خلوت


خلوتــی میخواهم

تــو باشی و من

در کنار هم


تو سُکوت کنــی و مَــن گوش کنم

ناگهان

بگویی

دوستت دارم

من لبخندی بزنم

وتوبازبگویی

فدای خنده هات

آدم های ساده+تنهایی



http://topbloger.com/upload/images/3ksq6o1u3duqpfomeol.jpg

آدم هـاي سـاده را دوسـت دارم

هـمـان هـا كـه بـدي هـيـچكـس را بـاور نـدارنـد

همـان ها كـه بـراي همه لبخند دارنـد

همـان هـا كـه هميـشـه هستـنـد ; براي همـه هـستند

آدم هـاي ساده را بايـد مـثل يـك تابـلـوي نـقاشـي ،‌ ساعتها تماشا كـرد

عمـرشـان كـوتـاه است . . .

آدم هاي ساده را دوست دارم

بـوي نـاب آدم مـيدهـنـد . . .


http://persian-star.net/1391/6/20/lovepic/Romantic_Persian-Star.org_34.jpg

تنهايي را دوست دارم زيرا دروغي در آن نيست . . .

تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست . . .

تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست . . .

تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست . . .

تنهايي را دوست دارم زيرا تجربه کردم . . .

تنهايي را دوست دارم زيرا دلهاي شکسته هميشه تنهايند. .
.

وقتی کسی رو دوست داری


وقتی کسی رو دوس داری،حاضری جون فداش کنی

حاضری دنیارو بدی، فقط یه بار نیگاش کنی

به خاطرش داد بزنی،به خاطرش دروغ بگی

رو همه چی خط بکشی،حتّی رو برگ زندگی

وقتی کسی تو قلبته،حاضری دنیا بد بشه

فقط اونی که عشقته،عاشقی رو بلد باشه

قید تموم دنیارو به خاطرِ اون می زنی

خیلی چیزارو می شکنی ، تا دل اونو نشکنی 

حاضری که بگذری از دوستای امروز و قدیم

امّا صداشو بشنوی ، شب از میون دوتا سیم

 حاضری قلب تو باشه ، پیش چشای اون گرو

فقط خدا نکرده اون ، یه وقت بهت نگه برو 

حاضری هر چی دوس نداشت ، به خاطرش رها کنی

حسابتو  حسابی از ، مردم شهر جدا کنی

 حاضری حرف قانون و ، ساده بذاری زیر پات

به حرف اون گوش کنی و به حرف قلب باوفات 

وقتی بشینه به دلت ، از همه دنیا می گذری

تولّد دوبارته ، اسمشو وقتی می بری

حاضری جونت و بدی ، یه خار توی دساش نره

حتی یه ذرّه گرد وخاک تو معبد چشاش نره

حاضری مسخرت کنن ، تمام آدمای شهر

امّا نبینی اون باهات ، کرده واسه یه لحظه قهر

حاضری هر جا که بری ، به خاطرش گریه کنی

بگی که محتاجشی و ، به شونه هاش تکیه کنی

 حاضری که به خاطر ، خواستن اون دیوونه شی

رو دست مجنون بزنی ، با غصه ها همخونه شی

حاضری مردم همشون ، تو رو با دست نشون بدن

دیوونه های دوره گرد ، واسه تو دس تکون بدن

 حاضری اعتبارتو ، به خاطرش خراب کنن

کار تو به کسی بدن ، جات اونو انتخاب کنن

حاضری که بگذری از ، شهرت و اسم و آبروت

مهم نباشه که کسی ، نخواد بشینه روبروت

وقتی کسی تو قلبته ، یه چیزقیمتی داری

دیگه به چشمت نمی یاد ، اگر که ثروتی داری 

حاضری هر چی بشنوی ، حتی اگه سرزنشه

به خاطر اون کسی که ، خیلی برات با ارزشه

حاضری هر روز سر اون ، با آدما دعوا کنی

غرورتو بشکنی و باز خودتو رسوا کنی

حاضری که به خاطرش ، پاشی بری میدون جنگ

عاشق باشی اما بازم ، بگیری دستت یه تفنگ

حاضری هر کی جز اونو ، ساده فراموش بکنی

پشت سرت هر چی می گن ، چیزی نگی گوش بکنی 

حاضری هر چی که داری ، بیان و از تو بگیرن

پرنده های شهرتون ، دونه به دونه بمیرن

وقتی کسی رو دوس داری ، صاحب کلّی ثروتی

نذار که از دستت بره ، این گنجِ خیلی قیمتی

تقدیم به خانواده عزیزم

سلامی دوباره

سلام بر دوستای عزیزم

ازاینکه هنوز به یادم بودین ممنون نمیدونم چجوری ازتون تشکر کنم

فعلا نت ندارم بیام پیشتون وقتی اومدم جبران میکنم

بازم منتظرتون هستم

خداحافظی

سلام دوستان

اومدم که بگم این وب تا مدتی اپ نخواهد شد یاهم به مرور زمان حذف خواهم کرد

ولی شما دوستان میخوام که تا وقتی این وب حذف نشده بیاین وبهم نظر بدین

شاید هم با یاری شما دوستان عزیزوخوبم دوباره برگشتم

ممنون از تمامی دوستانی که بامن همراهی کردند وکمکم کردن که وبی بهتر ی داشته باشم

عشق این است...

عشق این است ....

عشق پرده ای زرین است که از آن می توان به برهوت زندگی نگریست و

 دریچه ای رو به خوشبختی دید عشق عینکی است که از ورای آن زندگی زیباست

و معشوق زیباترین عشق رویایی است شیرین که بین عاشق ومعشوق دیده می شود

 آری عشق دریایی است که غریق درآن به زندگی دست می یابد

 و در آن جز پری ماهی زندگی نمی کند

از همون روزی که رفتی دارم از دوریت می میرم

بدون تو من هیچم, میدونی بی تو دیونه میشم

از خدا می خوام برگردی دوباره پیشم  تو چه کردی با دلم ....

تو شده ای دار وندارم ای  بهترینم

هر دم در رویاهای شبانه ام تا سپیده دم برایم از عشق میخوانی

 ومن فقط نگاهت میکنم به لبخندهای زیبایت به چهره ی مهربانت

 به جز خیال تو هنوزم کسی کنار من نیست

 نازنینم چگونه این همه دلتنگی را برایت بنگارم

با چه قلمی انتظارهای شبانه ام را برایت بنویسم

 که تو آن را بخوانی تو که دوری از من

 چشم به راه توام عزیزتر از جانم

چه چیزی در عمق نگاهت بود که برای دیدن دوباره ی آن آواره ترینم

حس عجیب خواستن چشماته که تا ابد تو دلم لونه کرده

باز دوباره زول بزن تو چشام که دوری تو منو دیونه کرده

دستای تو پناه منه مهربانم  من که عاشقم می فهم چقده سخته انتظار

 بدون که  توی قلبم ضربان بودن هستی

تو که باشی میشه بودش پای عشق وتار و پودش 

 قصه خوشرنگ چشمات تا همیشه موندگاره 

تاکی درد دوری

  بیا مثل همیشه ماه بشم  بتابم تو شبای تارت

 بیا تا عشقمان تا ابد زنده باشه بیا که سخته انتظار یار مهربانم

 راز دلم را جز تو برای که گویم من میخوام که اون چشات پناه خنده هام بشن

 عزیزم نرو به خدا نمیتونم دلم بی قرار آهنگ صدای مهربانته

 واست نگرانم طاقت دوریتو ندارم میمونم من همیشه چشم به راهت

تا روزی که زنده هستم پای عشق تو نشستم 

 تو چشمای من نگاه کن واسم دعا کن آخه خیلی برام عزیزی   

 زنده است عشقت درون سینه ام ای  بهترینم

به فراموشی نمی سپارمت

اگه ....

اگه يه روز بغض گلوت رو فشرد بهت قول نمی دم که می خندونمت ولی می تونم باهات گريه کنم

اگه يه روز نخواستی به حرفای کسی گوش کنی بهم بگو .... قول می دم که خيلی ساکت باشم 

اگه يه روز خواستی در بری حتما خبرم کن قول نمی دم که ازت بخوام بمونی اما می تونم باهات بدوم 

اگه يه روز سراغم رو گرفتی و خبری ازم نشد سری بهم بزن احتمالا بهت احتياج دارم

اما اگه يه روز رفتی و ديگه برنگشتی بهت قول نمی دم که منتظرت می مونم اما ازت می خوام وقتی اومدی يه شاخه گل رو قبرم بذاری

دریچه باز قفس بر تازگی باغ ها سرانگیز است

اما بال از جنبش رسته است 

وسوسه چمن ها بیهوده است

میان پرنده و پرواز فراموشی بال و پر است 

در چشم پرنده قطره بینایی است 

ساقه به بالا می رود میوه فرو می افتد دگرگونی غمنک است 

 نور آلودگی است نوسان آلودگی است رفتن آلودگی 

پرنده در خواب بال و پرش تنها مانده است 

چشمانش پرتو میوه ها را می راند 
 

سرودش بر زیر و بم شاخه ها پیشی گرفته است 
 

سرشاری اش قفس را می لرزاند 

نسیم هوا را می شکند : دریچه قفس بی تاب است

کارت پستال


جیگر دوستت دارم

تو را من دوست مي دارم

دوست داشتن دليل و برهان نمي خواهد

اگر صد بار و با صد بهانه عشقم را رد كني

من سر افراز تر از قبل به سوي تو مي آيم

دلِ ديوانه ام عشقت را ارزان نمي خواهد

من افتاده تر از پيش، جلوي تو زانو مي زنم

گريه مي كنم

تعظيم در برابر تو از شأن من نمي كاهد

تو را من دوست مي دارم

اين را هر كس مي داند همرهم

هر قسمت از وجودم را به خاطر عشق تو مي دهم

تو را من مي خواهم با تمام جانم

مي خواهم برايت بميرم، چرايش را نمي دانم

تو را من دوست مي دارم

اندازه سالهاي عمرم

قد آرزوهايي كه براي تو دادم

قد تمام اشكهايم كه براي تو، به ياد تو مي ريزم

تو را من مي خواهم ديوانه وار

تو را مي خواهم مثل سايه در كنارم

اگر تو باشي چراغ خانه ام، ديگر آرزويي ندارم

به تو محتاجم اي تنها نيازم

اگر كمكم نيايي تمام زندگي ام را مي بازم

تو را من دوست مي دارم

صميمانه ترين احساساتم را تقديم تو مي كنم يارم

تو را دوست دارد كسي كه نمي خواهد تنهايت بگذارد

برايش دنيا با تمام زيباييها بي تو ديدن ندارد

تو را مي خواهم زيباي عشق آفرينم

هر غروب در ساحل منتظرت مي نشينم

زيباترين... تو را برای زيبائی‌ات نمی‌خواستم...

شيرين‌ترين... تو را برای شيرينی‌ات نمی‌خواستم...

عاشق‌ترين... تو را برای عشقت نمی‌خواستم...

تو را برای آرامش ابدی می‌خواستم...

همواره در دو چيز آرام می‌گیرم...

يکی در گهوارهء مرگ...

يکی در آغوش تو...

بنظرت کدامين، زودتر نصيبم خواهد شد؟...