن دروغگو ی بوده میتواند؟گفتند نی!!« مرسلا »

امشب خواب دیدم که دو مرد نزدم آمده و برایم گفتند:آنرا که دیدی که کناره دهن او پاره کرده می شد دروغگوی است که دروغی را میگوید پس از او نقل کرده میشود و به دیگران می رسد تا اینکه تمام آفاق را در بر میگیرد٬پس تا روز قیامت با وی این چنین عمل صورت میگیرد«.صحصح البخاری»

سه گروه مردم اند که به جنت داخل نمیشوند٬پیر مرد زناکار٬امام و حاکم(رئیس جمهور) دروغگوی و نادار متکبر« مسند البزار»

یقینا دروغ بستن بر من مانند دروغ بستن به یکی از خودتان نیست٬کسیکه برمن دروغی را بست٬پس جایگاه خود را در دوزخ آماده نماید«متفق علیه»

در آخرت امت من مردمان فریبکار و دروغ گویی میشوند و برای شما احادیثی را بیان می کنند که نه شما شنیده اید و نه پدران شما٬پس از آنها بر حذر باشید و دوری نمایید تا شما را نفریبند و گمراه نسازند«صحیح مسلم»

کسی که برای کودکی بگوید: بیا این را بگیر ولی برایش چیزی ندهد پس این عمل او یک دروغ حساب می شود.« مسند احمد»

وای به حال کسی که سخنی میگوید تا مردم را بخنداند٬پس دروغ میگوید٬بدا بحالش بدا بحالش« سنن الترمذی»

من ضمانت میکنم خانه ای را در وسط جنت برای کسی که دروغ را ترک نماید چه در مزاح باشد .«سنن البیهقی»

هیچ بنده ای مومن کامل شده نمی تواند تا زمانیکه دروغ را در وقت مزاح ٬ و جدال در سخن را ترک نکند٬اگر چه در آن سخن بر حق باشد« مسند احمد»

در توصیف و مدح من مبالغه نکنید چنان که نصاریها در باره ی عیسی پسر مریم مبالغه کردند٬زیرا من بنده هستم٬پس مرا بنده ی الله(ج) و رسولش بگویید.« صحیح بن حبان»

خیانت بس بزرگی است که برای برادرت سخنی را بگویی و در حالیکه او تو را راستگو می پندارد تو برایش دروغ میگویی« مسند احمد»

صدق و راستی را همیشه جستجو و به آن پایبندی کنید اگر چه در آن اسباب هلاکت را مشاهده می نمایید٬زیرا یقینا نجات شما در صداقت نهفته است.«ابن ابی الدنیا»

زمانیکه بنده ی دروغ میگوید فرشتگان به سبب بوی بدی که از عمل او متصاعد می گردد٬به اندازه ی یک میل از او دور می شوند« سنن الترمذی»

تقدیم به همه ی معلّمانی که دلی پر از مهر و عطوفت دارند.

سخت آشفته و غمگین بودم …

به خودم می گفتم:
بچه ها تنبل و بد اخلاقند

دست کم میگیرند

درس ومشق خود را …

باید امروز یکی را بزنم، اخم کنم

و نخندم اصلا

تا بترسند از من

و حسابی ببرند …


خط کشی آوردم،

در هوا چرخاندم!

چشم ها در پی چوب، هرطرف می غلطید

مشق ها را بگذارید جلو، زود، معطل نکنید!


اولی کامل بود،

دومی بدخط بود

بر سرش داد زدم ...

سومی می لرزید ...

خوب، گیر آوردم !!!

صید در دام افتاد

و به چنگ آمد زود ...

دفتر مشق حسن گم شده بود

این طرف، آنطرف، نیمکتش را می گشت

تو کجایی بچه؟؟؟

بله آقا، اینجا

همچنان می لرزید ...

"پاک تنبل شده ای بچه بد"

"به خدا دفتر من گم شده آقا، همه شاهد هستند"

"ما نوشتیم آقا"


بازکن دستت را ...

خط کشم بالا رفت، خواستم برکف دستش بزنم

او تقلا می کرد

چون نگاهش کردم

ناله ی سختی کرد ...

گوشه ی صورت او قرمز شد

هق هقی کرد و سپس ساکت شد ...

همچنان می گریید ...

مثل شخصی آرام، بی خروش و ناله

ناگهان حمدالله، درکنارم خم شد

زیر یک میز، کنار دیوار،

دفتری پیدا کرد ...


گفت : آقا ایناهاش،

دفتر مشق حسن !


چون نگاهش کردم، عالی و خوش خط بود

غرق در شرم و خجالت گشتم

جای آن چوب ستم، بردلم آتش زده بود

سرخی گونه او، به کبودی گروید ...


صبح فردا دیدم

که حسن با پدرش و یکی مرد دگر

سوی من می آیند ...


خجل و دل نگران،

منتظر ماندم من

تا که حرفی بزنند

شکوه ای یا گله ای، یا که دعوا شاید


سخت در اندیشه ی آنان بودم

پدرش بعدِ سلام،

گفت : لطفی بکنید،

و حسن را بسپارید به ما


گفتمش، چی شده آقا رحمان ؟؟؟

گفت : این خنگ خدا

وقتی از مدرسه برمی گشته

به زمین افتاده

بچه ی سر به هوا،

یا که دعوا کرده

قصه ای ساخته است

زیر ابرو و کنار چشمش،

متورم شده است

درد سختی دارد،

می بریمش دکتر

با اجازه آقا ...


چشمم افتاد به چشم کودک ...

غرق اندوه و تاثر گشتم

منِ شرمنده معلم بودم

لیک آن کودک خرد وکوچک

این چنین درس بزرگی می داد

بی کتاب ودفتر …


من چه کوچک بودم

او چه اندازه بزرگ

به پدر نیز نگفت

آنچه من از سرخشم، به سرش آوردم


عیب کار از خود من بود و نمیدانستم

من از آن روز معلم شده ام …

او به من یاد بداد درس زیبایی را ...

که به هنگامه ی خشم

نه به دل تصمیمی

نه به لب دستوری

نه کنم تنبیهی


یا چرا اصلا من عصبانی باشم

با محبت شاید، گرهی بگشایم

با خشونت هــرگــز ...

هــرگــز.

برگرفته از وبلاگ ایران استارز

داستان سحرخیزی بزرگمهر

حکایت کرده اند: بزرگمهر هرروز صبح زود خدمت انوشیروان می رفت. پس از ادای احترام رو در روی انوشیروان می گفت : 

« سحر خیز باش تا کامروا گردی » 

شبی انوشیروان به سرداران نظامی اش دستور داد تا نیمه شب بیدار شوند و سر راه بزرگمهر منتظر بمانند، چون پیش از صبح خواست به درگاه پادشاه بیاید ، لباس هایش از تنش در بیاورند و از هر طرف به او حمله کنند تا راه فراری برای او باقی نماند. بزرگمهر راه فراری پیدا نکرد. برهنه به درگاه انوشیروان آمد. پادشاه خندید و گفت : مگر هر روز نمی گفتی: سحر خیز باش تا کامروا باشی بزرگمهر گفت: دزدان امشب کامروا شدند زیرا آنها زودتر ازمن بیدار شده بودند. اگر من زودتر از آنها بیدار می شدم و به درگاه پادشاه می آمدم من کامرواتر بودم.

حکایتی پند آمیز از مثنوی معنوی

مردی چکاوکی را به دام انداخت و خواست که آن را بخورد . چکاوک که خود را اسیرمرد دید گفت ای بزرگوار تو در زندگی ات این همه مرغ و خروس و گاو و گوسفند خورده ای و از خوردن آن زبان بسته ها هرگز سیر نشده ای و از خوردن من هم سیر نخواهی شد. پس مرا آزاد کن تا به جای آن سه پند به تو بدهم که در زندگی ات به دردت بخورند و با به کار گیری آنها نیکبخت شوی.

اولین پند این است که: هرگز سخن محال را باور نکن .

مرد که از شنیدن اولین پند خشنود شده بود چکاوک را رها کرد و چکاوک بر سر دیوار نشست و گفت پند دیگر اینکه: هرگز بر گذشته غم نخور و بر آنچه از دست داده ای حسرت نخور.

سپس ادامه داد . اما در بدن من مرواریدی گرد و گرانبها وجود داشت به وزن 300 گرم که با آزاد کردن من بخت خود و سعادت فرزندانت را بر باد دادی زیرا مانند آن در عالم وجود ندارد.

مرد از شنیدن این سخن از حسرت و ناراحتی به خود پیچید و شیون کرد . چکاوک که حال او را دید گفت مگر نگفتم بر گذشته غم نخور و حسرت چیزی را که از دست دادی نخور ؟ و مگر نگفتم حرف محال را باور مکن من 100 گرم هم نیستم چگونه مرواریدی 300 گرمی در بدن ما جا می گیرد؟

مرد که به خودش آمده بود، خوشحال شد که چکاوک دروغ گفته و پرسید خوب پند سومت چیست؟

چکاوک گفت:  با آن دو پند چه کردی که پند سوم را به تو بدهم؟

وداع با رمضان کریم


« الـوداع یا شهررمضان الـوداع » 

کم کم غروب ماه خدا دیده می شود

صد حیف از این بساط که برچیده می شود

در این بهار رحمت و غفران و مغفرت

خوشبخت آن کسی که بخشیده می شود

***

مي خواست بهانه اي كه پر نور شويم

از هرچه بدي و غير او دور شويم

يك ماه پر از فرصت برگشتن داد

يك عيد فرستاد كه مغفور شويم

خوشا به حال آنانکه از این فرصت ارزشمند استفاده کرده و گرد معصیت و گناه را از دلهایشان زدودند.  ان شاءالله خداوند طاعات و عبادات اندک ما را نیز مورد قبول درگاه خویش قرار دهد و در این چند شب مانده توفیق عبادت بیشتری را نصیب ما فرماید.

 

حلول ماه مبارک رمضان

« شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَىوَالْفُرْقَانِ »

فرا رسیدن ماه رحمت و غفران بر تمامی مسلمانان جهان مبارک باد ، برای همگی آرزوی قبولی طاعات و عبادات را از درگاه خداوند متعال خواهانم . امیدوارم بتوانیم در این ماه مبارک رابطه ی خود را با تنها راه نجاتمان « قرآن کریم » بیشتر کرده و دستورات آن را در زندگیمان به کار گیریم .ان شاءالله   

  التمــاس دعـــــــــــــا

  

روانشناسی از طریق حرکات افراد

این مقاله حاصل تلاش آلبرت مقبانین  در رابطه با حرکات و ژستهای متفاوت شما در شرایط مختلف می باشد . با پی بردن به این نشانه ها می توانید به سادگی متوجه شوید که در ذهن مخاطبتان چه می گذرد؟

صورت :
بعد از چشم ها تاثیر گذارترین نقطه در چهره هر شخص فیگور صورت می باشد . مثال :
در حین یک ملاقات برای اینکه نشان دهید از این ملاقات رضایت دارید، یک لبخند زیبا بر لب داشته باشید.
اما مواظب باشید در این کار افراط نکنید .
برای مثال: در تمام دقایق یک ملاقات نخندید ، اجازه دهید مخاطبتان چهره تان را بدون خنده نیز مشاهده کند .

چشم ها :
با کمک چشمهایتان می توانید  یک رابطه مستقیم و آزاد را با مخاطب برقرار  کنید .
به چشم های مخاطبتان نگاه کنید اما نه اینکه ذل بزنید و در تمام دقایق نگاه های او را دنبال کنید زیرا در این صورت دید مثبتی را از خود به طرف مقابلتان منتقل نمی کنید .

به طور نرمال و  معمولی به چشم های طرف مقابل خود نگاه کنید .

هیچ گاه چشم هایتان را به زمین ندوزید یا اینکه به پاهای خود یا شخص مقابل ذل نزنید  زیرا این کار بیانگر کمبود اعتماد به نفس و نمایانگر خجالتی بودن شماست .

حرکات متنوعی که با دستها انجام می شود:
دستها تنها نقاطی هستند که می توانند حرکات بسیاری را انجام دهند مثلا : حرکات تند و اضطراب آوری داشته باشند یا اینکه آرام باشند یا مدام باز و بسته شوند یا …..
افرادی که اضطراب و استرس زیادی دارند ، معمولا حرکات تند و سریعی را در دستهایشان می بینیم . شخصی که مدام انگشتان دستش را باز و بسته می کند نشانه بارزی  از معذب بودن و کم رو بودن اوست.
 
حرکاتی که انجام می شود و نشان از خسته شدن مخاطب از صحبت های مطرح شده می باشد :
صحبتی در جریان است که برای شما جالب نیست اما بخاطر شرایطی که دارید نمی توانید آنجا را ترک کنید
مثال : شما در یک جلسه خسته کننده در محیط اداری خود هستید و بخاطر موقعیت شغلی خود مجبور به ماندن و گوش دادن به صحبت های رییس و همکاران خود هستید .چه حرکاتی را از خود بروز می دهید ؟ شما ناخودآگاه و به طور متناوب پاهای خود را تکان می دهید ، یا به طور ناخودآگاه به صورت شخصی ذل می زنید یا به پوشه ای که پیش رویتان است یا بطری آبی که کنارتان است یا …

اما موقعیت ایده آل در ملاقات ها چه حالتی است ؟ حالتی که خسته کننده و مضطرب به نظر نرسد؟
هنگامی که بر روی مبل یا صندلی می نشینید خود را رها نکنید بلکه حالت رسمی را حفظ کنید برای مثال یک پای خود را بر روی دیگری بندازید و با چهره ای معقول بنشینید نه چهره مضطرب یا کم رو .  دستان خود را بر روی پاهای خود بگذارید تا از حالت آویزان بودن آنها جلوگیری کنید .
یا اگر برای این دیدار مضطرب هستید و دستان شما لرزش دارند ، لرزش دستان خود را از نگاه مخاطبتان مخفی کنید .

خیلی زود و سریع با مخاطب خود رابطه دوستانه ای برقرار نکنید حتی اگر او این رویه را در پیش گرفته باشد . با لحنی کاملا رسمی و مودبانه در طول ملاقات صحبت کنید .

فاصله ۶۰ سانتی متری را نیز  حائل بین خود و شخص مقابل قرار دهید نه خیلی نزدیک او بنشینید نه خیلی دور .


حرکاتی که شخص دروغگو از خود بروز می دهد :
شاید از سخنان و صحبت های شخص مقابلتان نتوانید تشخیص دهید که او براستی حقیقت را به شما می گوید یا خیر ؟

اما می توانید با کمی درایت از روی حرکات او به صحت گفته هایش پی ببرید ، اما چگونه؟

حرکات گفته شده در این قسمت با توجه به تحقیقات روان شناسان نوشته شده است :
* هنگامی که شخصی در حال دروغ گفتن است بی اختیار  دستش را جلوی دهان خود می  گیرد  و شما تکان خوردن لب های او را به هنگام صحبت کردن نمی بینید طوری که انگار او می خواهد با دستش جلوی خروج کلمات را بگیرد . او  مدام دستش را در موهای خود می کند ، یا با دست بینی اش را لمس می کند .
* اگر بر روی صندلی یا مبل نشسته باشد مدام تکان می خورد و  جای خود را بر روی صندلی تغییر می دهد ، گاهی دست خود را روی دسته مبل می گذارد یا گاهی دست خود را روی پاهایش قرار می دهد  و …

جمـــلات روحیــــه بخش

کلمات، چنان قدرتی دارند که می توانند آتش جنگی را بیفروزند و یا صلحی را بر قرار سازند، رابطه ای را به نابودی کشانند و یا آنرا محکمتر کنند. برداشت و احساس ما نسبت به هر چیز، بسته به معنائی است که

به آن چیز می دهیم. کلماتی که آگاهانه یا نا آگاهانه برای بیان یک وضعیت انتخاب می کنیم، بلافاصله معنای آن را در نظرمان دگرگون می کنند و در نتیجه احساسمان را تغییر می دهند.

« آنتونی رابینز »

من و شما نیز می توانیم زندگانی خود رابه صورت یکی ازاین افسانه ها در آوریم، به شرط اینکه شهامت داشته باشیم و بدانیم که قادریم اختیار اتفاقاتی را که در زندگیمان می افتد به دست گیریم. « آنتونی رابینز »

نشاط و خوشدلی، اعتماد به نفس شما را تقویت و زندگی را دلپذیرتر می سازد و باعث می شود که اطرافیان شما شادی بیشتری را احساس کنند. خوشدلی به معنی خوشخیالی و فرار از مشکلات نیست، بلکه

نشانه هوش و ذکاوت شماست. « آنتونی رابینز »

بسیاری از چیزها در اطرافتان وجود دارند که به کار موفقیت وعملی شدن رویا های شما می آیند، اما متوجه وجود آنها نمی شوید. زیرا هدفهای خود را به روشنی تعریف نکرده اید و به عبارت دیگر به مغز خود

نیاموخته اید که آن چیز ها دارای اهمیت هستند. « آنتونی رابینز »

ممکن است بزرگترین اره ای که در جهان اختراع شده است، در دست شما باشد و در عین حال، در میان انبوهی از درختان جنگل، سرگردان بمانید و ندانید چه کنید. اگر بدانیم که چه درختانی را باید برید و چرا،

شرایط بر وفق مراد است، وگرنه ابزاری عالی در دست دارید که به هیچ نمی ارزد. « آنتونی رابینز »

زمانی می اندیشیم بهترین راه کمک به بیچارگان آن است که الگوی خوبی برای آنها باشیم تا بدانند شیوه های بهتری نیز برای زندگی وجود دارد و به آنها کمک کنیم تا بتوانند خودشان زندگی خود را اداره کنند. «

آنتونی رابینز »

اگر توجه مان را به چیزی جلب کنیم که از آن وحشت داریم، به طور قطع همان بلائی را که از آن می ترسیم، به سرمان می آید. « آنتونی رابینز »

وقتی به دنبال هدف تازه ای می روید و با مانعی مواجه می شوید، به یاد آورید که از این موانع، قبلا هم در زندگیتان بوده است و بر آنها غلبه کرده و موفق شده اید. « آنتونی رابینز »

همیشه به خود اعتماد داشته باشید. اگر یک بار کاری را با موفقیت انجام داده باشید، باز هم می توانید. « آنتونی رابینز »

زندگی یک هدیه است: به ما حق ویژه، فرصت و مسؤولیت می‌دهد. باید به ازای آن، چیزی بازگردانیم و آن « خود اصلاح‌شده » ماست. « آنتونی رابنیز »

الهام بخش زندگی من، شرح حال کسانی بوده است که امکانات و استعدادهای خود را به کار می گیرند تا به موفقیتها و نتایجی تازه، چه برای خود و چه برای دیگران، دست یابند. « آنتونی رابینز »

گاهی وقتها بر یک رشته عملیات نامی می نهیم و چون با نام، مشخص می سازیم، آنها را شیء می نامیم، حال آنکه مجموعه ای از کارها نیستند. « آنتونی رابینز »

برخی از ما بحث را با مشاجره و بوکس بازیهای لفظی اشتباه می گیریم، در حالیکه راههای ظریفانه تر و مؤثرتری برای از بین بردن مقاومتها وجود دارد. « آنتونی رابینز »

در بسیاری از موارد، اگر کاری را به دقت مانند گذشته انجام دهیم، برایمان راحت تر است. اما آنچه آسانتر است، بیشتر وقتها از همه بدتر است. « آنتونی رابینز »

لزومی ندارد که افراد به درستی مانند هم باشند تا با هم صمیمی شوند، بلکه باید به تفاوت دیدگاههای یکدیگر توجه و در عین حال به هم احترام بگذارند. « آنتونی رابینز »

هر گاه گرفتن تصمیم مهمی را دشوار یافتید، بدانید که علتش تنها یک چیز است و آن اینکه تصور روشنی از ارزشهای خود ندارید. « آنتونی رابینز »

اگر توجه مان را به چیزی جلب کنیم که از آن وحشت داریم، به یقین همان بلائی که از آن می ترسیم، بر سرمان می آید. « آنتونی رابینز »

درست است که پرچم، تنها یک تکه پارچه است، اما در عین حال نشانه تمام فضائل و ویژگیهای یک ملت به شمار می رود. « آنتونی رابینز »

محدودیتها فقط در ذهن وجود دارند. پس هر وقت محدودیتی به ذهنتان رسید، بی درنگ آن را از مغز خود بیرون کنید. « آنتونی رابینز »

موفقیت نیز ناشی از آغازگری و ابتکار، پشتکار و بیان واضح عشق و محبت عمیق قلبی است. « آنتونی رابینز »

به خاطر داشته باشید که حواس خود را به هر چه متوجه کنیم همان را به دست می آوریم. « آنتونی رابینز »

اگر مراقب سلامت خود نباشید، مشکل است که بتوانید از عواطف خود بهره مند شوید. « آنتونی رابینز »

گاهی باید بیاموزیم که چگونه ارزشهای ناسازگار را با یکدیگر آشتی دهیم. « آنتونی رابینز »

برای هر یک از ما در هر زمان، امکاناتی موجود است تا زندگی خود را بهتر سازیم. « آنتونی رابینز »

در زمانهای تصمیم گیری است که سرنوشت ما رقم زده می شود. « آنتونی رابینز »

مسئولیت قبول کن، بگذار هرچه می‌خواهد پیش بیاید. « آنتونی رابینز »

پرسشهای ما، افکار ما را می سازند. « آنتونی رابینز »

101 نکته تربیتی برای والدین و مربیان

در جریان تحقیق در زمینه‌ی مسائل تربیتی و روان‌شناسی كودك، صاحب‌نظران، اندیشمندان و مربیان به صورت مستقیم توصیه‌هایی را در رابطه با تربیت «كودك و نوجوان» اظهار داشته‌اند؛ جمع‌بندی آنها و لیست‌كردنشان كمك شایانی به والدین و مربیان می‌كند. می‌توان به جرأت گفت كه كلّ محور مطالب تربیتی و روان‌شناسی كودك، همین مجموعه مسائل است كه در كتاب‌های مختلف هركدام به شیوه‌ای و زبانی با ایدئولوژی‌های مختلف و باورهای متفاوت، طرح شده است. اگر والدین و مربیان محترم بتوانند به موقع نكات تربیتی را كاربردی كنند هم والدین، هم مربیان و همچنین جامعه، به اهداف مطلوب خویش كه همانا تربیت نسلی شایسته است، رسیده‌اند. اصولاً نكات مفید اغلب در لابلای بحث و مطالب از خواننده گم می‌شود، مگر كسانی كه با دقّت و مهارت لازم همانند غوّاص در دریای مطالب و كتاب‌های نوشته شده، گوهر گم شده‌ی خود را بدست آورند لذا احساس كردم جمع‌بندی و لیست جملات شیرین و پر از حكمت صاحب‌نظران تربیتی، كمك قابل ملاحظه‌ای به والدین محترم می‌كند. امیدوارم والدین نكات لیست‌شده را همانند نسخه‌‌پیچی كه نسخه را می‌پیچد و دستور تجویز آن را برابر نظر دكتر سفارش می‌كند، والدین هم نكته‌ها را این گونه به موقع برای كودكان تجویز نموده، و همانند پرستاری دلسوز، از جسم و روان‌ فرزندان‌شان مراقبت نمایند.    ادامه ی مطلب ....

ادامه نوشته

آب درمانی چیست ؟

آب درماني(هيدروپاتي) يعني درمان امراض به وسيله آب. از زماني که به ياد مي آيد، هم قبايل بدوي و هم ملل متمدن آب را براي درمان به کار مي گرفتند. حتي حيوانات وحشي و اهلي دريافته اند، زماني که بيمار مي شوند، بايد آب بياشامند.

مصرف صحيح آب نه تنها تندرستي ما را حفظ مي کند، بلکه در صورت از دست رفتن تندرستي يا بروز اختلال در آن از طريق پاکسازي مواد زايد از بدن، آن را باز مي گرداند.

* طبقه بندي آب از نظر درجه حرارت: 

1) آب خنك تر از دماي بدن (37 درجه)، اثر برانگيزنده، خنک کننده و محرک دارد.

2) آب گرم تر از بدن، تقويت کننده، نيرو بخش و قدرت آفرين است.

3) آبي که داغ است آرامش به وجود مي آورد و دردها را مرتفع مي سازد، ولي ايجاد خستگي مفرط مي نمايد.

4) آبي که اندکي از درجه حرارت بدن پايين تر است، يعني آب ولرم (27 تا 32 درجه) يا آب نه سرد و نه گرم (32 تا 35 درجه) هميشه سودمند است و براي مصارف عمومي مناسب است.

ادامه نوشته

معمای شطرنج شماره 3

سفید شروع و در دو حرکت مات می کند.

جواب در ادامه ی مطلب...


ادامه نوشته

داستانک در گلستان سعدی

سرآغـاز قصه گویی و داستان پـردازی را شاید کسی به خوبی نتواند تخمین بزند. اما بشر برای انتقـال تجربه هـا و عبرت ها و بعضأ دریافت حکمت ها که گاهی با طنز و لبخنـد و گـریه همراه بوده است، از رایج تـرین ابـزار آن دوران یعنی " قصه" بهره گرفته است. این ابزار یعنی " قصه" یا "داستان" آنقدر در‏ بین بشر معمول بوده که خداوند درکتب آسمانی، در بسیاری از موارد برای عبرت انسان ها از داستان و قصه استفاده های زیادی نموده است. نمونه ی بـارز آن قصه ی حضرت یوسف علیه السلام در قرآن مجید که خداوند متعال به عنوان "احسن القصص" یاد کرده است.

    قصه های زیبایی گفته یا ساخته شده اند که با وجود قدمت چند هزار ساله در بین ملل جهان هنوز مورد مطالعه قرار می گیرد. به عنوان مثال قصه های"هزار و یک شب" که تقریبأ دو هزار و پانصد سال پیش از هندوستان برخاسته و در اکثرکشورهای جهان شناخته شد.

     اگـر بخواهیم رمـان ها و قصه های قرون گذشته را که بعضـأ به صورت منظـوم سروده شده اند باز شماریـم به خاطرکثرت این نوع آثارمجبور به اطناب و درازه گویی خواهیم شد.

    ادبیات جهان پس از دوران درخشـان خود که ستاره هایی چون "هومر، فردوسی، سعدی، دانته، مولوی و شکسپیـر و بعدتر داستایوفسکی، تولستوی، چخوف" و چهره های سرشناس دیگری که در بریتانیا و آمریکای لاتین ظهور کردند به خاطر رشد فزاینده ی تکنولوژی و دغدغه های متاًثر از آن یک دوران افول را پشت سر می گذارد. البته بدین گونـه نیست که بزرگانی معرفی نشده اند اما آن فخامت و ارجمندی بزرگان ادبیات گذشته ی جهان را نداشته اند.

ادامه نوشته

ژیانی ماموستا قانع

موحەممەد کابولی( 1898-1965 ) ناسراو بە مامۆستا قانع شاعیری چەوساوەکان و بەش مەینەتان و زانای گەورە و پایەبەرزی نەتەوەی کورده . بە ھۆی شیعرەکانیەوە بە شاعیری چەوساوەکانی کوردستان ناوبانگی دەرچووە. شیعرەکانی قانع ھەوێنی بیرێکی فراوان و پێشکەوتووخوازانەیە، ئەوەتا سەردەمانێکی زۆر گوزەری کردووە بەسەر کۆچی دوایی شاعیردا، کەچی پەیتا پەیتا خوێنەری شیعرەکانی لە زیادبووندایە.

ادامه نوشته

ژیانـــــی نالـــــی

نالی دامه‌زرێنه‌ری قوتابخانه‌ی شیعری بابان و گه‌وه‌ره‌‌ترین شاعیری كرمانجی خوارووه‌.
نالی ناوی خدر (خضر)ه‌ كوڕی ئه‌حمدی شاویسی ئاڵی به‌گی میكایلیه له‌‌گوندی خاك و خۆڵ ، له‌ده‌شتی شاره‌زوور هاتۆته‌ دنیاوه‌ .
له‌ ساڵی 1800ز له‌ دایك بووه‌ ، هه‌ر له‌ته‌مه‌نی منداڵی نراوه‌ته‌ به‌ر خوێندنی حوجره‌ له‌سه‌رتاوه‌ ( قورئانی پیرۆز ورده‌كتێبی فارسی خوێندووه‌ ، دواتر زانسته‌كانی تری قورئان و فه‌رمووده و صه‌رف نه‌حوو كه‌لام به‌لاغه‌و‌ فه‌له‌ك و ‌فیقهـ وسیره‌ )ی خویندووه‌ .

تاخوێندنی ئه‌مانه‌ی ته‌واو كردووه‌ و دواتر ( ئیجازه‌ی عیلمی )وه‌رگرتوو ، چه‌نده‌ها شوێن و لای چه‌نده‌ها مامۆستای باشی ئه‌و سه‌رده‌مه‌ی خوێندووه‌ .

ادامه نوشته

روانشناسی چهره

  بشر در طول قرون متمادی سعی نموده تا با پیوند زدن خصـیصـه هـای صـورت افـراد بـه ویژگیهای شخصیتی، متوجه افکار و درون دیگران شود. با گـذشـت سـالها علم چهره شناسی نیز گسترش یافته و به شاخه های مختلف تـقسـیم شـده است. بـرای مثـال "متوپوسکپی" علم پی بردن به سیرت و درون آدمی از روی خطوط روی پیشانی است

"فرنولوژی" علم جمجمه خوانی و مطالعه طرز تشکیل جمجمه میباشد که به بنا نهادن شخصیت و امیال ذاتی و روانی افراد کمک می کند.

"فیزیـوگـنومی" یا عـلم چـهره شـنـاسی، موضوعی است که ما به آن خواهیم پرداخت. این علم به ما می آموزد که چگونه از روی چهره افراد پی به شخصیت آنها ببریم.

امروزه دانشمندان به چنین علومـی، "شـبـه علـوم" اطـلاق کرده و بـهای زیـادی بــه آن نمی دهند و هـمانند عـلومی مانـنـد "طالع بـینی" به آنها می نگرند: اثبات نشده ولی بیضرر. با این وجود هنوز بسیاری از مردم چهره خوانی را راهی مطمئن برای قضاوت در مورد افراد می دانند. چیزی که اهمیت دارد این اسـت کـه چـهره را بصورت کامل و دقیق مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و تا رسیدن به همه حقایق از قضاوتهـای شـتابزده اجتناب کنیم.

ادامه نوشته

تمرین هایی برای افزایش هوش نوزاد


ورزش صدا
این فعالیتی است كه بسیاری از والدین آن را انجام می‌دهند بدون آن كه بدانند این كار چقدر برای كودك مفید است.بسیاری از والدین هنگام عوض كردن پوشك،حمام یا بازی با كودك خود حرف می‌زنند.این كار به كودك كمك می‌كند تا بفهمد این صدا از دهان فردی پدر یا مادر- خارج می‌شود علاوه بر این می‌توانید پیوسته اسم او را صدا كنید،در ابتدا او به صدای شما پاسخی نمی‌دهد اما رفته رفته هر گاه او را صدا كنید عكس‌العملی از او خواهید دید.فعالیتی كه شما می‌توانید در این رابطه انجام دهید این است كه سعی كنید هر گاه كسی اسم نوزاد شما را صدا می‌زند،او را به سمت صدا برگردانید.این فعالیت باعث تحریك و پرورش حس شنوایی كودك می‌شود.

ورزش بینایی
چند اسباب بازی با رنگ‌های جذاب برای بازی كودك بخرید متوجه خواهید شد،هر گاه، كودك با این اسباب بازی‌های رنگارنگ بازی می‌كند لبخند می‌زند یا به نوعی احساس رضایت خود را نشان می‌دهد.برای تقویت حس بینایی،كتاب‌های مخصوص نوزادان، با رنگ‌های شاد بخرید. هنگام لباس پوشیدن،چند دست لباس در رنگ‌های مختلف جلوی كودك بگذارید،اجازه دهید خودش رنگ دلخواهش را انتخاب كند و حتما همان لباس را بپوشد.این روشی است كه كودك به وسیله آن رنگ‌ها را می‌شناسد.

ورزش دهانی
امروزه در بسیاری از كودكان،رشد بسیار سریع‌تر از گذشته است و شما می‌توانید در تولد یك سالگی، یك یا 2 دندان در دهان كودك مشاهده كنید.طی مرحله رشد دندان و جوانه زدن آن در لثه،لثه‌ها خارش زیادی دارند از این رو كودك هر آنچه در نزدیك دست خود می‌یابد فورا برای مالیدن به لثه و رفع خارش به دهان می‌برد.در این سن سعی كنید اسباب بازی‌هایی را كه برای این كار در بازار وجود دارد،برای كودك بخرید چون جویدن باعث قوی شدن ماهیچه‌های آرواره و لثه‌های كودك می‌شود.علاوه بر این می‌توانید غذا‌های مناسب كودك با مزه‌های مختلف به كودك بدهید تا او طعم همه چیز را امتحان كند.

ورزش لمسی
این فعالیت شامل لمس انواع مختلف اسباب بازی‌ها توسط كودك است.كودك با این روش تفاوت بین سطوح سخت، نرم و پنبه‌ای را در می‌یابد. در این مرحله برای تقویت عضلات پا و گردن نوزاد می‌توانید به نرمی پاهای كودك را خم و راست كنید یا به آرامی اسباب بازی محبوبش را جلوی چشمانش تكان دهید به نحوی كه كودك گردنش را به آرامی با تكان دست شما حركت دهد.

ورزش بویایی
این سن برای درك تفاوت بوهای مختلف توسط نوزاد كمی زود است،اما با این‌حال شما می‌توانید برای تحریك این حس در نوزاد از پوست پرتقال و وانیل یا غذا و سوپی كه كودك می‌خورد استفاده كنید.این فعالیت‌ها باید به طریقی انجام گیرد كه برای كودك لذت بخش و نوعی بازی باشد و به محض این كه دریافتید كودك دیگر توجهی به این فعالیت‌ها ندارد باید آن را متوقف كنید.

معمای شطرنج شماره ی 2

سفید شروع و در دو حرکت مات می کند.

جواب در ادامه مطلب....

ادامه نوشته

طبیعت بسیار زیبای شهر پاوه

با فرارسیدن تعطیلات نوروزی ، هر ساله تعداد زیادی از ساکنین کلانشهرها که بیشتر به فکر رهایی از شلوغی و آلودگی های صوتی موجود در این شهر ها هستند ، به دامن طبیعت روی می آورند تا چند روزی را با آرامش در کنار چشم انداز های زیبایی سپری کنند و با روحیه ی شادی به سر کار و زندگی خود برگردند.

در این چند ساله ی اخیر انتخاب بیشتر گردشگران شهر زیبا و کوهستانی پاوه بوده است . پاوه هر چند در دامن کوهستان است ، آب و هوایی معتدل دارد و در این شهر خبری از سرمای شدید نیست ، با وجود کوهستانی بودنش ، در این ایام نوروزی هم پذیرای تعداد زیادی از گردشگران است . هر چند که آب و هوای خنک این شهر در فصل تابستان ، بیشترین مسافران را به سوی خود جذب می کند .

از جمله دلایل هجوم گردشگران به این شهر ، طبیعت بکر و بسیار زیبای آن است ، که چشم هر بیننده ای را خیره می کند . تفرّجگاههای بکری چون بید میری و سر دره را در کمتر جایی می توان پیدا کرد. نوع معماری بنا ها و ساختمان های این شهر که در نوع خود منحصر به فرد است ،از دلایل دیگر جذب توریست است و باعث شده است تا پاوه را شهر « هزار ماسوله » بنامند.  

قیمت پایین اجناس ، به دلیل وجود بازارچه مرزی و همچنین بافرهنگ ، خونگرم و مهمان نواز بودن مردمان این شهر هم در جذب توریست به این شهر مؤثّر است.

در پایان ضمن تبریک سال نو به همه ی ایرانیان و مخصوصاً مردم فهیم پاوه و اورامانات و تمام کردستان ، آرزوی لحظات خوشی را برای تمام کسانی که به شهر زیبای پاوه سفر کرده اند ، دارم.

تصاویری از طبیعت زیبای پاوه

نقد سازنده نه هجو مخرّب !

اخیراً در برخی از فضاهای مجازی شهرمان پاوه ، به نام نقد ، به شخصیت های مختلفی توهین می شود که بعضاً افرادی غیر مسئول می باشند و این مایه ی بسی تأسّف است ، که در شهر با فرهنگی مانند پاوه ، اینگونه راحت دیگران را مورد دشنام و ناسزا و الفاظ رکیک قرار می دهند. اساساً پیشرفت ، با نقد سازنده و به دور از تعصّب و غرض ورزی حاصل می شود.

امّا خیلی از افراد مرز میان طنز و نقد را با هجو و هزل نمی دانند . طنز و نقد سازنده است ، بیان عیوب و معضلات جامعه است امّا هجو و هزل مخرّب است و حرمت دیگران را می شکند. راستی ما به جای اینکه این همه حرف می زنیم و در فکر تخریب شخصیّت دیگران هستیم ، چرا قدری بیشتر نمی اندیشیم؟ و کمتر سخن بگوییم.


    

ادامه نوشته

چکیده ا ی از آرايه هاي ادبي :

   سجع :آرايه اي است كه از همراه آمدن كلمات هماهنگ در آخر جمله هاي يك عبارت حاصل آيد.   (سجع در نثر ماند قافيه در شعر است.)

الهي عذر ما بپذير ، بر عيب هاي ما مگير            «بپذير ومگير»=سجع

    تضاد : هرگاه شاعر و نويسنده دو كلمه ي متضاد را به صورت هنري به كاربرد، به آن تضاد مي گويند.

 

 درنيابد حال پخته هيچ خام

     «پخته وخام»= تضاد

   متناقض نما : آوردن دو واژه يا دو معني متناقض است در كلام، به گونه اي كه آفريننده ي زيبايي باشد.

 

«جيب هاي پر از خالي»

  خالي ناقض  وجود پر است و شاعر هنرمندانه آن ها را به كار برده است

  

ادامه نوشته

واژه ها در زبان فارسی

 آیا می‌دانستید برخی‌ها واژه‌های زیر را که همگی فرانسوی هستند

فارسی می‌دانند؟

آسانسور، آلیاژ، آمپول، املت، باسن، بتون، بلیت، بیسکویت، پاکت، پالتو، پریز، پلاک، پماد، پوتین، پودر، پوره، پونز، پیک نیک، تابلو، تراس، تراخم، نمبر، تیراژ، تور، تیپ، خاویار، دکتر، دلیجان، دوجین، دوش، دبپلم، دیکته، رژ، رژیم، رفوزه، رگل، رله، روبان، زیگزاگ، ژن، ساردین، سالاد، سانسور، سرامیک، سرنگ، سرویس، سری، سزارین، سوس، سلول، سمینار، سودا، سوسیس، سیلو، سن، سنا، سندیکا، سیفون، سیمان، شانس، شوسه، شوفاژ، شیک، شیمی، صابون، فامیل، فر، فلاسک، فلش، فیله، فیبر، فیش، فیلسوف، فیوز، کائوچو، کابل، کادر، کادو، کارت، کارتن، کافه، کامیون، کاموا، کپسول، کت، کتلت، کراوات، کرست، کلاس، کلوب، کلیشه، کمپ، کمپرس، کمپوت، کمد، کمیته، کنتور، کنسرو، کنسول، کنکور، کنگره، کودتا، کوپن، کوپه، کوسن، گاراژ، گارد، گاز، گارسون، گریس، گیشه، گیومه، لاستیک، لامپ، لیسانس، لیست، لیموناد، مات، مارش، ماساژ، ماسک، مبل، مغازه، موکت، مامان، ماتیک، ماشین، مانتو، مایو، مبل، متر، مدال، مرسی، موزائیک، موزه، مین، مینیاتور، نفت، نمره، واریس، وازلین، وافور، واگن، ویترین، ویرگول، هاشور، هال، هالتر، هورا و بسیاری از واژه‌های دیگر.


ادامه نوشته

معني چند نام از شاهنامه ي فردوسي

1 - آرش : درخشنده                               

    2- ارجاسب : دارنده ي اسب ارجمند

    3- ايرج : ((Airiyava ،آريا،كه نام و نژاد مردم است،در معني نور، درفرهنگ پهلوي در معني ياري كننده ي ايرانيان

    4-اردشير: ((Artaxshathra در معني شير خشمناك است.Arta) ) به معني مقدس هم آمده است.

    5- اسفنديار:(پهلوي (Spandyatمركب از اسپنته به معني مقدس و جزء دوم از مصدر(Da)به معني آفريدن و عطا كردن است . در مجموع ،آفريده ي خردپاك است .

 

ادامه نوشته

سیری در منطق الطیر عطار

بي ترديد آنچه در داستان منطق الطير و طي اين مسير بيشتر نمايان مي شود، رهايي از ترس، رهايي از قدرت دنيوي و رسيدن به بصيرت است. پس به همين خاطر عطار هفت مرحله يا همان هفت وادي را پيش روي ايشان مي گذارد؛ وادي اول، وادي طلب است، يعني جدا شدن از دنيا به طلب رسيدن به حقيقت. وادي دوم، وادي عشق است كه لازم مي نمايد هركس پاي در راه رسيدن به حقيقت مي گذارد، سر تا پاي وجودش آتش عشق باشد.


 

ادامه نوشته

معمای شطرنج شماره ی 1

                      

             

سفید شروع و در دو حرکت مات می کند.

جواب در ادامه ....


ادامه نوشته

تصاویر بسیار زیبایی از پاوه و طبیعت آن

نمایی بسیاز زیبا از شهر پاوه

برای دیدن کامل تصاویر به ادامه مطلب بروید

ادامه نوشته

بارم بندی و حذفیات دروس متوسطه سال 1390

برای دریافت بارم بندی و حذفیات تمام دروس متوسطه اینحا را کلیک کنید.